<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>http://www.wikiferaq.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Admin</id>
		<title>دایره المعارف فرق اسلامی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.wikiferaq.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Admin"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Admin"/>
		<updated>2026-05-26T22:23:46Z</updated>
		<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.24.1</generator>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41613</id>
		<title>آیت الله سید حسن خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41613"/>
				<updated>2026-05-26T09:56:54Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیت الله سید حسن خمینی(زاده ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم) فرزند سید احمد خمینی و نوه [[امام خمینی]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تولد و حسب و نسب خانوادگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقیقا 70 سال پس از تولد حضرت امام خمینی(س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ 1351/5/1 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحرالعلوم(ره) هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، [[سید احمد خمینی]](ره) دومین پسر و آخرین فرزند امام خمینی(س) و خانم خدیجه ثقفی(ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی در یک‌سالگی، همراه پدر و مادر از راه لبنان به نجف اشرف برده شد و حدود هفت ماه آنجا بود. او در سال ۱۳۵۶ بار دیگر همراه خانواده به عراق سفر کرد و هنگام درگذشت مشکوک عموی خود [[سید مصطفی خمینی]](ره) در نجف بود و با تصمیم سیداحمد خمینی به ماندن در نجف به دلیل ضرورت حضور در کنار امام‌خمینی، همراه خانواده در نجف ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هجرت امام‌خمینی به پاریس در مهر ۱۳۵۷، سیدحسن خمینی همراه مادر به قم بازگشت و اوایل دی ۱۳۵۷، با مادر و پدربزرگ خود، سلطانی طباطبایی، به دیدار امام‌خمینی در پاریس رفت و این سفر تا بهمن ۱۳۵۷ و زمان بازگشت امام‌خمینی به ایران، ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات کلاسیک==&lt;br /&gt;
خمینی تحصیلات ابتدایی خود را اول مهر ۱۳۵۷، در مدرسه علوی نجف اشرف آغاز کرد و با بازگشت به ایران به دلیل رویدادهای انقلاب که به تعطیلی بسیاری از مدرسه‌های ایران نیز انجامید، از ادامه تحصیل بازماند. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحصیلات خود را نخست در مدارس نوزده دی (داریوش سابق) و پارس در قم ادامه داد و پس از آن به دلیل انتقال امام‌خمینی و خانواده ایشان به تهران و سکونت در جماران، در مدرسه‌های نیکان تهران و حبیب‌بن‌مظاهر جماران پی گرفت. خروج مقطعی او از مدرسه نیکان، به دلیل مسائل امنیتی و همزمان با اوج‌گیری ترورهای سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاد، اما پس از این دوره، مقاطع راهنمایی و دبیرستان را نیز در همین مدرسه گذراند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از آذر ۱۳۶۶ تا فروردین ۱۳۶۷، زمانی که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان بود، در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حضور یافت و همزمان با روزهای موشک‌باران تهران، برای حضور در امتحانات پایان سال تحصیلی به تهران بازگشت و در نهایت امر در سال 1369 در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات حوزوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار ایشان باعث شد وی در سال 1368 تحصیلات حوزوی خود را شروع کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال 1372 به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی(ره) و تحت نظر ایشان می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بیع: آیت الله پایانی(ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله استادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فلسفه و عرفان===&lt;br /&gt;
- منظومه حاج ملاهادی سبزواری(مقدمه قیصری؛شرح تجرید): حجت الاسلام و المسلمین حسینی اسحاق نیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسفار: آیت الله العظمی جوادی آملی(2 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم خارج فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مسائل مستحدثه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(قریب 1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله العظمی وحید خراسانی(3 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خمس، نکاح: آیت الله العظمی شبیری زنجانی(جمعا 5 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- طهارت و خمس: آیت الله محقق داماد(6 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اصول فقه: آیت الله محقق داماد(11 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر: آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره)، آیت الله العظمی یوسف صانعی(ره) و آیت الله محمد مومن(ره) نیز به تلمذ نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد حسن خميني مدتی بعد از ورود به حوزه علميه قم(سال 1371) در مدرسه کرماني ها تدريس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتاب هايي نظير: جامع المقدمات، سيوطي، مغني اللبيب و مختصرالمعاني، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدريس كرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدريس سطوح عالي پرداخته و در اين مدت تدریس کتاب هايي نظير: رسائل، مکاسب محرمه، بيع، خيارات و كفايه را در كارنامه فعاليت هاي خود دارد و بعضی از اين كتب را حتي 2 يا 3 بار به تدريس نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس فلسفه ایشان كه با تدريس كتاب منظومه مرحوم ملاهادي سبزواري از سال 1385 شروع شد، در آبان سال 1391 به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تدريس خارج فقه آیت الله سيدحسن خميني از سال تحصيلي 1392 با موضوع مکاسب محرمه شروع شده و هم اكنون در محل مدرسه دارالشفاي قم ادامه دارد و كلاس درس وي از كلاسهاي پررونق حوزه علمیه قم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها و مشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبيات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسي، علوم سياسي، اقتصاد و تاريخ در حد بالايي آشنايي دارد. وی به زبان هاي عربي و انگليسي مسلط است و به كارگيري زبان انگليسي را از ده سال پيش تقريبا پيوسته ادامه مي دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهای «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، تحریر اختیار (سه جلد)، شرح رسالة الطلب و الاراده امام‌خمینی، تحریر توحید (دو جلد) (تقریرات یکی از شاگردان از درس مقدمه قیصری بر شرح فصوص الحکم)، الافادات و الاستفادات (دو جلد) (تقریر سیدعلی خمینی)، آینه مسلمانی شامل مباحث اخلاقی، «ده مقاله»، «دلیل راه»، «گوهر معنا» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سایر فعالیت ها==&lt;br /&gt;
پس از رحلت سیداحمد خمینی در سال ۱۳۷۳ و طبق وصیت او، سیدحسن خمینی مسئولیت تولیت حرم امام‌خمینی و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را برعهده گرفت. سیداحمد خمینی، در وصیت‌نامه خود فرزند خود را وصیّ خود قرار داد و همه امور حرم امام‌خمینی را پس از خود به او سپرد و از وی خواست در این مسئولیت از کمک و هدایت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری بهره گیرد؛ همچنین اختیار و مسئولیت چاپ اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و همه نوشته‌های امام‌خمینی را پس از خود به وی سپرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی، در نامه‌ای به رهبری معظم انقلاب، تنفیذ وصیت پدر خود مبنی بر ریاست وی بر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی و نیز تولیت حرم ایشان را در صورت صلاحدید، درخواست کرد و رهبر انقلاب نیز در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۷۴، با طلب رحمت و مغفرت برای سیداحمد خمینی، وصیت یادشده را تنفیذ کرده‌است. وی در این مسئولیت و به درخواست اعضای دفتر امام‌خمینی، نامه دفاعیه امام‌خمینی از سیداحمد خمینی را که بنا به پیشنهاد خود سیداحمد، منتشر نشده بود، در صحیفه امام‌خمینی منتشر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هر سال نوعاً یکی از سخنرانان اصلی مراسم سالگرد ارتحال امام‌خمینی بوده‌است و نیز در طول سال، پذیرای گروه‌های مختلف مردم و میهمانان خارجی برای گفت‌وگو دربارهٔ موضوعات روز کشور است. او در این جایگاه همه همت و تلاش خود را برای ارتقا و اعتلای نام امام‌خمینی به‌کار گرفته‌است. او همچنین عضو هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است و تا سال ۱۳۹۶، در این مسئولیت فعال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش در جوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه بزرگوار امام خمینی(س) در سن 24 سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدر مرحوم آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی فرزند آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی(ره) از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. ایشان نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می باشد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سيد محمدهادي می باشد.همچنین برادران سیدحسن خمینی، سیدرضا(یاسر) و سیدعلی نیز به تحصیل و تدریس علوم دینی اشتغال دارند و از اساتید درس‌های سطح می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41612</id>
		<title>آیت الله سید حسن خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41612"/>
