<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87</id>
		<title>ذهبیه - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;action=history"/>
		<updated>2026-05-27T16:23:39Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.24.1</generator>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22853&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22853&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-04T10:30:19Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه اسحاق ختّلانی پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه اسحاق ختّلانی جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس ذهبیه خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را ذهبیه خالص نامیدند و از سایر شعب ذهبیه کبرویه، خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را ذهبیه اغتشاشیه نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان ذهبیه مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب بستان السیاحة ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام ذهبیه بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور فارس، جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در خراسان این فرقه را صوفیه و مریدان سید محمد را نوربخشیه خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در تشیع و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره صفویه، نخست در خراسان و سرانجام در فارس، موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره صفویه، باقیماندگان پیروان نوربخشیه نیز به شاخه ذهبیه پیوستند. عارفانی بزرگ مانند [[احمد غزالی]]، نجم الدین کبری، [[شمس الدین تبریزی]]، [[جلال الدین بلخی]]، [[عین القضاة همدانی]] و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که [[نجم الدین رازی]] بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان ذهبیه، اسقاط تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب ذهبیه به روایات معصومین (علیهم السلام) گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی عشر(علیهم السلام) است. سلسله ذهبیه به نوعی اعتدال در تصوف اعتقاد دارد و در حقیقت تصوف معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان ذهبیه به خوبی به دست آورد. ذهبیه اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم ذهبیه، مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;امیرالمؤمنین علیه السلام&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان کافر است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است».&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه اسحاق ختّلانی پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه اسحاق ختّلانی جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس ذهبیه خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را ذهبیه خالص نامیدند و از سایر شعب ذهبیه کبرویه، خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را ذهبیه اغتشاشیه نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان ذهبیه مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب بستان السیاحة ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام ذهبیه بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور فارس، جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در خراسان این فرقه را صوفیه و مریدان سید محمد را نوربخشیه خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در تشیع و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره صفویه، نخست در خراسان و سرانجام در فارس، موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره صفویه، باقیماندگان پیروان نوربخشیه نیز به شاخه ذهبیه پیوستند. عارفانی بزرگ مانند [[احمد غزالی]]، نجم الدین کبری، [[شمس الدین تبریزی]]، [[جلال الدین بلخی]]، [[عین القضاة همدانی]] و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که [[نجم الدین رازی]] بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان ذهبیه، اسقاط تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب ذهبیه به روایات معصومین (علیهم السلام) گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی عشر(علیهم السلام) است. سلسله ذهبیه به نوعی اعتدال در تصوف اعتقاد دارد و در حقیقت تصوف معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان ذهبیه به خوبی به دست آورد. ذهبیه اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم ذهبیه، مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت امیرالمؤمنین &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;علیه السلام&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان کافر است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است».&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;رک: [[متصوفه]]، [[قادریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;رک: [[متصوفه]]، [[قادریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22852&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22852&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-04T10:29:42Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه اسحاق ختّلانی پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه اسحاق ختّلانی جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس ذهبیه خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را ذهبیه خالص نامیدند و از سایر شعب ذهبیه کبرویه، خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را ذهبیه اغتشاشیه نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان ذهبیه مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب بستان السیاحة ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام ذهبیه بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور فارس، جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در خراسان این فرقه را صوفیه و مریدان سید محمد را نوربخشیه خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در تشیع و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره صفویه، نخست در خراسان و سرانجام در فارس، موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره صفویه، باقیماندگان پیروان نوربخشیه نیز به شاخه ذهبیه پیوستند. عارفانی بزرگ مانند [[احمد غزالی]]، نجم الدین کبری، [[شمس الدین تبریزی]]، [[جلال الدین بلخی]]، [[عین القضاة همدانی]] و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که [[نجم الدین رازی]] بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان ذهبیه، اسقاط تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب ذهبیه به روایات معصومین (علیهم السلام) گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی عشر(علیهم السلام) است. سلسله ذهبیه به نوعی اعتدال در تصوف اعتقاد دارد و در حقیقت تصوف معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان ذهبیه به خوبی به دست آورد. ذهبیه اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم ذهبیه، مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت [[امیرالمؤمنین علیه السلام]] را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان کافر است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است». &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه اسحاق ختّلانی پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه اسحاق ختّلانی جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس ذهبیه خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را ذهبیه خالص نامیدند و از سایر شعب ذهبیه کبرویه، خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را ذهبیه اغتشاشیه نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان ذهبیه مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب بستان السیاحة ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام ذهبیه بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور فارس، جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در خراسان این فرقه را صوفیه و مریدان سید محمد را نوربخشیه خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در تشیع و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره صفویه، نخست در خراسان و سرانجام در فارس، موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره صفویه، باقیماندگان پیروان نوربخشیه نیز به شاخه ذهبیه پیوستند. عارفانی بزرگ مانند [[احمد غزالی]]، نجم الدین کبری، [[شمس الدین تبریزی]]، [[جلال الدین بلخی]]، [[عین القضاة همدانی]] و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که [[نجم الدین رازی]] بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان ذهبیه، اسقاط تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب ذهبیه به روایات معصومین (علیهم السلام) گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی عشر(علیهم السلام) است. سلسله ذهبیه به نوعی اعتدال در تصوف اعتقاد دارد و در حقیقت تصوف معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان ذهبیه به خوبی به دست آورد. ذهبیه اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم ذهبیه، مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت [[امیرالمؤمنین علیه السلام]] را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان کافر است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است».