<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C</id>
		<title>بدرالدین سماوی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;action=history"/>
		<updated>2026-05-27T11:09:11Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.24.1</generator>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23525&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۱۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23525&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-19T09:14:59Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۱۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد [[غازی اسرائیلِ قاضی]]، یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در ادرنه، که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش [[موسی چلبی]] ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به [[قاضی زاده رومی]] شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام [[‏ابن عسقلانی]] (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون [[مبارکشاه منطقی]] و [[حاجی پاشای طبیب]] و [[علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به قاهره، [[سلطان بَرقوقِ مملوک]] او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با [[شیخ حسین اَخلاطی صوفی]] آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به [[تصوّف]] روی آورد. پس از چندسال عزلت در قاهره، احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه [[امیرتیمور]] که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که قاهره راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران قونیه و [[گَرْمِیان]] و نیز [[حامد بن موسی قیصری]] را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه (منسوب به صفی الدین اردبیلی)|صفویه]] بود وبعدها معلم [[حاجی بَیرام ‏ولی]] شد، جلب کرد. توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه مالکیت اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین بن عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در آسیای صغیر به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی [[خیوس]] نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به ادرنه بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی [[سلطان محمد اول]] در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که [[آق ‏شمس الدین]]، که بعدها به شیخ [[بَیرامیه]] شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام [[بورکلوجه مصطفی]] و شخصِ دیگری به نام [[طورلق کمال]] آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان روم ایلی به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با [[مصطفای دروغین]] ([[دوزمه مصطفی]]) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در سیروز به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان [[سلطان سلیمان قانونی]](حک: ‏‏927ـ974)در روم ایلی پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان صفویه، که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او ‏[[واردات و نورالقلوب]] است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد [[غازی اسرائیلِ قاضی]]، یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در ادرنه، که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش [[موسی چلبی]] ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به [[قاضی زاده رومی]] شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام [[‏ابن عسقلانی]] (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون [[مبارکشاه منطقی]] و [[حاجی پاشای طبیب]] و [[علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به قاهره، [[سلطان بَرقوقِ مملوک]] او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با [[شیخ حسین اَخلاطی صوفی]] آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به [[تصوّف]] روی آورد. پس از چندسال عزلت در قاهره، احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه [[امیرتیمور]] که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که قاهره راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران قونیه و [[گَرْمِیان]] و نیز [[حامد بن موسی قیصری]] را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه (منسوب به صفی الدین اردبیلی)|صفویه]] بود وبعدها معلم [[حاجی بَیرام ‏ولی]] شد، جلب کرد. توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه مالکیت اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین بن عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در آسیای صغیر به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی [[خیوس]] نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به ادرنه بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی [[سلطان محمد اول]] در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که [[آق ‏شمس الدین]]، که بعدها به شیخ [[بَیرامیه]] شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام [[بورکلوجه مصطفی]] و شخصِ دیگری به نام [[طورلق کمال]] آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان روم ایلی به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با [[مصطفای دروغین]] ([[دوزمه مصطفی]]) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در سیروز به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان [[سلطان سلیمان قانونی]](حک: ‏‏927ـ974)در روم ایلی پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان صفویه، که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بکتاشیه (بکتاشیه)|&lt;/ins&gt;بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او ‏[[واردات و نورالقلوب]] است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23524&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۱۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23524&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-19T09:14:12Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۱۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد [[غازی اسرائیلِ قاضی]]، یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در ادرنه، که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش [[موسی چلبی]] ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به [[قاضی زاده رومی]] شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام [[‏ابن عسقلانی]] (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون [[مبارکشاه منطقی]] و [[حاجی پاشای طبیب]] و [[علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به قاهره، [[سلطان بَرقوقِ مملوک]] او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با [[شیخ حسین اَخلاطی صوفی]] آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به [[تصوّف]] روی آورد. پس از چندسال عزلت در قاهره، احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه [[امیرتیمور]] که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که قاهره راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران قونیه و [[گَرْمِیان]] و نیز [[حامد بن موسی