<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C</id>
		<title>جلال الدین رومی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;action=history"/>
		<updated>2026-05-27T11:10:37Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.24.1</generator>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=27588&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۱ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۵۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=27588&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-01T09:58:57Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۵۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم [[آسيای صغير]] (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بلخ&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قونيه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;برهان محقق&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;(638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;دمشق&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قونيه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;دمشق&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;صوفیه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(صوفیه)|صوفیه]] &lt;/del&gt;و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;صلاح الدين زرکوب&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;حسام الدین چلبی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قونيه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;مثنوی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;از زبان نی بيان می شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم [[آسيای صغير]] (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از بلخ بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به قونيه آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات برهان محقق (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به دمشق سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به قونيه بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به دمشق سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت صوفیه و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين صلاح الدين زرکوب گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق حسام الدین چلبی به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در قونيه و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در مثنوی از زبان نی بيان می شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص می دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشی ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسی]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص می دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشی ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسی]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16352&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۳۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16352&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-05-05T11:35:06Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۳۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم [[آسيای صغير]] (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان می شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم [[آسيای صغير]] (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان می شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص می دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشی ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;فارسي&lt;/del&gt;]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص می دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشی ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;فارسی&lt;/ins&gt;]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16348&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16348&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-05-05T11:23:24Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم [[آسيای صغير]] (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مي &lt;/del&gt;شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم [[آسيای صغير]] (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;می &lt;/ins&gt;شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مي &lt;/del&gt;دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;خوشي &lt;/del&gt;ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;می &lt;/ins&gt;دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;خوشی &lt;/ins&gt;ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16347&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16347&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-05-05T11:19:27Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;آسيای صغير&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16346&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16346&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-05-05T11:18:27Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولویه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفیه (صوفیه)|&lt;/ins&gt;صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفیه (صوفیه)|&lt;/ins&gt;صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16344&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16344&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-05-05T11:13:45Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مولويه&lt;/del&gt;]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مولویه&lt;/ins&gt;]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدین چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16343&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16343&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-05-05T11:13:02Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولويه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;الدين &lt;/del&gt;چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولويه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;الدین &lt;/ins&gt;چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدین چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16342&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16342&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-05-05T11:11:57Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۱&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولويه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدين چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;الدين &lt;/del&gt;چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولويه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفیه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدين چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;الدین &lt;/ins&gt;چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16341&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16341&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-05-05T11:10:54Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولويه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفيه&lt;/del&gt;]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدين چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدين چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولويه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[صوفیه]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفیه&lt;/ins&gt;]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدين چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدين چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16340&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=16340&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-05-05T11:10:15Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولويه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفيه&lt;/del&gt;]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفيه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدين چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدين چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;جلال الدین رومی مشهور به جلال الدین بلخی، ملقب به خداوندگار،و مشهور به مولوی، مولانا و مولانای روم، 604ـ672 هجری قمری، شاعر و عارف و حکيم ايرانی مقيم آسيای صغير (و به همين سبب معروف به رومی)، که همه آثارش به زبان فارسی است و طريقه [[مولويه]] را که دنباله آن هنوز در [[ترکيه]] امروز موجود است، تأسيس کرده است. مولوی در [[بلخ]] به دنيا آمد. پدرش [[بهاء الدين ولد]] که در آن شهر مسند تدريس و فتوی داشت، به سبب رنجش خاطر [[سلطان محمد خوارزمشاه]]، هنگامی که جلال الدین کودک بود، از [[بلخ]] بيرون آمد، و سرانجام رخت به [[قونيه]] کشيد، و در آنجا ماند تا وفات يافت (628هـ .ق). هنگام وفات پدر، جلال الدین 24 ساله بود، و بر جای پدر به وعظ و فتوی پرداخت. چندی بعد [[برهان محقق ترمذی]] از [[خراسان]] به [[قونيه]] آمد و جلال الدین جوان را تحت ارشاد و تربيت خويش گرفت و او را يک چند به [[حلب]] و [[دمشق]] فرستاد و تدريجاً با معارف [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفیه&lt;/ins&gt;]] آشنايی تمام داد. تا چند سالی بعداز وفات [[برهان محقق]] (638هـ .ق)، جلال الدین همچنان در مسند تدريس مستقر بود تا آن که [[شمس تبريزی]] به وی پيوست (642هـ .ق)، و از صحبت شمس، انقلابی روحانی در وجود او پديد آمد که ترک مسند تدريس و فتوی گفت، و اين امر سبب نارضائی و خشم مريدان مولانا شده، مريد و مراد را سرزنش ها کردند، و عاقبت شمس تحت فشار مريدان مولانا، بعد از آن که به [[دمشق]] سفر کرد(643هـ .ق)، کوشيد يک چند خود را از مولانا دور نگهدارد و ممکن نشد و عاقبت به [[قونيه]] بازگشت(644هـ .ق)، اما چندی بعد بناگاه ناپديد شد(645هـ&amp;#160; .ق)، و افسانه ای شايع گشت که به دست مريدان مولانا کشته شده است. اين شايعه بی شک در عهد حيات مولوی وجود نداشته است و بعدها به وجود آمده زيرا بعد از غيبت شمس، چندين بار مولوی به جستجوی او به [[دمشق]] سفر کرده اما از آن گمشده نشانی نيافت. بعد از آن، مولانا مسند تدريس و فتوی را ترک گفته به تربيت [[صوفيه]] و مراقبت باطن پرداخت. ارتباط و اتصال او با [[شيخ صلاح الدين فريدون زرکوب]] و سپس تعلق و ارتباط با [[حسام الدين چلبی]] در اين دوره از عمر (647ـ672هـ .ق) يک چند او را سخت مشغول داشت، و در واقع مقداری از غزليات [[ديوان شمس]] به نام همين [[صلاح الدين زرکوب]] گفته شده، و [[مثنوی]] هم که مهمترين اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشويق [[حسام الدين چلبی]] به وجود آمده است. وفات مولانا در جمادی الاخر سال 672ق در [[قونيه]] و در پايان بيماريی که ظاهراً تب محرقه بوده است، روی داد. تعليم جلال الدین در [[مثنوی]] از زبان نی بيان مي شود، به اعتقاد وی انسان مبدأ و اصلی دارد و هدف تمامی مساعی و مجاهدات وی آن است که بار ديگر به اصل خويش راجع شود. اين طلب وصل، که جز طلب اصل نيست، راه نيلِ بدان، تمسک به شريعت و گذر از طريقت است تا نيل به حقيقت که هدف وصل همان است، حاصل آيد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از اين رو، مولوی به شريعت که وسيله تهذيب و رياضت نفس است اهميت خاص مي دهد، نه به ترک شريعت و تسليم به شطحيات صوفيه را توصيه ميکند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ می نمايد. وی در باب اخلاق و تربيت نيز نکته سنجيهای بديع دارد. سرچمشه خوشي ها را جان می شمارد و لذات معنوی را که قابل سلب و انتزاع نيست، بر لذات جسمانی که فانی است ترجيح مي دهد. اخلاص و پاکی نيت را هم در علم و هم در عمل لازم می داند و تأکيد می کند که انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرةالمعارف فارسي]]، [[مصاحب]]،ج1، ص743&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	</feed>