<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87</id>
		<title>نقطویه - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;action=history"/>
		<updated>2026-05-27T02:17:16Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.24.1</generator>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=27722&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۰۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=27722&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-02T10:05:21Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۰۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، نقطویه را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، [[میزان]] است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: [[سؤال و جواب،]] [[رسخ البیان و فتح التبیان]] و [[مفاتیح غیوب]] که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل حروفیه، نقطویه را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان [[میرانشاه تیموری]]، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، [[میزان]] است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: [[سؤال و جواب،]] [[رسخ البیان و فتح التبیان]] و [[مفاتیح غیوب]] که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام نزاری [[محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدت بیشتری یافت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. [[شاه طاهر حسینی دکنی]]، سی و یکمین امام نزاری [[محمد شاهی]]، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در انجدان، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;قاسم شاهیه|&lt;/ins&gt;قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، [[شاه طهماسب]] سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدت بیشتری یافت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که شاه عباس اول باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در قزوین معاشرت کرد. گرایش شاه عباس به نقطوی چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که شاه عباس اول باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در قزوین معاشرت کرد. گرایش شاه عباس به نقطوی چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=27721&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۰۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=27721&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-02T10:03:14Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۰۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۵:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۵:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «[[محمود پسیخانی]] معروف به [[محمود عجم]]، بنیادگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] بوده است. ( [[باستانی پاریزی]] در [[کاسه کوزة تمدن]] حروفیه را «[[حلال خوریه]] که به سپید و سیاه نیز معروف بودند» می نامد.) &amp;lt;ref&amp;gt;[[کاسه کوزه تمدن]]، دکتر [[باستانی پاریزی]]، ص 133&amp;lt;/ref&amp;gt; تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «[[محمود پسیخانی]] معروف به [[محمود عجم]]، بنیادگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] بوده است. ( [[باستانی پاریزی]] در [[کاسه کوزة تمدن]] حروفیه را «[[حلال خوریه]] که به سپید و سیاه نیز معروف بودند» می نامد.) &amp;lt;ref&amp;gt;[[کاسه کوزه تمدن]]، دکتر [[باستانی پاریزی]]، ص 133&amp;lt;/ref&amp;gt; تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[حروفیه (فرقه)|حروفیه]]، [[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;حروفیه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(فرقه)|حروفیه]] &lt;/del&gt;در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;تیموری، &lt;/del&gt;محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;حروفیه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(فرقه)|حروفیه]] &lt;/del&gt;قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;عجم&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه، &lt;/ins&gt;نقطویه را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از حروفیه در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;میرانشاه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;تیموری]]، &lt;/ins&gt;محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری حروفیه قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و عجم خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;میزان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سؤال و جواب،&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] [[&lt;/ins&gt;رسخ البیان و فتح التبیان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;مفاتیح غیوب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دکنی، &lt;/del&gt;سی و یکمین امام نزاری محمد &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شاهی، &lt;/del&gt;با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[انجدان]]، &lt;/del&gt;سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;انجدان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدت بیشتری یافت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شاه طاهر حسینی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دکنی]]، &lt;/ins&gt;سی و یکمین امام نزاری &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;محمد &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شاهی]]، &lt;/ins&gt;با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;انجدان، &lt;/ins&gt;سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در انجدان گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شاه طهماسب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدت بیشتری یافت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس اول&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;اول]] &lt;/del&gt;دوختند تا او را در سلک خود درآورند. &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس اول&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;مدتی با