				<updated>2026-05-26T09:55:50Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیت الله سید حسن خمینی(زاده ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم) فرزند سید احمد خمینی و نوه [[امام خمینی]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تولد و حسب و نسب خانوادگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقیقا 70 سال پس از تولد حضرت امام خمینی(س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ 1351/5/1 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحرالعلوم هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، [[سید احمد خمینی]](ره) دومین پسر و آخرین فرزند امام خمینی(س) و خانم خدیجه ثقفی(ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی در یک‌سالگی، همراه پدر و مادر از راه لبنان به نجف اشرف برده شد و حدود هفت ماه آنجا بود. او در سال ۱۳۵۶ بار دیگر همراه خانواده به عراق سفر کرد و هنگام درگذشت مشکوک عموی خود [[سید مصطفی خمینی]](ره) در نجف بود و با تصمیم سیداحمد خمینی به ماندن در نجف به دلیل ضرورت حضور در کنار امام‌خمینی، همراه خانواده در نجف ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هجرت امام‌خمینی به پاریس در مهر ۱۳۵۷، سیدحسن خمینی همراه مادر به قم بازگشت و اوایل دی ۱۳۵۷، با مادر و پدربزرگ خود، سلطانی طباطبایی، به دیدار امام‌خمینی در پاریس رفت و این سفر تا بهمن ۱۳۵۷ و زمان بازگشت امام‌خمینی به ایران، ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات کلاسیک==&lt;br /&gt;
خمینی تحصیلات ابتدایی خود را اول مهر ۱۳۵۷، در مدرسه علوی نجف اشرف آغاز کرد و با بازگشت به ایران به دلیل رویدادهای انقلاب که به تعطیلی بسیاری از مدرسه‌های ایران نیز انجامید، از ادامه تحصیل بازماند. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحصیلات خود را نخست در مدارس نوزده دی (داریوش سابق) و پارس در قم ادامه داد و پس از آن به دلیل انتقال امام‌خمینی و خانواده ایشان به تهران و سکونت در جماران، در مدرسه‌های نیکان تهران و حبیب‌بن‌مظاهر جماران پی گرفت. خروج مقطعی او از مدرسه نیکان، به دلیل مسائل امنیتی و همزمان با اوج‌گیری ترورهای سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاد، اما پس از این دوره، مقاطع راهنمایی و دبیرستان را نیز در همین مدرسه گذراند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از آذر ۱۳۶۶ تا فروردین ۱۳۶۷، زمانی که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان بود، در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حضور یافت و همزمان با روزهای موشک‌باران تهران، برای حضور در امتحانات پایان سال تحصیلی به تهران بازگشت و در نهایت امر در سال 1369 در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات حوزوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار ایشان باعث شد وی در سال 1368 تحصیلات حوزوی خود را شروع کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال 1372 به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی(ره) و تحت نظر ایشان می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بیع: آیت الله پایانی(ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله استادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فلسفه و عرفان===&lt;br /&gt;
- منظومه حاج ملاهادی سبزواری(مقدمه قیصری؛شرح تجرید): حجت الاسلام و المسلمین حسینی اسحاق نیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسفار: آیت الله العظمی جوادی آملی(2 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم خارج فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مسائل مستحدثه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(قریب 1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله العظمی وحید خراسانی(3 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خمس، نکاح: آیت الله العظمی شبیری زنجانی(جمعا 5 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- طهارت و خمس: آیت الله محقق داماد(6 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اصول فقه: آیت الله محقق داماد(11 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر: آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره)، آیت الله العظمی یوسف صانعی(ره) و آیت الله محمد مومن(ره) نیز به تلمذ نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد حسن خميني مدتی بعد از ورود به حوزه علميه قم(سال 1371) در مدرسه کرماني ها تدريس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتاب هايي نظير: جامع المقدمات، سيوطي، مغني اللبيب و مختصرالمعاني، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدريس كرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدريس سطوح عالي پرداخته و در اين مدت تدریس کتاب هايي نظير: رسائل، مکاسب محرمه، بيع، خيارات و كفايه را در كارنامه فعاليت هاي خود دارد و بعضی از اين كتب را حتي 2 يا 3 بار به تدريس نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس فلسفه ایشان كه با تدريس كتاب منظومه مرحوم ملاهادي سبزواري از سال 1385 شروع شد، در آبان سال 1391 به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تدريس خارج فقه آیت الله سيدحسن خميني از سال تحصيلي 1392 با موضوع مکاسب محرمه شروع شده و هم اكنون در محل مدرسه دارالشفاي قم ادامه دارد و كلاس درس وي از كلاسهاي پررونق حوزه علمیه قم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها و مشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبيات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسي، علوم سياسي، اقتصاد و تاريخ در حد بالايي آشنايي دارد. وی به زبان هاي عربي و انگليسي مسلط است و به كارگيري زبان انگليسي را از ده سال پيش تقريبا پيوسته ادامه مي دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهای «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، تحریر اختیار (سه جلد)، شرح رسالة الطلب و الاراده امام‌خمینی، تحریر توحید (دو جلد) (تقریرات یکی از شاگردان از درس مقدمه قیصری بر شرح فصوص الحکم)، الافادات و الاستفادات (دو جلد) (تقریر سیدعلی خمینی)، آینه مسلمانی شامل مباحث اخلاقی، «ده مقاله»، «دلیل راه»، «گوهر معنا» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سایر فعالیت ها==&lt;br /&gt;
پس از رحلت سیداحمد خمینی در سال ۱۳۷۳ و طبق وصیت او، سیدحسن خمینی مسئولیت تولیت حرم امام‌خمینی و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را برعهده گرفت. سیداحمد خمینی، در وصیت‌نامه خود فرزند خود را وصیّ خود قرار داد و همه امور حرم امام‌خمینی را پس از خود به او سپرد و از وی خواست در این مسئولیت از کمک و هدایت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری بهره گیرد؛ همچنین اختیار و مسئولیت چاپ اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و همه نوشته‌های امام‌خمینی را پس از خود به وی سپرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی، در نامه‌ای به رهبری معظم انقلاب، تنفیذ وصیت پدر خود مبنی بر ریاست وی بر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی و نیز تولیت حرم ایشان را در صورت صلاحدید، درخواست کرد و رهبر انقلاب نیز در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۷۴، با طلب رحمت و مغفرت برای سیداحمد خمینی، وصیت یادشده را تنفیذ کرده‌است. وی در این مسئولیت و به درخواست اعضای دفتر امام‌خمینی، نامه دفاعیه امام‌خمینی از سیداحمد خمینی را که بنا به پیشنهاد خود سیداحمد، منتشر نشده بود، در صحیفه امام‌خمینی منتشر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هر سال نوعاً یکی از سخنرانان اصلی مراسم سالگرد ارتحال امام‌خمینی بوده‌است و نیز در طول سال، پذیرای گروه‌های مختلف مردم و میهمانان خارجی برای گفت‌وگو دربارهٔ موضوعات روز کشور است. او در این جایگاه همه همت و تلاش خود را برای ارتقا و اعتلای نام امام‌خمینی به‌کار گرفته‌است. او همچنین عضو هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است و تا سال ۱۳۹۶، در این مسئولیت فعال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش در جوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه بزرگوار امام خمینی(س) در سن 24 سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدر مرحوم آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی فرزند آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی(ره) از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. ایشان نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می باشد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سيد محمدهادي می باشد.همچنین برادران سیدحسن خمینی، سیدرضا(یاسر) و سیدعلی نیز به تحصیل و تدریس علوم دینی اشتغال دارند و از اساتید درس‌های سطح می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=41611</id>
		<title>قادیانیه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=41611"/>
				<updated>2026-05-10T16:42:51Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
از فرق منحرف از اسلام. &amp;lt;ref&amp;gt;[[مفتاح باب الابواب]]، [[رئیس الحکمای تبریزی]]، ص77 / [[المهدیة فی الاسلام]]، [[سعد محمد حسن]]، ص270&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این فرقـه به وسیلـه سیاست [[انگلستان]] در [[هند]] به وجـود آمده است. قادیانیه پیروان [[میرزا غلام احمد قادیانی]] می باشند. او در اواخر سال 1252 هجری قمری در [[قادیان]] از بلاد [[پنجاب]] هند متولد شد و پس از فراگیری مقداری از علوم رایجه، در یکی از دوائر مربوط به انگلستان استخدام و مدت ها در این شغل باقی بود. در حدود سال 1290هجری قمری که تبلیغ مسیحیت در پنجاب زیاد شد، قادیانی کتاب بزرگی در چهار جزء به نام [[براهین احمدیه]]، به عنوان دفاع از اسلام منتشر کرد. وی در این کتاب مدعی شده بود که در اثر متابعت از دین اسلام به مخاطبات الهیه مشرف شده و به نام مسیح از جانب خدا به او خطاب شده و او در اثر کثرت این مخاطبات فهمیده است که شباهت کاملی بین او و [[عیسی علیه السلام]] از جهت حلم، تواضع، ایثار و توکل وجود دارد، چنان که گویا او و مسیح ثمره یک شجره هستند، در حالی که مسیح از اتباع [[موسی علیه السلام]] و قادیانی از عشاق و خدّام خاتم انبیاء [[محمد صلی الله علیه و آله]] است. وی مدعی بود خدا به وی بشارت داده که روزی به براهین عقلیه و حجج قاطعه به اسلام خدمت خواهد کرد. درحالی که نمی داند آن روز، چه وقت خواهد بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قادیانی در سال 1308هجری قمری با بیان این مطلب که من مجدد و مصلح این قرن هستم و نبوت به محمد (صلی الله علیه و آله) ختم و ولایت به من ختم شده و من از جانب خدا با تمام قدرت، برکت و عزت، فرستاده شدم و مسیحی که وعده داده شده که از آسمان می آید، من هستم، در حالی که مسیح بن مریم مرده است. این ادعا باعث شد که او را تکفیر کرده و پیروان او را به محاکم قضائی بکشند و وی نیز این جملات را تفسیر کرده و در حقیقت منکر گردید، ولی با این حال اگر حکومت