<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_%28%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87%29</id>
		<title>ثنویه (از قَدَریه) - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_%28%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87%29"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;action=history"/>
		<updated>2026-05-27T20:26:25Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.24.1</generator>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=22427&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۸:۲۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=22427&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-30T18:22:49Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۸:۲۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ثنویه یکی از نام های [[معتزله (معتزله)|معتزله]] نیز می باشد؛ چنان که در بسیاری از موارد، قَدَریه و معتزله را یک فرقه به شمار آورده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار]]، [[احمد بن علی مقریزی]]، ج2، ص348&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ثنویه یکی از نام های [[معتزله (معتزله)|معتزله]] نیز می باشد؛ چنان که در بسیاری از موارد، قَدَریه و معتزله را یک فرقه به شمار آورده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار]]، [[احمد بن علی مقریزی]]، ج2، ص348&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] می نویسد: «در منابع اسلامی از جمله افراد مشهور به داشتن عقاید ثنوی و به تعبیری زندیقان، این اشخاص بودند: [[ابن طالوت]]، [[ابوشاکر دیصانی]]، [[نعمان بن ابی العَوجاء]]، [[جعد بن درهم]]، [[ابن اخی ابی شاکر]] و [[صالح بن عبدالقدوس]]. گفته اند شاعرانی چون [[بَشّار بن بُرْد]] (م: 167ق)، [[اسحاق بن خلف]] (م: 318ق)، [[ابن سَیابَه]](از شاگردان [[امام جعفر صادق]] علیه السلام)، [[علی بن خلیل]]، [[علی بن ثابت]] و بُحتُری نیز به مذاهب ثنویه گرایش داشته اند. در منابع گزارش هایی متعارض از ثنوی بودن برخی اشخاص وجود دارد. این تعارضات گاهی ناشی از اشتباهات و گاهی از روی اتهام و به تبع آن نفی اتهام است. مثلاًً نام کسانی چون [[هشام بن حکم]] (از اصحاب امام صادق علیه السلام )، [[ابوعیسی وراق]] (م: 247ق) و [[نظام]] معتزلی را در زمره قائلان به ثنویت آورده اند. در صورتی که چنانکه گزارش شده است این اشخاص خود از پیشگامان ردّیه نویسی بر ثنویان بوده اند. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج9، ص136&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] می نویسد: «در منابع اسلامی از جمله افراد مشهور به داشتن عقاید ثنوی و به تعبیری زندیقان، این اشخاص بودند: [[ابن طالوت]]، [[ابوشاکر دیصانی]]، [[نعمان بن ابی العَوجاء]]، [[جعد بن درهم]]، [[ابن اخی ابی شاکر]] و [[صالح بن عبدالقدوس]]. گفته اند شاعرانی چون [[بَشّار بن بُرْد]] (م: 167ق)، [[اسحاق بن خلف]] (م: 318ق)، [[ابن سَیابَه]](از شاگردان [[امام جعفر صادق]] &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;علیه السلام)، [[علی بن خلیل]]، [[علی بن ثابت]] و بُحتُری نیز به مذاهب ثنویه گرایش داشته اند. در منابع گزارش هایی متعارض از ثنوی بودن برخی اشخاص وجود دارد. این تعارضات گاهی ناشی از اشتباهات و گاهی از روی اتهام و به تبع آن نفی اتهام است. مثلاًً نام کسانی چون [[هشام بن حکم]] (از اصحاب امام صادق &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(&lt;/ins&gt;علیه السلام)، [[ابوعیسی وراق]] (م: 247ق) و [[نظام]] معتزلی را در زمره قائلان به ثنویت آورده اند. در صورتی که چنانکه گزارش شده است این اشخاص خود از پیشگامان ردّیه نویسی بر ثنویان بوده اند. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج9، ص136&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به انگیزه قائلین به ثنویت اشاره کرده و می نویسد: «انگیزه ثنویین از نظریه دو مبدأ چه بوده است؟ آیا اساساً شرّی در عالم وجود دارد یا هرچه هست خیر محض است؟ اگر شری هست، بسیار است یا اندک؟ اگر عالم آمیزه ای از خیرات و شرور است، آیا خیر و شر با هم در تضاد و تقابل اند؟ آیا صدور افعال متضاد و متقابل از مبدأ واحدِ مفروض، معقول است یا ناچاریم به سبب وجود خیر و شر در عالم، قائل به وجود دو فاعل شویم؟ اگر در عالم دو فاعل، مثلاًً نور و ظلمت، هست آیا آن دو قدیم اند یا حادث؟ پیدایی عالم به چه صورت بوده است؟ آیا نور و ظلمت متناهی اند یا نامتناهی؟ آیا نور و ظلمت فاعل بالطبع اند یا فاعل بالاختیار؟ این گونه سؤالات از جمله مسائلی است که در کلام اسلامی درباره مفهوم ثنویت طرح و بررسی شده است. می توان گفت عقیده ثنویون بر سه مقدمه استوار است: مقدمه اول، خارج نبودن امور عالم از دو حال، خیر یا شر؛ مقدمه دوم، قول به تضادّ میان خیر و شر؛ و مقدمه سوم، منع صدور افعال متضاد از فاعل واحد. در نتیجه این مقدمات، ثنویون معتقد بودند در عالم دو خالق (یا صانع) وجود دارد که یکی خالق همه خیرها و دیگری خالق همه شرهاست. در بحث با ثنویون هریک از این مقدمات نقد و بررسی شده است. [[اشاعره]] همه چیز را منتسب به خدا و مقدَّر او دانسته اند. معتزله و [[امامیه]] برای شروری که اختیار انسان در آن ها مدخلیتی ندارد، حکمت ها و مصالحی را عنوان کرده اند. تضاد میان خیر و شر هم به اعتقاد برخی متکلمان پذیرفتنی نیست. خیر و شر امور نسبی اند. امر واحد ممکن است از جهتی خیر و از جهت دیگر شر باشد. و در ردّ امتناع صدور افعال متضاد از فاعل واحد هم می توان استدلال کرد. از دیگر آرای ثنویون، که متکلمان مسلمان درباره آن بحث کرده اند، عقیده ثنویون درباره نحوه پیدایی عالم است. به عقیده آن ها نور که از خشونت ظلمت در رنج بود، برای رهایی از آن با ظلمت ممزوج شد و از ترکیب آن دو، مزاج عالم پدید آمد. که البته با فرض تضاد نور و ظلمت، امتزاج آن ها ممتنع است. مسئله دیگری که توجه متکلّمان را به خود جلب کرده، نحوه فاعلیت نور و ظلمت است. عالمان اسلامی، به ویژه در قرن های سوم و چهارم، در ردّ دیدگاه ثنویون آثاری نوشته اند. در فلسفه هم، هرچند بحث ثنویت مستقلاً چندان محل توجه نبوده است اما لازمه براهینی که فلاسفه مسلمان در اثبات وجود خداوند اقامه کرده اند و بحث از واجب الوجودِ بَحْت و بسیط و مطلق که ضدّ و نِدّ ندارد، نفی ثنویت است. درباره [[سهروردی]]، با توجه به علاقه او به حکمت [[ایران]] باستان و استفاده او از تعابیر نور و ظلمت، گاهی این نکته مطرح شده که لازمه دیدگاه او پذیرش ثنویت است، در صورتی که با توجه به صفاتی که او برای نورالانوار برمی شمارد، روشن است که در اندیشه او نیز ثنویت جایی ندارد و نورالانوار در نظر او یگانه مطلق است. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این دانشنامه سپس به انگیزه قائلین به ثنویت اشاره کرده و می نویسد: «انگیزه ثنویین از نظریه دو مبدأ چه بوده است؟ آیا اساساً شرّی در عالم وجود دارد یا هرچه هست خیر محض است؟ اگر شری هست، بسیار است یا اندک؟ اگر عالم آمیزه ای از خیرات و شرور است، آیا خیر و شر با هم در تضاد و تقابل اند؟ آیا صدور افعال متضاد و متقابل از مبدأ واحدِ مفروض، معقول است یا ناچاریم به سبب وجود خیر و شر در عالم، قائل به وجود دو فاعل شویم؟ اگر در عالم دو فاعل، مثلاًً نور و ظلمت، هست آیا آن دو قدیم اند یا حادث؟ پیدایی عالم به چه صورت بوده است؟ آیا نور و ظلمت متناهی اند یا نامتناهی؟ آیا نور و ظلمت فاعل بالطبع اند یا فاعل بالاختیار؟ این گونه سؤالات از جمله مسائلی است که در کلام اسلامی درباره مفهوم ثنویت طرح و بررسی شده است. می توان گفت عقیده ثنویون بر سه مقدمه استوار است: مقدمه اول، خارج نبودن امور عالم از دو حال، خیر یا شر؛ مقدمه دوم، قول به تضادّ میان خیر و شر؛ و مقدمه سوم، منع صدور افعال متضاد از فاعل واحد. در نتیجه این مقدمات، ثنویون معتقد بودند در عالم دو خالق (یا صانع) وجود دارد که یکی خالق همه خیرها و دیگری خالق همه شرهاست. در بحث با ثنویون هریک از این مقدمات نقد و بررسی شده است. [[اشاعره]] همه چیز را منتسب به خدا و مقدَّر او دانسته اند. معتزله و [[امامیه]] برای شروری که اختیار انسان در آن ها مدخلیتی ندارد، حکمت ها و مصالحی را عنوان کرده اند. تضاد میان خیر و شر هم به اعتقاد برخی متکلمان پذیرفتنی نیست. خیر و شر امور نسبی اند. امر واحد ممکن است از جهتی خیر و از جهت دیگر شر باشد. و در ردّ امتناع صدور افعال متضاد از فاعل واحد هم می توان استدلال کرد. از دیگر آرای ثنویون، که متکلمان مسلمان درباره آن بحث کرده اند، عقیده ثنویون درباره نحوه پیدایی عالم است. به عقیده آن ها نور که از خشونت ظلمت در رنج بود، برای رهایی از آن با ظلمت ممزوج شد و از ترکیب آن دو، مزاج عالم پدید آمد. که البته با فرض تضاد نور و ظلمت، امتزاج آن ها ممتنع است. مسئله دیگری که توجه متکلّمان را به خود جلب کرده، نحوه فاعلیت نور و ظلمت است. عالمان اسلامی، به ویژه در قرن های سوم و چهارم، در ردّ دیدگاه ثنویون آثاری نوشته اند. در فلسفه هم، هرچند بحث ثنویت مستقلاً چندان محل توجه نبوده است اما لازمه براهینی که فلاسفه مسلمان در اثبات وجود خداوند اقامه کرده اند و بحث از واجب الوجودِ بَحْت و بسیط و مطلق که ضدّ و نِدّ ندارد، نفی ثنویت است. درباره [[سهروردی]]، با توجه به علاقه او به حکمت [[ایران]] باستان و استفاده او از تعابیر نور و ظلمت، گاهی این نکته مطرح شده که لازمه دیدگاه او پذیرش ثنویت است، در صورتی که با توجه به صفاتی که او برای نورالانوار برمی شمارد، روشن است که در اندیشه او نیز ثنویت جایی ندارد و نورالانوار در نظر او یگانه مطلق است. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=18555&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۰۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=18555&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-07-23T10:02:24Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۰۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ثنویه یکی از نام های [[معتزله (معتزله)|معتزله]] نیز می باشد؛ چنان که در بسیاری از موارد، قَدَریه و معتزله را یک فرقه به شمار آورده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار]]، [[احمد بن علی مقریزی]]، ج2، ص348&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ثنویه یکی از نام های [[معتزله (معتزله)|معتزله]] نیز می باشد؛ چنان که در بسیاری از موارد، قَدَریه و معتزله را یک فرقه به شمار آورده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار]]، [[احمد بن علی مقریزی]]، ج2، ص348&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] می نویسد: «در منابع اسلامی از جمله افراد مشهور به داشتن عقاید ثنوی و به تعبیری زندیقان، این اشخاص بودند: [[ابن طالوت]]، [[ابوشاکر دیصانی]]، [[نعمان بن ابی العَوجاء]]، [[جعد بن درهم]]، [[ابن اخی ابی شاکر]] و [[صالح بن عبدالقدوس]]. گفته اند شاعرانی چون [[بَشّار بن بُرْد]] (م: 167ق)، [[اسحاق بن خلف]] (م: 318ق)، [[ابن سَیابَه]](از شاگردان [[امام جعفر صادق]] علیه السلام)، [[علی بن خلیل]]، [[علی بن ثابت]] و بُحتُری نیز به مذاهب ثنویه گرایش داشته اند. در منابع گزارش هایی متعارض از ثنوی بودن برخی اشخاص وجود دارد. این تعارضات گاهی ناشی از اشتباهات و گاهی از روی اتهام و به تبع آن نفی اتهام است. مثلاًً نام کسانی چون [[هشام بن حکم]] (از اصحاب امام صادق علیه السلام )، [[ابوعیسی وراق]] (م: 247ق) و [[نظام]] معتزلی را در زمره قائلان به ثنویت آورده اند. در صورتی که چنانکه گزارش شده است این اشخاص خود از پیشگامان ردّیه نویسی بر ثنویان بوده اند. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج9، ص136&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;این دانشنامه سپس به انگیزه قائلین به [[ثنوی]] ت اشاره کرده و می نویسد: «انگیزه [[ثنوی]] ین از نظریه دو مبدأ چه بوده است؟ آیا اساساً شرّی در عالم وجود دارد یا هرچه هست خیر محض است؟ اگر شری هست، بسیار است یا اندک؟ اگر عالم آمیزه ای از خیرات و شرور است، آیا خیر و شر با هم در تضاد و تقابل اند؟ آیا صدور افعال&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] می نویسد: «در منابع اسلامی از جمله افراد مشهور به داشتن عقاید ثنوی و به تعبیری زندیقان، این اشخاص بودند: [[ابن طالوت]]، [[ابوشاکر دیصانی]]، [[نعمان بن ابی العَوجاء]]، [[جعد بن درهم]]، [[ابن اخی ابی شاکر]] و [[صالح بن عبدالقدوس]]. گفته اند شاعرانی چون [[بَشّار بن بُرْد]] (م: 167ق)، [[اسحاق بن خلف]] (م: 318ق)، [[ابن سَیابَه]](از شاگردان [[امام جعفر صادق]] علیه السلام)، [[علی بن خلیل]]، [[علی بن ثابت]] و بُحتُری نیز به مذاهب ثنویه گرایش داشته اند. در منابع گزارش هایی متعارض از ثنوی بودن برخی اشخاص وجود دارد. این تعارضات گاهی ناشی از اشتباهات و گاهی از روی اتهام و به تبع آن نفی اتهام است. مثلاًً نام کسانی چون [[هشام بن حکم]] (از اصحاب امام صادق علیه السلام )، [[ابوعیسی وراق]] (م: 247ق) و [[نظام]] معتزلی را در زمره قائلان به ثنویت آورده اند. در صورتی که چنانکه گزارش شده است این اشخاص خود از پیشگامان ردّیه نویسی بر ثنویان بوده اند. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج9، ص136&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;متضاد و متقابل از مبدأ واحدِ مفروض، معقول است یا ناچاریم به سبب وجود خیر و شر در عالم، قائل به وجود دو فاعل شویم؟ اگر در عالم دو فاعل، مثلاًً نور و ظلمت، هست آیا آن دو قدیم اند یا حادث؟ پیدایی عالم به چه صورت بوده است؟ آیا نور و ظلمت متناهی اند یا نامتناهی؟ آیا نور و ظلمت فاعل بالطبع اند یا فاعل بالاختیار؟ این گونه سؤالات از جمله مسائلی است که در کلام اسلامی درباره مفهوم &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ت &lt;/del&gt;طرح و بررسی شده است. می توان گفت عقیده &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ون &lt;/del&gt;بر سه مقدمه استوار است: مقدمه اول، خارج نبودن امور عالم از دو حال، خیر یا شر؛ مقدمه دوم، قول به تضادّ میان خیر و شر؛ و مقدمه سوم، منع صدور افعال متضاد از فاعل واحد. در نتیجه این مقدمات، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ون &lt;/del&gt;معتقد بودند در عالم دو خالق (یا صانع) وجود دارد که یکی خالق همه خیرها و دیگری خالق همه شرهاست. در بحث با &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ون &lt;/del&gt;هریک از این مقدمات نقد و بررسی شده است. [[اشاعره]] همه چیز را منتسب به خدا و مقدَّر او دانسته اند. &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و [[امامیه]] برای شروری که اختیار انسان در آن ها مدخلیتی ندارد، حکمت ها و مصالحی را عنوان کرده اند. تضاد میان خیر و شر هم به اعتقاد برخی متکلمان پذیرفتنی نیست. خیر و شر امور نسبی اند. امر واحد ممکن است از جهتی