درویش خسرو در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قزوین&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;معاشرت کرد. گرایش &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;اول]] &lt;/del&gt;به نقطوی چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که شاه عباس اول باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به شاه عباس دوختند تا او را در سلک خود درآورند. شاه عباس اول مدتی با درویش خسرو در قزوین معاشرت کرد. گرایش شاه عباس به نقطوی چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. جلال الدین منجم یزدی وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002ق از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام یوسف ترکش دوز نقطوی افتاد. از این رو &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;اول]] &lt;/del&gt;از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هرکس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;اول]] &lt;/del&gt;عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران شاه صفی، نقطویان به پاخاستند و در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قزوین&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قزوین&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قزوین&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1041 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;جلال الدین منجم یزدی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002ق از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام یوسف ترکش دوز نقطوی افتاد. از این رو شاه عباس از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، نقطویه را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هرکس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که شاه عباس عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;درویش تراب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;درویش کمال اقلیدی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران شاه صفی، نقطویان به پاخاستند و در قزوین گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ قزوین فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر قزوین کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1041 هجری قمری به دستور &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شاه صفی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حدود سی سال بعد، رافائل دومان به گروهی از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;درویشان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس [[درویشان]] می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در کتاب بیان تلفیق کردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حدود سی سال بعد، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;رافائل دومان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به گروهی از درویشان ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس [[درویشان]] می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;کتاب بیان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;تلفیق کردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به پیروان محمود پسیخانی در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;هند&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;اشاره کرده و می نویسد: «پس از کشتار نقطویان در دوره &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عباس اول]]، &lt;/del&gt;بقایای آنان روی به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;هند&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نهادند. آنان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;اکبرشاه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;هندی]] &lt;/del&gt;را موعود خود خواندند و دربار او را مکان مناسبی برای مناظره و مباحثات ادیان مختلف و نمایندگان آنان یافتند. اکبر انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان آیین الهی را که ترکیبی از اسلام و هندوئیسم و ادیان ایرانی بود ایجاد کردند و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;اکبرشاه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;هندی]] &lt;/del&gt;را در یک دین گذاری جدید یاری نمودند و به او القا کردند که موعود رأس هزاره هجری، خودِ اوست. بعد از مرگ &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;اکبرشاه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;هندی]] &lt;/del&gt;در 1014 هجری قمری و سختگیری دوران جهانگیر، حمایت دربار &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;هند&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;از نقطویان به تدریج رو به کاهش نهاد تا این که سرانجام به خصومت آشکار [[اورنگ زیب]] در نیمه سده یازدهم انجامید.» &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج 5، ص652&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به پیروان محمود پسیخانی در هند اشاره کرده و می نویسد: «پس از کشتار نقطویان در دوره شاه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عباس، &lt;/ins&gt;بقایای آنان روی به هند نهادند. آنان اکبرشاه را موعود خود خواندند و دربار او را مکان مناسبی برای مناظره و مباحثات ادیان مختلف و نمایندگان آنان یافتند. اکبر انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان آیین الهی را که ترکیبی از اسلام و هندوئیسم و ادیان ایرانی بود ایجاد کردند و اکبرشاه را در یک دین گذاری جدید یاری نمودند و به او القا کردند که موعود رأس هزاره هجری، خودِ اوست. بعد از مرگ اکبرشاه در 1014 هجری قمری و سختگیری دوران جهانگیر، حمایت دربار هند از نقطویان به تدریج رو به کاهش نهاد تا این که سرانجام به خصومت آشکار [[اورنگ زیب]] در نیمه سده یازدهم انجامید.» &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج 5، ص652&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانویس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانویس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=27720&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۵۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=27720&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-02T09:55:23Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۵۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;همان [[پسیخانیه]]. &amp;lt;ref&amp;gt; [[زندگانی شاه عباس اول]]، فلسفی، ج2، ص338و334 / [[سیری در تصوف ایران در شرح حال مشایخ و اقطاب]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص312 / [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص449 / [[فرهنگ نامه فرقه های اسلامی]]، [[شریف یحیی الامین]]، ص285 / مجله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;یغما، &lt;/del&gt;سال دوم، ص310ـ314، مقاله زنده یاد مجتبی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مینوی، &lt;/del&gt;ذیل عنوان سلطنت یوسف ترکش دوز / [[موسوعة الفرق و الجماعات و المذاهب و الاحزاب و الحرکات الاسلامیة]]، [[عبدالمنعم حفنی]]، ص661&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;همان [[پسیخانیه]]. &amp;lt;ref&amp;gt; [[زندگانی شاه عباس اول]]، فلسفی، ج2، ص338و334 / [[سیری در تصوف ایران در شرح حال مشایخ و اقطاب]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص312 / [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص449 / [[فرهنگ نامه فرقه های اسلامی]]، [[شریف یحیی الامین]]، ص285 / &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;مجله &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;یغما]]، &lt;/ins&gt;سال دوم، ص310ـ314، مقاله زنده یاد &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;مجتبی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مینوی]]، &lt;/ins&gt;ذیل عنوان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سلطنت یوسف ترکش دوز&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;/ [[موسوعة الفرق و الجماعات و المذاهب و الاحزاب و الحرکات الاسلامیة]]، [[عبدالمنعم حفنی]]، ص661&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[صوفیه]].&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفیه (صوفیه)|&lt;/ins&gt;صوفیه]].&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[محمد جواد مشکور]] درباره این فرقه می نویسد: « &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;منبعث از پسیخانیان بودند و نقطه را واحد و اصل وجود می دانستند و از این جهت آنان را [[واحدیه (&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;از کرامیه&lt;/del&gt;)]] نیز گویند. وقتی دو تن از نقطویان به هم می رسیدند رمز شناسایی را چنین مطرح می ساختند: ابتدا یکی از آن دو می گفت از درویشی چه فهمیدی؟ دومی دست راست را بر سطح زمین و یا بر کف اتاق می نهاد حرف «ب» را ترسیم می کرد. پس از این که نقطه ب را بر سطح زمین منقوش می ساخت مانند کسی که نمک به دهان می گذارد انگشت به دهان گذاشته گوید: غیر از این چیزی نیافتم. آن شخص هم آن عمل را تکرار می کند و یا به جای ترسیم حرف ب فقط نقطه را بر سطح زمین می کشید و سه مرتبه دست خود را بر نقطه می نهاده و بعد به دهان خود می برد و پس از شناسایی یکدیگر شروع به اسرارگویی می کنند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[محمد جواد مشکور]] درباره این فرقه می نویسد: « نقطویه منبعث از پسیخانیان بودند و نقطه را واحد و اصل وجود می دانستند و از این جهت آنان را [[واحدیه (&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;پسیخانیه و نقطویه&lt;/ins&gt;)&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;|واحدیه&lt;/ins&gt;]] نیز گویند. وقتی دو تن از نقطویان به هم می رسیدند رمز شناسایی را چنین مطرح می ساختند: ابتدا یکی از آن دو می گفت از درویشی چه فهمیدی؟ دومی دست راست را بر سطح زمین و یا بر کف اتاق می نهاد حرف «ب» را ترسیم می کرد. پس از این که نقطه ب را بر سطح زمین منقوش می ساخت مانند کسی که نمک به دهان می گذارد انگشت به دهان گذاشته گوید: غیر از این چیزی نیافتم. آن شخص هم آن عمل را تکرار می کند و یا به جای ترسیم حرف ب فقط نقطه را بر سطح زمین می کشید و سه مرتبه دست خود را بر نقطه می نهاده و بعد به دهان خود می برد و پس از شناسایی یکدیگر شروع به اسرارگویی می کنند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بـه تناسخ صعـودی و نـزولی سخت پایبندند و نبـوت را بـه آب و ولایت را به خـاک تعبیـر کنند و جـوهـر آن را نمک می شنـاسنـد و گـویند مهـر حضـرت [[فاطمه علیهاالسلام]] آب است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;نقطویه بـه تناسخ صعـودی و نـزولی سخت پایبندند و نبـوت را بـه آب و ولایت را به خـاک تعبیـر کنند و جـوهـر آن را نمک می شنـاسنـد و گـویند مهـر حضـرت [[فاطمه علیهاالسلام]] آب است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند [[قرآن]] در سوره فاتحه خلاصه شده است و مفهوم این سوره در بسم الله و بعد باء بسم الله و سپس نقطه تحت الباء است و [[علی علیه السلام]] همان نقطه باء است که مورد استنـاد &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;می باشد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند [[قرآن]] در سوره فاتحه خلاصه شده است و مفهوم این سوره در بسم الله و بعد باء بسم الله و سپس نقطه تحت الباء است و [[علی علیه السلام]] همان نقطه باء است که مورد استنـاد نقطویه می باشد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان ولایت کلیه را معتقدند و کسی را که به این مقام نایل شود بابا گویند و ولایت را بر نبوت رجحان می دهند و گویند نام مادر موسی را بر هر قفلی بزنید گشوده گردد یعنی نام مـادر موسی مفتاح حلال و حرام و تمام رمـوز و مشکلات بـوده و آن اسم اعظم است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان ولایت کلیه را معتقدند و کسی را که به این مقام نایل شود بابا گویند و ولایت را بر نبوت رجحان می دهند و گویند نام مادر موسی را بر هر قفلی بزنید گشوده گردد یعنی نام مـادر موسی مفتاح حلال و حرام و تمام رمـوز و مشکلات بـوده و آن اسم اعظم است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۵:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۵:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;خاک شـو خـاک تـا بـروید گـل	که بـه جز خاک نیست مظهر گل&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;خاک شـو خـاک تـا بـروید گـل	که بـه جز خاک نیست مظهر گل&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند وجود عنصری بدن هـر انسان 3/2 آب و 3/1 نمک است، و مرکز منظومه شمسی کره زمین است، سرّ عالم خلقت اکسیر است و ریشه اکسیر کیمیاست و هـرکس به اکسیر دست یافت بـه مقام نقطه و بابی رسیده است و تمام علوم را درمی یابد، در توصیف حضرت [[رسول صلی الله علیه و آله]] گویند که حضرت ختمی مرتبت سایه نداشت غرض از سایه نداشتن و مفهوم آن آب است و کنیه حضرت &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;علی علیه السلام&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بوتـراب بود و مقصود آن است که حضرت &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;علی علیه السلام&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;دارای ولایت کلیه بود و بـه اکسیر دست یافتـه بود.