&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;رک: [[متصوفه]]، [[قادریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;رک: [[متصوفه]]، [[قادریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22851&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22851&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-04T10:28:48Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[مدرسی چهاردهی]] می نویسد در میان سلسله های تصوف اسلامی، تنها سلسله ای که در غیر محیط [[ایران]]، پیرو و پیر طریقت و خانقاه ندارد، سلسله ذهبیه است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[سلسله های صوفیه ایران]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[مدرسی چهاردهی]] می نویسد در میان سلسله های تصوف اسلامی، تنها سلسله ای که در غیر محیط [[ایران]]، پیرو و پیر طریقت و خانقاه ندارد، سلسله ذهبیه است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[سلسله های صوفیه ایران]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دائرة المعارف تشیع]] می نویسد: « ذهبیه فرقه ای از صوفیه و پیروان عبدالله برزش آبادی مشهدی است که از صوفیان بنام سده نهم هجری بوده و پیروان آن شیعی مذهب هستند و نخست در خراسان پدید آمدند و سپس در [[آذربایجان]]، فارس، [[تهران]] و [[خوزستان]] گسترش یافتند. این سلسله، به دلیل انتساب به [[امام علی مرتضی]] (علیه السلام)، [[امام رضا]] (علیه السلام)، [[امام مهدی]] (&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;علیه السلام&lt;/del&gt;)، [[نجم الدین کبری]] و [[میرزا احمد عبدالحی مرتضوی]]، به نام های [[ذهبیه مرتضویه]]، [[رضویه (همان ذهبیه از صوفیه)|رضویه]]، [[مهدیه (همان صوفیه ذهبیه)|مهدیه]]، [[کبرویه]] و [[احدیه (همان ذهبیه)|احدیه]] شهرت یافته و به طور خلاصه ذهبیه نامیده می شوند و مخالفان این فرقه آنان را ذهبیه اغتشاشیه می نامند، اما آنان خود را [[ذهبیه خالص]] یا ذهبیه مرتضویه می خوانند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دائرة المعارف تشیع]] می نویسد: « ذهبیه فرقه ای از صوفیه و پیروان عبدالله برزش آبادی مشهدی است که از صوفیان بنام سده نهم هجری بوده و پیروان آن شیعی مذهب هستند و نخست در خراسان پدید آمدند و سپس در [[آذربایجان]]، فارس، [[تهران]] و [[خوزستان]] گسترش یافتند. این سلسله، به دلیل انتساب به [[امام علی مرتضی]] (علیه السلام)، [[امام رضا]] (علیه السلام)، [[امام مهدی]] (&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عج&lt;/ins&gt;)، [[نجم الدین کبری]] و [[میرزا احمد عبدالحی مرتضوی]]، به نام های [[ذهبیه مرتضویه]]، [[رضویه (همان ذهبیه از صوفیه)|رضویه]]، [[مهدیه (همان صوفیه ذهبیه)|مهدیه]]، [[کبرویه]] و [[احدیه (همان ذهبیه)|احدیه]] شهرت یافته و به طور خلاصه ذهبیه نامیده می شوند و مخالفان این فرقه آنان را ذهبیه اغتشاشیه می نامند، اما آنان خود را [[ذهبیه خالص]] یا ذهبیه مرتضویه می خوانند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22850&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22850&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-04T10:28:14Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ثانیاً: صوفیه، پس از پیدایش [[صفویه (منسوب به صفی الدین اردبیلی)|صفویه]] که [[تصوف]] رنگ و بوی خویش را از دست داد، در میان [[شیعه امامیه]] رونقی نداشته است. و گرایش به تصوف در میان شیعیان، به توسط [[معصوم علی شاه]] دکنی و [[نورعلی شاه]] بوده است. گرایشی که همان سلسله [[نعمت اللهیه]] را پدید آورده است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ثانیاً: صوفیه، پس از پیدایش [[صفویه (منسوب به صفی الدین اردبیلی)|صفویه]] که [[تصوف]] رنگ و بوی خویش را از دست داد، در میان [[شیعه امامیه]] رونقی نداشته است. و گرایش به تصوف در میان شیعیان، به توسط [[معصوم علی شاه]] دکنی و [[نورعلی شاه]] بوده است. گرایشی که همان سلسله [[نعمت اللهیه]] را پدید آورده است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;رک: [[متصوفه]]، [[قادریه]]. &lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[مدرسی چهاردهی]] می نویسد در میان سلسله های تصوف اسلامی، تنها سلسله ای که در غیر محیط [[ایران]]، پیرو و پیر طریقت و خانقاه ندارد، سلسله ذهبیه است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[سلسله های صوفیه ایران]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[مدرسی چهاردهی]] می نویسد در میان سلسله های تصوف اسلامی، تنها سلسله ای که در غیر محیط [[ایران]]، پیرو و پیر طریقت و خانقاه ندارد، سلسله ذهبیه است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[سلسله های صوفیه ایران]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دائرة المعارف تشیع]] می نویسد: « ذهبیه فرقه ای از صوفیه و پیروان عبدالله برزش آبادی مشهدی است که از صوفیان بنام سده نهم هجری بوده و پیروان آن شیعی مذهب هستند و نخست در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;خراسان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;پدید آمدند و سپس در [[آذربایجان]]، فارس، [[تهران]] و [[خوزستان]] گسترش یافتند. این سلسله، به دلیل انتساب به [[امام علی مرتضی]] (علیه السلام)، [[امام رضا]] (علیه السلام)، [[امام مهدی]] (علیه السلام)، [[نجم الدین کبری]] و [[میرزا احمد عبدالحی مرتضوی]]، به نام های [[ذهبیه مرتضویه]]، [[رضویه (همان ذهبیه از صوفیه)|رضویه]]، [[مهدیه (همان صوفیه ذهبیه)|مهدیه]]، [[کبرویه]] و [[احدیه (همان ذهبیه)|احدیه]] شهرت یافته و به طور خلاصه ذهبیه نامیده می شوند و مخالفان این فرقه آنان را ذهبیه اغتشاشیه می نامند، اما آنان خود را [[ذهبیه خالص]] یا ذهبیه مرتضویه می خوانند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دائرة المعارف تشیع]] می نویسد: « ذهبیه فرقه ای از صوفیه و پیروان عبدالله برزش آبادی مشهدی است که از صوفیان بنام سده نهم هجری بوده و پیروان آن شیعی مذهب هستند و نخست در خراسان پدید آمدند و سپس در [[آذربایجان]]، فارس، [[تهران]] و [[خوزستان]] گسترش یافتند. این سلسله، به دلیل انتساب به [[امام علی مرتضی]] (علیه السلام)، [[امام رضا]] (علیه السلام)، [[امام مهدی]] (علیه السلام)، [[نجم الدین کبری]] و [[میرزا احمد عبدالحی مرتضوی]]، به نام های [[ذهبیه مرتضویه]]، [[رضویه (همان ذهبیه از صوفیه)|رضویه]]، [[مهدیه (همان صوفیه ذهبیه)|مهدیه]]، [[کبرویه]] و [[احدیه (همان ذهبیه)|احدیه]] شهرت یافته و به طور خلاصه ذهبیه نامیده می شوند و مخالفان این فرقه آنان را ذهبیه اغتشاشیه می نامند، اما آنان خود را [[ذهبیه خالص]] یا ذهبیه مرتضویه می خوانند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه اسحاق ختّلانی پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه اسحاق ختّلانی جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس ذهبیه خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را ذهبیه خالص نامیدند و از سایر شعب ذهبیه کبرویه، خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را ذهبیه اغتشاشیه نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان ذهبیه مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب بستان السیاحة ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام ذهبیه بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور فارس، جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در خراسان این فرقه را صوفیه و مریدان سید محمد را نوربخشیه خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در تشیع و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره صفویه، نخست در خراسان و سرانجام در فارس، موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره صفویه، باقیماندگان پیروان نوربخشیه نیز به شاخه ذهبیه پیوستند. عارفانی بزرگ مانند [[احمد غزالی]]، نجم الدین