خیر و از جهت دیگر شر باشد. و در ردّ امتناع صدور افعال متضاد از فاعل واحد هم می توان استدلال کرد. از دیگر آرای &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ون، &lt;/del&gt;که متکلمان مسلمان درباره آن بحث کرده اند، عقیده &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ون &lt;/del&gt;درباره نحوه پیدایی عالم است. به عقیده آن ها نور که از خشونت ظلمت در رنج بود، برای رهایی از آن با ظلمت ممزوج شد و از ترکیب آن دو، مزاج عالم پدید آمد. که البته با فرض تضاد نور و ظلمت، امتزاج آن ها ممتنع است. مسئله دیگری که توجه متکلّمان را به خود جلب کرده، نحوه فاعلیت نور و ظلمت است. عالمان اسلامی، به ویژه در قرن های سوم و چهارم، در ردّ دیدگاه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ون &lt;/del&gt;آثاری نوشته اند. در فلسفه هم، هرچند بحث &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ت &lt;/del&gt;مستقلاً چندان محل توجه نبوده است اما لازمه براهینی که فلاسفه مسلمان در اثبات وجود خداوند اقامه کرده اند و بحث از واجب الوجودِ بَحْت و بسیط و مطلق که ضدّ و نِدّ ندارد، نفی [[&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنوی&lt;/del&gt;]] &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ت است. درباره سهروردی، &lt;/del&gt;با توجه به علاقه او به حکمت [[ایران]] باستان و استفاده او از تعابیر نور و ظلمت، گاهی این نکته مطرح شده که لازمه دیدگاه او پذیرش &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ت &lt;/del&gt;است، در صورتی که با توجه به صفاتی که او برای نورالانوار برمی شمارد، روشن است که در اندیشه او نیز &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ت &lt;/del&gt;جایی ندارد و نورالانوار در نظر او یگانه مطلق است. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;این دانشنامه سپس به انگیزه قائلین به ثنویت اشاره کرده و می نویسد: «انگیزه ثنویین از نظریه دو مبدأ چه بوده است؟ آیا اساساً شرّی در عالم وجود دارد یا هرچه هست خیر محض است؟ اگر شری هست، بسیار است یا اندک؟ اگر عالم آمیزه ای از خیرات و شرور است، آیا خیر و شر با هم در تضاد و تقابل اند؟ آیا صدور افعال &lt;/ins&gt;متضاد و متقابل از مبدأ واحدِ مفروض، معقول است یا ناچاریم به سبب وجود خیر و شر در عالم، قائل به وجود دو فاعل شویم؟ اگر در عالم دو فاعل، مثلاًً نور و ظلمت، هست آیا آن دو قدیم اند یا حادث؟ پیدایی عالم به چه صورت بوده است؟ آیا نور و ظلمت متناهی اند یا نامتناهی؟ آیا نور و ظلمت فاعل بالطبع اند یا فاعل بالاختیار؟ این گونه سؤالات از جمله مسائلی است که در کلام اسلامی درباره مفهوم &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویت &lt;/ins&gt;طرح و بررسی شده است. می توان گفت عقیده &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویون &lt;/ins&gt;بر سه مقدمه استوار است: مقدمه اول، خارج نبودن امور عالم از دو حال، خیر یا شر؛ مقدمه دوم، قول به تضادّ میان خیر و شر؛ و مقدمه سوم، منع صدور افعال متضاد از فاعل واحد. در نتیجه این مقدمات، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویون &lt;/ins&gt;معتقد بودند در عالم دو خالق (یا صانع) وجود دارد که یکی خالق همه خیرها و دیگری خالق همه شرهاست. در بحث با &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویون &lt;/ins&gt;هریک از این مقدمات نقد و بررسی شده است. [[اشاعره]] همه چیز را منتسب به خدا و مقدَّر او دانسته اند. معتزله و [[امامیه]] برای شروری که اختیار انسان در آن ها مدخلیتی ندارد، حکمت ها و مصالحی را عنوان کرده اند. تضاد میان خیر و شر هم به اعتقاد برخی متکلمان پذیرفتنی نیست. خیر و شر امور نسبی اند. امر واحد ممکن است از جهتی خیر و از جهت دیگر شر باشد. و در ردّ امتناع صدور افعال متضاد از فاعل واحد هم می توان استدلال کرد. از دیگر آرای &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویون، &lt;/ins&gt;که متکلمان مسلمان درباره آن بحث کرده اند، عقیده &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویون &lt;/ins&gt;درباره نحوه پیدایی عالم است. به عقیده آن ها نور که از خشونت ظلمت در رنج بود، برای رهایی از آن با ظلمت ممزوج شد و از ترکیب آن دو، مزاج عالم پدید آمد. که البته با فرض تضاد نور و ظلمت، امتزاج آن ها ممتنع است. مسئله دیگری که توجه متکلّمان را به خود جلب کرده، نحوه فاعلیت نور و ظلمت است. عالمان اسلامی، به ویژه در قرن های سوم و چهارم، در ردّ دیدگاه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویون &lt;/ins&gt;آثاری نوشته اند. در فلسفه هم، هرچند بحث &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویت &lt;/ins&gt;مستقلاً چندان محل توجه نبوده است اما لازمه براهینی که فلاسفه مسلمان در اثبات وجود خداوند اقامه کرده اند و بحث از واجب الوجودِ بَحْت و بسیط و مطلق که ضدّ و نِدّ ندارد، نفی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویت است. درباره &lt;/ins&gt;[[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;سهروردی&lt;/ins&gt;]]&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;، &lt;/ins&gt;با توجه به علاقه او به حکمت [[ایران]] باستان و استفاده او از تعابیر نور و ظلمت، گاهی این نکته مطرح شده که لازمه دیدگاه او پذیرش &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویت &lt;/ins&gt;است، در صورتی که با توجه به صفاتی که او برای نورالانوار برمی شمارد، روشن است که در اندیشه او نیز &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویت &lt;/ins&gt;جایی ندارد و نورالانوار در نظر او یگانه مطلق است. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=18548&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۵۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=18548&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-07-23T09:50:06Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۵۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[قَدَریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[قَدَریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان معتقدند خیر از خدا و شر از ابلیس است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[تلبیس ابلیس]]، [[ابن جوزی]]، ص40 / [[هفتاد و سه ملت]]، ص29&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ایشان معتقدند خیر از خدا و شر از &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابلیس&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[تلبیس ابلیس]]، [[ابن جوزی]]، ص40 / [[هفتاد و سه ملت]]، ص29&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ثنویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;یکی از نام های [[معتزله]] نیز می باشد؛ چنان که در بسیاری از موارد، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قَدَریه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;را یک فرقه به شمار آورده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار]]، [[احمد بن علی مقریزی]]، ج2، ص348&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ثنویه یکی از نام های [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]] نیز می باشد؛ چنان که در بسیاری از موارد، قَدَریه و معتزله را یک فرقه به شمار آورده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار]]، [[احمد بن علی مقریزی]]، ج2، ص348&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] می نویسد: «در منابع اسلامی از جمله افراد مشهور به داشتن عقاید &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ثنوی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و به تعبیری زندیقان، این اشخاص بودند: ابن &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;طالوت، &lt;/del&gt;ابوشاکر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دیصانی، &lt;/del&gt;نعمان بن ابی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;العَوجاء، &lt;/del&gt;[[جعد بن درهم]]، ابن اخی ابی شاکر و صالح بن عبدالقدوس. گفته اند شاعرانی چون بَشّار بن بُرْد (م: 167ق)، اسحاق بن خلف (م: 318ق)، ابن سَیابَه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[دانشنامه جهان اسلام]] می نویسد: «در منابع اسلامی از جمله افراد مشهور به داشتن عقاید ثنوی و به تعبیری زندیقان، این اشخاص بودند: &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابن &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;طالوت]]، [[&lt;/ins&gt;ابوشاکر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دیصانی]]، [[&lt;/ins&gt;نعمان بن ابی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;العَوجاء]]، &lt;/ins&gt;[[جعد بن درهم]]، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابن اخی ابی شاکر&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;صالح بن عبدالقدوس&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;. گفته اند شاعرانی چون &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بَشّار بن بُرْد&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(م: 167ق)، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;اسحاق بن خلف&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(م: 318ق)، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابن سَیابَه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;(از شاگردان [[امام جعفر صادق]] علیه السلام)، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;علی بن &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;خلیل]]، [[&lt;/ins&gt;علی بن ثابت&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و بُحتُری نیز به مذاهب