انگلستان دخالت نمی کرد وی به واسطه آن بیانات کشته می شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین سال (1308هـ. ق) جامعه احمدیه، به منظور تبلیغ عقائد قادیانی تشکیل شد و مؤسسان این جامعه مدعی بودند، مقصود از تشکیل این جامعه سه چیز است: 1. اتحاد مسلمانان با یکدیگر؛ 2. از بین بردن تعلیمات نصرانیت؛ 3. از بین بردن مجوسیت. در حالی که برخلاف آن چه در ظاهر می گفتند، در حقیقت سه نکته را مورد ترویج و تبلیغ قرار داده بودند. نخست آن که مسیح بن مریم مرده است و غلام احمد، همان مسیح موعود است و چون در اخبار آمده که جز مسیح، مهدی دیگری در کار نیست، در نتیجه غلام احمد همان مهدی است و دوم آن که جهاد با شمشیر از زمره احکام دینی نیست و جهاد باید با برهان و احتجاج باشد و سوم آن که به غلام احمد وحی می شود و او نبی و رسول است، همچنان که به انبیاء بنی اسرائیل که شرع جدیدی نیاورده بودند وحی می شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلام احمد کتب زیادی نوشته است و از جمله در کتاب [[حقیقة الوحی]] می نویسد: «خدا را به رؤیت تمثیلی دیدم، به خط خودم اخباری از مغیبات را نوشتم، آن را به خدا عرضه داشتم که امضا کند، خدا هم بی انتظار و تردید، قلم را گرفت و به عادت نویسندگان قلم را تکان داد، من از آن رقده (بیهوشی) به خود آمدم، دیدم بر پیراهنم قطره هائی از آن رنگ سرخ هست آن پیراهن را [[عبدالله سنوری]] برای تیمن و تبرک گرفت و الآن پیش اوست». &amp;lt;ref&amp;gt;[[حقیقة الوحی]]، [[غلام احمد]]، ص255&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1314هجری قمری و در شب میلاد مسیح، مجلسی توسط نیروهای انگلیسی و با عنوان مبارزه با ادیان دیگر و دفاع از اسلام تشکیل داده شد، تا همه ادیان حاضر شده و مذهب خود را تقریر کنند. در مجلس اول که در حضور هفت تا هشت هزار نفر تشکیل گردید، پیرامون پنج موضوع (که ربط کاملی با موضوعات ادیان نداشت) صحبت شد: 1. تکوین نفسانی و اصلاح اخلاقی و روحانی؛ 2. معنای حیات انسان و راه رسیدن به غرض آن؛ 3. حیات اخروی؛ 4. تأثیر اعمال در زندگانی دنیوی و اخروی؛ 5. عرفان الهی و راه تحصیل آن. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجلس اول قادیانی سه ساعت و نیم صحبت کرد اما مطالب وی ناتمام ماند. وی در مجلس دیگر پیرامون موضوع پنجم سخن گفته و تصریح نمود که از وسائل عرفان الهی، وحی است که بر انبیاء و بندگان صالح خدا نازل می شود و در دین اسلام مردانی در این مقام و مرتبه بوده اند و خود او نیز در این مرتبه است و خدا به فضل خود مقام و مرتبه تکلم با خود را به او (غلام احمد قادیانی) عطا کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قادیانی ها خود را مسلمان [[سنی]] می دانند و به [[قرآن]] و حدیث عمل می کنند اما عمل به مذهب [[حنفی]] را ترجیح می دهند و بر این باورند که ناسخ و منسوخ در قرآن نیست. از دیدگاه آنان، مرتد کشته نمی شود و احیاء موتی و سایر معجزات که در قرآن است به معنای زنده کردن دلهاست. آنان راه اجتهاد را باز دانسته و به فتوائی که موافق اجتهادشان باشد هرچند مخالف آرای حنفیه به حساب آید ـ عمل می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قادیانی در کتب خود از عقائد [[صوفیه اتحادیه]]، الهام گرفته است. وی گاه خود را عین خدا می داند و می گوید: «عین خدا شدم یعنی مرا مظهر تجلیات ذات خود قرار داد، دیدم که روح خدا بر من احاطه کرده و بر جسمم مستولی شده و مرا در وجود خود پیچیده که دیگر ذره ای از وجودم باقی نمانده و اعضای من اعضای او شده، چشم من چشم او و گوش من گوش او و زبان من زبان او. و در خود یافتم که قدرت و قوت خدا در نفس من فوران می کند و الوهیت او در روح من موج می زند. . . آن وقت خواستم نظام جدیدی خلق کنم، آسمان را خلق کردم و آدم را خلیفه کردم». &amp;lt;ref&amp;gt;[[آئینه کمالات اسلام]]، ص565&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قادیانی مدعی است که در آنچه خدا به او خطاب کرده، بسا او را «یا احمد» صدا زده است و این اشاره ای است به آیه«و مبشراً برسول یأتی مِن بعدی اسمه احمد» &amp;lt;ref&amp;gt;سوره صف، آیه 6&amp;lt;/ref&amp;gt; و روشن است که وی می خواسته این آیه را بر خود منطبق سازد، چنان که در یکی از اشعار خود می گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شأن احمد را که داند جز خداوند کریم     ***     آن چنان از خود جدا شد کز میان افتاد میم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زان نمط شد محو دلبر کز کمال اتحـاد     ***     پیکـر او شد سـراسر مظهر ربّ رحیم &amp;lt;ref&amp;gt;[[صحیفة الاربعین]]، عدد3، ص4&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هم چنین در جایی می گوید: «خداوند به او وحی کرده انما امرک اذا اردت شیئاً ان تقول له کن فیکون» &amp;lt;ref&amp;gt;[[صحیفة الحکم]]، ص24&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا می گوید: «إنّی مَظهر لله» &amp;lt;ref&amp;gt;[[کتاب الاستفتاء]]، ص5&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا مدعی است که خدا به وی گفته است: «انت من مائنا» &amp;lt;ref&amp;gt;[[صحیفة الاربعین]]، عدد3، ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مخالفین قادیانیه همین عقاید را به صورتی شدیدتر به غلام احمد نسبت داده و قادیانیه را منکر قیامت می دانند و درباره آنان می گویند: «در میان قادیانیه هزاران نفر دیده شده اند که مدعی وحی شده بودند. هر فرض و واجبی را به عقیده آنان می توان تأویل و ترک کرد و چیزی که اهمال بردار نیست، حرمت جهاد و لزوم خضوع در برابر حکومت است. ایشان به اهل هر فرقه و مذهبی می گویند هرچه عبادت کنی، چه سنگ، چه چوب، خوب است چرا که مقصود عبادت خداست. و آنان را به کسب مال وادار می کنند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلام احمد قادیانی در صبح سه شنبه، 26 مارس سال 1908میلادی وفات کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از قادیانی رفیق او نورالدین، خود را خلیفةالمسیح نامیده و به جای وی نشست. در زمان او قادیانیه زیاد شدند. وقتی که نورالدین در سال 1913میلادی وفات یافت، برای خود خلیفه ای معین نکرد و به همین سبب اختلاف بزرگی در میان قادیانیه شکل گرفت، گروهی بر این عقیده بودند که [[امیر محمد علی]] که از ابتدا یار غار غلام احمد قادیانی بوده، خلیفه است و در مقابل، اکثریت متمایل به میرزا [[بشیرالدین احمد محمود]]، پسر غلام احمد بودند. به همین دلیل قادیانیه به دو فرقه تقسیم شده و نام این فرقه را نیز بین خود تقسیم نمودند. فرقه نخست قادیانیه(بالمعنی الاخص) که با پسر در حالی که هنوز سی سال از عمرش نگذشته بود بیعت کردند. مرکز آن ها [[قادیان]] بود و گروه دوم فرقه [[احمدیه لاهوریه]] را تأسیس کردند و پیرو میر محمد علی گردیدند. ایشان اگرچه عده ای کم بودند ولی از زعماء و بزرگان قادیانیه محسوب می شدند و مرکز خود را [[لاهور]] پایتخت پنجاب قرار دادند. می گویند فرقه احمدیه لاهوریه به اسلام نزدیک تر است چنان که گویا مؤسس آن، امیر محمد علی بر این باور بوده است که محمد (صلی الله علیه و آله) خاتم انبیاء است و به نبوت غلام احمد ایمان نداشته و مسلمانان را تکفیر نمی کرده است. در حالی که قادیانیه به معنی الاخص به همان عقاید باقی هستند. &amp;lt;ref&amp;gt;[[مجله العرفان]]، مجلد18، سال1348، ص94 و مجلد20، 1349، ص333 به قلم [[سید علینقلی سنهوی]] و مجلد11، ص1344&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رک: [[احمدیه (همان قادیانیه)|احمدیه]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=41610</id>
		<title>فریدون بدره ای</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=41610"/>
				<updated>2026-05-10T16:39:31Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فریدون بدره‌ای (متولد ۱۳۱۵، کرمانشاه) نویسنده و مترجم ایرانی‌ست. او لیسانس ادبیات فارسی و فوق‌لیسانس و دکتری زبان‌شناسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سمت‌ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رئیس اسبق پژوهشگاه واژه‌نامه‌های بسامدی و کتابخانه فرهنگستان زبان ایران&lt;br /&gt;
رایزن فرهنگی سابق ایران در پاکستان&lt;br /&gt;
رئیس اسبق کتابخانه ملی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=41609</id>
		<title>فریدون بدره ای</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=41609"/>
				<updated>2026-05-10T16:39:17Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فریدون بدره‌ای (متولد ۱۳۱۵، کرمانشاه) نویسنده و مترجم ایرانی‌ست. او لیسانس ادبیات فارسی و فوق‌لیسانس و دکتری زبان‌شناسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سمت‌ها&lt;br /&gt;
رئیس اسبق پژوهشگاه واژه‌نامه‌های بسامدی و کتابخانه فرهنگستان زبان ایران&lt;br /&gt;
رایزن فرهنگی سابق ایران در پاکستان&lt;br /&gt;
رئیس اسبق کتابخانه ملی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=41608</id>
		<title>فریدون بدره ای</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=41608"/>
				<updated>2026-05-10T16:39:05Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فریدون بدره‌ای (متولد ۱۳۱۵، کرمانشاه) نویسنده و مترجم ایرانی‌ست. او لیسانس ادبیات فارسی و فوق‌لیسانس و دکتری زبان‌شناسی دارد.&lt;br /&gt;
سمت‌ها&lt;br /&gt;
رئیس اسبق پژوهشگاه واژه‌نامه‌های بسامدی و کتابخانه فرهنگستان زبان ایران&lt;br /&gt;
رایزن فرهنگی سابق ایران در پاکستان&lt;br /&gt;
رئیس اسبق کتابخانه ملی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%87)&amp;diff=41607</id>
		<title>حسنیه (از زیدیه)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%87)&amp;diff=41607"/>
