<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87</id>
		<title>پسیخانیه - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;action=history"/>
		<updated>2026-05-27T05:52:02Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.24.1</generator>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=22381&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=22381&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-30T16:06:46Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیر زمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، نقطویه را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: [[سؤال و جواب]]، [[رسخ البیان و فتح التبیان]] و [[مفاتیح غیوب]] که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیر زمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، نقطویه را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: [[سؤال و جواب]]، [[رسخ البیان و فتح التبیان]] و [[مفاتیح غیوب]] که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام نزاری [[محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و اسماعیلیان را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه قزوین شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام نزاری [[محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و اسماعیلیان را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;قزوین&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قزوین&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در قزوین معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. [[جلال الدین منجم یزدی]] وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002 هجری قمری از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام [[یوسف ترکش دوز نقطوی]] افتاد. از این رو شاه عباس اول از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، نقطویه را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هر کس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که شاه عباس اول عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران [[شاه صفی]]، نقطویان به پاخاستند و در قزوین گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ قزوین فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر قزوین کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1042 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. [[جلال الدین منجم یزدی]] وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002 هجری قمری از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام [[یوسف ترکش دوز نقطوی]] افتاد. از این رو شاه عباس اول از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، نقطویه را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هر کس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که شاه عباس اول عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران [[شاه صفی]]، نقطویان به پاخاستند و در قزوین گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ قزوین فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر قزوین کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1042 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=22380&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=22380&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-30T16:06:18Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیر زمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، نقطویه را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: [[سؤال و جواب]]، [[رسخ البیان و فتح التبیان]] و [[مفاتیح غیوب]] که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیر زمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، نقطویه را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: [[سؤال و جواب]]، [[رسخ البیان و فتح التبیان]] و [[مفاتیح غیوب]] که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام نزاری [[محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و اسماعیلیان را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قزوین&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام نزاری [[محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و اسماعیلیان را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه قزوین شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=22379&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=22379&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-30T16:05:12Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به [[محمود عجم]]، بنیانگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] بوده است. تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان رشت]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به [[محمود عجم]]، بنیانگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] بوده است. تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان رشت]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;محمود &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دیرزمانی]] &lt;/del&gt;در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;جواب، &lt;/del&gt;رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دیر زمانی &lt;/ins&gt;در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، نقطویه را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سؤال و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;جواب]]، [[&lt;/ins&gt;رسخ البیان و فتح التبیان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;مفاتیح غیوب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام نزاری [[محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و اسماعیلیان را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام نزاری [[محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و اسماعیلیان را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۲:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۲:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. [[جلال الدین منجم یزدی]] وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002 هجری قمری از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام [[یوسف ترکش دوز نقطوی]] افتاد. از این رو شاه عباس اول از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هر کس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که شاه عباس اول عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران [[شاه صفی]]، نقطویان به پاخاستند و در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قزوین&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ قزوین فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر قزوین کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1042 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. [[جلال الدین منجم یزدی]] وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002 هجری قمری از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام [[یوسف ترکش دوز نقطوی]] افتاد. از این رو شاه عباس اول از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، نقطویه را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هر کس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که شاه عباس اول عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران [[شاه صفی]]، نقطویان به پاخاستند و در قزوین گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ قزوین فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر قزوین کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1042 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حدود سی سال بعد، [[رافائل دومان]] به گروهی از درویشان ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس درویشان می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در کتاب بیان تلفیق کردند. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حدود سی سال بعد، [[رافائل دومان]] به گروهی از درویشان ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس درویشان می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در کتاب بیان تلفیق کردند. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=18097&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۱۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=18097&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-07-09T14:18:32Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۱۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. [[جلال الدین منجم یزدی]] وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002 هجری قمری از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام [[یوسف ترکش دوز نقطوی]] افتاد. از این رو شاه عباس اول از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، [[نقطویه]] را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هر کس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که شاه عباس اول عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران [[شاه صفی]]، نقطویان به پاخاستند و در [[قزوین]] گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ قزوین فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر قزوین کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1042 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. [[جلال الدین منجم یزدی]] وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002 هجری قمری از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام [[یوسف ترکش دوز نقطوی]] افتاد. از این رو شاه عباس اول از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، [[نقطویه]] را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هر کس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که شاه عباس اول عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران [[شاه صفی]]، نقطویان به پاخاستند و در [[قزوین]] گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ قزوین فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر قزوین کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1042 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حدود سی سال بعد، [[رافائل دومان]] به گروهی از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;درویشان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس درویشان می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در کتاب بیان تلفیق کردند. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حدود سی سال بعد، [[رافائل دومان]] به گروهی از درویشان ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس درویشان می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در کتاب بیان تلفیق کردند. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به پیروان محمود پسیخانی در [[هند]] اشاره کرده و می نویسد: «پس از کشتار نقطویان در دوره [[شاه عباس اول]]، بقایای آنان روی به هند نهادند. آنان [[اکبرشاه هندی]] را موعود خود خواندند و دربار او را مکان مناسبی برای مناظره و مباحثات ادیان مختلف و نمایندگان آنان یافتند. اکبر، انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان آیین الهی را که ترکیبی از اسلام و هندوئیسم و ادیان ایرانی بود ایجاد کردند و اکبرشاه هندی را در یک دین گذاری جدید یاری نمودند و به او القا کردند که موعود رأس هزاره هجری، خودِ اوست. بعد از مرگ اکبرشاه هندی در 1014 هجری قمری و سختگیری دوران جهانگیر، حمایت دربار هند از نقطویان به تدریج رو به کاهش نهاد تا این که سرانجام به خصومت آشکار [[اورنگ زیب]] در نیمه سده یازدهم انجامید. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص652&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به پیروان محمود پسیخانی در [[هند]] اشاره کرده و می نویسد: «پس از کشتار نقطویان در دوره [[شاه عباس اول]]، بقایای آنان روی به هند نهادند. آنان [[اکبرشاه هندی]] را موعود خود خواندند و دربار او را مکان مناسبی برای مناظره و مباحثات ادیان مختلف و نمایندگان آنان یافتند. اکبر، انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان آیین الهی را که ترکیبی از اسلام و هندوئیسم و ادیان ایرانی بود ایجاد کردند و اکبرشاه هندی را در یک دین گذاری جدید یاری نمودند و به او القا کردند که موعود رأس هزاره هجری، خودِ اوست. بعد از مرگ اکبرشاه هندی در 1014 هجری قمری و سختگیری دوران جهانگیر، حمایت دربار هند از نقطویان به تدریج رو به کاهش نهاد تا این که سرانجام به خصومت آشکار [[اورنگ زیب]] در نیمه سده یازدهم انجامید. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص652&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=18094&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۰۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=18094&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-07-09T14:09:44Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۰۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[محمود دیرزمانی]] در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[محمود دیرزمانی]] در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام [[&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;نزاری &lt;/del&gt;محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و اسماعیلیان را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;نزاری &lt;/ins&gt;[[محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و اسماعیلیان را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=18093&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۰۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=18093&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-07-09T14:08:24Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۰۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[محمود دیرزمانی]] در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[محمود دیرزمانی]] در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[فققاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر [[کتاب میزان]]، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام [[نزاری محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;اسماعیلیان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام [[نزاری محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و اسماعیلیان را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=18090&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۰۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=18090&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-07-09T14:00:11Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۰۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[نقطویه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[نقطویه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان پیروان محمود پسیخانی گیلانی (م:831هـ. ق) می باشند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص116&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان پیروان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;محمود پسیخانی گیلانی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(م:831هـ. ق) می باشند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص116&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به محمود &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عجم، &lt;/del&gt;بنیانگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] بوده است. تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;پسیخان &lt;/del&gt;[[رشت]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;محمود &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عجم]]، &lt;/ins&gt;بنیانگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] بوده است. تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;پسیخان &lt;/ins&gt;رشت]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در فققاز و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[حروفیه (فرقه)|حروفیه]]، &lt;/del&gt;[[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;حروفیه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(فرقه)|حروفیه]] &lt;/del&gt;در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;تیموری، &lt;/del&gt;محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;حروفیه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(فرقه)|حروفیه]] &lt;/del&gt;قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;عجم&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;میزان، &lt;/del&gt;آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;محمود دیرزمانی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;فققاز&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه، &lt;/ins&gt;[[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;میرانشاه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;تیموری]]، &lt;/ins&gt;محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;کتاب &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;میزان]]، &lt;/ins&gt;آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دکنی، &lt;/del&gt;سی و یکمین امام نزاری محمد &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شاهی، &lt;/del&gt;با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[انجدان]]، &lt;/del&gt;سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;انجدان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شاه طاهر حسینی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دکنی]]، &lt;/ins&gt;سی و یکمین امام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;نزاری محمد &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شاهی]]، &lt;/ins&gt;با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;انجدان، &lt;/ins&gt;سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شاه طهماسب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس اول&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;دوختند تا او را در سلک خود درآورند. &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس اول&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس اول&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس اول دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش شاه عباس اول به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. جلال الدین منجم یزدی وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002 هجری قمری از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام یوسف ترکش دوز نقطوی افتاد. از این رو &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس اول&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، [[نقطویه]] را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هر کس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس اول&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران شاه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صفی، &lt;/del&gt;نقطویان به پاخاستند و در [[قزوین]] گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قزوین&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قزوین&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1042 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;جلال الدین منجم یزدی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002 هجری قمری از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;یوسف ترکش دوز نقطوی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;افتاد. از این رو شاه عباس اول از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، [[نقطویه]] را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هر کس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که شاه عباس اول عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شاه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صفی]]، &lt;/ins&gt;نقطویان به پاخاستند و در [[قزوین]] گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ قزوین فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر قزوین کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1042 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حدود سی سال بعد، رافائل دومان به گروهی از [[درویشان]] ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;درویشان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در کتاب بیان تلفیق کردند. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حدود سی سال بعد، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;رافائل دومان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به گروهی از [[درویشان]] ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس درویشان می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در کتاب بیان تلفیق کردند. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به پیروان محمود پسیخانی در [[هند]] اشاره کرده و می نویسد: «پس از کشتار نقطویان در دوره [[شاه عباس اول]]، بقایای آنان روی به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;هند&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نهادند. آنان [[اکبرشاه هندی]] را موعود خود خواندند و دربار او را مکان مناسبی برای مناظره و مباحثات ادیان مختلف و نمایندگان آنان یافتند. اکبر، انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان آیین الهی را که ترکیبی از اسلام و هندوئیسم و ادیان ایرانی بود ایجاد کردند و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;اکبرشاه هندی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;را در یک دین گذاری جدید یاری نمودند و به او القا کردند که موعود رأس هزاره هجری، خودِ اوست. بعد از مرگ &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;اکبرشاه هندی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در 1014 هجری قمری و سختگیری دوران جهانگیر، حمایت دربار &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;هند&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;از نقطویان به تدریج رو به کاهش نهاد تا این که سرانجام به خصومت آشکار [[اورنگ زیب]] در نیمه سده یازدهم انجامید. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص652&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به پیروان محمود پسیخانی در [[هند]] اشاره کرده و می نویسد: «پس از کشتار نقطویان در دوره [[شاه عباس اول]]، بقایای آنان روی به هند نهادند. آنان [[اکبرشاه هندی]] را موعود خود خواندند و دربار او را مکان مناسبی برای مناظره و مباحثات ادیان مختلف و نمایندگان آنان یافتند. اکبر، انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان آیین الهی را که ترکیبی از اسلام و هندوئیسم و ادیان ایرانی بود ایجاد کردند و اکبرشاه هندی را در یک دین گذاری جدید یاری نمودند و به او القا کردند که موعود رأس هزاره هجری، خودِ اوست. بعد از مرگ اکبرشاه هندی در 1014 هجری قمری و سختگیری دوران جهانگیر، حمایت دربار هند از نقطویان به تدریج رو به کاهش نهاد تا این که سرانجام به خصومت آشکار [[اورنگ زیب]] در نیمه سده یازدهم انجامید. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص652&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=9573&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۱۳:۰۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=9573&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-06-02T13:05:12Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۱۳:۰۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان پیروان محمود پسیخانی گیلانی (م:831هـ. ق) می باشند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص116&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان پیروان محمود پسیخانی گیلانی (م:831هـ. ق) می باشند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص116&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به محمود عجم، بنیانگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه]] بوده است. تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در پسیخان [[رشت]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به محمود عجم، بنیانگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه (فرقه)|&lt;/ins&gt;حروفیه]] بوده است. تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در پسیخان [[رشت]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در فققاز و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل [[حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در فققاز و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه (فرقه)|&lt;/ins&gt;حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه (فرقه)|&lt;/ins&gt;حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه (فرقه)|&lt;/ins&gt;حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی دکنی، سی و یکمین امام نزاری محمد شاهی، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در [[انجدان]]، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در [[انجدان]] گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی دکنی، سی و یکمین امام نزاری محمد شاهی، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در [[انجدان]]، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در [[انجدان]] گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=8332&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ma.zarifiyan: «پسیخانیه» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=8332&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-30T08:54:05Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;«&lt;a href=&quot;/index.php/%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&quot; title=&quot;پسیخانیه&quot;&gt;پسیخانیه&lt;/a&gt;» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۰۸:۵۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan='2' style='text-align: center;'&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Ma.zarifiyan</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=8331&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ma.zarifiyan: صفحه‌ای تازه حاوی « از نقطویه.   ایشان پیروان محمود پسیخانی گیلانی (م:831هـ. ق) می باشند. &lt;ref&gt; فرهن...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=8331&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-30T08:53:22Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی « از &lt;a href=&quot;/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&quot; title=&quot;نقطویه&quot;&gt;نقطویه&lt;/a&gt;.   ایشان پیروان محمود پسیخانی گیلانی (م:831هـ. ق) می باشند. &amp;lt;ref&amp;gt; فرهن...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
از [[نقطویه]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان پیروان محمود پسیخانی گیلانی (م:831هـ. ق) می باشند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص116&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به محمود عجم، بنیانگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه]] بوده است. تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در پسیخان [[رشت]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در فققاز و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی مردودِ استادش گشت و در مقابل [[حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی دکنی، سی و یکمین امام نزاری محمد شاهی، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در [[انجدان]]، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در [[انجدان]] گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدّت بیشتری یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به [[شاه عباس اول]] دوختند تا او را در سلک خود درآورند. [[شاه عباس اول]] مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش [[شاه عباس اول]] به نقطویان چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. جلال الدین منجم یزدی وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002 هجری قمری از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام یوسف ترکش دوز نقطوی افتاد. از این رو [[شاه عباس اول]] از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، [[نقطویه]] را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هر کس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که [[شاه عباس اول]] عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران شاه صفی، نقطویان به پاخاستند و در [[قزوین]] گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ [[قزوین]] فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر [[قزوین]] کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1042 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سی سال بعد، رافائل دومان به گروهی از [[درویشان]] ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس [[درویشان]] می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در کتاب بیان تلفیق کردند. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دانشنامه سپس به پیروان محمود پسیخانی در [[هند]] اشاره کرده و می نویسد: «پس از کشتار نقطویان در دوره [[شاه عباس اول]]، بقایای آنان روی به [[هند]] نهادند. آنان [[اکبرشاه هندی]] را موعود خود خواندند و دربار او را مکان مناسبی برای مناظره و مباحثات ادیان مختلف و نمایندگان آنان یافتند. اکبر، انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان آیین الهی را که ترکیبی از اسلام و هندوئیسم و ادیان ایرانی بود ایجاد کردند و [[اکبرشاه هندی]] را در یک دین گذاری جدید یاری نمودند و به او القا کردند که موعود رأس هزاره هجری، خودِ اوست. بعد از مرگ [[اکبرشاه هندی]] در 1014 هجری قمری و سختگیری دوران جهانگیر، حمایت دربار [[هند]] از نقطویان به تدریج رو به کاهش نهاد تا این که سرانجام به خصومت آشکار [[اورنگ زیب]] در نیمه سده یازدهم انجامید. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص652&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ma.zarifiyan</name></author>	</entry>

	</feed>