<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86</id>
		<title>بغدادیون - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;action=history"/>
		<updated>2026-05-26T23:49:26Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.24.1</generator>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22341&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۲:۰۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22341&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-30T12:08:01Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۲:۰۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در بغداد، بشر بن معتمر از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب بغداد از معتزله شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از بصره، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم معتزله&amp;#160; به دو مکتب بصره و بغداد از نسل بشر بن معتمر آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در بغداد چون ابوالهذیل، نظام و معمر بودند که تعلقی به مکتب بغداد نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب بغداد، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی معتزله&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، بغداد تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب بغداد و بصره روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در بغداد گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب بصره پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب بغداد در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به [[ابوالحسین عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان بغداد به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین عبدالرحیم خیاط در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از عبدالرحیم خیاط دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، ابوالقاسم بلخی، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال بغداد است. وی که خود در محیط بغداد پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب بصره نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی ابن اخشید با سنت معتزلی بصره که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار ابوهاشم که بر محیط بصره در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر ابوهاشم پیش رفت. از اندیشه های خاص ابن اخشید، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر بغداد در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد ابوعلی جبایی که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب بصره به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان بغداد نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان ابوعلی جبایی بوده و نزد ابن اخشید کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه [[اخشیدی]] بغداد توسط شاگردان ابن اخشید چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی رمانی]] (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان عبدالرحیم خیاط و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر ابوعلی، فاصله دو مکتب بصره و بغداد تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب بصره در بغداد حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب بغداد نیز در بصره یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل معتزله در بغداد روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در بغداد دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان معتزله&amp;#160; بغداد و بصره، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب بغداد از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که بغداد به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از بصره تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در بغداد، بشر بن معتمر از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب بغداد از معتزله شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از بصره، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم معتزله&amp;#160; به دو مکتب بصره و بغداد از نسل بشر بن معتمر آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در بغداد چون ابوالهذیل، نظام و معمر بودند که تعلقی به مکتب بغداد نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب بغداد، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی معتزله&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، بغداد تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب بغداد و بصره روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در بغداد گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب بصره پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب بغداد در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به [[ابوالحسین عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان بغداد به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین عبدالرحیم خیاط در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از عبدالرحیم خیاط دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، ابوالقاسم بلخی، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال بغداد است. وی که خود در محیط بغداد پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب بصره نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی ابن اخشید با سنت معتزلی بصره که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار ابوهاشم که بر محیط بصره در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر ابوهاشم پیش رفت. از اندیشه های خاص ابن اخشید، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر بغداد در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد ابوعلی جبایی که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب بصره به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان بغداد نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان ابوعلی جبایی بوده و نزد ابن اخشید کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه [[اخشیدی]] بغداد توسط شاگردان ابن اخشید چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی رمانی]] (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان عبدالرحیم خیاط و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر ابوعلی، فاصله دو مکتب بصره و بغداد تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب بصره در بغداد حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب بغداد نیز در بصره یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل معتزله در بغداد روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در بغداد دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان معتزله&amp;#160; بغداد و بصره، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب بغداد از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که بغداد به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از بصره تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;. &lt;/del&gt;این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;رک: [[بصریه]].&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;رک: [[بصریه]].&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22308&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22308&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-30T10:45:57Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط بغداد زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل واصل بن عطا و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در بغداد حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در بغداد و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط بغداد و تعالیم معتزله برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط بغداد زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل واصل بن عطا و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در بغداد حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در بغداد و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط بغداد و تعالیم معتزله برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در بغداد، بشر بن معتمر از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب بغداد از معتزله شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از بصره، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم معتزله&amp;#160; به دو مکتب بصره و بغداد از نسل بشر بن معتمر آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در بغداد چون ابوالهذیل، نظام و معمر بودند که تعلقی به مکتب بغداد نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب بغداد، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی معتزله&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، بغداد تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب بغداد و بصره روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در بغداد گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب بصره پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب بغداد در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به [[ابوالحسین عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان بغداد به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین عبدالرحیم خیاط در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از عبدالرحیم خیاط دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، ابوالقاسم بلخی، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال بغداد است. وی که خود در محیط بغداد پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب بصره نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی ابن اخشید با سنت معتزلی بصره که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار ابوهاشم که بر محیط بصره در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر ابوهاشم پیش رفت. از اندیشه های خاص ابن اخشید، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر بغداد در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد ابوعلی جبایی که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب بصره به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان بغداد نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان ابوعلی جبایی بوده و نزد ابن اخشید کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی بغداد توسط شاگردان ابن اخشید چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی رمانی]] (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان عبدالرحیم خیاط و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر ابوعلی، فاصله دو مکتب بصره و بغداد تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب بصره در بغداد حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب بغداد نیز در بصره یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل معتزله در بغداد روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در بغداد دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان معتزله&amp;#160; بغداد و بصره، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب بغداد از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که بغداد به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از بصره تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در بغداد، بشر بن معتمر از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب بغداد از معتزله شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از بصره، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم معتزله&amp;#160; به دو مکتب بصره و بغداد از نسل بشر بن معتمر آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در بغداد چون ابوالهذیل، نظام و معمر بودند که تعلقی به مکتب بغداد نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب بغداد، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی معتزله&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، بغداد تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب بغداد و بصره روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در بغداد گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب بصره پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب بغداد در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به [[ابوالحسین عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان بغداد به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین عبدالرحیم خیاط در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از عبدالرحیم خیاط دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، ابوالقاسم بلخی، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال بغداد است. وی که خود در محیط بغداد پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب بصره نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی ابن اخشید با سنت معتزلی بصره که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار ابوهاشم که بر محیط بصره در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر ابوهاشم پیش رفت. از اندیشه های خاص ابن اخشید، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر بغداد در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد ابوعلی جبایی که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب بصره به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان بغداد نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان ابوعلی جبایی بوده و نزد ابن اخشید کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;اخشیدی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;بغداد توسط شاگردان ابن اخشید چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی رمانی]] (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان عبدالرحیم خیاط و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر ابوعلی، فاصله دو مکتب بصره و بغداد تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب بصره در بغداد حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب بغداد نیز در بصره یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل معتزله در بغداد روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در بغداد دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان معتزله&amp;#160; بغداد و بصره، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب بغداد از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که بغداد به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از بصره تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22305&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22305&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-30T10:43:49Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط بغداد زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل واصل بن عطا و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در بغداد حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در بغداد و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط بغداد و تعالیم معتزله برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط بغداد زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل واصل بن عطا و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در بغداد حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در بغداد و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط بغداد و تعالیم معتزله برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در بغداد، بشر بن معتمر از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب بغداد از معتزله شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از بصره، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم معتزله&amp;#160; به دو مکتب بصره و بغداد از نسل بشر بن معتمر آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در بغداد چون ابوالهذیل، نظام و معمر بودند که تعلقی به مکتب بغداد نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب بغداد، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی معتزله&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، بغداد تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب بغداد و بصره روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در بغداد گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب بصره پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب بغداد در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به [[ابوالحسین عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان بغداد به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین عبدالرحیم خیاط در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از عبدالرحیم خیاط دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، ابوالقاسم بلخی، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال بغداد است. وی که خود در محیط بغداد پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب بصره نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی ابن اخشید با سنت معتزلی بصره که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار ابوهاشم که بر محیط بصره در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر ابوهاشم پیش رفت. از اندیشه های خاص ابن اخشید، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر بغداد