کبری، [[شمس الدین تبریزی]]، [[جلال الدین بلخی]]، [[عین القضاة همدانی]] و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که [[نجم الدین رازی]] بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان ذهبیه، اسقاط تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب ذهبیه به روایات معصومین (علیهم السلام) گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی عشر(علیهم السلام) است. سلسله ذهبیه به نوعی اعتدال در تصوف اعتقاد دارد و در حقیقت تصوف معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان ذهبیه به خوبی به دست آورد. ذهبیه اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم ذهبیه، مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت [[امیرالمؤمنین علیه السلام]] را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان کافر است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است». &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه اسحاق ختّلانی پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه اسحاق ختّلانی جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس ذهبیه خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را ذهبیه خالص نامیدند و از سایر شعب ذهبیه کبرویه، خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را ذهبیه اغتشاشیه نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان ذهبیه مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب بستان السیاحة ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام ذهبیه بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور فارس، جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در خراسان این فرقه را صوفیه و مریدان سید محمد را نوربخشیه خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در تشیع و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره صفویه، نخست در خراسان و سرانجام در فارس، موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره صفویه، باقیماندگان پیروان نوربخشیه نیز به شاخه ذهبیه پیوستند. عارفانی بزرگ مانند [[احمد غزالی]]، نجم الدین کبری، [[شمس الدین تبریزی]]، [[جلال الدین بلخی]]، [[عین القضاة همدانی]] و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که [[نجم الدین رازی]] بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان ذهبیه، اسقاط تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب ذهبیه به روایات معصومین (علیهم السلام) گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی عشر(علیهم السلام) است. سلسله ذهبیه به نوعی اعتدال در تصوف اعتقاد دارد و در حقیقت تصوف معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان ذهبیه به خوبی به دست آورد. ذهبیه اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم ذهبیه، مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت [[امیرالمؤمنین علیه السلام]] را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان کافر است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است». &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;رک: [[متصوفه]]، [[قادریه]]. &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22849&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=22849&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-04T10:26:23Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[لویی ماسینیون]] این نام را اسم فارسی طریقت [[کبراویه]] معرفی می کند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف الاسلامیة]]، ج15، ص181&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان منسوب به [[سید عبدالله مشهدی]] می باشند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان منسوب به [[سید عبدالله مشهدی]] می باشند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] از [[مجالس المؤمنین]] نقل می کند: «چون ترتیب سلسله [[کبرویه ذهبیه]] از [[میر سید علی همدانی]] به خواجه اسحاق ختّلانی رسید، وی با [[سید محمد نوربخش]] بیعت نمود و او را خلیفةالخلفاء خود و ملقب به نوربخش فرمود. و چون سید عبدالله مشهدی از اصحاب خواجه اسحاق، این بشنید، گفت اگر خواجه با او بیعت کرده، ما از خواجه برگشتیم. و خواجه در کوه تبری که از قلاع ولایت [[ختلان]] است همان لحظه از روی مکاشفه فهمید و گفت: درویشان، میر عبدالله مرتد شده، و این زمان خود را درصدد ارشاد می دارد و بیعت به دست او باطل است. و الحال در [[خراسان]] مریدان سید عبدالله را [[صوفیه (ذهبیه)|صوفیه]] و مریدان سیدمحمد را [[نوربخشیه]] می نامند». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] از [[مجالس المؤمنین]] نقل می کند: «چون ترتیب سلسله [[کبرویه ذهبیه]] از [[میر سید علی همدانی]] به خواجه اسحاق ختّلانی رسید، وی با [[سید محمد نوربخش]] بیعت نمود و او را خلیفةالخلفاء خود و ملقب به نوربخش فرمود. و چون سید عبدالله مشهدی از اصحاب خواجه اسحاق، این بشنید، گفت اگر خواجه با او بیعت کرده، ما از خواجه برگشتیم. و خواجه در کوه تبری که از قلاع ولایت [[ختلان]] است همان لحظه از روی مکاشفه فهمید و گفت: درویشان، میر عبدالله مرتد شده، و این زمان خود را درصدد ارشاد می دارد و بیعت به دست او باطل است. و الحال در [[خراسان]] مریدان سید عبدالله را [[صوفیه (ذهبیه)|صوفیه]] و مریدان سیدمحمد را [[نوربخشیه]] می نامند». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[لویی ماسینیون]] این نام را اسم فارسی طریقت [[کبراویه]] معرفی می کند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف الاسلامیة]]، ج15، ص181&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طرائق الحقائق هم چنین در ذکر سلسله [[ذهبیه اغتشاشیه]] که منسوب به سید عبدالله مشهدی است می گوید: «... در [[بستان السیاحة]] است که نام ذهبیه به این فرقه قلیل، مدتی است نهاده اند. گویا صد سال نرسیده باشد، و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور [[فارس]] جای دیگر به نظر نیامده است. اکنون سال هاست که صاحب ارشاد در آن سلسله مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک برده باشد همانا وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص344&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طرائق الحقائق هم چنین در ذکر سلسله [[ذهبیه اغتشاشیه]] که منسوب به سید عبدالله مشهدی است می گوید: «... در [[بستان السیاحة]] است که نام ذهبیه به این فرقه قلیل، مدتی است نهاده اند. گویا صد سال نرسیده باشد، و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور [[فارس]] جای دیگر به نظر نیامده است. اکنون سال هاست که صاحب ارشاد در آن سلسله مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک برده باشد همانا وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص344&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20929&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20929&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-21T10:32:25Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۵:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۵:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله ذهبیه، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات ذهبیه، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، [[علاءالدوله سمنانی]] و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان ذهبیه، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب ذهبیه، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی ذهبیه، بلکه به دلیل اختلاف طریقت ذهبی] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ ذهبیه، [[محمد علی مؤذن]] و [[نجیب الدین رضا تبریزی]]، مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، [[سید قطب الدین محمد نیریزی]]، سی و دومین قطب ذهبیه، جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن [[آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی]] و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[عبدالحمید گنجویان]]، عمده فعالیت های ذهبیه، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;اسحاق ختّلانی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;اسحاق ختّلانی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه خالص&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نامیدند و از سایر شعب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;کبرویه]]، &lt;/del&gt;خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه اغتشاشیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بستان السیاحة&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به