				<updated>2026-05-10T16:26:13Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از [[زیدیه (از فرق شیعه)|زیدیه]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان پیروان [[حسن بن زید]] می باشند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد جواد مشکور]] به نقل از [[ابوالحسن اشعری]] در [[مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین]] به این فرقه اشاره کرده &amp;lt;ref&amp;gt; [[فرهنگ فِرَق اسلامی]]، [[محمد جواد مشکور]]، ص157&amp;lt;/ref&amp;gt; درحالی که اشعری در بیان قیام های زیدیه، از قیام [[حسن بن زید بن حسین بن علی بن ابی طالب]] (علیهماالسلام) در [[طبرستان]] در سال 250 هجری قمری یاد کرده ولی از فرقه ای با عنوان حسنیه ذکری به میان نیاورده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین]]، [[ابوالحسن اشعری]]، ج1، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt; و این درحالی است که [[ابن جریر طبری]] قیام مذکور را به صورت مفصل شرح کرده و رهبر آن را [[حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب]] (علیهماالسلام) معرفی نموده است. &amp;lt;ref&amp;gt; [[تاریخ طبری]]، [[ابن جریر طبری]]، ج8، ص234&amp;lt;/ref&amp;gt; البته این مطلب منافاتی با کلام اشعری ندارد چرا که حذف افرادی از میانه سلسله [[سند]] مرسوم بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسن بن زید در سال 250 هجری قمری مقیم [[ری]] بود و به دعوت مردم [[طبرستان]] به آنجا رفته و با همکاری مردم طبرستان و به فرماندهی [[محمد بن رستم]] و [[جعفر بن رستم]] قیام کرده و عامل آنجا، [[سلیمان بن عبدالله بن طاهر]] را شکست داد و بعد از جنگ های بسیار بر [[مازندران]] و [[گرگان]] مستولی گشت. وی در سال 270 هجری قمری وفات یافت و برادرش [[محمد بن زید]] جانشین وی گردید. او را به جود و سخاوت و تقوای الهی ستوده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[تاریخ طبری]]، [[ابن جریر طبری]]، ج8، ص234 / [[الکامل فی التاریخ]]، [[ابن اثیر]]، ج7، ص13، 149، 188&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کلام اشعری، [[حسین بن علی]] (علیه السلام) و در کلام ابن جریر طبری [[حسن بن علی]] (علیه السلام) ذکر شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87)&amp;diff=41606</id>
		<title>اسماعیلیه (اسماعیلیه)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87)&amp;diff=41606"/>
				<updated>2026-05-10T16:24:06Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
ایشان معتقدین به امامت [[اسماعیل بن جعفر الصادق]] (علیه السلام) می باشند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[اعتقادات فِرَق المسلمین و المشرکین]]، [[فخر رازی]]، ص65 / [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص124 / [[بیان الادیان]]، [[ابوالقاسم بلخی]]، ص68 / [[تاریخ الاسماعیلیة]]، [[عارف تامر]] / [[تاریخ الرسل و الملوک]]، [[ابن جریر طبری]]، ج9، ص23 / [[تبصرة العوام]]، [[مرتضی رازی]]، ص180 / [[التبصیر فی الدین]]، [[شهفور اسفراینی]]، ص38 / [[تعریفات العلوم و تحدیدات الرسوم]]، [[سیدعلی جرجانی]]، ص21 / [[تلبیس ابلیس]]، [[ابن جوزی]]، ص100 / [[التنبیه و الرد علی اهل الاهواء و البدع]]، [[محمد ملطی شافعی]]، ص32 / [[التنبیهات الجلیة فی کشف اسرار الباطنیة]]، [[محمد کریم خراسانی]]، ص310 / [[دائرة المعارف الاسلامیة]]، ج2، ص187 / [[الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع الهجری او عصر النهضة فی الاسلام]]، [[آدام متز]]، [[عبدالهادی ابوریده]]، ج1، ص75 / [[الحور العین]]، [[نشوان حمیری]]، ص162 / [[خمس رسائل اسماعیلیة]]، [[عارف تامر]] / [[سفرنامه ناصرخسرو]]، [[ناصرخسرو]] / [[سیاست نامه]]، [[خواجه نظام الملک]]، ص235 / [[سیرة داعی الدعاة]]، [[هبةالله شیرازی]] / [[غزالی نامه]]، [[جلال الدین همایی]]، ص353 / [[الفرق الاسلامیة]]، [[محمود بشبیشی]]، ص59 / [[الفرق بین الفرق]]، [[عبدالقاهر بغدادی]]، ص81 / [[فرق الشیعة]]، [[حسن بن موسی نوبختی]]، ص68 / [[فرقه اسماعیلیه]]، [[مارشال هاجسن]] / [[الفصول المختارة]]، [[شیخ مفید]]، ص306 / [[الفهرست ابن ندیم|الفهرست]]، [[ابن ندیم]]، ص238 / [[قواعد عقاید آل محمد فی الرد علی الباطنیة]]، [[محمد بن حسن دیلمی]] / [[الکامل فی التاریخ]]، [[ابن اثیر]]، ج6، ص350، 361، 375 و412 / [[دائرة المعارف بستانی]]، [[پترس بستانی]]، ج3، ص627 / [[مفاتیح العلوم]]، [[محمد بن احمد خوارزمی]]، ص50 / [[الملل و النحل]]، [[محمد شهرستانی]]، ج1، ص149 / [[المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار]]، [[احمد بن علی مقریزی]]، ج2، ص358 / [[المهدیة فی الاسلام]]، [[سعد محمد حسن]]، ص137 / [[نفائس الفنون فی عرایس العیون]]، [[شمس الدین محمد آملی]]، ج2، ص277 / [[وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان]]، [[ابن خلکان]]، ج4، ص148؛ ج2، ص374؛ ج5، ص511 / [[هفتاد و سه ملت]]، ص62&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از شهادت [[امام صادق علیه السلام]]، دو گروه خود را از شیعیان [[امامیه]] جدا کردند یک دسته از ایشان، مرگ [[اسماعیل بن جعفر صادق|اسماعیل]] را انکار کردند و اسماعیل را مهدی موعود نامیدند، ایشان را [[اسماعیلیه خالص]]ه (یا اسماعیلیه واقفه ) می نامند، ایشان مدعی هستند که امام صادق (علیه السلام) صرفاً برای حفظ جان اسماعیل، مرگ وی را اعلام نموده است. گروه دوم قائل به امامت [[محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق]] شدند، ایشان را [[مبارکیه]] می نامند. این گروه با تمسک به روایتی نبوی که امامت دو برادر را جز در مورد [[امام حسن]] و [[امام حسین]] (علیهماالسلام)، منتفی می داند، امامت [[امام کاظم]] (علیه السلام) را با توجه به این که از دیدگاه آن ها اسماعیل منصب امام داشته است، منتفی می دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسماعیلیان نخست حرکت خود را دعوت و یا [[دعوت هادیه]] می خواندند و نام اسماعیلی بعدها بر این گروه اطلاق گردیده است. پس از مرگ محمد، اکثر مبارکیه مرگ وی را انکار کرده و در انتظار رجعت وی به عنوان امام قائم ماندند. البته گروه کمی از مبارکیه امامت را در اخلاف محمد قبول کردند و یکی از فرزندان وی به نام عبدالله را به عنوان امام معرفی نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عقیده اکثریت مبارکیه اختلافی درباره امامان وجود دارد چرا که آن ها [[محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق]] را امام هفتم می دانند ولی در شش امام دیگر اختلاف دارند. برخی اسماعیل را و برخی [[امام مجتبی علیه السلام]] را امام نمی دانند، ضمن این که برخی نیز برای [[امام علی علیه السلام]] مقامی بالاتر از امامت قائل بوده و وی را اساس الامامه معرفی می کنند. از مرگ محمد تا زمان ظهور [[عبیدالله المهدی]] ـ نخستین خلیفه فاطمی مصر در سال 286 هجری قمری، تاریخ روشنی برای اسماعیلیه وجود ندارد. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج8، ص647 و 681 / [[دائرة المعارف تشیع]]، ج2، ص168 و 173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به اعتقادات بعدی اسماعیلیه، به نظر می رسد که با وفات محمد بن اسماعیل، مبارکیه به دو شاخه منشعب شده اند و تنها گروه بسیار کوچکی تداوم امامت را در اخلاف محمد بن اسماعیل پذیرفتند. گروه دیگر، شامل اکثر مبارکیه، مرگ محمد بن اسماعیل را انکار کردند و در انتظار رجعت وی به عنوان امام قائم و مهدی موعود باقی ماندند. این گروه بعدها به طور اخص به نام [[قرامطه]] شهرت یافتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره رهبری اسماعیلیه در دوره ستر باید گفت که از تاریخ بعدی این گروه های اسماعیلی نخستین که مرکزشان در [[کوفه]] بود و اعضای معدودی داشتند تا زمانی که اسماعیلیان با برپایی نهضت واحد اندکی پس از اواسط قرن سوم هجری قمری ظاهر گردیدند، اطلاعات قابل ملاحظه ای در دست نیست. به نظر می رسد که طی این یک قرن، رهبرانی در خفا فعالیت داشته اند. آنان برای حفظ جان خود از تعرض عباسیان، تقیه می نمودند. عبیدالله مهدی آخرین این رهبران که در 286 هجری قمری تازه به رهبری مرکزی اسماعیلیه رسیده بود، آشکارا مدعی امامتِ خود و اسلافش گردید و سپس خلافت [[فاطمیه (فاطمیان مصر)|فاطمیان]] را در [[شمال آفریقا]] بنیان نهاد. مسلّم است که اقامتگاه رهبرانی که قبل از عبیدالله امامت داشته اند، ابتدا در [[اهواز]] و [[عسکر مکرم]] در [[خوزستان]] بوده و سپس به [[بصره]] و سرانجام به شهر [[سلمیه (شهر)|سلمیه]] در شمال [[شام]] ([[سوریه]]) منتقل شده است. درباره آغاز و اشاعه دعوت اسماعیلیه در نیمه دوم قرن 3 هجری قمری، مآخذ و روایات مختلفی وجود دارد. روایت رسمی خود اسماعیلیه که در دوره خلافت فاطمیان تدوین یافته، توضیحات مفصلی از آغاز دعوت در [[عراق]] دارد. یک روایت ضد اسماعیلی نیز درباره دعوت اسماعیلیه و رهبران مرکزی آن در قرن 3 هجری قمری وجود دارد. بر اساس این منابع، نکات اصلی دعوت اسماعیلیه در قرن 3 هجری قمری را می توان بدین شرح خلاصه کرد: در 261 هجری قمری یا چند سال زودتر، [[حمدان قرمط]] فرزند اشعث دعوت اسماعیلیه را در نواحی اطراف کوفه سازماندهی کرده است. حمدان به زودی پیروان زیادی پیدا کرد که به قرامطه (جمع [[قرمطی]] منسوب به [[قرمط]]) اشتهار یافته اند. در اندک مدتی واژه قرامطه به گروه های اسماعیلیه دیگر بلاد نیز که ارتباطی با حمدان قرمط نداشتند، اطلاق شد. دستیار اصلی حمدان، شوهر خواهر (یا برادر زن) او بوده که [[عبدان]] نام داشته است. حمدان که مالیات هایی از پیروان دعوت اخذ می کرد، در 277 هجری قمری یک دارالهجرة مستحکم برای آن ها در نزدیکی کوفه بنا کرده بود. داعی [[ابوسعید حسن بن بهرام جنّابی]] که اهل [[گناوه|جنابه]] ([[گُناوه]]) در ساحل خلیج فارس بوده، و از خود عبدان تعلیم یافته، ابتدا در جنوب ایران فعالیت می کرده است. در [[فارس]]، برادر عبدان موسوم به مأمون نخستین داعی محلی بوده است و به همین سبب نخستین اسماعیلیان آنجا به نام [[مأمونیه (از قرامطه)|مأمونیه]] مشهور شده بودند. دعوت در [[یمن]] توسط دو داعی به نام های [[ابن حوشب]] معروف به [[منصور الیمن]] و [[علی بن فضل]] بنیان گذارده شد که از 270 هجری قمری دعوت اسماعیلیه را به طور علنی در آنجا ترویج نمودند. ابن حوشب و [[علی بن فضل]] نیز مانند حمدان قرمط دارالهجره های مستحکمی در پایگاه های کوهستانی که مراکز فعالیتشان بود، ایجاد کردند. دعوت اسماعیلیه به سرعت در یمن گسترش یافت. به طوری که با فتح شهر [[صنعاء]] در 293 هجری قمری به دست [[علی بن فضل]]، تقریباً تمامی یمن تحت نفوذ داعیان اسماعیلی درآمد. البته طی دهه های بعدی اسماعیلیان یمن قادر به حفظ این فتوحات نبودند و بخش مهمی از نواحی تسخیرشده را به زیدیان که دولت مستقلی در 280 هجری قمری در یمن تأسیس کرده بودند، واگذاردند. دعوت به تدریج از یمن به مناطق مجاور مانند [[یمامه]] در [[شبه جزیره عربستان]] نیز بسط یافت. ابن حوشب بعداً در 279 هجری قمری داعی [[ابوعبدالله شیعی]] را به مغرب فرستاد و دعوت اسماعیلیه در سرزمین بربرهای شمال آفریقا اشاعه پیدا کرد و مقدمات تأسیس خلافت فاطمیان فراهم گردید. در حدود سال 281 هجری قمری دعوت اسماعیلیه در منطقه [[بحرین]] در شرق عربستان آغاز گردید و ابوسعید جنابی از جانب حمدان به بحرین فرستاده شد تا دعوت را در آنجا سازماندهی و رهبری کند. ابوسعید سرانجام موفق شد که تا 286 هجری قمری