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند وجود عنصری بدن هـر انسان 3/2 آب و 3/1 نمک است، و مرکز منظومه شمسی کره زمین است، سرّ عالم خلقت اکسیر است و ریشه اکسیر کیمیاست و هـرکس به اکسیر دست یافت بـه مقام نقطه و بابی رسیده است و تمام علوم را درمی یابد، در توصیف حضرت [[رسول صلی الله علیه و آله]] گویند که حضرت ختمی مرتبت سایه نداشت غرض از سایه نداشتن و مفهوم آن آب است و کنیه حضرت علی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;علیه السلام&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;بوتـراب بود و مقصود آن است که حضرت علی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;علیه السلام&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;دارای ولایت کلیه بود و بـه اکسیر دست یافتـه بود.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;آنان خوردن می را جایز دانند و اکسیر را اخت النبوة گویند و پندارند که پیش از رسیدن به چهل سالگی دست یافتن به اکسیر امکان ندارد. گویند قارون و موسی علیه السلام و [[فرعون]] و [[حضرت رضا علیه السلام]] و حضرت &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;علی علیه السلام&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در مقام نقطه بودند و به اکسیر دست یافتند و ذوالنون مصری دارای این مرتبت بود. &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;سال را به نوزده ماه و هر ماه را به نوزده روز قسمت کنند و عدد هفت و نوزده را مقدس دارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;آنان خوردن می را جایز دانند و اکسیر را اخت النبوة گویند و پندارند که پیش از رسیدن به چهل سالگی دست یافتن به اکسیر امکان ندارد. گویند قارون و موسی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;علیه السلام&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;و [[فرعون]] و [[حضرت رضا علیه السلام]] و حضرت علی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;علیه السلام&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;در مقام نقطه بودند و به اکسیر دست یافتند و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ذوالنون مصری&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;دارای این مرتبت بود. نقطویه سال را به نوزده ماه و هر ماه را به نوزده روز قسمت کنند و عدد هفت و نوزده را مقدس دارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;معلوم می شود که [[بابیه]] و [[بهائیه]] شمار سال و ماه خود را از ایشان اقتباس کرده اند. [[شاه عباس اول]] فرمان قلع و قمع &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;را به جرم الحاد در [[قزوین]] صادر کرد و درویش خسرو را که قلندری نقطوی بود به امر او دستگیر نمود و به دار آویختند. اتفاقاً در آن زمان ستاره دنباله داری پیدا شد و منجمان پادشاه ظهور آن ستاره را علامت هلاکت پادشاه بزرگی دانستند و چون او &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شاه عباس اول&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بود از ایشان چاره بخواست. منجمان گفتند بهتر است که تا سه روز کسی را به جای خویش به پادشاهی بنشانی. شاه دستور داد که یوسف ترکش دوز را که نایب درویش خسرو بود برای سه روز به پادشاهی نشاندند، این واقعه در 1002هجری روی داد و آن نقطوی را فدای سلامت شاه ساختند. پس از آن او نیز در زمره &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;کشته شد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;معلوم می شود که [[بابیه]] و [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بَهائیه (بهائیه)|&lt;/ins&gt;بهائیه]] شمار سال و ماه خود را از ایشان اقتباس کرده اند. [[شاه عباس اول]] فرمان قلع و قمع نقطویه را به جرم الحاد در [[قزوین]] صادر کرد و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;درویش خسرو&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;را که قلندری نقطوی بود به امر او دستگیر نمود و به دار آویختند. اتفاقاً در آن زمان ستاره دنباله داری پیدا شد و منجمان پادشاه ظهور آن ستاره را علامت هلاکت پادشاه بزرگی دانستند و چون او شاه عباس اول بود از ایشان چاره بخواست. منجمان گفتند بهتر است که تا سه روز کسی را به جای خویش به پادشاهی بنشانی. شاه دستور داد که &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;یوسف ترکش دوز&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;را که نایب درویش خسرو بود برای سه روز به پادشاهی نشاندند، این واقعه در 1002هجری روی داد و آن نقطوی را فدای سلامت شاه ساختند. پس از آن او نیز در زمره نقطویه کشته شد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند سبب سیاسی قتل عام &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;ارتباط آن گروه با شیخ ابوالفضل پسر شیخ مبارک وزیر [[اکبرشاه هندی]] بود و در خانه برخی از ایشان نامه هایی از آن یافتند و شیخ ابوالفضل پیشوای &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در [[هند]] بود و ظاهراً اکبر شاه پسر [[همایون تیموری]] پادشاه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;هند&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به توسط آنان در [[ایران]] جاسوسی می کرد. امروز اکثر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نقطویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در لباس دراویش [[خاکسار]] بسر می برند و عقاید خود را آشکار نمی سازند.