جز در کشور &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[فارس]]، &lt;/del&gt;جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;خراسان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;این فرقه را &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;صوفیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و مریدان سید محمد را &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نوربخشیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;تشیع&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[صفویه]]، &lt;/del&gt;نخست در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;خراسان&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و سرانجام در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[فارس]]، &lt;/del&gt;موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[صفویه]]، &lt;/del&gt;باقیماندگان پیروان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;نوربخشیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نیز به شاخه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;پیوستند. عارفانی بزرگ مانند احمد &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;غزالی، &lt;/del&gt;نجم الدین کبری، شمس الدین &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;تبریزی، &lt;/del&gt;جلال الدین &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بلخی، &lt;/del&gt;عین القضاة همدانی و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که نجم الدین رازی بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ذهبیه]]، [[&lt;/del&gt;اسقاط&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به روایات &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معصومینعلیهم &lt;/del&gt;السلام گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عشرعلیهم &lt;/del&gt;السلام است. سلسله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به نوعی اعتدال در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;تصوف&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;اعتقاد دارد و در حقیقت &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;تصوف&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به خوبی به دست آورد. &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ذهبیه]]، &lt;/del&gt;مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت [[امیرالمؤمنین علیه السلام]] را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;کافر&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است». &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه اسحاق ختّلانی پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه اسحاق ختّلانی جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس ذهبیه خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را ذهبیه خالص نامیدند و از سایر شعب ذهبیه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;کبرویه، &lt;/ins&gt;خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را ذهبیه اغتشاشیه نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان ذهبیه مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب بستان السیاحة ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام ذهبیه بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;فارس، &lt;/ins&gt;جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در خراسان این فرقه را صوفیه و مریدان سید محمد را نوربخشیه خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در تشیع و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صفویه، &lt;/ins&gt;نخست در خراسان و سرانجام در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;فارس، &lt;/ins&gt;موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صفویه، &lt;/ins&gt;باقیماندگان پیروان نوربخشیه نیز به شاخه ذهبیه پیوستند. عارفانی بزرگ مانند &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;احمد &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;غزالی]]، &lt;/ins&gt;نجم الدین کبری، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شمس الدین &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;تبریزی]]، [[&lt;/ins&gt;جلال الدین &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بلخی]]، [[&lt;/ins&gt;عین القضاة همدانی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;نجم الدین رازی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه، &lt;/ins&gt;اسقاط تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب ذهبیه به روایات &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معصومین (علیهم &lt;/ins&gt;السلام&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عشر(علیهم &lt;/ins&gt;السلام&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;است. سلسله ذهبیه به نوعی اعتدال در تصوف اعتقاد دارد و در حقیقت تصوف معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان ذهبیه به خوبی به دست آورد. ذهبیه اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه، &lt;/ins&gt;مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت [[امیرالمؤمنین علیه السلام]] را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان کافر است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است». &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20928&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20928&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-21T10:25:30Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[مدرسی چهاردهی]] می نویسد در میان سلسله های تصوف اسلامی، تنها سلسله ای که در غیر محیط [[ایران]]، پیرو و پیر طریقت و خانقاه ندارد، سلسله ذهبیه است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[سلسله های صوفیه ایران]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[مدرسی چهاردهی]] می نویسد در میان سلسله های تصوف اسلامی، تنها سلسله ای که در غیر محیط [[ایران]]، پیرو و پیر طریقت و خانقاه ندارد، سلسله ذهبیه است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[سلسله های صوفیه ایران]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دائرة المعارف تشیع]] می نویسد: « ذهبیه فرقه ای از صوفیه و پیروان عبدالله برزش آبادی مشهدی است که از صوفیان بنام سده نهم هجری بوده و پیروان آن شیعی مذهب هستند و نخست در [[خراسان]] پدید آمدند و سپس در [[آذربایجان]]، فارس، [[تهران]] و [[خوزستان]] گسترش یافتند. این سلسله، به دلیل انتساب به [[امام علی مرتضی]] (علیه السلام)، [[امام رضا]] (علیه السلام)، [[امام مهدی]] (علیه السلام)، [[نجم الدین کبری]] و [[میرزا احمد عبدالحی مرتضوی]]، به نام های [[ذهبیه مرتضویه]]، [[رضویه]]، [[مهدیه]]، [[کبرویه]] و [[احدیه]] شهرت یافته و به طور خلاصه ذهبیه نامیده می شوند و مخالفان این فرقه آنان را &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه اغتشاشیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;می نامند، اما آنان خود را [[ذهبیه خالص]] یا &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه مرتضویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;می خوانند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دائرة المعارف تشیع]] می نویسد: « ذهبیه فرقه ای از صوفیه و پیروان عبدالله برزش آبادی مشهدی است که از صوفیان بنام سده نهم هجری بوده و پیروان آن شیعی مذهب هستند و نخست در [[خراسان]] پدید آمدند و سپس در [[آذربایجان]]، فارس، [[تهران]] و [[خوزستان]] گسترش یافتند. این سلسله، به دلیل انتساب به [[امام علی مرتضی]] (علیه السلام)، [[امام رضا]] (علیه السلام)، [[امام مهدی]] (علیه السلام)، [[نجم الدین کبری]] و [[میرزا احمد عبدالحی مرتضوی]]، به نام های [[ذهبیه مرتضویه]]، [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;رضویه (همان ذهبیه از صوفیه)|&lt;/ins&gt;رضویه]]، [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مهدیه (همان صوفیه ذهبیه)|&lt;/ins&gt;مهدیه]]، [[کبرویه]] و [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;احدیه (همان ذهبیه)|&lt;/ins&gt;احدیه]] شهرت یافته و به طور خلاصه ذهبیه نامیده می شوند و مخالفان این فرقه آنان را ذهبیه اغتشاشیه می نامند، اما آنان خود را [[ذهبیه خالص]] یا ذهبیه مرتضویه می خوانند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ذهبیه]]، &lt;/del&gt;مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ذهبیه]]، &lt;/del&gt;شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، علاءالدوله