قسمت اعظم بحرین را تحت نفوذ خود درآورد و دولت مستقلی در آنجا بنیان نهد. در ناحیه [[ری]] که مرکز دعوت در جبال بوده، [[داعی خلف حلاج]] آغازگر نهضت اسماعیلیه شد و به همین سبب، نخستین اسماعیلیان آنجا تا مدتها به خلیفه مشهور بودند. در [[خراسان]] و نیز [[ماوراءالنهر]] دعوت در آخرین دهه قرن 3 هجری قمری افتتاح شد. همزمان با گسترش سریع دعوت اسماعیلیه، افتراق مهمی در 286 هجری قمری در نهضت اسماعیلیه پدیدار گشت. در این سال عبیدالله مهدی به رهبری مرکزی اسماعیلیه رسید. عبیدالله دیگر در انتظار رجعت محمد بن اسماعیل به عنوان مهدی موعود اسماعیلیان نبود. با کشف این مطلب، حمدان بی درنگ با رهبری مرکزی قطع رابطه کرد و اندکی پس از این وقایع، حمدان ناپدید گردید و عبیدالله مهدویت محمد بن اسماعیل را انکار کرد. تداوم امامت در اعقاب امام صادق (علیه السلام) که بعداً نظریه رسمی [[اسماعیلیان فاطمی]] گردید، بر این پایه بود که رهبری مرکزی اسماعیلیه در دوره بین امام صادق (علیه السلام) و عبیدالله مهدی، در دست شماری امام مستور بوده است که به گونه های مختلف هویت و اسامی واقعی خود را کتمان می کرده اند. اصلاحات عبیدالله و شورش حمدان و عبدان بر رهبری مرکزی، فرقه اسماعیلیه را در 286 هجری قمری به دو شاخه اصلی منقسم کرد. یک شاخه، اصلاحات اعتقادی عبیدالله را قبول کردند و به رهبری مرکزی نهضت وفادار باقی ماندند؛ اینان اصل تداوم امامت را پذیرفتند و عبیدالله و رهبران قبلی مرکزی اسماعیلیه را به عنوان امامان خود پس از امام صادق (علیه السلام) شناختند. شاخه دیگر از اسماعیلیان نخستین، اصلاحات عبیدالله را مردود دانستند و همچنان به عقیده نخستین خود درباره مهدویت محمد بن اسماعیل و رجعت قریب الوقوع او باقی ماندند که از آن پس ـ به طور اخص ـ به نام قرامطه شهرت پیدا کردند. در بحرین ابوسعید جنابی که اندکی بعد مدعی نیابت امام قائم نیز شد، از نظرات حمدان و عبدان حمایت کرد و دولت قرمطیان بحرین که تا 470 هجری قمری دوام یافت، پایگاه اصلی قرامطه، و مانعی مؤثر در راه گسترش نفوذ سیاسی فاطمیان در شرق گردید. قرمطیان که به قتل و غارت و ستیز با عباسیان پرداخته بودند، عاقبت به مقرّ عبیدالله در سلمیه نیز حمله بردند و آنجا را در 290 هجری قمری ویران کردند. ولی عبیدالله یک سال قبل از حمله قرمطیان، [[سلمیه]] را برای همیشه ترک کرده بود. عبیدالله پس از ترک سلمیه در 289 هجری قمری، سفر طولانی و سرنوشت ساز خود را به مغرب آغاز کرد و عاقبت در 292 هجری قمری به شهر [[سجلماسه]] در شرق مراکش وارد شد و چندی به حبس افتاد. داعی ابوعبدالله شیعی که از 280 هجری قمری به دستور ابن حوشب دعوت اسماعیلیه را در مغرب اشاعه کرده بود، از بربرانِ گرویده به این مذهب، نیروی نظامی قابل توجهی ساخته بود. در پی فتوحات چشمگیر در مغرب و برانداختن یکایک حکومت های محلی، عبیدالله را رهانید و در ربیع الآخر 297 هجری قمری، عبیدالله طی مراسم ویژه ای رسماً به عنوان خلیفه شناخته و سلسله فاطمی در [[افریقیه]] بنیان نهاده شد. اندیشه های مذهبی و اصول عقاید اسماعیلیان نخستین: اسماعیلیان نخستین بین ظاهر و باطنِ نوشته های مقدس و احکام شرعی تمایز قائل می شدند. در نتیجه، در نظام مذهبی اسماعیلیه معانی ظاهری و باطنی قرآن مجید و شرع مقدس اسلام نیز از یکدیگر کاملاً متمایز بوده است. با اهمیت خاصی که اسماعیلیان برای باطن و حقایق مکتوم در باطن دین قائل بودند، آنان به عنوان سخنگویان اصلی سنت باطنی در میان مسلمانان شناخته شدند و به [[باطنیه (لقب اسماعیلیه و قرامطه)|باطنیه]] شهرت یافتند. برای اسماعیلیان نخستین، حقایق مکتوم در باطن دین، تشکیل دهنده یک نظام فکری باطنی و عرفانی بوده است. پایه نظریه اسماعیلیان نخستین در زمینه امامت مأخوذ از نظریات [[شیعه امامیه]] بوده است. ولی از 286 هجری قمری که با توضیحات عبیدالله مهدی تداوم در امامت از سوی اسماعیلیان فاطمی پذیرفته شد، تدریجاً در نظریه امامت این شاخه از اسماعیلیان اصلاحات و تغییراتی پدید آمد، به طوری که اسماعیلیان فاطمی با پذیرفتن امامت اعقاب محمد بن اسماعیل شمار امامان خود را در دوره اسلام از هفت فزونی دادند و بعداً نیز با حفظ اصل تداوم امامت همچنان بر آن افزودند. در نتیجه این اصلاحات، اسماعیلیان فاطمی دیگر نقش خاصی برای محمد بن اسماعیل به عنوان قائم متصور نشدند و او را صرفاً به عنوان هفتمین امام خود شناختند. پس از انتقال مرکز حکومت فاطمیان از افریقیه به [[مصر]]، فاطمیان به طور کلی در زمینه ترویج فرهنگ و هنر و علوم اسلامی نیز نقش مهمی ایفا کردند. در زمان چهارمین خلیفه فاطمی [[المعز لدین الله]] (341 ـ 365هـ. ق) فاطمیان از صلح و امنیت داخلی کافی برخوردار شدند تا بتوانند سیاست توسعه طلبانه ای را برای بسط حدود قلمرو خود در سرزمین های شرق دنیای اسلام دنبال کنند. در تعقیب این سیاست که با تصرف مصر در سال 358 هجری قمری و سپس [[حجاز]] آغاز شد، معز اقدامات مختلفی برای جلب حمایت جوامع قرمطی سرزمین های شرقی انجام داد. با اندک فاصله ای از تصرف مصر، بنای مسجد الازهر آغاز شد و در 378 هجری قمری، الازهر به یک دانشگاه اسلامی تبدیل شده بود که تا آخر دوره فاطمیان به عنوان یکی از مراکز مهم تعلیم داعیان، و تدریس و اشاعه اصول عقاید اسماعیلیه و به طور کلی علوم اسلامی مورد استفاده بود معز فاطمی از یک سو امید داشت که بتواند از نیروی قرمطیان در پیشبرد سیاست های توسعه طلبانه اش استفاده کند، و از سوی دیگر از نفوذ برخی از عقاید قرمطی در میان اسماعیلیان فاطمی سرزمین های شرقی دنیای اسلام بیمناک بود. معز فاطمی اصلاحاتی در تعالیم اسماعیلیان فاطمی وارد کرد. بر اساس این اصلاحات، معز برخی از نظریات اسماعیلیان نخستین دوره قبل از 286 هجری قمری را که همچنان مورد تأیید قرمطیان قرار داشت، مجدداً به رسمیت شناخته بود. به طور اخص، محمد بن اسماعیل به عنوان هفتمین امام دوره اسلام بار دیگر توسط اسماعیلیان فاطمی به عنوان قائم و ناطق شناخته شد، ولی آنان این امر را مغایر با تداوم امامت نمی دانستند. کوشش های معز فاطمی برای جلب حمایت قرمطیان تا حدودی موفقیت آمیز بود. داعی [[ابویعقوب سجستانی]] در زمان معز فاطمی به دعوت فاطمیان پیوست، در نتیجه اکثر قرمطیان [[خراسان]] و [[سیستان]] و [[مکران]] به جناح اسماعیلیان فاطمی پیوستند. داعیان اسماعیلی توانستند قبل از 347 هجری قمری حاکم محلی [[سند]] را به کیش اسماعیلی درآورند و در نتیجه [[ملتان]]، پایتخت سند به دارالهجرة مهمی برای اسماعیلیان سند تبدیل شد. در مروری بر جریان گسترش دعوت فاطمی در مشرق باید گفت که در زمان ششمین خلیفه فاطمی [[حاکم]] (386 ـ 411هـ. ق)، دعوت اسماعیلیان فاطمی رونق قابل ملاحظه ای پیدا کرد و بیش از پیش در خارج از قلمرو فاطمیان خاصه در [[عراق]] و [[ایران]] اشاعه یافت. از داعیان مهم فاطمی در این دوره [[ناصرخسرو]] (م: حدود481هـ. ق) شاعر و فیلسوف و سیاح معروف است که به مقام والایی در سلسله مراتب دعوت رسید و دعوت فاطمی را در خراسان رهبری کرد. در یمن داعی [[علی بن محمد صُلیحی]] که با مرکز دعوت اسماعیلیه در [[قاهره]] در تماس بود، در منطقه کوهستانی [[مسار]] خروج کرد و سلسله اسماعیلیه صلیحیون را بنیان نهاد. صلیحیون حدود یک قرن تا 532 هجری قمری بر بخش های مهمی از آن سرزمین به نیابت از فاطمیان حکومت کردند. صلیحیون نقش مؤثری در بسط دعوت اسماعیلیه به [[هندوستان]] نیز ایفا کرده اند و در نتیجه فعالیت داعیانی که مرتب از یمن به [[هند]] گسیل می شدند، جماعت اسماعیلی جدیدی در [[گجرات]] پدیدار گشت و در قرون بعدی گجرات پایگاه اصلی [[اسماعیلیان مستعلوی ـ طیبی]]  ([[بُهره]] ها) گردید که هنوز در آنجا حائز اهمیتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلافت عباسی و ستیز با اسماعیلیه: موفقیت های دعوت فاطمی خصومت خلیفه عباسی [[القادر بالله عباسی|قادر]] را بیش از پیش برانگیخت. وی در 402 هجری قمری شماری از علمای سنی و شیعی را به [[بغداد]] فراخواند و از آنان خواست تا در بیانیه ای رسماً نسب علوی خلفای فاطمی را باطل اعلام کنند. موفقیت های دعوت اسماعیلیه در زمان [[المستنصر بالله فاطمی|المستنصر بالله]] که بر مشروعیت امامت خلفای فاطمی تأکید داشت، موج جدیدی از واکنش های ضد اسماعیلی را از جانب عباسیان و سلجوقیان سنی مذهب برانگیخت. اندکی دیرتر، هنگامی که اقتدار اسماعیلیان در ایران به رهبری [[حسن صباح]] سریعاً توسعه می یافت، اسماعیلیان با دشمنی سرسختانه [[خواجه نظام الملک]]، وزیر مقتدر سلجوقی روبرو شدند. سازمان دعوت در عصر خلیفه ششم فاطمی، حاکم که توجه خاصی به امور دعوت و تعلیم داعیان فاطمی داشت، دارالعلم را برای این منظور در 395 هجری قمری بنیان نهاد. اصول عقاید اسماعیلیان فاطمی که از زمان [[معز]] به حکمت مشهور شده بود، در این مرکز تدریس می شد. جلساتی که به مباحث کلام و حکمت اختصاص داشتند به مجالس الحکمة مشهور بوده و شرکت در آن ها برای عموم اسماعیلیان امکان پذیر نبوده است. برخی از مؤلفان اسماعیلی اشارات نادر و پراکنده ای به سلسله مراتب سازمان دعوت فاطمی دارند که به حدود دین یا مراتب الدعوة معروف بوده است. این سازمان به تدریج طی دوره فاطمی توسعه و تحول یافت و در زمان حاکم شکل خاص و ثابتی پیدا کرد. منابع، داعیان را در سه ردیف طبقه بندی کرده اند که به ترتیب اهمیت عبارت بوده اند از: داعی بلاغ، داعی مطلق و داعی محدود (محصور). داعیان با کمک دستیارانی فعالیت می کردند که به طور کلی مأذون خوانده می شدند. اسماعیلیان عادی مقامی در تشکیلات دعوت نداشتند و معمولاًً مستجیب نامیده می شدند. اسماعیلیان فاطمی ظاهر و باطن را مکمل یکدیگر می دانستند و مراعات تعادل بین آن دو را واجب می شمردند. از این رو، نزد اسماعیلیان فاطمی دسترسی به حقیقت بدون شریعت امکان پذیر نبود و حقایق نیز همیشه با شرایع یا ظواهر دین مرتبط بودند. در نتیجه دعوت فاطمی رسماً مواضع اِباحی قرامطه و دیگر گروه های افراطی را که تأکید بر باطن داشتند و ظاهر (شریعت) را نفی می کردند، باطل می دانست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آغاز افتراقات و پایان خلافت فاطمی: پس از مرگ خلیفه [[المستنصر بالله فاطمی|المستنصر بالله]]، [[افضل پسر بدرالجمالی]] که در مقام وزارت اقتداری تمام داشت، توانست به قصد مستحکم ساختن موقعیت خود و با اعمال نفوذ، [[نزار بن مستنصر|نزار]] فرزند ارشد المستنصر بالله را که نص امامت و خلافت بر او قرار گرفته بود از حقوق خود محروم کند و در عوض جوان ترین برادر او [[ابوالقاسم احمد]] را با لقب [[المستعلی بالله]] جایگزین وی سازد. این اقدام بی سابقه، نهضت اسماعیلیه را با بحران شدیدی مواجه ساخت و اسماعیلیان که تا آن زمان نهضت واحدی را تشکیل می دادند، به زودی به دو شاخه اصلی [[مستعلویه]] و [[نزاریه]] تقسیم