ثنویه گرایش داشته اند. در منابع گزارش هایی متعارض از ثنوی بودن برخی اشخاص وجود دارد. این تعارضات گاهی ناشی از اشتباهات و گاهی از روی اتهام و به تبع آن نفی اتهام است. مثلاًً نام کسانی چون &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;هشام بن حکم&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(از اصحاب امام صادق علیه السلام )، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابوعیسی وراق&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(م: 247ق) و [[نظام]] معتزلی را در زمره قائلان به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویت &lt;/ins&gt;آورده اند. در صورتی که چنانکه گزارش شده است این اشخاص خود از پیشگامان ردّیه نویسی بر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ثنویان &lt;/ins&gt;بوده اند. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج9، ص136&amp;lt;/ref&amp;gt; این دانشنامه سپس به انگیزه قائلین به [[ثنوی]] ت اشاره کرده و می نویسد: «انگیزه [[ثنوی]] ین از نظریه دو مبدأ چه بوده است؟ آیا اساساً شرّی در عالم وجود دارد یا هرچه هست خیر محض است؟ اگر شری هست، بسیار است یا اندک؟ اگر عالم آمیزه ای از خیرات و شرور است، آیا خیر و شر با هم در تضاد و تقابل اند؟ آیا صدور افعال&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;(از شاگردان [[امام جعفر صادق]] علیه السلام)، علی بن &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;خلیل، &lt;/del&gt;علی بن ثابت و بُحتُری نیز به مذاهب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ثنویه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گرایش داشته اند. در منابع گزارش هایی متعارض از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ثنوی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بودن برخی اشخاص وجود دارد. این تعارضات گاهی ناشی از اشتباهات و گاهی از روی اتهام و به تبع آن نفی اتهام است. مثلاًً نام کسانی چون هشام بن حکم (از اصحاب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;امام صادق علیه السلام&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;)، ابوعیسی وراق (م: 247ق) و [[نظام]] معتزلی را در زمره قائلان به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ت &lt;/del&gt;آورده اند. در صورتی که چنانکه گزارش شده است این اشخاص خود از پیشگامان ردّیه نویسی بر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ثنوی]] ان &lt;/del&gt;بوده اند. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج9، ص136&amp;lt;/ref&amp;gt; این دانشنامه سپس به انگیزه قائلین به [[ثنوی]] ت اشاره کرده و می نویسد: «انگیزه [[ثنوی]] ین از نظریه دو مبدأ چه بوده است؟ آیا اساساً شرّی در عالم وجود دارد یا هرچه هست خیر محض است؟ اگر شری هست، بسیار است یا اندک؟ اگر عالم آمیزه ای از خیرات و شرور است، آیا خیر و شر با هم در تضاد و تقابل اند؟ آیا صدور افعال&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;متضاد و متقابل از مبدأ واحدِ مفروض، معقول است یا ناچاریم به سبب وجود خیر و شر در عالم، قائل به وجود دو فاعل شویم؟ اگر در عالم دو فاعل، مثلاًً نور و ظلمت، هست آیا آن دو قدیم اند یا حادث؟ پیدایی عالم به چه صورت بوده است؟ آیا نور و ظلمت متناهی اند یا نامتناهی؟ آیا نور و ظلمت فاعل بالطبع اند یا فاعل بالاختیار؟ این گونه سؤالات از جمله مسائلی است که در کلام اسلامی درباره مفهوم [[ثنوی]] ت طرح و بررسی شده است. می توان گفت عقیده [[ثنوی]] ون بر سه مقدمه استوار است: مقدمه اول، خارج نبودن امور عالم از دو حال، خیر یا شر؛ مقدمه دوم، قول به تضادّ میان خیر و شر؛ و مقدمه سوم، منع صدور افعال متضاد از فاعل واحد. در نتیجه این مقدمات، [[ثنوی]] ون معتقد بودند در عالم دو خالق (یا صانع) وجود دارد که یکی خالق همه خیرها و دیگری خالق همه شرهاست. در بحث با [[ثنوی]] ون هریک از این مقدمات نقد و بررسی شده است. [[اشاعره]] همه چیز را منتسب به خدا و مقدَّر او دانسته اند. [[معتزله]] و [[امامیه]] برای شروری که اختیار انسان در آن ها مدخلیتی ندارد، حکمت ها و مصالحی را عنوان کرده اند. تضاد میان خیر و شر هم به اعتقاد برخی متکلمان پذیرفتنی نیست. خیر و شر امور نسبی اند. امر واحد ممکن است از جهتی خیر و از جهت دیگر شر باشد. و در ردّ امتناع صدور افعال متضاد از فاعل واحد هم می توان استدلال کرد. از دیگر آرای [[ثنوی]] ون، که متکلمان مسلمان درباره آن بحث کرده اند، عقیده [[ثنوی]] ون درباره نحوه پیدایی عالم است. به عقیده آن ها نور که از خشونت ظلمت در رنج بود، برای رهایی از آن با ظلمت ممزوج شد و از ترکیب آن دو، مزاج عالم پدید آمد. که البته با فرض تضاد نور و ظلمت، امتزاج آن ها ممتنع است. مسئله دیگری که توجه متکلّمان را به خود جلب کرده، نحوه فاعلیت نور و ظلمت است. عالمان اسلامی، به ویژه در قرن های سوم و چهارم، در ردّ دیدگاه [[ثنوی]] ون آثاری نوشته اند. در فلسفه هم، هرچند بحث [[ثنوی]] ت مستقلاً چندان محل توجه نبوده است اما لازمه براهینی که فلاسفه مسلمان در اثبات وجود خداوند اقامه کرده اند و بحث از واجب الوجودِ بَحْت و بسیط و مطلق که ضدّ و نِدّ ندارد، نفی [[ثنوی]] ت است. درباره سهروردی، با توجه به علاقه او به حکمت [[ایران]] باستان و استفاده او از تعابیر نور و ظلمت، گاهی این نکته مطرح شده که لازمه دیدگاه او پذیرش [[ثنوی]] ت است، در صورتی که با توجه به صفاتی که او برای نورالانوار برمی شمارد، روشن است که در اندیشه او نیز [[ثنوی]] ت جایی ندارد و نورالانوار در نظر او یگانه مطلق است. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;متضاد و متقابل از مبدأ واحدِ مفروض، معقول است یا ناچاریم به سبب وجود خیر و شر در عالم، قائل به وجود دو فاعل شویم؟ اگر در عالم دو فاعل، مثلاًً نور و ظلمت، هست آیا آن دو قدیم اند یا حادث؟ پیدایی عالم به چه صورت بوده است؟ آیا نور و ظلمت متناهی اند یا نامتناهی؟ آیا نور و ظلمت فاعل بالطبع اند یا فاعل بالاختیار؟ این گونه سؤالات از جمله مسائلی است که در کلام اسلامی درباره مفهوم [[ثنوی]] ت طرح و بررسی شده است. می توان گفت عقیده [[ثنوی]] ون بر سه مقدمه استوار است: مقدمه اول، خارج نبودن امور عالم از دو حال، خیر یا شر؛ مقدمه دوم، قول به تضادّ میان خیر و شر؛ و مقدمه سوم، منع صدور افعال متضاد از فاعل واحد. در نتیجه این مقدمات، [[ثنوی]] ون معتقد بودند در عالم دو خالق (یا صانع) وجود دارد که یکی خالق همه خیرها و دیگری خالق همه شرهاست. در بحث با [[ثنوی]] ون هریک از این مقدمات نقد و بررسی شده است. [[اشاعره]] همه چیز را منتسب به خدا و مقدَّر او دانسته اند. [[معتزله]] و [[امامیه]] برای شروری که اختیار انسان در آن ها مدخلیتی ندارد، حکمت ها و مصالحی را عنوان کرده اند. تضاد میان خیر و شر هم به اعتقاد برخی متکلمان پذیرفتنی نیست. خیر و شر امور نسبی اند. امر واحد ممکن است از جهتی خیر و از جهت دیگر شر باشد. و در ردّ امتناع صدور افعال متضاد از فاعل واحد هم می توان استدلال کرد. از دیگر آرای [[ثنوی]] ون، که متکلمان مسلمان درباره آن بحث کرده اند، عقیده [[ثنوی]] ون درباره نحوه پیدایی عالم است. به عقیده آن ها نور که از خشونت ظلمت در رنج بود، برای رهایی از آن با ظلمت ممزوج شد و از ترکیب آن دو، مزاج عالم پدید آمد. که البته با فرض تضاد نور و ظلمت، امتزاج آن ها ممتنع است. مسئله دیگری که توجه متکلّمان را به خود جلب کرده، نحوه فاعلیت نور و ظلمت است. عالمان اسلامی، به ویژه در قرن های سوم و چهارم، در ردّ دیدگاه [[ثنوی]] ون آثاری نوشته اند. در فلسفه هم، هرچند بحث [[ثنوی]] ت مستقلاً چندان محل توجه نبوده است اما لازمه براهینی که فلاسفه مسلمان در اثبات وجود خداوند اقامه کرده اند و بحث از واجب الوجودِ بَحْت و بسیط و مطلق که ضدّ و نِدّ ندارد، نفی [[ثنوی]] ت است. درباره سهروردی، با توجه به علاقه او به حکمت [[ایران]] باستان و استفاده او از تعابیر نور و ظلمت، گاهی این نکته مطرح شده که لازمه دیدگاه او پذیرش [[ثنوی]] ت است، در صورتی که با توجه به صفاتی که او برای نورالانوار برمی شمارد، روشن است که در اندیشه او نیز [[ثنوی]] ت جایی ندارد و نورالانوار در نظر او یگانه مطلق است. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=8412&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ma.zarifiyan: «ثنویه (از قَدَریه)» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=8412&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-30T09:12:13Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;«&lt;a href=&quot;/index.php/%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&quot; title=&quot;ثنویه (از قَدَریه)&quot;&gt;ثنویه (از قَدَریه)&lt;/a&gt;» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۰۹:۱۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan='2' style='text-align: center;'&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Ma.zarifiyan</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=8410&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ma.zarifiyan: صفحه‌ای تازه حاوی « از قَدَریه.   ایشان معتقدند خیر از خدا و شر از ابلیس است. &lt;ref&gt; تلبیس ابلیس،...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87)&amp;diff=8410&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-30T09:11:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی « از &lt;a href=&quot;/index.php/%D9%82%D9%8E%D8%AF%D9%8E%D8%B1%DB%8C%D9%87&quot; title=&quot;قَدَریه&quot;&gt;قَدَریه&lt;/a&gt;.   ایشان معتقدند خیر از خدا و شر از ابلیس است. &amp;lt;ref&amp;gt; &lt;a href=&quot;/index.php/%D8%AA%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%B3_%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3&quot; title=&quot;تلبیس ابلیس&quot;&gt;تلبیس ابلیس&lt;/a&gt;،...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