سمنانی و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ذهبیه]]، &lt;/del&gt;تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ذهبیه]]، &lt;/del&gt;جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;صفویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;شیعه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گرایی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ذهبیه]]، &lt;/del&gt;بلکه به دلیل اختلاف طریقت &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ذهبیه]&lt;/del&gt;] و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;صفویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;تنگ نمود. موج حملات بر ضد &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;تصوف&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;صفویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ [[&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه]]، &lt;/del&gt;محمد علی مؤذن و نجیب الدین رضا &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;تبریزی، &lt;/del&gt;مجالی برای برپایی مجالس ترویج &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، سید قطب الدین محمد &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;نیریزی، &lt;/del&gt;سی و دومین قطب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ذهبیه]]، &lt;/del&gt;جانی تازه به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی و جانشینان او، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;تعمیق و در شهرهای مختلف &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ایران&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عبدالحمید گنجویان، عمده فعالیت های &lt;/del&gt;[[&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه&lt;/del&gt;]]، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه، &lt;/ins&gt;مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه، &lt;/ins&gt;شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;علاءالدوله سمنانی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه، &lt;/ins&gt;تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان ذهبیه هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه، &lt;/ins&gt;جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ ذهبیه که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره صفویه نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل شیعه گرایی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه، &lt;/ins&gt;بلکه به دلیل اختلاف طریقت &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبی&lt;/ins&gt;] و صفویه و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر ذهبیه تنگ نمود. موج حملات بر ضد تصوف و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره صفویه آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر ذهبیه هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام ذهبیه به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه، &lt;/ins&gt;[[محمد علی مؤذن&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;نجیب الدین رضا &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;تبریزی]]، &lt;/ins&gt;مجالی برای برپایی مجالس ترویج ذهبیه پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سید قطب الدین محمد &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;نیریزی]]، &lt;/ins&gt;سی و دومین قطب &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ذهبیه، &lt;/ins&gt;جانی تازه به ذهبیه بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز ذهبیه گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و جانشینان او، ذهبیه تعمیق و در شهرهای مختلف ایران گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عبدالحمید گنجویان&lt;/ins&gt;]]، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عمده فعالیت های ذهبیه، &lt;/ins&gt;مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و ذهبیه به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه [[اسحاق ختّلانی]] پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه [[اسحاق ختّلانی]] جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس [[ذهبیه]] خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را [[ذهبیه خالص]] نامیدند و از سایر شعب [[ذهبیه کبرویه]]، خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را [[ذهبیه اغتشاشیه]] نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان [[ذهبیه]] مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب [[بستان السیاحة]] ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام [[ذهبیه]] بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله [[ذهبیه]] به جز در کشور [[فارس]]، جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در [[خراسان]] این فرقه را [[صوفیه]] و مریدان سید محمد را [[نوربخشیه]] خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در [[تشیع]] و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره [[صفویه]]، نخست در [[خراسان]] و سرانجام در [[فارس]]، موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره [[صفویه]]، باقیماندگان پیروان [[نوربخشیه]] نیز به شاخه [[ذهبیه]] پیوستند. عارفانی بزرگ مانند احمد غزالی، نجم الدین کبری، شمس الدین تبریزی، جلال الدین بلخی، عین القضاة همدانی و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که نجم الدین رازی بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان [[ذهبیه]]، [[اسقاط]] تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب [[ذهبیه]] به روایات معصومینعلیهم السلام گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی عشرعلیهم السلام است. سلسله [[ذهبیه]] به نوعی اعتدال در [[تصوف]] اعتقاد دارد و در حقیقت [[تصوف]] معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان [[ذهبیه]] به خوبی به دست آورد. [[ذهبیه]] اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم [[ذهبیه]]، مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت [[امیرالمؤمنین علیه السلام]] را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان [[کافر]] است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است». &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در مورد علل و عواملی که سبب پیدایش این سلسله شده، اقوال مختلفی وجود دارد، از جمله آن که در بیشتر منابع نوشته اند در آن هنگام که خواجه [[اسحاق ختّلانی]] پیر و مرشد سلسله [[کبرویه]] و مراد میرشهاب الدین سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سید محمد نوربخش را خلیفةالخلفای خویش کرد و با او دست بیعت داد و لقب نوربخش را به وی بخشید، سید عبدالله برزش آبادی مشهدی، سر از بیعت با سید محمد نوربخش پیچیده و از خواجه [[اسحاق ختّلانی]] جدا شد، خواجه اسحاق او را مرتد شمرد و درباره او گفت: ذهب عبدالله. یعنی عبدالله از بیعت ما بیرون رفت و از این رو یاران عبدالله را از آن پس [[ذهبیه]] خواندند. اما این وجه تسمیه، با موازین اشتقاق مطابقت ندارد و ظاهراً از همان اول بروز اختلاف، پیروان عبدالله خود را [[ذهبیه خالص]] نامیدند و از سایر شعب [[ذهبیه کبرویه]]، خود را جدا و ممتاز ساختند. پیروان عبدالله گویند: منظور از جمله ذهب عبدالله این است که عبدالله طلا شد. بعدها مخالفانشان آن ها را [[ذهبیه اغتشاشیه]] نامیدند. بی شک استعمال نام و عنوان [[ذهبیه]] مطلق در باب این سلسله خاص، ظاهراً جدید است و سابقه زیادی ندارد. صاحب [[بستان السیاحة]] ذیل حرف ذال گوید: اطلاق نام [[ذهبیه]] بر این فرقه، مدت اندکی است و گویا به صد سال نمی رسد و سالکان سلسله [[ذهبیه]] به جز در کشور [[فارس]]، جای دیگری به نظر نیامده است. اکنون سالها است که صاحب ارشاد آن سلسله، مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک بوده باشد، همانا وجود ندارد. در [[خراسان]] این فرقه را [[صوفیه]] و مریدان سید محمد را [[نوربخشیه]] خوانند و میان مریدان این دو فرقه، در اثبات و نفی خلافت عبدالله مشهدی، مناقشات بسیاری روی داده است. این سلسله، به علت اخلاص در [[تشیع]] و عقیده به ولایت ائمه اثنی عشر در دوره [[صفویه]]، نخست در [[خراسان]] و سرانجام در [[فارس]]، موفق به گسترش طریقه خود بین طبقات عامه و اهل حِرَف و صنایع شدند. در پایان دوره [[صفویه]]، باقیماندگان پیروان [[نوربخشیه]] نیز به شاخه [[ذهبیه]] پیوستند. عارفانی بزرگ مانند احمد غزالی، نجم الدین کبری، شمس الدین