شدند. [درباره فرقه [[نزاریه]] ن ک: [[نزاریه]] و [[آقاخانیه]]] افتراق در جماعت اسماعیلیه به این دو شاخه که از همان ابتدا رقبای متخاصم یکدیگر شدند، به تضعیف کلی و غیرقابل جبران دعوت اسماعیلیه انجامید. اکثر اسماعیلیان مصر و تمامی جماعت اسماعیلی یمن و گجرات و بسیاری از اسماعیلیان شام، امامت مستعلی را پذیرفتند، ولی گروه بزرگی از اسماعیلیان شام و تمامی اسماعیلیان عراق و ایران و احتمالاً [[بدخشان]] و [[ماوراءالنهر]] به نص اول المستنصر بالله وفادار ماندند و [[نزار بن مستنصر|نزار]] را به عنوان نوزدهمین امام خود و جانشین به حق پدرش قبول کردند. با قتل جانشین مستعلی، [[الآمر باحکام الله]] در 524 هجری قمری، مستعلویان با بحران جدیدی مواجه شدند که منجر به انشعاب مستعلویه به دو شاخه [[حافظیه (از مستعلویه)|حافظیه]] و [[طیبیه (بهره)|طیبیه]] گردید. آمر چند ماه پیش از مرگش صاحب فرزندی به نام [[طیب بن آمر|طیب]] شده بود که تنها پسر او بوده است، اما در وقایع پس از مرگ آمر، عملاً نامی از طیب در میان نیست. عموزاده آمر، [[ابوالمیمون عبدالمجید]] که عضو ارشد خانواده فاطمیان و مدعی قدرت بود، پس از یک سال کشمکش با مخالفان بر مسند حکومت قرار گرفت. او که ابتدا با عنوان ولیعهد زمام امور را در دست گرفته بود، در ربیع الآخر 526 هجری قمری، مدعی خلافت و امامت شد و لقب [[الحافظ لدین الله]] را برای خود برگزید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسماعیلیه پس از افتراق نزاری ـ مستعلوی: سلسله فاطمیان رسماً در محرم 567 هجری قمری به دست [[صلاح الدین ایوبی]] منقرض شد و صلاح الدین بی درنگ مذهب [[اهل سنت]] را به مصر بازگردانید. وی اسماعیلیان آن دیار را سخت قلع و قمع کرد و تشکیلات مرکزی دعوت حافظی برچیده شد و [[عاضد]] آخرین خلیفه فاطمی نیز چند روز پس از شکست، در پی بیماری کوتاهی درگذشت. با ظهور صلاح الدین ایوبی، دعوت [[حافظیه (از مستعلویه)|حافظیه]] و پیروانش در آن دیار نیز دوامی نیافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگیری و دوام دعوت مستعلوی ـ طیبی: دعوت مستعلوی ـ طیبی پایگاه اصلی و همیشگی خود را در یمن و سپس در شبه قاره هندوستان پیدا کرد. به هنگام انشعاب حافظی ـ طیبی در دعوت مستعلویه پس از مرگ آمر، [[ملکه سیده]] که زمام امور دولت صلیحی در یمن را به دست داشت، طیب بن آمر را به عنوان بیست و یکمین امام اسماعیلیان مستعلوی شناخت. در زمینه اصول عقاید و تفکر، [[مستعلویان طیبی]] ادامه دهنده تعالیم و سنن اسماعیلیان فاطمی بوده اند. مستعلویان طیبی همانند اسماعیلیان فاطمی، برای ظاهر و باطن دین و احکام شرعی اهمیت یکسانی قائل بوده اند. از آغاز پیدایی دعوت طیبیه، داعیان مطلق از یمن به طور دقیقی امور دعوت طیبی را در هند، خاصه گجرات زیر نظر داشتند. [در این باره و همچنین افتراقات طیبیه رک: [[مستعلویه]]] جماعت اسماعیلی در غرب شبه قاره هند به تدریج گسترش یافت و این جماعت از هندیان اسماعیلی که عمدتاً اصل و نسب بومی داشتند، به زودی با نام [[بُهره]] شهرت یافتند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج8، ص683&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیمات اسماعیلیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسماعیلیه خود مشتمل بر چند فرقه اند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) کسانی که می گویند پس از امام صادق (علیه السلام)، امامت متعلق به اسماعیل است و او زنده بوده و مهدی و قائمِ منتظَر است. این فرقه را [[اسماعیلیه خالص]] می نامند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[الفرق بین الفرق]]، [[عبدالقاهر بغدادی]]، ص81&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) کسانی که می گویند اسماعیل در زمان حیات امام صادق (علیه السلام) دارای مقام امامت بوده است، و پس از آن که وفات یافت، امامت به پسرش محمد بن اسماعیل رسید. این فرقه در ابتدا به نام مبارکیه خوانده می شدند؛ سپس فرقه خطّابیه در این فرقه داخل شده و عقاید حلول و تناسخ را در عقاید این فرقه داخل نمودند. در حدود سال 274 هجری قمری جمعی که پیشوای ایشان حمدان قرمط بوده است، در حدود کوفه، خود را به این فرقه منسوب داشته و به دعوت پرداخته و در بیشتر ممالک اسلامی نیز طرفدارانی یافته اند. عمده انقلاب آن ها در [[سواد کوفه]]، بصره، بحرین و شام بوده است. ایشان قتل و فساد عجیبـی برپا کرده و عقاید عجیبـی داشته اند. این فرقه « قرامطه » نامیده می شوند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[تاریخ الرسل و الملوک]]، [[ابن جریر طبری]]، ج9، ص22 / [[التنبیه و الاشراف]]، [[علی بن حسین مسعودی]]، ص322&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رک: [[قرامطه]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) اسماعیلیان مصر که ابتدا دعوت سرّی داشتند و به ادامه سلسله امامت در پسران محمد بن اسماعیل قائل بودند. بعد ها دعوت آن ها توسط [[ابوعبدالله الحسین المشرقی]] نضج گرفته و بالاخره از ایشان،عبیدالله المهدی به خلافت می رسد. و به این ترتیب این گروه بر مصر غلبه یافته و رقیب سرسخت خلفای عباسی می شوند. این فرقه تا دوران خلافت المستنصر بالله فاطمی دچار دودستگی نشد؛ لکن پس از وی، دو فرقه بزرگ از این گروه زاده می شود: نخست مستعلیه که فعلاً بهره نامیده می شوند (رک: [[مستعلویه]] ) و دیگری نزاریه که با نام های [[فدائیان]]، [[حشاشین]]، [[صباحیه (اسماعیلیه نزاریه)|صباحیه]]، [[ملاحده (اسماعیلیه)|ملاحده]] و [[تعلیمیه]] نیز خوانده شده اند. (رک: [[نزاریه]] ) نزاریه اکنون آقاخانیه، نامیده می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رک: [[آقاخانیه]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اسماعیلیان مصر فرقـه هایی نیـز مـانند آمریه، [[حاکمیه]] و [[درزیه]] منحـرف گردیده اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای تحقیق درباره اسماعیلیه و شرح عقاید آنان، مناسب است این امر در سه دوره زمانی صورت گیرد: یکم. از زمان وفات امام صادق (علیه السلام) که مبارکیه ظهور کرده و سپس با نام قرامطه قیام نمودند. در این دوره مناسب است نسبت قرامطه با اسماعیلیه مصر (ظهور خلفای فاطمی) مورد بررسی قرار گیرد؛ دوم. از زمان ظهور خلفای فاطمی تا خلافت المستنصر بالله ؛ سوم. از زمان المستنصر بالله و وفات او که به تقسیم اسماعیلیه به دو شعبه مستعلویه (مستعلیه) و نزاریه منجر می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عبدالمنعم حفنی]] در [[موسوعة الفرق و الجماعات و المذاهب و الاحزاب و الحرکات الاسلامیة]] اسماعیلیه را بـه [[اسماعیلیه آغاخانیه]]، [[اسماعیلیه تعلیمیه]]، [[اسماعیلیه خالصه]]، [[اسماعیلیه مستعلیه]]، [[اسماعیلیه نزاریه]]، [[اسماعیلیه واقفه]] تقسیم می کند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[موسوعة الفرق و الجماعات و المذاهب و الاحزاب و الحرکات الاسلامیة]]، [[عبدالمنعم حفنی]]، ص75&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Scan0008.jpg|20px|قاب|وسط]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Scan40002.jpg|20px|قاب|وسط]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Scan0010.jpg|20px|قاب|وسط]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41605</id>
		<title>سید مصطفی خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41605"/>
				<updated>2026-05-10T15:13:15Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: صفحه‌ای تازه حاوی «سیدمصطفی خمینی، فرزند ارشد امام‌خمینی، فقیه مبارز و مفسر قرآن. او در سال ۱۳۰...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سیدمصطفی خمینی، فرزند ارشد امام‌خمینی، فقیه مبارز و مفسر قرآن.&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۰۹ در قم متولد شد و پس از اتمام دوره ابتدائی، تحصیلات حوزوی را شروع کرد و با استعداد و حافظه بسیار قوی درس­‌ها را می­ خواند و از اساتید برجسته و مشهور در حوزه بهره برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدمصطفی با شروع نهضت امام‌خمینی، در کنار پدر نقش برجسته‌­ای داشت و پس از تبعید امام‌خمینی، چنان پیگیر افکار و اهداف او بود که رژیم شاه او را نیز به ترکیه تبعید کرد. او پس از انتقال محل تبعیدشان به نجف، علاوه بر پیگیری مبارزات و حضور در درس امام‌خمینی و ارتباط علمی با اساتید بزرگ حوزه علمیه نجف، به تدریس خارج فقه و اصول و تفسیر اشتغال داشت و در هر سه رشته یاد شده کتاب‌­های متعددی نوشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاقه و شیفتگی میان امام‌خمینی و سیدمصطفی فوق­‌العاده بوده است؛ هم سیدمصطفی اوصاف بلندی درباره مقامات علمی و معنوی پدر گفته و نوشته و هم امام‌خمینی به علم و تقوای او اذعان داشته و پس از تبعید او را وکیل مطلق خود قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدمصطفی خمینی در سال ۱۳۵۶ در تبعیدگاه خود در نجف به شکل مرموزی به شهادت رسید و انتشار خبر شهادت او شتاب فوق‌­العاده‌­ای به نهضت امام‌خمینی داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پنج جلد در تفسیر قرآن، هشت جلد در اصول فقه، کتاب الصوم، کتاب الطهاره(دوجلد)، کتاب البیع(سه جلد)، کتاب الخیارات(دوجلد)، مستند تحریرالوسیله(دوجلد) و تعلیقه بر اسفار ملاصدرا بخشی از آثار قلمی سیدمصطفی هستند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41604</id>
		<title>آیت الله سید حسن خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41604"/>
				<updated>2026-05-10T13:24:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیت الله سید حسن خمینی(زاده ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم) فرزند سید احمد خمینی و نوه [[امام خمینی]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تولد و حسب و نسب خانوادگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقیقا 70 سال پس از تولد حضرت امام خمینی(س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ 1351/5/1 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحرالعلوم هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، [[سید احمد خمینی]](ره) دومین پسر و آخرین فرزند امام خمینی(س) و خانم خدیجه ثقفی(ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی در یک‌سالگی، همراه پدر و مادر از راه لبنان به نجف اشرف برده شد و حدود هفت ماه آنجا بود. او در سال ۱۳۵۶ بار دیگر همراه خانواده به عراق سفر کرد و هنگام درگذشت مشکوک عموی خود [[سید مصطفی خمینی]] در نجف بود و با تصمیم سیداحمد خمینی به ماندن در نجف به دلیل ضرورت حضور در کنار امام‌خمینی، همراه خانواده در نجف ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هجرت امام‌خمینی به پاریس در مهر ۱۳۵۷، سیدحسن خمینی همراه مادر به قم بازگشت و اوایل دی ۱۳۵۷، با مادر و پدربزرگ خود، سلطانی طباطبایی، به دیدار امام‌خمینی در پاریس رفت و این سفر تا بهمن ۱۳۵۷ و زمان بازگشت امام‌خمینی به ایران، ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات کلاسیک==&lt;br /&gt;