در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد ابوعلی جبایی که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب بصره به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان بغداد نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان ابوعلی جبایی بوده و نزد ابن اخشید کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی بغداد توسط شاگردان ابن اخشید چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;رمانی &lt;/del&gt;(م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان عبدالرحیم خیاط و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر ابوعلی، فاصله دو مکتب بصره و بغداد تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب بصره در بغداد حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب بغداد نیز در بصره یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل معتزله در بغداد روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در بغداد دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان معتزله&amp;#160; بغداد و بصره، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب بغداد از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که بغداد به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از بصره تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در بغداد، بشر بن معتمر از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب بغداد از معتزله شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از بصره، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم معتزله&amp;#160; به دو مکتب بصره و بغداد از نسل بشر بن معتمر آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در بغداد چون ابوالهذیل، نظام و معمر بودند که تعلقی به مکتب بغداد نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب بغداد، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی معتزله&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، بغداد تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب بغداد و بصره روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در بغداد گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب بصره پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب بغداد در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به [[ابوالحسین عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان بغداد به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین عبدالرحیم خیاط در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از عبدالرحیم خیاط دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، ابوالقاسم بلخی، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال بغداد است. وی که خود در محیط بغداد پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب بصره نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی ابن اخشید با سنت معتزلی بصره که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار ابوهاشم که بر محیط بصره در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر ابوهاشم پیش رفت. از اندیشه های خاص ابن اخشید، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر بغداد در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد ابوعلی جبایی که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب بصره به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان بغداد نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان ابوعلی جبایی بوده و نزد ابن اخشید کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی بغداد توسط شاگردان ابن اخشید چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;رمانی&lt;/ins&gt;]] (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان عبدالرحیم خیاط و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر ابوعلی، فاصله دو مکتب بصره و بغداد تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب بصره در بغداد حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب بغداد نیز در بصره یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل معتزله در بغداد روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در بغداد دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان معتزله&amp;#160; بغداد و بصره، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب بغداد از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که بغداد به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از بصره تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22304&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22304&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-30T10:42:57Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط بغداد زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل واصل بن عطا و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در بغداد حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در بغداد و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط بغداد و تعالیم معتزله برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط بغداد زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل واصل بن عطا و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در بغداد حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در بغداد و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط بغداد و تعالیم معتزله برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در بغداد، بشر بن معتمر از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب بغداد از معتزله شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از بصره، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم معتزله&amp;#160; به دو مکتب بصره و بغداد از نسل بشر بن معتمر آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در بغداد چون ابوالهذیل، نظام و معمر بودند که تعلقی به مکتب بغداد نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب بغداد، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی معتزله&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، بغداد تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب بغداد و بصره روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در بغداد گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب بصره پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب بغداد در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به [[ابوالحسین عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان بغداد به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین عبدالرحیم خیاط در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از عبدالرحیم خیاط دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، ابوالقاسم بلخی، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال بغداد است. وی که خود در محیط بغداد پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب بصره نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی ابن اخشید با سنت معتزلی بصره که نمودی از آن در اختصار، کتاب ابوعلی جبایی در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ابوهاشم &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;جبایی|ابوهاشم]] &lt;/del&gt;که بر محیط &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ابوهاشم &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;جبایی|ابوهاشم]] &lt;/del&gt;پیش رفت. از اندیشه های خاص &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ابوبکر بن اخشید|&lt;/del&gt;ابن &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;اخشید]]، &lt;/del&gt;دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ابوعلی جبایی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ابوعلی جبایی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بوده و نزد &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ابوبکر بن اخشید|&lt;/del&gt;ابن اخشید&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;توسط شاگردان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ابوبکر بن اخشید|&lt;/del&gt;ابن اخشید&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;عبدالرحیم خیاط&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ابوعلی جبایی|ابوعلی]]، &lt;/del&gt;فاصله دو مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نیز در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(معتزله)|معتزله]] &lt;/del&gt;در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(معتزله)|معتزله]] &lt;/del&gt; &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[بصره]]، &lt;/del&gt;به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در بغداد، بشر بن