تبریزی، جلال الدین بلخی، عین القضاة همدانی و از متأخران قطب الدین محمد نیریزی، همگی در دامن این سلسله تربیت یافتند و از برآمدگان این سلسله هستند. این فرقه به شریعت و دین، به طوری که نجم الدین رازی بیان داشته رابطه ای دو سویه داده اند و معتقدند که شریعت و حقیقت در ارتباط تنگاتنگ هستند. بزرگان [[ذهبیه]]، [[اسقاط]] تکلیف از اهل سلوک و عرفان را نپذیرفته اند. از این رو اقطاب [[ذهبیه]] به روایات معصومینعلیهم السلام گرایش ویژه ای داشته اند و آثار و تألیفات آنان مشحون از معارف ائمه اثنی عشرعلیهم السلام است. سلسله [[ذهبیه]] به نوعی اعتدال در [[تصوف]] اعتقاد دارد و در حقیقت [[تصوف]] معتدلی است و انزواطلبی کامل از دنیا و گوشه گیری و عزلت گزینی مطلق ازجامعه را نمی پسندد و تهذیب نفس را معارض با حضور اجتماعی نمی داند و این مطلب را می توان از زندگینامه بیشتر بزرگان [[ذهبیه]] به خوبی به دست آورد. [[ذهبیه]] اعتقادی به جبر نداشته و سرنوشت انسان را منوط به عمل و سازندگی خود انسان دانسته و بطالت و تنبلی را نمی پسندند و گاهی رسیدن به مقام ولایت را عالی ترین مرتبه آزادی انسان می دانند. یکی از اعتقادات اصلی و مهم [[ذهبیه]]، مسئله ولایت است. زیرا آنان ولایت را شاخه ای از نبوت، محور سلوک و تهذیب، ضامن سلامت سالک از لغزش ها و واسطه تقرب به خداوند و فیض الهی می دانند. این فرقه اجازه ولی معصوم به ویژه حضرت [[امیرالمؤمنین علیه السلام]] را در قطب شدن لازم دانسته و می گوید: مدعی قطبیت بدون اجازه ایشان [[کافر]] است. قطب یا رکن، کاملترین شخصیت تربیت یافته این سلسله است و گفته می شود که ولی یا رکن در هر روزگار از نظر گرفتن خرقه و اتصال ظاهری و باطنی به امام معصوم مرتبط است». &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف تشیع]]، ج8، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20924&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۱۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20924&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-21T10:16:49Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۱۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان منسوب به [[سید عبدالله مشهدی]] می باشند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان منسوب به [[سید عبدالله مشهدی]] می باشند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[زین العابدین شیروانی]] نام وی را شیخ عبدالله برزش آبادی مشهدی ضبط کرده و می نویسد: «او از [[خواجه اسحاق ختّلانی]] اجازه داشته است. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[ریاض السیاحة]]، [[زین العابدین شیروانی]]، ص339&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[زین العابدین شیروانی]] نام وی را &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شیخ عبدالله برزش آبادی مشهدی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;ضبط کرده و می نویسد: «او از [[خواجه اسحاق ختّلانی]] اجازه داشته است. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[ریاض السیاحة]]، [[زین العابدین شیروانی]]، ص339&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] از [[مجالس المؤمنین]] نقل می کند: «چون ترتیب سلسله [[کبرویه ذهبیه]] از [[میر سید علی همدانی]] به خواجه اسحاق ختّلانی رسید، وی با [[سید محمد نوربخش]] بیعت نمود و او را خلیفةالخلفاء خود و ملقب به نوربخش فرمود. و چون سید عبدالله مشهدی از اصحاب خواجه اسحاق، این بشنید، گفت اگر خواجه با او بیعت کرده، ما از خواجه برگشتیم. و خواجه در کوه تبری که از قلاع ولایت [[ختلان]] است همان لحظه از روی مکاشفه فهمید و گفت: درویشان، میر عبدالله مرتد شده، و این زمان خود را درصدد ارشاد می دارد و بیعت به دست او باطل است. و الحال در [[خراسان]] مریدان سید عبدالله را [[صوفیه (ذهبیه)|صوفیه]] و مریدان سیدمحمد را [[نوربخشیه]] می نامند». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] از [[مجالس المؤمنین]] نقل می کند: «چون ترتیب سلسله [[کبرویه ذهبیه]] از [[میر سید علی همدانی]] به خواجه اسحاق ختّلانی رسید، وی با [[سید محمد نوربخش]] بیعت نمود و او را خلیفةالخلفاء خود و ملقب به نوربخش فرمود. و چون سید عبدالله مشهدی از اصحاب خواجه اسحاق، این بشنید، گفت اگر خواجه با او بیعت کرده، ما از خواجه برگشتیم. و خواجه در کوه تبری که از قلاع ولایت [[ختلان]] است همان لحظه از روی مکاشفه فهمید و گفت: درویشان، میر عبدالله مرتد شده، و این زمان خود را درصدد ارشاد می دارد و بیعت به دست او باطل است. و الحال در [[خراسان]] مریدان سید عبدالله را [[صوفیه (ذهبیه)|صوفیه]] و مریدان سیدمحمد را [[نوربخشیه]] می نامند». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;طرائق الحقائق&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;هم چنین در ذکر سلسله [[ذهبیه اغتشاشیه]] که منسوب به سید عبدالله مشهدی است می گوید: «... در [[بستان السیاحة]] است که نام &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به این فرقه قلیل، مدتی است نهاده اند. گویا صد سال نرسیده باشد، و سالکان سلسله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به جز در کشور [[فارس]] جای دیگر به نظر نیامده است. اکنون سال هاست که صاحب ارشاد در آن سلسله مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک برده باشد همانا وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt; &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;همان، &lt;/del&gt;ج2، ص344&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طرائق الحقائق هم چنین در ذکر سلسله [[ذهبیه اغتشاشیه]] که منسوب به سید عبدالله مشهدی است می گوید: «... در [[بستان السیاحة]] است که نام ذهبیه به این فرقه قلیل، مدتی است نهاده اند. گویا صد سال نرسیده باشد، و سالکان سلسله ذهبیه به جز در کشور [[فارس]] جای دیگر به نظر نیامده است. اکنون سال هاست که صاحب ارشاد در آن سلسله مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک برده باشد همانا وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt; &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، &lt;/ins&gt;ج2، ص344&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از مطالب فوق می توان چنین استفاده کرد که اولاً &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;صوفیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;منسوب به سید عبدالله، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه اغتشاشیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نامیده می شوند. و ایشان قبل از او، [[ذهبیه کبرویه]] بوده اند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از مطالب فوق می توان چنین استفاده کرد که اولاً صوفیه منسوب به سید عبدالله، ذهبیه اغتشاشیه نامیده می شوند. و ایشان قبل از او، [[ذهبیه کبرویه]] بوده اند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ثانیاً: &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[صوفیه]]، &lt;/del&gt;پس از پیدایش [[صفویه]] که [[تصوف]] رنگ و بوی خویش را از دست داد، در میان [[شیعه امامیه]] رونقی نداشته است. و گرایش به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;تصوف&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در میان شیعیان، به توسط [[معصوم علی شاه]] دکنی و نورعلی شاه بوده است. گرایشی که همان سلسله [[نعمت اللهیه]] را پدید آورده است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ثانیاً: &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفیه، &lt;/ins&gt;پس از پیدایش [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صفویه (منسوب به صفی الدین اردبیلی)|&lt;/ins&gt;صفویه]] که [[تصوف]] رنگ و بوی خویش را از دست داد، در میان [[شیعه امامیه]] رونقی نداشته است. و گرایش به تصوف در میان شیعیان، به توسط [[معصوم علی شاه]] دکنی و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;نورعلی شاه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;بوده است. گرایشی که همان سلسله [[نعمت اللهیه]] را پدید آورده است. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;رک: [[متصوفه]]، [[قادریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;رک: [[متصوفه]]، [[قادریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[مدرسی چهاردهی]] می نویسد در میان سلسله های &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;تصوف&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;اسلامی، تنها سلسله ای که در غیر محیط [[ایران]]، پیرو و پیر طریقت و خانقاه ندارد، سلسله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[سلسله های صوفیه ایران]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[مدرسی چهاردهی]] می نویسد در میان سلسله های تصوف اسلامی، تنها سلسله ای که در غیر محیط [[ایران]]، پیرو و پیر طریقت و خانقاه ندارد، سلسله ذهبیه است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[سلسله های صوفیه ایران]]، [[مدرسی چهاردهی]]، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دائرة المعارف تشیع]] می نویسد: « &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;فرقه ای از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;صوفیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و پیروان عبدالله برزش آبادی مشهدی است که از صوفیان بنام سده نهم هجری بوده و پیروان آن شیعی مذهب هستند و نخست در [[خراسان]] پدید آمدند و سپس در [[آذربایجان]]، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[فارس]]، &lt;/del&gt;[[تهران]] و [[خوزستان]] گسترش یافتند. این سلسله، به دلیل انتساب به امام علی مرتضی علیه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;السلام، &lt;/del&gt;[[امام رضا]] علیه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;السلام، &lt;/del&gt;امام مهدی علیه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;السلام، &lt;/del&gt;نجم الدین کبری و میرزا احمد عبدالحی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مرتضوی، &lt;/del&gt;به نام های [[ذهبیه مرتضویه]]، [[رضویه]]، [[مهدیه]]، [[کبرویه]] و [[احدیه]] شهرت یافته و به طور خلاصه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ذهبیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نامیده می شوند و مخالفان این فرقه آنان را [[ذهبیه اغتشاشیه]] می نامند، اما آنان خود را [[ذهبیه خالص]] یا [[ذهبیه مرتضویه]] می خوانند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دائرة المعارف تشیع]] می نویسد: « ذهبیه فرقه ای از صوفیه و پیروان عبدالله برزش آبادی مشهدی است که از صوفیان بنام سده نهم هجری بوده و پیروان آن شیعی مذهب هستند و نخست در [[خراسان]] پدید آمدند و سپس در [[آذربایجان]]، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;فارس، &lt;/ins&gt;[[تهران]] و [[خوزستان]] گسترش یافتند. این سلسله، به دلیل انتساب به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;امام علی مرتضی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] (&lt;/ins&gt;علیه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;السلام)، &lt;/ins&gt;[[امام رضا]] &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;علیه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;السلام)، [[&lt;/ins&gt;امام مهدی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] (&lt;/ins&gt;علیه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;السلام)، [[&lt;/ins&gt;نجم الدین کبری&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;میرزا احمد عبدالحی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مرتضوی]]، &lt;/ins&gt;به نام های [[ذهبیه مرتضویه]]، [[رضویه]]، [[مهدیه]]، [[کبرویه]] و [[احدیه]] شهرت یافته و به طور خلاصه ذهبیه نامیده می شوند و مخالفان این فرقه آنان را [[ذهبیه اغتشاشیه]] می نامند، اما آنان خود را [[ذهبیه خالص]] یا [[ذهبیه مرتضویه]] می خوانند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله [[ذهبیه]]، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات [[ذهبیه]]، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، علاءالدوله سمنانی و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان [[ذهبیه]]، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان [[ذهبیه]] هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب [[ذهبیه]]، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ [[ذهبیه]] که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره [[صفویه]] نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل [[شیعه]] گرایی [[ذهبیه]]، بلکه به دلیل اختلاف طریقت [[ذهبیه]] و [[صفویه]] و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر [[ذهبیه]] تنگ نمود. موج حملات بر ضد [[تصوف]] و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره [[صفویه]] آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر [[ذهبیه]] هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام [[ذهبیه]] به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ [[ذهبیه]]، محمد علی مؤذن و نجیب الدین رضا تبریزی، مجالی برای برپایی مجالس ترویج [[ذهبیه]] پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، سید قطب الدین محمد نیریزی، سی و دومین قطب [[ذهبیه]]، جانی تازه به [[ذهبیه]] بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز [[ذهبیه]] گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی و جانشینان او، [[ذهبیه]] تعمیق و در شهرهای مختلف [[ایران]] گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی عبدالحمید گنجویان، عمده فعالیت های [[ذهبیه]]، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و [[ذهبیه]] به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ هزار و دویست ساله [[ذهبیه]]، مشتمل بر حوادث اجتماعی و فرهنگی فراوان است. در سده های اولیه حیات [[ذهبیه]]، شخصیت هایی همچون: نجم الدین کبری، علاءالدوله سمنانی و [[عبدالرحمن اسفراینی]]، به ارشاد، وعظ و اندرز برای عموم مردم و تربیت و تعلیم شاگردان مشغول بودند و آثار پرمغزی در این دوره برای مقاصد مزبور توسط بزرگان [[ذهبیه]]، تألیف شد. از قرن هفتم قمری با یورش مغول و قتل و غارت ها و رواج فساد فرهنگی و اجتماعی و به انزوا رفتن سالکان و عارفان، مردان [[ذهبیه]] هم در پرده گمنامی پنهان شدند، به طوری که از بسیاری از اقطاب [[ذهبیه]]، جز نامی باقی نمانده است و ترجیح می دادند در گمنامی زندگی کنند. بعضی از مشایخ [[ذهبیه]] که به وعظ و ارشاد علنی و برپایی مجالس اقدام کردند، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این وضعیت در دوره [[صفویه]] نیز ادامه داشت، اما نه به دلیل [[شیعه]] گرایی [[ذهبیه]]، بلکه به دلیل اختلاف طریقت [[ذهبیه]] و [[صفویه]] و در دست داشتن حاکمیت بود که عرصه را بر [[ذهبیه]] تنگ نمود. موج حملات بر ضد [[تصوف]] و عرفان، از سوی فقیهان و متشرعان که از دوره [[صفویه]] آغاز گشت و کتاب های فراوانی علیه آنها نوشتند که بر [[ذهبیه]] هم بی تأثیر نبود. اگرچه پایبندی و التزام [[ذهبیه]] به شریعت، موجب جانبداری برخی از فقیهان از آن ها شده است. در این دوره تنها دو نفر از مشایخ [[ذهبیه]]، محمد علی مؤذن و نجیب الدین رضا تبریزی، مجالی برای برپایی مجالس ترویج [[ذهبیه]] پیدا کردند. در قرن دوازدهم هجری، سید قطب الدین محمد نیریزی، سی و دومین قطب [[ذهبیه]]، جانی تازه به [[ذهبیه]] بخشید. تألیفات و مجالس وی رونق داشت و بزرگان را پرورش می داد. از 1125 هجری قمری با تدریس او در طاق مروارید مسجد جامع [[شیراز]]، این شهر مرکز [[ذهبیه]] گردید و تا امروز این مرکزیت باقی است. در دوره ناصری هم با پیدایش وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی و به قطبیت رسیدن آقا میرزا ابوالقاسم راز شیرازی و جانشینان او، [[ذهبیه]] تعمیق و در شهرهای مختلف [[ایران]] گسترش یافت. در دوره قطب های معاصر و آخرین آنها یعنی عبدالحمید گنجویان، عمده فعالیت های [[ذهبیه]]، مصروف چاپ و نشر آثار این سلسله شده و [[ذهبیه]] به صورت یک مرکز علمی و فرهنگی درآمد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20921&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۵۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20921&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-21T09:59:43Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۵۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان منسوب به [[سید عبدالله مشهدی]] می باشند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان منسوب به [[سید عبدالله مشهدی]] می باشند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] از [[مجالس المؤمنین]] نقل می کند: «چون ترتیب سلسله [[کبرویه ذهبیه]] از [[میر سید علی همدانی]] به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;خواجه اسحاق ختّلانی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;رسید، وی با [[سید محمد نوربخش]] بیعت نمود و او را خلیفةالخلفاء خود و ملقب به نوربخش فرمود. و چون سید عبدالله مشهدی از اصحاب خواجه اسحاق، این بشنید، گفت اگر خواجه با او بیعت کرده، ما از خواجه برگشتیم. و خواجه در کوه تبری که از قلاع ولایت [[ختلان]] است همان لحظه از روی مکاشفه فهمید و گفت: درویشان، میر عبدالله مرتد شده، و این زمان خود را درصدد ارشاد می دارد و بیعت به دست او باطل است. و الحال در [[خراسان]] مریدان سید عبدالله را [[صوفیه (ذهبیه)|صوفیه]] و مریدان سیدمحمد را [[نوربخشیه]] می نامند». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[زین العابدین شیروانی]] نام وی را شیخ عبدالله برزش آبادی مشهدی ضبط کرده و می نویسد: «او از [[خواجه اسحاق ختّلانی]] اجازه داشته است. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[ریاض السیاحة]]، [[زین العابدین شیروانی]]، ص339&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] از [[مجالس المؤمنین]] نقل می کند: «چون ترتیب سلسله [[کبرویه ذهبیه]] از [[میر سید علی همدانی]] به خواجه اسحاق ختّلانی رسید، وی با [[سید محمد نوربخش]] بیعت نمود و او را خلیفةالخلفاء خود و ملقب به نوربخش فرمود. و چون سید عبدالله مشهدی از اصحاب خواجه اسحاق، این بشنید، گفت اگر خواجه با او بیعت کرده، ما از خواجه برگشتیم. و خواجه در کوه تبری که از قلاع ولایت [[ختلان]] است همان لحظه از روی مکاشفه فهمید و گفت: درویشان، میر عبدالله مرتد شده، و این زمان خود را درصدد ارشاد می دارد و بیعت به دست او باطل است. و الحال در [[خراسان]] مریدان سید عبدالله را [[صوفیه (ذهبیه)|صوفیه]] و مریدان سیدمحمد را [[نوربخشیه]] می نامند». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[لویی ماسینیون]] این نام را اسم فارسی طریقت [[کبراویه]] معرفی می کند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف الاسلامیة]]، ج15، ص181&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[لویی ماسینیون]] این نام را اسم فارسی طریقت [[کبراویه]] معرفی می کند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف الاسلامیة]]، ج15، ص181&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[زین العابدین شیروانی]] نام وی را شیخ عبدالله برزش آبادی مشهدی ضبط کرده و می نویسد: «او از خواجه اسحاق ختّلانی اجازه داشته است. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[ریاض السیاحة]]، [[زین العابدین شیروانی]]، ص339&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] هم چنین در ذکر سلسله [[ذهبیه اغتشاشیه]] که منسوب به سید عبدالله مشهدی است می گوید: «... در [[بستان السیاحة]] است که نام [[ذهبیه]] به این فرقه قلیل، مدتی است نهاده اند. گویا صد سال نرسیده باشد، و سالکان سلسله [[ذهبیه]] به جز در کشور [[فارس]] جای دیگر به نظر نیامده است. اکنون سال هاست که صاحب ارشاد در آن سلسله مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک برده باشد همانا وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt; همان، ج2، ص344&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] هم چنین در ذکر سلسله [[ذهبیه اغتشاشیه]] که منسوب به سید عبدالله مشهدی است می گوید: «... در [[بستان السیاحة]] است که نام [[ذهبیه]] به این فرقه قلیل، مدتی است نهاده اند. گویا صد سال نرسیده باشد، و سالکان سلسله [[ذهبیه]] به جز در کشور [[فارس]] جای دیگر به نظر نیامده است. اکنون سال هاست که صاحب ارشاد در آن سلسله مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک برده باشد همانا وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt; همان، ج2، ص344&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20920&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۵۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C%D9%87&amp;diff=20920&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-21T09:58:10Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۵۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[صوفیه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفیه (صوفیه)|&lt;/ins&gt;صوفیه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان منسوب به سید عبدالله مشهدی می باشند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان منسوب به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سید عبدالله مشهدی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;می باشند. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] از [[مجالس المؤمنین]] نقل می کند: «چون ترتیب سلسله [[کبرویه ذهبیه]] از میر سید علی همدانی به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;خواجه &lt;/del&gt;[[اسحاق ختّلانی]] رسید، وی با سید محمد نوربخش بیعت نمود و او را خلیفةالخلفاء خود و ملقب به نوربخش فرمود. و چون سید عبدالله مشهدی از اصحاب خواجه اسحاق، این بشنید، گفت اگر خواجه با او بیعت کرده، ما از خواجه برگشتیم. و خواجه در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;کوه تبری&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;که از قلاع ولایت [[ختلان]] است همان لحظه از روی مکاشفه فهمید و گفت: &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[درویشان]]، &lt;/del&gt;میر عبدالله مرتد شده، و این زمان خود را درصدد ارشاد می دارد و بیعت به دست او باطل است. و الحال در [[خراسان]] مریدان سید عبدالله را [[صوفیه]] و مریدان سیدمحمد را [[نوربخشیه]] می نامند». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] از [[مجالس المؤمنین]] نقل می کند: «چون ترتیب سلسله [[کبرویه ذهبیه]] از &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;میر سید علی همدانی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;خواجه &lt;/ins&gt;اسحاق ختّلانی]] رسید، وی با &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سید محمد نوربخش&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;بیعت نمود و او را خلیفةالخلفاء خود و ملقب به نوربخش فرمود. و چون سید عبدالله مشهدی از اصحاب خواجه اسحاق، این بشنید، گفت اگر خواجه با او بیعت کرده، ما از خواجه برگشتیم. و خواجه در کوه تبری که از قلاع ولایت [[ختلان]] است همان لحظه از روی مکاشفه فهمید و گفت: &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;درویشان، &lt;/ins&gt;میر عبدالله مرتد شده، و این زمان خود را درصدد ارشاد می دارد و بیعت به دست او باطل است. و الحال در [[خراسان]] مریدان سید عبدالله را [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفیه (ذهبیه)|&lt;/ins&gt;صوفیه]] و مریدان سیدمحمد را [[نوربخشیه]] می نامند». &amp;lt;ref&amp;gt; [[طرائق الحقائق]]، [[معصوم علی شاه]]، ج2، ص319&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[لویی ماسینیون]] این نام را اسم فارسی طریقت [[کبراویه]] معرفی می کند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف الاسلامیة]]، ج15، ص181&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[لویی ماسینیون]] این نام را اسم فارسی طریقت [[کبراویه]] معرفی می کند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف الاسلامیة]]، ج15، ص181&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[زین العابدین شیروانی]] نام وی را شیخ عبدالله برزش آبادی مشهدی ضبط کرده و می نویسد: «او از خواجه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;اسحاق ختّلانی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;اجازه داشته است. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[ریاض السیاحة]]، [[زین العابدین شیروانی]]، ص339&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[زین العابدین شیروانی]] نام وی را شیخ عبدالله برزش آبادی مشهدی ضبط کرده و می نویسد: «او از خواجه اسحاق ختّلانی اجازه داشته است. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[ریاض السیاحة]]، [[زین العابدین شیروانی]]، ص339&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] هم چنین در ذکر سلسله [[ذهبیه اغتشاشیه]] که منسوب به سید عبدالله مشهدی است می گوید: «... در [[بستان السیاحة]] است که نام [[ذهبیه]] به این فرقه قلیل، مدتی است نهاده اند. گویا صد سال نرسیده باشد، و سالکان سلسله [[ذهبیه]] به جز در کشور [[فارس]] جای دیگر به نظر نیامده است. اکنون سال هاست که صاحب ارشاد در آن سلسله مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک برده باشد همانا وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt; همان، ج2، ص344&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[طرائق الحقائق]] هم چنین در ذکر سلسله [[ذهبیه اغتشاشیه]] که منسوب به سید عبدالله مشهدی است می گوید: «... در [[بستان السیاحة]] است که نام [[ذهبیه]] به این فرقه قلیل، مدتی است نهاده اند. گویا صد سال نرسیده باشد، و سالکان سلسله [[ذهبیه]] به جز در کشور [[فارس]] جای دیگر به نظر نیامده است. اکنون سال هاست که صاحب ارشاد در آن سلسله مفقود است، بلکه اهل ادراک و کسی که معامله اش پاک برده باشد همانا وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt; همان، ج2، ص344&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	</feed>