خمینی تحصیلات ابتدایی خود را اول مهر ۱۳۵۷، در مدرسه علوی نجف اشرف آغاز کرد و با بازگشت به ایران به دلیل رویدادهای انقلاب که به تعطیلی بسیاری از مدرسه‌های ایران نیز انجامید، از ادامه تحصیل بازماند. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحصیلات خود را نخست در مدارس نوزده دی (داریوش سابق) و پارس در قم ادامه داد و پس از آن به دلیل انتقال امام‌خمینی و خانواده ایشان به تهران و سکونت در جماران، در مدرسه‌های نیکان تهران و حبیب‌بن‌مظاهر جماران پی گرفت. خروج مقطعی او از مدرسه نیکان، به دلیل مسائل امنیتی و همزمان با اوج‌گیری ترورهای سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاد، اما پس از این دوره، مقاطع راهنمایی و دبیرستان را نیز در همین مدرسه گذراند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از آذر ۱۳۶۶ تا فروردین ۱۳۶۷، زمانی که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان بود، در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حضور یافت و همزمان با روزهای موشک‌باران تهران، برای حضور در امتحانات پایان سال تحصیلی به تهران بازگشت و در نهایت امر در سال 1369 در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات حوزوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار ایشان باعث شد وی در سال 1368 تحصیلات حوزوی خود را شروع کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال 1372 به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی(ره) و تحت نظر ایشان می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بیع: آیت الله پایانی(ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله استادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فلسفه و عرفان===&lt;br /&gt;
- منظومه حاج ملاهادی سبزواری(مقدمه قیصری؛شرح تجرید): حجت الاسلام و المسلمین حسینی اسحاق نیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسفار: آیت الله العظمی جوادی آملی(2 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم خارج فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مسائل مستحدثه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(قریب 1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله العظمی وحید خراسانی(3 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خمس، نکاح: آیت الله العظمی شبیری زنجانی(جمعا 5 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- طهارت و خمس: آیت الله محقق داماد(6 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اصول فقه: آیت الله محقق داماد(11 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر: آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره)، آیت الله العظمی یوسف صانعی(ره) و آیت الله محمد مومن(ره) نیز به تلمذ نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد حسن خميني مدتی بعد از ورود به حوزه علميه قم(سال 1371) در مدرسه کرماني ها تدريس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتاب هايي نظير: جامع المقدمات، سيوطي، مغني اللبيب و مختصرالمعاني، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدريس كرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدريس سطوح عالي پرداخته و در اين مدت تدریس کتاب هايي نظير: رسائل، مکاسب محرمه، بيع، خيارات و كفايه را در كارنامه فعاليت هاي خود دارد و بعضی از اين كتب را حتي 2 يا 3 بار به تدريس نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس فلسفه ایشان كه با تدريس كتاب منظومه مرحوم ملاهادي سبزواري از سال 1385 شروع شد، در آبان سال 1391 به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تدريس خارج فقه آیت الله سيدحسن خميني از سال تحصيلي 1392 با موضوع مکاسب محرمه شروع شده و هم اكنون در محل مدرسه دارالشفاي قم ادامه دارد و كلاس درس وي از كلاسهاي پررونق حوزه علمیه قم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها و مشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبيات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسي، علوم سياسي، اقتصاد و تاريخ در حد بالايي آشنايي دارد. وی به زبان هاي عربي و انگليسي مسلط است و به كارگيري زبان انگليسي را از ده سال پيش تقريبا پيوسته ادامه مي دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهای «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، تحریر اختیار (سه جلد)، شرح رسالة الطلب و الاراده امام‌خمینی، تحریر توحید (دو جلد) (تقریرات یکی از شاگردان از درس مقدمه قیصری بر شرح فصوص الحکم)، الافادات و الاستفادات (دو جلد) (تقریر سیدعلی خمینی)، آینه مسلمانی شامل مباحث اخلاقی، «ده مقاله»، «دلیل راه»، «گوهر معنا» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سایر فعالیت ها==&lt;br /&gt;
پس از رحلت سیداحمد خمینی در سال ۱۳۷۳ و طبق وصیت او، سیدحسن خمینی مسئولیت تولیت حرم امام‌خمینی و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را برعهده گرفت. سیداحمد خمینی، در وصیت‌نامه خود فرزند خود را وصیّ خود قرار داد و همه امور حرم امام‌خمینی را پس از خود به او سپرد و از وی خواست در این مسئولیت از کمک و هدایت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری بهره گیرد؛ همچنین اختیار و مسئولیت چاپ اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و همه نوشته‌های امام‌خمینی را پس از خود به وی سپرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی، در نامه‌ای به رهبری معظم انقلاب، تنفیذ وصیت پدر خود مبنی بر ریاست وی بر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی و نیز تولیت حرم ایشان را در صورت صلاحدید، درخواست کرد و رهبر انقلاب نیز در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۷۴، با طلب رحمت و مغفرت برای سیداحمد خمینی، وصیت یادشده را تنفیذ کرده‌است. وی در این مسئولیت و به درخواست اعضای دفتر امام‌خمینی، نامه دفاعیه امام‌خمینی از سیداحمد خمینی را که بنا به پیشنهاد خود سیداحمد، منتشر نشده بود، در صحیفه امام‌خمینی منتشر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هر سال نوعاً یکی از سخنرانان اصلی مراسم سالگرد ارتحال امام‌خمینی بوده‌است و نیز در طول سال، پذیرای گروه‌های مختلف مردم و میهمانان خارجی برای گفت‌وگو دربارهٔ موضوعات روز کشور است. او در این جایگاه همه همت و تلاش خود را برای ارتقا و اعتلای نام امام‌خمینی به‌کار گرفته‌است. او همچنین عضو هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است و تا سال ۱۳۹۶، در این مسئولیت فعال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش در جوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه بزرگوار امام خمینی(س) در سن 24 سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدر مرحوم آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی فرزند آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی(ره) از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. ایشان نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می باشد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سيد محمدهادي می باشد.همچنین برادران سیدحسن خمینی، سیدرضا(یاسر) و سیدعلی نیز به تحصیل و تدریس علوم دینی اشتغال دارند و از اساتید درس‌های سطح می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41603</id>
		<title>آیت الله سید حسن خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41603"/>
				<updated>2026-05-10T13:22:41Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیت الله سید حسن خمینی(زاده ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم) فرزند سید احمد خمینی و نوه [[امام خمینی]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تولد و حسب و نسب خانوادگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقیقا 70 سال پس از تولد حضرت امام خمینی(س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ 1351/5/1 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحرالعلوم هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، [[سید احمد خمینی]](ره) دومین پسر و آخرین فرزند امام خمینی(س) و خانم خدیجه ثقفی(ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی در یک‌سالگی، همراه پدر و مادر از راه لبنان به نجف اشرف برده شد و حدود هفت ماه آنجا بود. او در سال ۱۳۵۶ بار دیگر همراه خانواده به عراق سفر کرد و هنگام درگذشت مشکوک عموی خود [[سیدمصطفی خمینی]] در نجف بود و با تصمیم سیداحمد خمینی به ماندن در نجف به دلیل ضرورت حضور در کنار امام‌خمینی، همراه خانواده در نجف ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هجرت امام‌خمینی به پاریس در مهر ۱۳۵۷، سیدحسن خمینی همراه مادر به قم بازگشت و اوایل دی ۱۳۵۷، با مادر و پدربزرگ خود، سلطانی طباطبایی، به دیدار امام‌خمینی در پاریس رفت و این سفر تا بهمن ۱۳۵۷ و زمان بازگشت امام‌خمینی به ایران، ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات کلاسیک==&lt;br /&gt;
خمینی تحصیلات ابتدایی خود را اول مهر ۱۳۵۷، در مدرسه علوی نجف اشرف آغاز کرد و با بازگشت به ایران به دلیل رویدادهای انقلاب که به تعطیلی بسیاری از مدرسه‌های ایران نیز انجامید، از ادامه تحصیل بازماند. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحصیلات خود را نخست در مدارس نوزده دی (داریوش سابق) و پارس در قم ادامه داد و پس از آن به دلیل انتقال امام‌خمینی و خانواده ایشان به تهران و سکونت در جماران، در مدرسه‌های نیکان تهران و حبیب‌بن‌مظاهر جماران پی گرفت. خروج مقطعی او از مدرسه نیکان، به دلیل مسائل امنیتی و همزمان با اوج‌گیری ترورهای سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاد، اما پس از این دوره، مقاطع راهنمایی و دبیرستان را نیز در همین مدرسه گذراند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از آذر ۱۳۶۶ تا فروردین ۱۳۶۷، زمانی که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان بود، در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حضور یافت و همزمان با روزهای موشک‌باران تهران، برای حضور در امتحانات پایان سال تحصیلی به تهران بازگشت و در نهایت امر در سال 1369 در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات حوزوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار ایشان باعث شد وی در سال 1368 تحصیلات حوزوی خود را شروع کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال 1372 به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی(ره) و تحت نظر ایشان می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بیع: آیت الله پایانی(ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله استادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فلسفه و عرفان===&lt;br /&gt;