قیصری]] را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه]] بود وبعدها معلم [[حاجی بَیرام ‏ولی]] شد، جلب کرد. توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه مالکیت اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین بن عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در آسیای صغیر به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی [[خیوس]] نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به ادرنه بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی [[سلطان محمد اول]] در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که [[آق ‏شمس الدین]]، که بعدها به شیخ [[بَیرامیه]] شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام [[بورکلوجه مصطفی]] و شخصِ دیگری به نام [[طورلق کمال]] آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان روم ایلی به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با [[مصطفای دروغین]] ([[دوزمه مصطفی]]) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در سیروز به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان [[سلطان سلیمان قانونی]](حک: ‏‏927ـ974)در روم ایلی پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان صفویه، که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او ‏[[واردات و نورالقلوب]] است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد [[غازی اسرائیلِ قاضی]]، یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در ادرنه، که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش [[موسی چلبی]] ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به [[قاضی زاده رومی]] شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام [[‏ابن عسقلانی]] (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون [[مبارکشاه منطقی]] و [[حاجی پاشای طبیب]] و [[علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به قاهره، [[سلطان بَرقوقِ مملوک]] او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با [[شیخ حسین اَخلاطی صوفی]] آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به [[تصوّف]] روی آورد. پس از چندسال عزلت در قاهره، احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه (صوفیه)|صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه [[امیرتیمور]] که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که قاهره راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران قونیه و [[گَرْمِیان]] و نیز [[حامد بن موسی قیصری]] را که از صوفیان طریقه خاندان [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صفویه (منسوب به صفی الدین اردبیلی)|&lt;/ins&gt;صفویه]] بود وبعدها معلم [[حاجی بَیرام ‏ولی]] شد، جلب کرد. توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه مالکیت اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین بن عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در آسیای صغیر به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی [[خیوس]] نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به ادرنه بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی [[سلطان محمد اول]] در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که [[آق ‏شمس الدین]]، که بعدها به شیخ [[بَیرامیه]] شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام [[بورکلوجه مصطفی]] و شخصِ دیگری به نام [[طورلق کمال]] آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان روم ایلی به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با [[مصطفای دروغین]] ([[دوزمه مصطفی]]) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در سیروز به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان [[سلطان سلیمان قانونی]](حک: ‏‏927ـ974)در روم ایلی پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان صفویه، که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او ‏[[واردات و نورالقلوب]] است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23523&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۱۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23523&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-19T09:13:29Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۱۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد [[غازی اسرائیلِ قاضی]]، یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در ادرنه، که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش [[موسی چلبی]] ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به [[قاضی زاده رومی]] شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام [[‏ابن عسقلانی]] (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون [[مبارکشاه منطقی]] و [[حاجی پاشای طبیب]] و [[علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به قاهره، [[سلطان بَرقوقِ مملوک]] او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با [[شیخ حسین اَخلاطی صوفی]] آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به [[تصوّف]] روی آورد. پس از چندسال عزلت در قاهره، احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه [[امیرتیمور]] که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که قاهره راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران قونیه و [[گَرْمِیان]] و نیز [[حامد بن موسی قیصری]] را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه]] بود وبعدها معلم [[حاجی بَیرام ‏ولی]] شد، جلب کرد. توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه مالکیت اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین بن عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در آسیای صغیر به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی [[خیوس]] نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به ادرنه بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی [[سلطان محمد اول]] در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که [[آق ‏شمس الدین]]، که بعدها به شیخ [[بَیرامیه]] شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام [[بورکلوجه مصطفی]] و شخصِ دیگری به نام [[طورلق کمال]] آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان روم ایلی به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با [[مصطفای دروغین]] ([[دوزمه مصطفی]]) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در سیروز به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان [[سلطان سلیمان قانونی]](حک: ‏‏927ـ974)در روم ایلی پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان صفویه، که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او ‏[[واردات و نورالقلوب]] است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد [[غازی اسرائیلِ قاضی]]، یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در ادرنه، که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش [[موسی چلبی]] ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به [[قاضی زاده رومی]] شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام [[‏ابن