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص448&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند سبب سیاسی قتل عام نقطویه ارتباط آن گروه با شیخ ابوالفضل پسر شیخ مبارک وزیر [[اکبرشاه هندی]] بود و در خانه برخی از ایشان نامه هایی از آن یافتند و شیخ ابوالفضل پیشوای نقطویه در [[هند]] بود و ظاهراً اکبر شاه پسر [[همایون تیموری]] پادشاه هند به توسط آنان در [[ایران]] جاسوسی می کرد. امروز اکثر نقطویه در لباس دراویش [[خاکسار]] بسر می برند و عقاید خود را آشکار نمی سازند.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص448&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«محمود &lt;/del&gt;پسیخانی معروف به محمود &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عجم، &lt;/del&gt;بنیادگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] بوده است. باستانی پاریزی در کاسه کوزة تمدن &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[حروفیه (فرقه)|حروفیه&lt;/del&gt;]] را &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«حلال &lt;/del&gt;خوریه که به سپید و سیاه نیز معروف بودند» می نامد. &amp;lt;ref&amp;gt;[[کاسه کوزه تمدن]]، دکتر [[باستانی پاریزی]]، ص 133&amp;lt;/ref&amp;gt; تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«[[محمود &lt;/ins&gt;پسیخانی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;معروف به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;محمود &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عجم]]، &lt;/ins&gt;بنیادگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] بوده است. &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;( [[&lt;/ins&gt;باستانی پاریزی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;کاسه کوزة تمدن]] &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه &lt;/ins&gt;را &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«[[حلال &lt;/ins&gt;خوریه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;که به سپید و سیاه نیز معروف بودند» می نامد.&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[کاسه کوزه تمدن]]، دکتر [[باستانی پاریزی]]، ص 133&amp;lt;/ref&amp;gt; تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[حروفیه (فرقه)|حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=9576&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۱۳:۰۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=9576&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-06-02T13:06:26Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۱۳:۰۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۳:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۳:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند سبب سیاسی قتل عام [[نقطویه]] ارتباط آن گروه با شیخ ابوالفضل پسر شیخ مبارک وزیر [[اکبرشاه هندی]] بود و در خانه برخی از ایشان نامه هایی از آن یافتند و شیخ ابوالفضل پیشوای [[نقطویه]] در [[هند]] بود و ظاهراً اکبر شاه پسر [[همایون تیموری]] پادشاه [[هند]] به توسط آنان در [[ایران]] جاسوسی می کرد. امروز اکثر [[نقطویه]] در لباس دراویش [[خاکسار]] بسر می برند و عقاید خود را آشکار نمی سازند.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص448&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند سبب سیاسی قتل عام [[نقطویه]] ارتباط آن گروه با شیخ ابوالفضل پسر شیخ مبارک وزیر [[اکبرشاه هندی]] بود و در خانه برخی از ایشان نامه هایی از آن یافتند و شیخ ابوالفضل پیشوای [[نقطویه]] در [[هند]] بود و ظاهراً اکبر شاه پسر [[همایون تیموری]] پادشاه [[هند]] به توسط آنان در [[ایران]] جاسوسی می کرد. امروز اکثر [[نقطویه]] در لباس دراویش [[خاکسار]] بسر می برند و عقاید خود را آشکار نمی سازند.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص448&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به محمود عجم، بنیادگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه]] بوده است. باستانی پاریزی در کاسه کوزة تمدن [[حروفیه]] را «حلال خوریه که به سپید و سیاه نیز معروف بودند» می نامد. &amp;lt;ref&amp;gt;[[کاسه کوزه تمدن]]، دکتر [[باستانی پاریزی]]، ص 133&amp;lt;/ref&amp;gt; تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به محمود عجم، بنیادگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه (فرقه)|&lt;/ins&gt;حروفیه]] بوده است. باستانی پاریزی در کاسه کوزة تمدن [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه (فرقه)|&lt;/ins&gt;حروفیه]] را «حلال خوریه که به سپید و سیاه نیز معروف بودند» می نامد. &amp;lt;ref&amp;gt;[[کاسه کوزه تمدن]]، دکتر [[باستانی پاریزی]]، ص 133&amp;lt;/ref&amp;gt; تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل [[حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه (فرقه)|&lt;/ins&gt;حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه (فرقه)|&lt;/ins&gt;حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;حروفیه (فرقه)|&lt;/ins&gt;حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی دکنی، سی و یکمین امام نزاری محمد شاهی، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در [[انجدان]]، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در [[انجدان]] گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدت بیشتری یافت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] (907ـ930ق) پیروان محمود (نقطویان)، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی دکنی، سی و یکمین امام نزاری محمد شاهی، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در [[انجدان]]، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در [[انجدان]] گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدت بیشتری یافت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=2510&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۲:۲۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=2510&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-23T12:26:44Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۲:۲۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۳:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۳:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند سبب سیاسی قتل عام [[نقطویه]] ارتباط آن گروه با شیخ ابوالفضل پسر شیخ مبارک وزیر [[اکبرشاه هندی]] بود و در خانه برخی از ایشان نامه هایی از آن یافتند و شیخ ابوالفضل پیشوای [[نقطویه]] در [[هند]] بود و ظاهراً اکبر شاه پسر [[همایون تیموری]] پادشاه [[هند]] به توسط آنان در [[ایران]] جاسوسی می کرد. امروز اکثر [[نقطویه]] در لباس دراویش [[خاکسار]] بسر می برند و عقاید خود را آشکار نمی سازند.