معتمر از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب بغداد از معتزله شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از بصره، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم معتزله&amp;#160; به دو مکتب بصره و بغداد از نسل بشر بن معتمر آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در بغداد چون ابوالهذیل، نظام و معمر بودند که تعلقی به مکتب بغداد نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب بغداد، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی معتزله&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، بغداد تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب بغداد و بصره روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در بغداد گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب بصره پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب بغداد در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به [[ابوالحسین عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان بغداد به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین عبدالرحیم خیاط در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از عبدالرحیم خیاط دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، ابوالقاسم بلخی، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال بغداد است. وی که خود در محیط بغداد پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب بصره نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی ابن اخشید با سنت معتزلی بصره که نمودی از آن در اختصار، کتاب &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابوعلی جبایی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار ابوهاشم که بر محیط بصره در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر ابوهاشم پیش رفت. از اندیشه های خاص ابن &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;اخشید، &lt;/ins&gt;دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر بغداد در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد ابوعلی جبایی که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب بصره به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان بغداد نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان ابوعلی جبایی بوده و نزد ابن اخشید کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی بغداد توسط شاگردان ابن اخشید چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان عبدالرحیم خیاط و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ابوعلی، &lt;/ins&gt;فاصله دو مکتب بصره و بغداد تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب بصره در بغداد حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب بغداد نیز در بصره یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل معتزله در بغداد روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در بغداد دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان معتزله&amp;#160; بغداد و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بصره، &lt;/ins&gt;به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب بغداد از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که بغداد به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از بصره تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22303&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=22303&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-30T10:38:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[معتزله (معتزله)|معتزله]]. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;رک: [[بصریه]]. &lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[معتزله (معتزله)|معتزله]]. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt; &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;واصل بن عطا&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و تعالیم &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(معتزله)|معتزله]] &lt;/del&gt;برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط بغداد زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل واصل بن عطا و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در بغداد حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در بغداد و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط بغداد و تعالیم معتزله برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[بغداد]]، [[&lt;/del&gt;بشر بن معتمر&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(معتزله)|معتزله]] &lt;/del&gt;شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[بصره]]، &lt;/del&gt;که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(معتزله)|معتزله]] &lt;/del&gt; به دو مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;از نسل &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بشر بن معتمر&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;چون &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ابوالهذیل علاف|ابوالهذیل]]، [[&lt;/del&gt;نظام&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معمر&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بودند که تعلقی به مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[بغداد]]، &lt;/del&gt;کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(معتزله)|معتزله]] &lt;/del&gt; بود و صحنه رخداد محنه نیز، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(معتزله)|معتزله]] &lt;/del&gt; است که در آن، اهمیت دو مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ابوالحسین &lt;/del&gt;[[عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;عبدالرحیم خیاط&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;عبدالرحیم خیاط&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;معتزله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;(معتزله)|معتزله]] &lt;/del&gt; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ابوالقاسم &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بلخی]]، &lt;/del&gt;[[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;است. وی که خود در محیط &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بغداد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ابوبکر بن اخشید|&lt;/del&gt;ابن اخشید&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;با سنت معتزلی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;بصره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;که نمودی از آن در اختصار، کتاب &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ابوعلی جبایی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] که بر محیط [[بصره]] در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] پیش رفت. از اندیشه های خاص [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]]، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر [[بغداد]] در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد [[ابوعلی جبایی]] که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب [[بصره]] به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان [[بغداد]] نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان [[ابوعلی جبایی]] بوده و نزد [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی [[بغداد]] توسط شاگردان [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان [[عبدالرحیم خیاط]] و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر [[ابوعلی جبایی|ابوعلی]]، فاصله دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب [[بصره]] در [[بغداد]] حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب [[بغداد]] نیز در [[بصره]] یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل [[معتزله (معتزله)|معتزله]] در [[بغداد]] روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در [[بغداد]] دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; [[بغداد]] و [[بصره]]، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب [[بغداد]] از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که [[بغداد]] به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از [[بصره]] تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بغداد، &lt;/ins&gt;بشر بن معتمر از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب بغداد از معتزله شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بصره، &lt;/ins&gt;که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم معتزله&amp;#160; به دو مکتب بصره و بغداد از نسل بشر بن معتمر آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در بغداد چون &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ابوالهذیل، &lt;/ins&gt;نظام و معمر بودند که تعلقی به مکتب بغداد نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بغداد، &lt;/ins&gt;کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی معتزله&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، بغداد تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب بغداد و بصره روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در بغداد گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب بصره پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب بغداد در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ابوالحسین &lt;/ins&gt;عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان بغداد به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین عبدالرحیم خیاط در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از عبدالرحیم خیاط دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی معتزله&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، ابوالقاسم &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بلخی، &lt;/ins&gt;[[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال بغداد است. وی که خود در محیط بغداد پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب بصره نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی ابن اخشید با سنت معتزلی بصره که نمودی از آن در اختصار، کتاب ابوعلی جبایی در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] که بر محیط [[بصره]] در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] پیش رفت. از اندیشه های خاص [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]]، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر [[بغداد]] در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد [[ابوعلی جبایی]] که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب [[بصره]] به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان [[بغداد]] نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان [[ابوعلی جبایی]] بوده و نزد [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی [[بغداد]] توسط شاگردان [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان [[عبدالرحیم خیاط]] و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر [[ابوعلی جبایی|ابوعلی]]، فاصله دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب [[بصره]] در [[بغداد]] حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب [[بغداد]] نیز در [[بصره]] یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل [[معتزله (معتزله)|معتزله]] در [[بغداد]] روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در [[بغداد]] دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; [[بغداد]] و [[بصره]]، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب [[بغداد]] از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که [[بغداد]] به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از [[بصره]] تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت [[بغداذیون]] (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;رک: [[بصریه]].&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=17701&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=17701&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-06-27T10:24:46Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در [[بغداد]]، [[بشر بن معتمر]] از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب [[بغداد]] از [[معتزله (معتزله)|معتزله]] شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از [[بصره]]، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; به دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] از نسل [[بشر بن معتمر]] آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در [[بغداد]] چون [[ابوالهذیل علاف|ابوالهذیل]]، [[نظام]] و [[معمر]] بودند که تعلقی به مکتب [[بغداد]] نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب [[بغداد]]، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، [[بغداد]] تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب [[بغداد]] و [[بصره]] روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در [[بغداد]] گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب [[بصره]] پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب [[بغداد]] در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان [[بغداد]] به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از [[عبدالرحیم خیاط]] دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، [[ابوالقاسم بلخی]]، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال [[بغداد]] است. وی که خود در محیط [[بغداد]] پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب [[بصره]] نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] با سنت معتزلی [[بصره]] که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] که بر محیط [[بصره]] در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] پیش رفت. از اندیشه های خاص [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]]، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر [[بغداد]] در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد [[ابوعلی جبایی]] که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب [[بصره]] به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان [[بغداد]] نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان [[ابوعلی جبایی]] بوده و نزد [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی [[بغداد]] توسط شاگردان [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان [[عبدالرحیم خیاط]] و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر [[ابوعلی جبایی|ابوعلی]]، فاصله دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب [[بصره]] در [[بغداد]] حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب [[بغداد]] نیز در [[بصره]] یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل [[معتزله (معتزله)|معتزله]] در [[بغداد]] روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در [[بغداد]] دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; [[بغداد]] و [[بصره]]، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب [[بغداد]] از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که [[بغداد]] به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از [[بصره]] تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در [[بغداد]]، [[بشر بن معتمر]] از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب [[بغداد]] از [[معتزله (معتزله)|معتزله]] شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از [[بصره]]، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; به دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] از نسل [[بشر بن معتمر]] آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در [[بغداد]] چون [[ابوالهذیل علاف|ابوالهذیل]]، [[نظام]] و [[معمر]] بودند که تعلقی به مکتب [[بغداد]] نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب [[بغداد]]، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. [[احمد بن ابی دؤاد معتزلی]]، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; بود و صحنه رخداد محنه نیز، [[بغداد]] تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; است که در آن، اهمیت دو مکتب [[بغداد]] و [[بصره]] روی به تعادل گذاشت. در این دوره، [[ابوموسی مردار]] (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در [[بغداد]] گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب [[بصره]] پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب [[بغداد]] در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان [[بغداد]] به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از [[عبدالرحیم خیاط]] دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون [[حارث وراق خراسانی]]، [[ابوالقاسم بلخی]]، [[ابوالحسن بردعی]] و [[ابومسلم اصفهانی]] را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال [[بغداد]] است. وی که خود در محیط [[بغداد]] پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب [[بصره]] نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] با سنت معتزلی [[بصره]] که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] که بر محیط [[بصره]] در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] پیش رفت. از اندیشه های خاص [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]]، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی [[ابوعبدالله واسطی]]، متکلم دیگر [[بغداد]] در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد [[ابوعلی جبایی]] که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب [[بصره]] به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان [[بغداد]] نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون [[ابوعمران ابن ریاح]] را می توان یافت که از پیروان [[ابوعلی جبایی]] بوده و نزد [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی [[بغداد]] توسط شاگردان [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] چون [[ابوالعلاء]]، [[ابوعبدالله حبشی]] و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون [[ابوالطیب ابن شهاب]] (م:350ق)، از شاگردان [[عبدالرحیم خیاط]] و بلخی و [[ابوالعباس کتّاب]] از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر [[ابوعلی جبایی|ابوعلی]]، فاصله دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب [[بصره]] در [[بغداد]] حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب [[بغداد]] نیز در [[بصره]] یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل [[معتزله (معتزله)|معتزله]] در [[بغداد]] روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در [[بغداد]] دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان [[معتزله (معتزله)|معتزله]]&amp;#160; [[بغداد]] و [[بصره]]، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب [[بغداد]] از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که [[بغداد]] به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از [[بصره]] تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت بغداذیون (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بغداذیون&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=17700&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=17700&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-06-27T10:23:55Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط [[بغداد]] زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل [[واصل بن عطا]] و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در [[بغداد]] حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در [[بغداد]] و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط [[بغداد]] و تعالیم [[معتزله (معتزله)|معتزله]] برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط [[بغداد]] زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل [[واصل بن عطا]] و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در [[بغداد]] حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در [[بغداد]] و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[ابراهیم نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط [[بغداد]] و تعالیم [[معتزله (معتزله)|معتزله]] برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در [[بغداد]]، [[بشر بن معتمر]] از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب [[بغداد]] از [[معتزله]] شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از [[بصره]]، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم [[معتزله]] به دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] از نسل [[بشر بن معتمر]] آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در [[بغداد]] چون [[ابوالهذیل علاف|ابوالهذیل]]، [[نظام]] و معمر بودند که تعلقی به مکتب [[بغداد]] نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب [[بغداد]]، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. احمد بن ابی دؤاد &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزلی، &lt;/del&gt;وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی [[معتزله]] بود و صحنه رخداد محنه نیز، [[بغداد]] تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی [[معتزله]] است که در آن، اهمیت دو مکتب [[بغداد]] و [[بصره]] روی به تعادل گذاشت. در این دوره، ابوموسی مردار (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در [[بغداد]] گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب [[بصره]] پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب [[بغداد]] در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان [[بغداد]] به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ابوالقاسم &lt;/del&gt;[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از [[عبدالرحیم خیاط]] دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی [[معتزله]] راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون حارث وراق &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;خراسانی، &lt;/del&gt;[[ابوالقاسم بلخی]]، ابوالحسن بردعی و ابومسلم اصفهانی را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال [[بغداد]] است. وی که خود در محیط [[بغداد]] پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب [[بصره]] نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] با سنت معتزلی [[بصره]] که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] که بر محیط [[بصره]] در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] پیش رفت. از اندیشه های خاص [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]]، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی ابوعبدالله &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;واسطی، &lt;/del&gt;متکلم دیگر [[بغداد]] در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد [[ابوعلی جبایی]] که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب [[بصره]] به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان [[بغداد]] نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون ابوعمران ابن ریاح را می توان یافت که از پیروان [[ابوعلی جبایی]] بوده و نزد [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی [[بغداد]] توسط شاگردان [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] چون &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ابوالعلاء، &lt;/del&gt;ابوعبدالله حبشی و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون ابوالطیب ابن شهاب (م:350ق)، از شاگردان [[عبدالرحیم خیاط]] و بلخی و ابوالعباس کتّاب از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر [[ابوعلی جبایی|ابوعلی]]، فاصله دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب [[بصره]] در [[بغداد]] حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب [[بغداد]] نیز در [[بصره]] یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل [[معتزله]] در [[بغداد]] روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در [[بغداد]] دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان [[معتزله]] [[بغداد]] و [[بصره]]، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب [[بغداد]] از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که [[بغداد]] به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از [[بصره]] تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در [[بغداد]]، [[بشر بن معتمر]] از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب [[بغداد]] از [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]] شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از [[بصره]]، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]] &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt; &lt;/ins&gt;به دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] از نسل [[بشر بن معتمر]] آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در [[بغداد]] چون [[ابوالهذیل علاف|ابوالهذیل]]، [[نظام]] و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;معمر&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;بودند که تعلقی به مکتب [[بغداد]] نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب [[بغداد]]، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;احمد بن ابی دؤاد &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزلی]]، &lt;/ins&gt;وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]] &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt; &lt;/ins&gt;بود و صحنه رخداد محنه نیز، [[بغداد]] تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]] &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt; &lt;/ins&gt;است که در آن، اهمیت دو مکتب [[بغداد]] و [[بصره]] روی به تعادل گذاشت. در این دوره، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابوموسی مردار&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در [[بغداد]] گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب [[بصره]] پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب [[بغداد]] در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان [[بغداد]] به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او[[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از [[عبدالرحیم خیاط]] دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]] &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt; &lt;/ins&gt;راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;حارث وراق &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;خراسانی]]، &lt;/ins&gt;[[ابوالقاسم بلخی]]، &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابوالحسن بردعی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابومسلم اصفهانی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال [[بغداد]] است. وی که خود در محیط [[بغداد]] پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب [[بصره]] نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] با سنت معتزلی [[بصره]] که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] که بر محیط [[بصره]] در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] پیش رفت. از اندیشه های خاص [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]]، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابوعبدالله &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;واسطی]]، &lt;/ins&gt;متکلم دیگر [[بغداد]] در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد [[ابوعلی جبایی]] که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب [[بصره]] به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان [[بغداد]] نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابوعمران ابن ریاح&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;را می توان یافت که از پیروان [[ابوعلی جبایی]] بوده و نزد [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی [[بغداد]] توسط شاگردان [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] چون &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ابوالعلاء]]، [[&lt;/ins&gt;ابوعبدالله حبشی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابوالطیب ابن شهاب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(م:350ق)، از شاگردان [[عبدالرحیم خیاط]] و بلخی و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ابوالعباس کتّاب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر [[ابوعلی جبایی|ابوعلی]]، فاصله دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب [[بصره]] در [[بغداد]] حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب [[بغداد]] نیز در [[بصره]] یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]] در [[بغداد]] روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در [[بغداد]] دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]] &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt; &lt;/ins&gt;[[بغداد]] و [[بصره]]، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب [[بغداد]] از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که [[بغداد]] به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از [[بصره]] تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت بغداذیون (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;. این نام در [[البدء و التاریخ]] به صورت بغداذیون (به ذال معجمه) ضبط شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== پانویس ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=17698&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=17698&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-06-27T09:04:20Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[معتزله (معتزله)|معتزله]]. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt; رک: [[بصریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[معتزله (معتزله)|معتزله]]. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt; رک: [[بصریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط [[بغداد]] زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل [[واصل بن عطا]] و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در [[بغداد]] حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در [[بغداد]] و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ابراهیم &lt;/del&gt;[[نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط [[بغداد]] و تعالیم [[معتزله]] برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط [[بغداد]] زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل [[واصل بن عطا]] و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در [[بغداد]] حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در [[بغداد]] و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ابراهیم &lt;/ins&gt;نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط [[بغداد]] و تعالیم [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]] برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در [[بغداد]]، [[بشر بن معتمر]] از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب [[بغداد]] از [[معتزله]] شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از [[بصره]]، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم [[معتزله]] به دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] از نسل [[بشر بن معتمر]] آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در [[بغداد]] چون [[ابوالهذیل علاف|ابوالهذیل]]، [[نظام]] و معمر بودند که تعلقی به مکتب [[بغداد]] نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب [[بغداد]]، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. احمد بن ابی دؤاد معتزلی، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی [[معتزله]] بود و صحنه رخداد محنه نیز، [[بغداد]] تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی [[معتزله]] است که در آن، اهمیت دو مکتب [[بغداد]] و [[بصره]] روی به تعادل گذاشت. در این دوره، ابوموسی مردار (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در [[بغداد]] گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب [[بصره]] پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب [[بغداد]] در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان [[بغداد]] به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او ابوالقاسم [[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از [[عبدالرحیم خیاط]] دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی [[معتزله]] راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون حارث وراق خراسانی، [[ابوالقاسم بلخی]]، ابوالحسن بردعی و ابومسلم اصفهانی را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال [[بغداد]] است. وی که خود در محیط [[بغداد]] پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب [[بصره]] نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] با سنت معتزلی [[بصره]] که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] که بر محیط [[بصره]] در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] پیش رفت. از اندیشه های خاص [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]]، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی ابوعبدالله واسطی، متکلم دیگر [[بغداد]] در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد [[ابوعلی جبایی]] که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب [[بصره]] به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان [[بغداد]] نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون ابوعمران ابن ریاح را می توان یافت که از پیروان [[ابوعلی جبایی]] بوده و نزد [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی [[بغداد]] توسط شاگردان [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] چون ابوالعلاء، ابوعبدالله حبشی و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون ابوالطیب ابن شهاب (م:350ق)، از شاگردان [[عبدالرحیم خیاط]] و بلخی و ابوالعباس کتّاب از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر [[ابوعلی جبایی|ابوعلی]]، فاصله دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب [[بصره]] در [[بغداد]] حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب [[بغداد]] نیز در [[بصره]] یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل [[معتزله]] در [[بغداد]] روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در [[بغداد]] دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان [[معتزله]] [[بغداد]] و [[بصره]]، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب [[بغداد]] از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که [[بغداد]] به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از [[بصره]] تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در میان عالمان معتزلی حاضر در [[بغداد]]، [[بشر بن معتمر]] از ویژگی برخوردار است و تنها اوست که به عنوان بنیان گذار مکتب [[بغداد]] از [[معتزله]] شناخته می شود. شاید این نکته در خور توجه باشد که خاستگاه بشر بر خلاف سه تن دیگر نه از [[بصره]]، که از [[کوفه]] بود. و این خاستگاه با درنظر داشتن نزدیکی افکار بشر به [[شیعه]] درخور ژرف اندیشی است. در واقع تقسیم [[معتزله]] به دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] از نسل [[بشر بن معتمر]] آغاز شد، اما برخلاف انتظار، پیشگامان فلسفی کردن کلام معتزلی، متکلمانی حاضر در [[بغداد]] چون [[ابوالهذیل علاف|ابوالهذیل]]، [[نظام]] و معمر بودند که تعلقی به مکتب [[بغداد]] نداشتند و بشر به عنوان رأس مکتب [[بغداد]]، کمتر از آنان در این مسیر گام برداشت. برجسته ترین ویژگی او که گفته می شد متأثر از دیدگاه های طبیعیان بوده، طرح نظریه تولد درباره رنگ، طعم، رایحه و به طور کلی ادراکات حسی است. احمد بن ابی دؤاد معتزلی، وزیر [[مأمون عباسی|مأمون]] و هدایت کننده جریان محنه، از وابستگان حلقه بغدادی [[معتزله]] بود و صحنه رخداد محنه نیز، [[بغداد]] تختگاه عباسی بود. نیمه نخست سده 3 هجری قمری، دوره ای مهم در تاریخ مکتب بغدادی [[معتزله]] است که در آن، اهمیت دو مکتب [[بغداد]] و [[بصره]] روی به تعادل گذاشت. در این دوره، ابوموسی مردار (م: 226ق) که خود کلام از بشر آموخته بود، موجب رونق اعتزال در [[بغداد]] گشت، وی آثار متعددی در ردّ بر متکلمان مخالف و نیز پیروان دیگر ادیان تألیف کرد و در اثری مستقل، به تبیین اختلافات خود با متکلمان مکتب [[بصره]] پرداخت. از دیگر رجال مهم مکتب [[بغداد]] در این دوره، باید [[ابوجعفر اسکافی]] (م: 240ق) را یاد کرد که در آثار خود افزون بر پرداختن به مباحث گوناگون کلامی، به مبحث امامت توجهی خاص مبذول داشته، و در اثری مستقل به اثبات تفضیل [[امام علی علیه السلام]] پرداخته است. و کتابی نیز در رد [[العثمانیة]] [[جاحظ]] تألیف کرد. تعالیم بشر و ابوموسی توسط بزرگانی چون [[جعفر بن حرب]]، [[جعفر بن مبشر]] و [[ابومجالد بغدادی]] به ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] ـ حلقه ای مهم در اتصال پسینیان [[بغداد]] به پیشینیان ـ انتقال یافت. در نیمه دوم سده 3 هجری قمری، ابوالحسین [[عبدالرحیم خیاط]] در کتابی با عنوان [[الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد]] به شبهات وارد بر مکتب پاسخ داد و در نظریات او قول به اثبات شیئیت برای معدوم بیشتر مورد توجه ناقدان قرار گرفت. شاگرد او ابوالقاسم [[ابوالقاسم بلخی]]، در برخی مسائل از [[عبدالرحیم خیاط]] دور شد که از آن میان به خصوص، صورت بندی سلبی از صفات الهی اراده در خور یادآوری است. در دوره تاریخی یادشده، مکتب بغدادی [[معتزله]] راه به سرزمین های دور گشود و کسانی چون حارث وراق خراسانی، [[ابوالقاسم بلخی]]، ابوالحسن بردعی و ابومسلم اصفهانی را از [[خراسان]] و [[آذربایجان]] و [[اصفهان]] به خود جذب کرد. در اوایل سده 4 هجری قمری، ظهور ابوبکر [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] (م: 326ق)، نقطه عطفی مهم در تاریخ اعتزال [[بغداد]] است. وی که خود در محیط [[بغداد]] پرورش یافته بود، با حضور طولانی در محفل [[محمد بن عمر صیمری]] (م:315ق) با تعالیم مکتب [[بصره]] نیز آشنایی عمیق یافت و شاخه ای از اعتزال بغدادی را شکل داد که به او منتسب است. با وجود پیوستگی [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] با سنت معتزلی [[بصره]] که نمودی از آن در اختصار، کتاب [[ابوعلی جبایی]] در باب نفی و اثبات دیده می شود، وی با افکار [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] که بر محیط [[بصره]] در عصر او سایه افکنده بود، مخالفتی سخت داشت و تا سرحد تکفیر [[ابوهاشم جبایی|ابوهاشم]] پیش رفت. از اندیشه های خاص [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]]، دیدگاه های او در باب چیستی توبه، ماهیت حیات و امکان صدور معجزه از غیر انبیاء مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. شاگردی ابوعبدالله واسطی، متکلم دیگر [[بغداد]] در اوایل سده 4 هجری قمری، نزد [[ابوعلی جبایی]] که [[ابن ندیم]] را به تردید افکنده، شاهدی بر این نکته تاریخی است که هم زمان با نزدیک شدن مکتب [[بصره]] به اندیشه های بغدادیان در باب امامت، متکلمان [[بغداد]] نیز به آموختن از بصریان روی آوردند. در نسل پسین، کسانی چون ابوعمران ابن ریاح را می توان یافت که از پیروان [[ابوعلی جبایی]] بوده و نزد [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] کلام آموخته است. در اواسط سده 4 هجری قمری، شاخه اخشیدی [[بغداد]] توسط شاگردان [[ابوبکر بن اخشید|ابن اخشید]] چون ابوالعلاء، ابوعبدالله حبشی و مهم تر از همه [[ابوالحسن علی بن عیسی]] رمانی (م:384ق) دوام یافت و در عرض آنان کسانی از محافل غیراخشیدی، چون ابوالطیب ابن شهاب (م:350ق)، از شاگردان [[عبدالرحیم خیاط]] و بلخی و ابوالعباس کتّاب از پرورندگان محفل واسطی، حضور داشتند. به خصوص پس از عصر [[ابوعلی جبایی|ابوعلی]]، فاصله دو مکتب [[بصره]] و [[بغداد]] تا اندازه ای کاسته شد و نه تنها محافل پیرو مکتب [[بصره]] در [[بغداد]] حضور داشتند، بلکه پیروان مکتب [[بغداد]] نیز در [[بصره]] یافت می شدند. از سده 5 هجری قمری، محافل [[معتزله]] در [[بغداد]] روی به افول نهاد و رجال برجسته ای در آن دیده نمی شد، اما می دانیم که این محافل دست کم تا سده 7 هجری قمری در [[بغداد]] دوام داشت و [[ابن ابی الحدید]]، شارح [[نهج البلاغة]]، به تصریح خود از متعلقان به مکتب بغدادی اعتزال بود. از تمایزهای میان [[معتزله]] [[بغداد]] و [[بصره]]، به خصوص باید به قول بغدادیان مبنی بر افضلیت [[امام علی علیه السلام]] بر شیخین و نیز صورت بندی ارائه شده درباره مشروعیت خلافت [[ابوبکر]] از باب تقدیم مفضول بر افضل اشاره کرد که تنها در نسل های متأخر در میان بصریان نیز هوادارانی داشت. برخی باور دارند که مکتب [[بغداد]] از استحکام نظری کمتری برخوردار بود و این سخن بدان معنا پذیرفته است که مقصود از استواری نظری، توجیه فلسفی دیدگاه ها بوده باشد. نیز گفته می شود که [[بغداد]] به سبب مرکزیت در نهضت ترجمه، بیش از [[بصره]] تحت تأثیر فلسفه [[یونان]] قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج12، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=17697&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=17697&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-06-27T09:00:36Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[معتزله]]. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt; رک: [[بصریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;از [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;معتزله (معتزله)|&lt;/ins&gt;معتزله]]. &amp;lt;ref&amp;gt; [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص142&amp;lt;/ref&amp;gt; رک: [[بصریه]]. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط [[بغداد]] زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل [[واصل بن عطا]] و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در [[بغداد]] حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در [[بغداد]] و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و ابراهیم [[نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط [[بغداد]] و تعالیم [[معتزله]] برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;کلام معتزلی در نیمه نخست سده 2 هجری قمری توسط [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] بر پایه سنت های فکری [[بصره]] شکل گرفت و در دو نسل بعد بود که وارد شدن نگرش فلسفی در آن، تحولی را پدید آورد. با توجه به مرکزیت [[بغداد]] در نهضت ترجمه و آشنایی با گفتمان فلسفی، چنین می نماید که محیط [[بغداد]] زمینه مساعدی برای فلسفی شدن کلام معتزلی داشت. نه در نسل [[واصل بن عطا]] و نه در دوره شاگردان او، به نظر نمی رسد که بتوان در [[بغداد]] حضور معتزلیان را دریافت، اما در نسل سوم، با اقامت کسانی از متکلمان این نسل چون [[بشر بن معتمر]] (م:210ق) و [[معمر بن عباد سُلمی]] (م:215ق) در [[بغداد]] و حضور گسیخته کسانی چون [[ابوالهذیل علاف]] و ابراهیم [[نظام]]، پیوند مستحکمی میان محیط [[بغداد]] و تعالیم [[معتزله]] برقرار شد. &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=7940&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ma.zarifiyan: «بغدادیون» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=7940&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-30T04:33:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;«&lt;a href=&quot;/index.php/%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86&quot; title=&quot;بغدادیون&quot;&gt;بغدادیون&lt;/a&gt;» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۰۴:۳۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan='2' style='text-align: center;'&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Ma.zarifiyan</name></author>	</entry>

	</feed>