عسقلانی]] (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون [[مبارکشاه منطقی]] و [[حاجی پاشای طبیب]] و [[علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به قاهره، [[سلطان بَرقوقِ مملوک]] او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با [[شیخ حسین اَخلاطی صوفی]] آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به [[تصوّف]] روی آورد. پس از چندسال عزلت در قاهره، احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صوفیه (صوفیه)|&lt;/ins&gt;صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه [[امیرتیمور]] که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که قاهره راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران قونیه و [[گَرْمِیان]] و نیز [[حامد بن موسی قیصری]] را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه]] بود وبعدها معلم [[حاجی بَیرام ‏ولی]] شد، جلب کرد. توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه مالکیت اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین بن عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در آسیای صغیر به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی [[خیوس]] نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به ادرنه بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی [[سلطان محمد اول]] در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که [[آق ‏شمس الدین]]، که بعدها به شیخ [[بَیرامیه]] شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام [[بورکلوجه مصطفی]] و شخصِ دیگری به نام [[طورلق کمال]] آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان روم ایلی به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با [[مصطفای دروغین]] ([[دوزمه مصطفی]]) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در سیروز به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان [[سلطان سلیمان قانونی]](حک: ‏‏927ـ974)در روم ایلی پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان صفویه، که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او ‏[[واردات و نورالقلوب]] است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23522&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۱۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23522&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-19T09:12:24Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۱۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد [[غازی اسرائیلِ قاضی]]، یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در ادرنه، که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش [[موسی چلبی]] ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به [[قاضی زاده رومی]] شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام [[‏ابن عسقلانی]] (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون مبارکشاه منطقی و حاجی پاشای طبیب و &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;علی بن محمد سید شریف &lt;/del&gt;[[&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;سیدعلی جرجانی| &lt;/del&gt;علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به [[&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;قاهره]]، &lt;/del&gt;سلطان بَرقوقِ مملوک او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با شیخ حسین اَخلاطی صوفی آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به تصوّف روی آورد. پس از چندسال عزلت در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[قاهره]]، &lt;/del&gt;احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه امیرتیمور که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قاهره&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;قونیه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;و [[گَرْمِیان]] و نیز حامد بن موسی قیصری را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه]] بود وبعدها معلم حاجی بَیرام ‏ولی شد، جلب کرد. &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;‏ ‏ &lt;/del&gt;توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[مالکی]] ت &lt;/del&gt;اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ابن &lt;/del&gt;عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;آسیای صغیر&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی خیوس نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;ادرنه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی سلطان محمد اول در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که آق ‏شمس &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;الدین، &lt;/del&gt;که بعدها به شیخ بَیرامیه شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام بورکلوجه مصطفی و شخصِ دیگری به نام طورلق کمال آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;روم ایلی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با مصطفای دروغین (دوزمه مصطفی) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;سیروز&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان سلطان سلیمان قانونی (حک: ‏‏927ـ974&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;/del&gt;در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;روم ایلی&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[صفویه]]، &lt;/del&gt;که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;‏واردات &lt;/del&gt;و نورالقلوب است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد [[غازی اسرائیلِ قاضی]]، یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در ادرنه، که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش [[موسی چلبی]] ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به [[قاضی زاده رومی]] شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام [[‏ابن عسقلانی]] (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;مبارکشاه منطقی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;حاجی پاشای طبیب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و [[علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;قاهره، &lt;/ins&gt;[[سلطان بَرقوقِ مملوک&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شیخ حسین اَخلاطی صوفی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;تصوّف&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;روی آورد. پس از چندسال عزلت در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;قاهره، &lt;/ins&gt;احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;امیرتیمور&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که قاهره راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران قونیه و [[گَرْمِیان]] و نیز &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;حامد بن موسی قیصری&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه]] بود وبعدها معلم &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;حاجی بَیرام ‏ولی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;شد، جلب