از [[قَدَریه]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان معتقدند خیر از خدا و شر از ابلیس است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[تلبیس ابلیس]]، [[ابن جوزی]]، ص40 / [[هفتاد و سه ملت]]، ص29&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ثنویه]] یکی از نام های [[معتزله]] نیز می باشد؛ چنان که در بسیاری از موارد، [[قَدَریه]] و [[معتزله]] را یک فرقه به شمار آورده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار]]، [[احمد بن علی مقریزی]]، ج2، ص348&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دانشنامه جهان اسلام]] می نویسد: «در منابع اسلامی از جمله افراد مشهور به داشتن عقاید [[ثنوی]] و به تعبیری زندیقان، این اشخاص بودند: ابن طالوت، ابوشاکر دیصانی، نعمان بن ابی العَوجاء، [[جعد بن درهم]]، ابن اخی ابی شاکر و صالح بن عبدالقدوس. گفته اند شاعرانی چون بَشّار بن بُرْد (م: 167ق)، اسحاق بن خلف (م: 318ق)، ابن سَیابَه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(از شاگردان [[امام جعفر صادق]] علیه السلام)، علی بن خلیل، علی بن ثابت و بُحتُری نیز به مذاهب [[ثنویه]] گرایش داشته اند. در منابع گزارش هایی متعارض از [[ثنوی]] بودن برخی اشخاص وجود دارد. این تعارضات گاهی ناشی از اشتباهات و گاهی از روی اتهام و به تبع آن نفی اتهام است. مثلاًً نام کسانی چون هشام بن حکم (از اصحاب [[امام صادق علیه السلام]] )، ابوعیسی وراق (م: 247ق) و [[نظام]] معتزلی را در زمره قائلان به [[ثنوی]] ت آورده اند. در صورتی که چنانکه گزارش شده است این اشخاص خود از پیشگامان ردّیه نویسی بر [[ثنوی]] ان بوده اند. » &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج9، ص136&amp;lt;/ref&amp;gt; این دانشنامه سپس به انگیزه قائلین به [[ثنوی]] ت اشاره کرده و می نویسد: «انگیزه [[ثنوی]] ین از نظریه دو مبدأ چه بوده است؟ آیا اساساً شرّی در عالم وجود دارد یا هرچه هست خیر محض است؟ اگر شری هست، بسیار است یا اندک؟ اگر عالم آمیزه ای از خیرات و شرور است، آیا خیر و شر با هم در تضاد و تقابل اند؟ آیا صدور افعال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متضاد و متقابل از مبدأ واحدِ مفروض، معقول است یا ناچاریم به سبب وجود خیر و شر در عالم، قائل به وجود دو فاعل شویم؟ اگر در عالم دو فاعل، مثلاًً نور و ظلمت، هست آیا آن دو قدیم اند یا حادث؟ پیدایی عالم به چه صورت بوده است؟ آیا نور و ظلمت متناهی اند یا نامتناهی؟ آیا نور و ظلمت فاعل بالطبع اند یا فاعل بالاختیار؟ این گونه سؤالات از جمله مسائلی است که در کلام اسلامی درباره مفهوم [[ثنوی]] ت طرح و بررسی شده است. می توان گفت عقیده [[ثنوی]] ون بر سه مقدمه استوار است: مقدمه اول، خارج نبودن امور عالم از دو حال، خیر یا شر؛ مقدمه دوم، قول به تضادّ میان خیر و شر؛ و مقدمه سوم، منع صدور افعال متضاد از فاعل واحد. در نتیجه این مقدمات، [[ثنوی]] ون معتقد بودند در عالم دو خالق (یا صانع) وجود دارد که یکی خالق همه خیرها و دیگری خالق همه شرهاست. در بحث با [[ثنوی]] ون هریک از این مقدمات نقد و بررسی شده است. [[اشاعره]] همه چیز را منتسب به خدا و مقدَّر او دانسته اند. [[معتزله]] و [[امامیه]] برای شروری که اختیار انسان در آن ها مدخلیتی ندارد، حکمت ها و مصالحی را عنوان کرده اند. تضاد میان خیر و شر هم به اعتقاد برخی متکلمان پذیرفتنی نیست. خیر و شر امور نسبی اند. امر واحد ممکن است از جهتی خیر و از جهت دیگر شر باشد. و در ردّ امتناع صدور افعال متضاد از فاعل واحد هم می توان استدلال کرد. از دیگر آرای [[ثنوی]] ون، که متکلمان مسلمان درباره آن بحث کرده اند، عقیده [[ثنوی]] ون درباره نحوه پیدایی عالم است. به عقیده آن ها نور که از خشونت ظلمت در رنج بود، برای رهایی از آن با ظلمت ممزوج شد و از ترکیب آن دو، مزاج عالم پدید آمد. که البته با فرض تضاد نور و ظلمت، امتزاج آن ها ممتنع است. مسئله دیگری که توجه متکلّمان را به خود جلب کرده، نحوه فاعلیت نور و ظلمت است. عالمان اسلامی، به ویژه در قرن های سوم و چهارم، در ردّ دیدگاه [[ثنوی]] ون آثاری نوشته اند. در فلسفه هم، هرچند بحث [[ثنوی]] ت مستقلاً چندان محل توجه نبوده است اما لازمه براهینی که فلاسفه مسلمان در اثبات وجود خداوند اقامه کرده اند و بحث از واجب الوجودِ بَحْت و بسیط و مطلق که ضدّ و نِدّ ندارد، نفی [[ثنوی]] ت است. درباره سهروردی، با توجه به علاقه او به حکمت [[ایران]] باستان و استفاده او از تعابیر نور و ظلمت، گاهی این نکته مطرح شده که لازمه دیدگاه او پذیرش [[ثنوی]] ت است، در صورتی که با توجه به صفاتی که او برای نورالانوار برمی شمارد، روشن است که در اندیشه او نیز [[ثنوی]] ت جایی ندارد و نورالانوار در نظر او یگانه مطلق است. » &amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ma.zarifiyan</name></author>	</entry>

	</feed>