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص448&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;گویند سبب سیاسی قتل عام [[نقطویه]] ارتباط آن گروه با شیخ ابوالفضل پسر شیخ مبارک وزیر [[اکبرشاه هندی]] بود و در خانه برخی از ایشان نامه هایی از آن یافتند و شیخ ابوالفضل پیشوای [[نقطویه]] در [[هند]] بود و ظاهراً اکبر شاه پسر [[همایون تیموری]] پادشاه [[هند]] به توسط آنان در [[ایران]] جاسوسی می کرد. امروز اکثر [[نقطویه]] در لباس دراویش [[خاکسار]] بسر می برند و عقاید خود را آشکار نمی سازند.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص448&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به محمود عجم، بنیادگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه]] بوده است. باستانی پاریزی در کاسه کوزة تمدن [[حروفیه]] را «حلال خوریه که به سپید و سیاه نیز معروف بودند» می نامد. &amp;lt;ref&amp;gt;کاسه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;کوزةتمدن، &lt;/del&gt;دکتر باستانی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;پاریزی، &lt;/del&gt;ص 133&amp;lt;/ref&amp;gt; تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به محمود عجم، بنیادگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه]] بوده است. باستانی پاریزی در کاسه کوزة تمدن [[حروفیه]] را «حلال خوریه که به سپید و سیاه نیز معروف بودند» می نامد. &amp;lt;ref&amp;gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;کاسه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;کوزه تمدن]]، &lt;/ins&gt;دکتر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;باستانی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;پاریزی]]، &lt;/ins&gt;ص 133&amp;lt;/ref&amp;gt; تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل [[حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل [[حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;/del&gt;907ـ930ق&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;/del&gt;پیروان محمود &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;/del&gt;نقطویان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/del&gt;، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی دکنی، سی و یکمین امام نزاری محمد شاهی، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در [[انجدان]]، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در [[انجدان]] گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدت بیشتری یافت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;907ـ930ق&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;پیروان محمود &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;نقطویان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;)&lt;/ins&gt;، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی دکنی، سی و یکمین امام نزاری محمد شاهی، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در [[انجدان]]، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در [[انجدان]] گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدت بیشتری یافت.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به [[شاه عباس اول]] دوختند تا او را در سلک خود درآورند. [[شاه عباس اول]] مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش [[شاه عباس اول]] به نقطوی چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به [[شاه عباس اول]] دوختند تا او را در سلک خود درآورند. [[شاه عباس اول]] مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش [[شاه عباس اول]] به نقطوی چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=2475&amp;oldid=prev</id>
		<title>Aabbc84: «نقطویه» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=2475&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-23T12:02:57Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;«&lt;a href=&quot;/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&quot; title=&quot;نقطویه&quot;&gt;نقطویه&lt;/a&gt;» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۳ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۲:۰۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan='2' style='text-align: center;'&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Aabbc84</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=2474&amp;oldid=prev</id>
		<title>Aabbc84: صفحه‌ای تازه حاوی «همان پسیخانیه. &lt;ref&gt; زندگانی شاه عباس اول، فلسفی، ج2، ص338و334 / سیری در تصوف...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=2474&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-23T12:02:27Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «همان &lt;a href=&quot;/index.php/%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&quot; title=&quot;پسیخانیه&quot;&gt;پسیخانیه&lt;/a&gt;. &amp;lt;ref&amp;gt; &lt;a href=&quot;/index.php/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%A7%D9%88%D9%84&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;زندگانی شاه عباس اول&quot;&gt;زندگانی شاه عباس اول&lt;/a&gt;، فلسفی، ج2، ص338و334 / سیری در تصوف...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;همان [[پسیخانیه]]. &amp;lt;ref&amp;gt; [[زندگانی شاه عباس اول]]، فلسفی، ج2، ص338و334 / [[سیری در تصوف ایران در شرح حال مشایخ و اقطاب]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص312 / [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص449 / [[فرهنگ نامه فرقه های اسلامی]]، [[شریف یحیی الامین]]، ص285 / مجله یغما، سال دوم، ص310ـ314، مقاله زنده یاد مجتبی مینوی، ذیل عنوان سلطنت یوسف ترکش دوز / [[موسوعة الفرق و الجماعات و المذاهب و الاحزاب و الحرکات الاسلامیة]]، [[عبدالمنعم حفنی]]، ص661&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از [[صوفیه]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد جواد مشکور]] درباره این فرقه می نویسد: « [[نقطویه]] منبعث از پسیخانیان بودند و نقطه را واحد و اصل وجود می دانستند و از این جهت آنان را [[واحدیه (از کرامیه)]] نیز گویند. وقتی دو تن از نقطویان به هم می رسیدند رمز شناسایی را چنین مطرح می ساختند: ابتدا یکی از آن دو می گفت از درویشی چه فهمیدی؟ دومی دست راست را بر سطح زمین و یا بر کف اتاق می نهاد حرف «ب» را ترسیم می کرد. پس از این که نقطه ب را بر سطح زمین منقوش می ساخت مانند کسی که نمک به دهان می گذارد انگشت به دهان گذاشته گوید: غیر از این چیزی نیافتم. آن شخص هم آن عمل را تکرار می کند و یا به جای ترسیم حرف ب فقط نقطه را بر سطح زمین می کشید و سه مرتبه دست خود را بر نقطه می نهاده و بعد به دهان خود می برد و پس از شناسایی یکدیگر شروع به اسرارگویی می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نقطویه]] بـه تناسخ صعـودی و نـزولی سخت پایبندند و نبـوت را بـه آب و ولایت را به خـاک تعبیـر کنند و جـوهـر آن را نمک می شنـاسنـد و گـویند مهـر حضـرت [[فاطمه علیهاالسلام]] آب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویند [[قرآن]] در سوره فاتحه خلاصه شده است و مفهوم این سوره در بسم الله و بعد باء بسم الله و سپس نقطه تحت الباء است و [[علی علیه السلام]] همان نقطه باء است که مورد استنـاد [[نقطویه]] می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان ولایت کلیه را معتقدند و کسی را که به این مقام نایل شود بابا گویند و ولایت را بر نبوت رجحان می دهند و گویند نام مادر موسی را بر هر قفلی بزنید گشوده گردد یعنی نام مـادر موسی مفتاح حلال و حرام و تمام رمـوز و مشکلات بـوده و آن اسم اعظم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خانه های ایشان چیزی که بیش از همه یافت می شود نمک است که به قول ایشان عصاره خاک است زیرا تمام عوالم هستی از خاک پدید آمد و تلألوی صبحگاهی خورشید از آن است که آفتاب جهان تاب، همه شب به دریای محیط در افتاده و بامدادان با تابشی بیشتر می درخشد و یکی از عبادات مهم ایشان آن است که قبل از طلوع آفتاب بیدار گشته به خورشید می نگرند تا آشکار گشته و این بیت را بخوانند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاک شـو خـاک تـا بـروید گـل	که بـه جز خاک نیست مظهر گل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویند وجود عنصری بدن هـر انسان 3/2 آب و 3/1 نمک است، و مرکز منظومه شمسی کره زمین است، سرّ عالم خلقت اکسیر است و ریشه اکسیر کیمیاست و هـرکس به اکسیر دست یافت بـه مقام نقطه و بابی رسیده است و تمام علوم را درمی یابد، در توصیف حضرت [[رسول صلی الله علیه و آله]] گویند که حضرت ختمی مرتبت سایه نداشت غرض از سایه نداشتن و مفهوم آن آب است و کنیه حضرت [[علی علیه السلام]] بوتـراب بود و مقصود آن است که حضرت [[علی علیه السلام]] دارای ولایت کلیه بود و بـه اکسیر دست یافتـه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنان خوردن می را جایز دانند و اکسیر را اخت النبوة گویند و پندارند که پیش از رسیدن به چهل سالگی دست یافتن به اکسیر امکان ندارد. گویند قارون و موسی علیه السلام و [[فرعون]] و [[حضرت رضا علیه السلام]] و حضرت [[علی علیه السلام]] در مقام نقطه بودند و به اکسیر دست یافتند و ذوالنون مصری دارای این مرتبت بود. [[نقطویه]] سال را به نوزده ماه و هر ماه را به نوزده روز قسمت کنند و عدد هفت و نوزده را مقدس دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معلوم می شود که [[بابیه]] و [[بهائیه]] شمار سال و ماه خود را از ایشان اقتباس کرده اند. [[شاه عباس اول]] فرمان قلع و قمع [[نقطویه]] را به جرم الحاد در [[قزوین]] صادر کرد و درویش خسرو را که قلندری نقطوی بود به امر او دستگیر نمود و به دار آویختند. اتفاقاً در آن زمان ستاره دنباله داری پیدا شد و منجمان پادشاه ظهور آن ستاره را علامت هلاکت پادشاه بزرگی دانستند و چون او [[شاه عباس اول]] بود از ایشان چاره بخواست. منجمان گفتند بهتر است که تا سه روز کسی را به جای خویش به پادشاهی بنشانی. شاه دستور داد که یوسف ترکش دوز را که نایب درویش خسرو بود برای سه روز به پادشاهی نشاندند، این واقعه در 1002هجری روی داد و آن نقطوی را فدای سلامت شاه ساختند. پس از آن او نیز در زمره [[نقطویه]] کشته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویند سبب سیاسی قتل عام [[نقطویه]] ارتباط آن گروه با شیخ ابوالفضل پسر شیخ مبارک وزیر [[اکبرشاه هندی]] بود و در خانه برخی از ایشان نامه هایی از آن یافتند و شیخ ابوالفضل پیشوای [[نقطویه]] در [[هند]] بود و ظاهراً اکبر شاه پسر [[همایون تیموری]] پادشاه [[هند]] به توسط آنان در [[ایران]] جاسوسی می کرد. امروز اکثر [[نقطویه]] در لباس دراویش [[خاکسار]] بسر می برند و عقاید خود را آشکار نمی سازند.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص448&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دانشنامه جهان اسلام]] درباره مؤسس این فرقه می نویسد: «محمود پسیخانی معروف به محمود عجم، بنیادگذار آیین نقطوی است. وی از شاگردان [[فضل الله حروفی]] بنیانگذار [[حروفیه]] بوده است. باستانی پاریزی در کاسه کوزة تمدن [[حروفیه]] را «حلال خوریه که به سپید و سیاه نیز معروف بودند» می نامد. &amp;lt;ref&amp;gt;کاسه کوزةتمدن، دکتر باستانی پاریزی، ص 133&amp;lt;/ref&amp;gt; تولد و آغاز زندگی محمود روشن نیست و به طور کلی دانسته های ما از زندگی او کم است، تنها می دانیم که او در [[پسیخان]] متولد شد و در سال 800 هجری قمری طریقت خود را بنا نهاد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمود دیرزمانی در کنار رود ارس می زیست. به ظنّ قوی، دوری گزیدن او از محل زندگی بومی اش به این دلیل بوده که پیشوای وی، فضل الله در ناحیه [[شیروان]] / [[شروان]]، در سواحل شمال غربی خزر که از سواحل ارس زیاد دور نیست، اقامت داشته است. در دوره او [[تبریز]] یکی از شهرهای مهم دنیای اسلام شد و با امیرنشین های [[آناطولی]] و مراکز [[ارمنستان]] و [[گرجستان]] در [[قفقاز]] و دولت شهرهای مدیترانه ای مانند [[ونیز]]، ارتباط تجاری داشت. گفته اند که محمود پسیخانی، به سبب خودستایی، مردودِ استادش گشت و در مقابل [[حروفیه]]، [[نقطویه]] را پی افکند. از این رو به او القاب محمودِ مردود و محمود مطرود و محمود تبعیدی داده شده است. جدا شدن محمود از [[حروفیه]] در جهان بینی و تفسیرهای او تأثیر گذارده است. به نظر می رسد