کرد. توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مالکیت &lt;/ins&gt;اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بن &lt;/ins&gt;عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در آسیای صغیر به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;خیوس&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به ادرنه بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سلطان محمد اول&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;آق ‏شمس &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;الدین]]، &lt;/ins&gt;که بعدها به شیخ &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بَیرامیه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بورکلوجه مصطفی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و شخصِ دیگری به نام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;طورلق کمال&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان روم ایلی به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;مصطفای دروغین&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;دوزمه مصطفی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در سیروز به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سلطان سلیمان قانونی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;(حک: ‏‏927ـ974&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;)&lt;/ins&gt;در روم ایلی پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;صفویه، &lt;/ins&gt;که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;‏[[واردات &lt;/ins&gt;و نورالقلوب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23521&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin در ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۵۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=23521&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-19T08:59:11Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۵۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;سماونه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;(یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد غازی اسرائیلِ &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;قاضی، &lt;/del&gt;یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[ادرنه]]، &lt;/del&gt;که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش موسی چلبی ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به قاضی زاده رومی شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام ‏ابن عسقلانی (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون مبارکشاه منطقی و حاجی پاشای طبیب و علی بن محمد سید شریف [[سیدعلی جرجانی| علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به [[قاهره]]، سلطان بَرقوقِ مملوک او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با شیخ حسین اَخلاطی صوفی آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به تصوّف روی آورد. پس از چندسال عزلت در [[قاهره]]، احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه امیرتیمور که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که [[قاهره]] راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران [[قونیه]] و [[گَرْمِیان]] و نیز حامد بن موسی قیصری را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه]] بود وبعدها معلم حاجی بَیرام ‏ولی شد، جلب کرد. ‏ ‏ توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه [[مالکی]] ت اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین ابن عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در [[آسیای صغیر]] به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی خیوس نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به [[ادرنه]] بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی سلطان محمد اول در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که آق ‏شمس الدین، که بعدها به شیخ بَیرامیه شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام بورکلوجه مصطفی و شخصِ دیگری به نام طورلق کمال آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان [[روم ایلی]] به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با مصطفای دروغین (دوزمه مصطفی) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در [[سیروز]] به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان سلطان سلیمان قانونی (حک: ‏‏927ـ974&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[روم ایلی]] پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان [[صفویه]]، که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او ‏واردات و نورالقلوب است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;غازی اسرائیلِ &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;قاضی]]، &lt;/ins&gt;یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ادرنه، &lt;/ins&gt;که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;موسی چلبی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;قاضی زاده رومی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;‏ابن عسقلانی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون مبارکشاه منطقی و حاجی پاشای طبیب و علی بن محمد سید شریف [[سیدعلی جرجانی| علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به [[قاهره]]، سلطان بَرقوقِ مملوک او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با شیخ حسین اَخلاطی صوفی آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به تصوّف روی آورد. پس از چندسال عزلت در [[قاهره]]، احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه امیرتیمور که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که [[قاهره]] راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران [[قونیه]] و [[گَرْمِیان]] و نیز حامد بن موسی قیصری را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه]] بود وبعدها معلم حاجی بَیرام ‏ولی شد، جلب کرد. ‏ ‏ توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه [[مالکی]] ت اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین ابن عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در [[آسیای صغیر]] به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی خیوس نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به [[ادرنه]] بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی سلطان محمد اول در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که آق ‏شمس الدین، که بعدها به شیخ بَیرامیه شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام بورکلوجه مصطفی و شخصِ دیگری به نام طورلق کمال آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان [[روم ایلی]] به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با مصطفای دروغین (دوزمه مصطفی) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در [[سیروز]] به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان سلطان سلیمان قانونی (حک: ‏‏927ـ974&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[روم ایلی]] پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان [[صفویه]]، که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او ‏واردات و نورالقلوب است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==پانويس==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=4300&amp;oldid=prev</id>
