اسماعیلیه (اسماعیلیه)

از دایره المعارف فرق اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

ایشان معتقدین به امامت اسماعیل بن جعفر الصادق (علیه السلام) می باشند. [۱]

پس از شهادت امام صادق علیه السلام، دو گروه خود را از شیعیان امامیه جدا کردند یک دسته از ایشان، مرگ اسماعیل را انکار کردند و اسماعیل را مهدی موعود نامیدند، ایشان را اسماعیلیه خالصه (یا اسماعیلیه واقفه ) می نامند، ایشان مدعی هستند که امام صادق (علیه السلام) صرفاً برای حفظ جان اسماعیل، مرگ وی را اعلام نموده است. گروه دوم قائل به امامت محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق شدند، ایشان را مبارکیه می نامند. این گروه با تمسک به روایتی نبوی که امامت دو برادر را جز در مورد امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام)، منتفی می داند، امامت امام کاظم (علیه السلام) را با توجه به این که از دیدگاه آن ها اسماعیل منصب امام داشته است، منتفی می دانند.

اسماعیلیان نخست حرکت خود را دعوت و یا دعوت هادیه می خواندند و نام اسماعیلی بعدها بر این گروه اطلاق گردیده است. پس از مرگ محمد، اکثر مبارکیه مرگ وی را انکار کرده و در انتظار رجعت وی به عنوان امام قائم ماندند. البته گروه کمی از مبارکیه امامت را در اخلاف محمد قبول کردند و یکی از فرزندان وی به نام عبدالله را به عنوان امام معرفی نمودند.

در عقیده اکثریت مبارکیه اختلافی درباره امامان وجود دارد چرا که آن ها محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق را امام هفتم می دانند ولی در شش امام دیگر اختلاف دارند. برخی اسماعیل را و برخی امام مجتبی علیه السلام را امام نمی دانند، ضمن این که برخی نیز برای امام علی علیه السلام مقامی بالاتر از امامت قائل بوده و وی را اساس الامامه معرفی می کنند. از مرگ محمد تا زمان ظهور عبیدالله المهدی ـ نخستین خلیفه فاطمی مصر در سال 286 هجری قمری، تاریخ روشنی برای اسماعیلیه وجود ندارد. [۲]

با توجه به اعتقادات بعدی اسماعیلیه، به نظر می رسد که با وفات محمد بن اسماعیل، مبارکیه به دو شاخه منشعب شده اند و تنها گروه بسیار کوچکی تداوم امامت را در اخلاف محمد بن اسماعیل پذیرفتند. گروه دیگر، شامل اکثر مبارکیه، مرگ محمد بن اسماعیل را انکار کردند و در انتظار رجعت وی به عنوان امام قائم و مهدی موعود باقی ماندند. این گروه بعدها به طور اخص به نام قرامطه شهرت یافتند.

درباره رهبری اسماعیلیه در دوره ستر باید گفت که از تاریخ بعدی این گروه های اسماعیلی نخستین که مرکزشان در کوفه بود و اعضای معدودی داشتند تا زمانی که اسماعیلیان با برپایی نهضت واحد اندکی پس از اواسط قرن سوم هجری قمری ظاهر گردیدند، اطلاعات قابل ملاحظه ای در دست نیست. به نظر می رسد که طی این یک قرن، رهبرانی در خفا فعالیت داشته اند. آنان برای حفظ جان خود از تعرض عباسیان، تقیه می نمودند. عبیدالله مهدی آخرین این رهبران که در 286 هجری قمری تازه به رهبری مرکزی اسماعیلیه رسیده بود، آشکارا مدعی امامتِ خود و اسلافش گردید و سپس خلافت فاطمیان را در شمال آفریقا بنیان نهاد. مسلّم است که اقامتگاه رهبرانی که قبل از عبیدالله امامت داشته اند، ابتدا در اهواز و عسکر مکرم در خوزستان بوده و سپس به بصره و سرانجام به شهر سلمیه در شمال شام (سوریه) منتقل شده است. درباره آغاز و اشاعه دعوت اسماعیلیه در نیمه دوم قرن 3 هجری قمری، مآخذ و روایات مختلفی وجود دارد. روایت رسمی خود اسماعیلیه که در دوره خلافت فاطمیان تدوین یافته، توضیحات مفصلی از آغاز دعوت در عراق دارد. یک روایت ضد اسماعیلی نیز درباره دعوت اسماعیلیه و رهبران مرکزی آن در قرن 3 هجری قمری وجود دارد. بر اساس این منابع، نکات اصلی دعوت اسماعیلیه در قرن 3 هجری قمری را می توان بدین شرح خلاصه کرد: در 261 هجری قمری یا چند سال زودتر، حمدان قرمط فرزند اشعث دعوت اسماعیلیه را در نواحی اطراف کوفه سازماندهی کرده است. حمدان به زودی پیروان زیادی پیدا کرد که به قرامطه (جمع قرمطی منسوب به قرمط) اشتهار یافته اند. در اندک مدتی واژه قرامطه به گروه های اسماعیلیه دیگر بلاد نیز که ارتباطی با حمدان قرمط نداشتند، اطلاق شد. دستیار اصلی حمدان، شوهر خواهر (یا برادر زن) او بوده که