که محمود بسیاری از اندیشه ها و آرای خود را مدیون فضل الله باشد. امکان دارد که پس از کشته شدن فضل الله در 804 هجری قمری به فرمان میرانشاه تیموری، محمود در معرض درگیری هایی با دیگر مدعیان رهبری [[حروفیه]] قرار گرفته باشد. او مانند فضل الله خود را مهدی موعود اسلام می خواند. محمود تجرّد را برگزید و آن را به عنوان یکی از بالاترین مرتبه ها و درجه های روحانی مذهب خود حفظ کرد. محمود همانند فضل الله به تفسیر [[قرآن]] پرداخته و آن را سازگار با سخن و اندیشه خود، وانمود کرد. وی برخلاف حروفیان که بر حروف رمزی تأکید داشتند، نظامی بر اساس نقطه بنا نهاد و اسامی و اصطلاحات را با چند نقطه که به وجوه گوناگون کنار یکدیگر می آیند، نشان داد. همین امر سبب شده است که از دیرباز نوشته های محمود و پیروانش نامفهوم باشد و مرموز تلقی شود. در نوشته های نقطوی، محمود به نام ها و صفت ها و القاب گوناگون از جمله مبین، مبین کل و کلیات، شمس مغربی و فاتح عرب و [[عجم]] خوانده می شود. مهمترین کتاب آیینی محمود، میزان است که آن را در 821 هجری قمری نوشته است. افزون بر کتاب میزان، آثار دیگری نیز از او در دست است: سؤال و جواب، رسخ البیان و فتح التبیان و مفاتیح غیوب که حاوی کلیه اصول و عقاید نقطویان است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[شاه اسماعیل اول]] &amp;lt;ref&amp;gt;907ـ930ق&amp;lt;/ref&amp;gt; پیروان محمود &amp;lt;ref&amp;gt;نقطویان&amp;lt;/ref&amp;gt;، جنبشی در روستای [[انجدان کاشان]]، مرکز اصلی [[اسماعیلیان نزاری]] پدید آوردند. شاه طاهر حسینی دکنی، سی و یکمین امام نزاری محمد شاهی، با گردآوری نقطویان و دیگر مخالفان در [[انجدان]]، سبب خشم شاه اسماعیل گردید. پس از او مراد، سی و ششمین امام نزاری [[قاسم شاهی]]، نقطویان و [[اسماعیلیان]] را دیگر بار در [[انجدان]] گرد آورد و جنبشی نو آغاز کرد. اما این جنبش را در 981 هجری قمری، شاه طهماسب سرکوب کرد. فعالیت نقطویان در اواخر دوره سلطنت شاه طهماسب در شهرهای [[ساوه]]، [[نائین]]، [[اصفهان]] و به ویژه [[قزوین]] شدت بیشتری یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ نگاران صفوی و بسیاری از مورخان بعدی بر این اندیشه بودند که [[شاه عباس اول]] باعث رشد و گسترش نقطویان شد تا از آنان به عنوان وسیله ای برای زیرنظر گرفتن خود آنان استفاده کند. حقیقت این است که نقطویان در 996 هجری قمری بشارت ظهور موعود نقطوی را می دادند و حتی شاه طهماسب را مهدی می خواندند. چنین به نظر می رسد که نقطویان پس از سرکوب شدن در 982 و 994 هجری قمری، چشم امید به [[شاه عباس اول]] دوختند تا او را در سلک خود درآورند. [[شاه عباس اول]] مدتی با درویش خسرو در [[قزوین]] معاشرت کرد. گرایش [[شاه عباس اول]] به نقطوی چه از روی کنجکاوی چه از روی مصلحت اندیشی، بر گسترش جنبش نقطوی در میان جمعیت های شهری تأثیر گذاشت.» &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج5، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دانشنامه سپس به دستگیری سران نقطوی اشاره کرده و می نویسد: «دستگیری سران نقطوی در 1002 هجری قمری رخ داد. جلال الدین منجم یزدی وقوع قرانی به مدت سه روز را پیش بینی کرد و گفت که نحوست آن شامل شخص پادشاه می شود. برای رهایی شاه از این قران تدبیری اندیشیده شد که شاه به مدت سه روز، یعنی از تاریخ 7 تا 10 ذی قعده 1002ق از سلطنت کناره گیری کند و شخص مجرم و محکوم به مرگی را به جای وی بر تخت بنشانند. قرعه فال به نام یوسف ترکش دوز نقطوی افتاد. از این رو [[شاه عباس اول]] از سلطنت کناره گیری کرد. در پایان سه روز، شاه دوباره بر تخت خود دست یافت و یوسف به قتل رسید. شهرت او چندان است که متأخران، [[نقطویه]] را به نام [[شاه یوسفی]] می شناختند. تعقیب نقطویان به تدریج شدت بیشتری گرفت و هرکس که متهم به نقطوی بودن می شد به قتل می رسید. در 1010 هجری قمری که [[شاه عباس اول]] عازم [[مشهد]] بود، دو تن از رهبران نقطوی به نام های درویش تراب و درویش کمال اقلیدی و تنی چند از پیروان آنان به دستور شاه در کاروانسرایی در راه [[خراسان]] به قتل رسیدند. در 1041 هجری قمری در دوران شاه صفی، نقطویان به پاخاستند و در [[قزوین]] گرد درویش رضا جمع شدند و در محالّ [[قزوین]] فتنه برانگیختند. درویش رضا، گاه خود را مهدی می نامید و نزد علمای اسلام جواب سؤالات شرعی را مطابق قاعده می داد. کثرت مریدان او به حدی رسید که قصد تسخیر [[قزوین]] کرد. در نبردی که روی داد او را دستگیر کردند و در 1041 هجری قمری گردن زدند. یک سال بعد، بقایای پیروان او که انتظار بازگشتش را داشتند، گِرد شاطر گمنامی که شباهتی به درویش رضا داشت فراهم آمدند. او را نیز در 1041 هجری قمری به دستور شاه صفی به دار آویختند. بدین گونه نقطویان به عنوان یک نیرو از میان رفتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سی سال بعد، رافائل دومان به گروهی از [[درویشان]] ژنده پوش در [[اصفهان]] اشاره می کند که به نام [[دراویش محمودی]] نامیده می شدند. اما وجود آنان، آن اندازه بی اهمیت بود که به دستگیری و توقیف منجر نشد. نقطویان در سده های دهم و یازدهم سرکوب شدند و بقایای آنان در لباس [[درویشان]] می زیستند. بر اساس برخی نوشته ها، تنی چند از کارپردازان باب، هنگامی که او در جبل [[ماکو]] زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و با نظریات باب در کتاب بیان تلفیق کردند.» &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج5، ص651&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دانشنامه سپس به پیروان محمود پسیخانی در [[هند]] اشاره کرده و می نویسد: «پس از کشتار نقطویان در دوره [[شاه عباس اول]]، بقایای آنان روی به [[هند]] نهادند. آنان [[اکبرشاه هندی]] را موعود خود خواندند و دربار او را مکان مناسبی برای مناظره و مباحثات ادیان مختلف و نمایندگان آنان یافتند. اکبر انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان آیین الهی را که ترکیبی از اسلام و هندوئیسم و ادیان ایرانی بود ایجاد کردند و [[اکبرشاه هندی]] را در یک دین گذاری جدید یاری نمودند و به او القا کردند که موعود رأس هزاره هجری، خودِ اوست. بعد از مرگ [[اکبرشاه هندی]] در 1014 هجری قمری و سختگیری دوران جهانگیر، حمایت دربار [[هند]] از نقطویان به تدریج رو به کاهش نهاد تا این که سرانجام به خصومت آشکار [[اورنگ زیب]] در نیمه سده یازدهم انجامید.» &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج 5، ص652&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aabbc84</name></author>	</entry>

	</feed>