		<title>Rahim: «بدرالدین سماوی» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=4300&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-26T20:28:19Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;«&lt;a href=&quot;/index.php/%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&quot; title=&quot;بدرالدین سماوی&quot;&gt;بدرالدین سماوی&lt;/a&gt;» را محافظت کرد ([ویرایش=فقط مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=فقط مدیران] (بی‌پایان)) [آبشاری]&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۶ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۲۰:۲۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan='2' style='text-align: center;'&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Rahim</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=4299&amp;oldid=prev</id>
		<title>Rahim: صفحه‌ای تازه حاوی «بَدرالدین بن قاضی سماونه (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجست...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%DB%8C&amp;diff=4299&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2015-05-26T20:28:09Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «بَدرالدین بن قاضی &lt;a href=&quot;/index.php?title=%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%86%D9%87&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;سماونه (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;سماونه&lt;/a&gt; (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجست...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;بَدرالدین بن قاضی [[سماونه]] (یا: بدرالدین سِماوی)، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم است. نامش ‏محمود بود و در اول محرم 760 در [[سماونه]]، نزدیکی [[ادرنه]]، به دنیا آمد. پسر ارشد غازی اسرائیلِ قاضی، یکی از قدیمترین ‏مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان می دانست، بود. مادرش یونانی بود و پس از قبول اسلام نام مَلَک را ‏برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در [[ادرنه]]، که در بهار 762 فتح شده بود، گذراند. فقه و اصول را نزد پدر فرا ‏گرفت، و سپس نزد فقیهانی چون یوسف و شاهدی به تحصیل پرداخت. پس از آن، همراه دوستش موسی چلبی ـ ‏ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به قاضی زاده رومی شهرت داردـ برای ادامه تحصیل به [[بورسه]] رفت. تا 783 نزد ‏شخصی به نام فیض الله در [[قونیه]] منطق و نجوم آموخت، سپس به [[بیت المقدس]] رفت و نزد شخص نسبتاً گمنامی به نام ‏ابن عسقلانی (نه [[ابن حجر عسقلانی]] ) به تحصیل ادامه داد. آنگاه به [[قاهره]] رفت تا در مجالس درس دانشمندان سرشناسی ‏چون مبارکشاه منطقی و حاجی پاشای طبیب و علی بن محمد سید شریف [[سیدعلی جرجانی| علی بن محمد سید شریف جرجانی]]، فیلسوف و فقیه معروف، و عالمی به ‏نام عبداللطیف شرکت کند. ‏بدرالدین در حدود 785 به حج رفت و پس از بازگشت به [[قاهره]]، سلطان بَرقوقِ مملوک او را به تربیت فرزند و جانشین خود ‏فَرَج برگماشت. بدرالدین تصادفاً، در دربار سلطان مملوک با شیخ حسین اَخلاطی صوفی آشنا شد، و با آنکه در گذشته ‏مخالف صوفیان بود، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفت و به تصوّف روی آورد. پس از چندسال عزلت در [[قاهره]]، احتمالاً ‏شیفته آوازه خاندان [[صوفیه]] [[اردبیل]] شد و در 804 به [[تبریز]] سفر کرد و در آنجا طرف توجه امیرتیمور که بتازگی از [[آناطولی]] ‏بازگشته بود قرار گرفت. امیرتیمور کوشید که او را با خود به [[ترکستان]] ببرد. بدرالدین که نمی خواست به این کار تن در دهد ‏از آنجا گریخت. بعدها شیخِ خانقاه شد و جای حسین اخلاطی را که در همین ایام درگذشته بود گرفت، اما به سبب ‏اختلاف با مریدانِ خود تصمیم گرفت که [[قاهره]] راترک گوید وبرای تبلیغ به [[آسیای صغیر]] و [[روم ایلی]] سفرکند. درآنجا ‏نظرامیران [[قونیه]] و [[گَرْمِیان]] و نیز حامد بن موسی قیصری را که از صوفیان طریقه خاندان [[صفویه]] بود وبعدها معلم حاجی بَیرام ‏ولی شد، جلب کرد. ‏ ‏ توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. اندیشه [[مالکی]] ت اشتراکی را رواج داد، و به گسترش ‏افکار غیر سنّتی [[محی الدین ابن عربی]] همت گماشت. ظاهراً عده تهیدستانی که در [[آسیای صغیر]] به دنبال خود کشید زیاد ‏بوده است. مسیحیان نیز در اطراف او گرد آمدند و می گویند که با حاکم جنووایی خیوس نیز تماس داشته است. بدرالدین ‏سرانجام به [[ادرنه]] بازگشت و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت. در حدود 813، بر خلاف میل ‏باطنیش به دستور موسی که مدّعی سلطنت بود قاضی عسکر شد، ولی پس از پیروزی سلطان محمد اول در نزدیکی ‏ [[چامورلو]] از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به [[ازنیق]] تبعید شد. در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. و می گویند که آق ‏شمس الدین، که بعدها به شیخ بَیرامیه شهرت یافت، مدت کوتاهی شاگرد او بوده است. احتمالاً در همین جا بود که (از ‏طریقی نامعلوم) با جنبش مخفی اشتراکی شخصی به نام بورکلوجه مصطفی و شخصِ دیگری به نام طورلق کمال آشنا شد. ‏این جنبش به شورش وسیع 819 انجامید که به احتمال قوی رهبری فکری آن را بدرالدین برعهده داشت. گرچه شرح ‏حال بدرالدین به قلم نواده اش، خلیل، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید دارد، تاریخنگاران رسمی عثمانی او را ‏به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم می کنند. طغیان [[روم ایلی]] به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ ‏سربازان سلطان افتاد و او را به [[سیروز]] در [[مقدونیه]] نزد سلطان محمد که با مصطفای دروغین (دوزمه مصطفی) در حال جنگ ‏بود، بردند. بدرالدین را پس از محاکمه ای مشکوک، در 823 در [[سیروز]] به جرم خیانت در ملأعام به دار آویختند. هنوز نقش ‏بدرالدین در این جنبش بدرستی روشن نیست، ولی مسلم است که عقاید او با آن موافق بوده و اندیشه هایش تأثیری ‏پایدار برجای گذاشته است. شواهد مستندی حاکی است که بدرالدین حتی در زمان سلطان سلیمان قانونی (حک: ‏‏927ـ974&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[روم ایلی]] پیروانی داشته است. پس از مرگ او بسیاری از پیروانش به خاندان [[صفویه]]، که در آن هنگام از ‏لحاظ سیاسی فعال بودند، و گروههایی نیز به فرقه های گوناگون، بویژه [[بکتاشیه]]، گرویدند. از معروفترین بازماندگان ‏بدرالدین، علاوه بر سه فرزندش احمد و اسماعیل و مصطفی، نوه او خلیل (فرزند اسماعیل) است که شرح حال بدرالدین ‏را نوشته است. ‏ بدرالدین مؤلفی پر کار بود. نزدیک به پنجاه کتاب مفصل نوشت که بیشتر آنها فقهی بود. مهمترین کتابهای صوفیانه او ‏واردات و نورالقلوب است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دانشنامه جهان اسلام]]، ج2، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانويس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rahim</name></author>	</entry>

	</feed>