- منظومه حاج ملاهادی سبزواری(مقدمه قیصری؛شرح تجرید): حجت الاسلام و المسلمین حسینی اسحاق نیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسفار: آیت الله العظمی جوادی آملی(2 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم خارج فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مسائل مستحدثه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(قریب 1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله العظمی وحید خراسانی(3 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خمس، نکاح: آیت الله العظمی شبیری زنجانی(جمعا 5 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- طهارت و خمس: آیت الله محقق داماد(6 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اصول فقه: آیت الله محقق داماد(11 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر: آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره)، آیت الله العظمی یوسف صانعی(ره) و آیت الله محمد مومن(ره) نیز به تلمذ نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد حسن خميني مدتی بعد از ورود به حوزه علميه قم(سال 1371) در مدرسه کرماني ها تدريس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتاب هايي نظير: جامع المقدمات، سيوطي، مغني اللبيب و مختصرالمعاني، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدريس كرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدريس سطوح عالي پرداخته و در اين مدت تدریس کتاب هايي نظير: رسائل، مکاسب محرمه، بيع، خيارات و كفايه را در كارنامه فعاليت هاي خود دارد و بعضی از اين كتب را حتي 2 يا 3 بار به تدريس نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس فلسفه ایشان كه با تدريس كتاب منظومه مرحوم ملاهادي سبزواري از سال 1385 شروع شد، در آبان سال 1391 به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تدريس خارج فقه آیت الله سيدحسن خميني از سال تحصيلي 1392 با موضوع مکاسب محرمه شروع شده و هم اكنون در محل مدرسه دارالشفاي قم ادامه دارد و كلاس درس وي از كلاسهاي پررونق حوزه علمیه قم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها و مشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبيات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسي، علوم سياسي، اقتصاد و تاريخ در حد بالايي آشنايي دارد. وی به زبان هاي عربي و انگليسي مسلط است و به كارگيري زبان انگليسي را از ده سال پيش تقريبا پيوسته ادامه مي دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهای «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، تحریر اختیار (سه جلد)، شرح رسالة الطلب و الاراده امام‌خمینی، تحریر توحید (دو جلد) (تقریرات یکی از شاگردان از درس مقدمه قیصری بر شرح فصوص الحکم)، الافادات و الاستفادات (دو جلد) (تقریر سیدعلی خمینی)، آینه مسلمانی شامل مباحث اخلاقی، «ده مقاله»، «دلیل راه»، «گوهر معنا» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سایر فعالیت ها==&lt;br /&gt;
پس از رحلت سیداحمد خمینی در سال ۱۳۷۳ و طبق وصیت او، سیدحسن خمینی مسئولیت تولیت حرم امام‌خمینی و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را برعهده گرفت. سیداحمد خمینی، در وصیت‌نامه خود فرزند خود را وصیّ خود قرار داد و همه امور حرم امام‌خمینی را پس از خود به او سپرد و از وی خواست در این مسئولیت از کمک و هدایت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری بهره گیرد؛ همچنین اختیار و مسئولیت چاپ اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و همه نوشته‌های امام‌خمینی را پس از خود به وی سپرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی، در نامه‌ای به رهبری معظم انقلاب، تنفیذ وصیت پدر خود مبنی بر ریاست وی بر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی و نیز تولیت حرم ایشان را در صورت صلاحدید، درخواست کرد و رهبر انقلاب نیز در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۷۴، با طلب رحمت و مغفرت برای سیداحمد خمینی، وصیت یادشده را تنفیذ کرده‌است. وی در این مسئولیت و به درخواست اعضای دفتر امام‌خمینی، نامه دفاعیه امام‌خمینی از سیداحمد خمینی را که بنا به پیشنهاد خود سیداحمد، منتشر نشده بود، در صحیفه امام‌خمینی منتشر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هر سال نوعاً یکی از سخنرانان اصلی مراسم سالگرد ارتحال امام‌خمینی بوده‌است و نیز در طول سال، پذیرای گروه‌های مختلف مردم و میهمانان خارجی برای گفت‌وگو دربارهٔ موضوعات روز کشور است. او در این جایگاه همه همت و تلاش خود را برای ارتقا و اعتلای نام امام‌خمینی به‌کار گرفته‌است. او همچنین عضو هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است و تا سال ۱۳۹۶، در این مسئولیت فعال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش در جوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه بزرگوار امام خمینی(س) در سن 24 سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدر مرحوم آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی فرزند آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی(ره) از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. ایشان نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می باشد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سيد محمدهادي می باشد.همچنین برادران سیدحسن خمینی، سیدرضا(یاسر) و سیدعلی نیز به تحصیل و تدریس علوم دینی اشتغال دارند و از اساتید درس‌های سطح می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=41599</id>
		<title>محمد بن عزالدین بن عادل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=41599"/>
				<updated>2026-05-10T12:50:22Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
«ابوعبدالله شمس الدین محمد بن عزالدین بن عادل یوسف البزازینی تبریزی»، معروف به شیرین یا ملا محمدشیرین و مشهور به شمس مغربی که از وی با عنوان قدوة العارفین و زبدة الواصلین نیز یاد کرده‌اند، عارف و شاعر ایرانی است که در ۷۴۹ ق، دیده به جهان گشوده و در ۸۰۹ ق، دار فانی را وداع گفته است. در محل دفن وی اختلاف وجود دارد. بعضی مرقد او را در محله سرخاب تبریز و برخی در اصطهبانات فارس می‌دانند. به تشخیص «ریحانة الادب»، ملا محمدشریف مغربی مذکور در «سفینة الشعراء»، همان ملا محمدشیرین مغربی است.&lt;br /&gt;
علت اشتهار و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و خرقه پوشیدن از دست یکی از منسوبین ابن عربی می‌دانند.&lt;br /&gt;
محل تولد وی به درستی مشخص نیست، ولی به روایت برخی تذکره‌ها، در قریه نائین اصفهان یا در یکی از قرای تبریز به دنیا آمده است. از آنجایی که وی به گویش آذربایجانی شعر و ترانه می‌سروده، احتمال تبریزی بودنش بیشتر است.&lt;br /&gt;
وی مرید شیخ اسماعیل سیسی سمنانی، از اصحاب شیخ نورالدین عبدالرحمان اسفراینی و معاصر و معاشر کمال خجندی بود. میرزا میران شاه، پسر تیمور گورکان، والی آذربایجان، مدتی مرید وی بود. به اعتقاد ابن کربلایی، شمس الدین اقطابی و پسرش عبدالرحیم خلوتی مشرقی نیز مرید وی بوده‌اند. مؤلف «روضات الجنان» او را به چندین سلسله منتسب می‌داند: از یک طریق به سعدالدین حموی و از او به شیخ نجم الدین کبری، از طریق دیگر به صدرالدین قونوی و از طریق او به شیخ محی الدین بن عربی و از طریق اوحدالدین کرمانی به ابوالنجیب سهروردی و نیز از طریق شیخ اسماعیل سیسی به شیخ نجم الدین کبری. او را از پیروان طریقه سهروردیه می‌دانند که به احتمال زیاد، خرقه ارادت خود را از مشایخ این فرقه گرفته و آنچه از کبرویه و قونویه گرفته، خرقه تبرک بوده است.از شاگردان وی، احمد بن موسی رشتی را می‌توان نام برد. مغربی، از شعرای پیشین، به دو عارف بزرگ؛ یعنی سنایی و عطار نظر داشته و غالبا شعرش به نام آنان اشاره کرده است. او با حافظ نیز معاصر بوده است و احتمال دارد که از او تاثیر پذیرفته باشد. او همچنین از همام تبریزی نیز بی تاثیر نبوده است. برخی تذکره‌ها، شیخ عبدالله شطاری ، مؤسس شطاریه را از شاگردان و جانشینان او می‌دانند که مغربی وی را به هند فرستاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار&lt;br /&gt;
مغربی داری اشعار فارسی و عربی است که قسمت فارسی اشعارش، چند بار به چاپ رسیده است. اشعارش در ذکر معانی عرفانی، خاصه بیان وحدت وجود است. از جمله آثار وی عبارتند از:&lt;br /&gt;
۱. مرآة العارفین یا اسرار فاتحه در تفسیر سوره فاتحةالکتاب؛&lt;br /&gt;
۲. درر الفرید فی معرفة التوحید، در سه فصل توحید ، افعال و صفات خداوند ؛&lt;br /&gt;
۳. جام جهان نما، در علم توحید و مراتب وجود که احمد بن موسی رشتی بر آن شرح نوشته است؛&lt;br /&gt;
۴. نزهة الساسانیة؛&lt;br /&gt;
۵. دیوان شعر، شامل اشعار فارسی، عربی و ترکی که نسخه‌های کهن آن شامل «فهلویات مغربی» نیز بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
http://wikifeqh.ir&lt;br /&gt;
ویکی فقه &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B4%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86&amp;diff=41598</id>
		<title>شرتون</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B4%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86&amp;diff=41598"/>
				<updated>2026-05-10T12:48:22Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'شرتون' هي قرية لبنانية من قرى قضاء عاليه في محافظة جبل لبنان.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=41597</id>
		<title>سیدحسین مدرسی طباطبایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=41597"/>
				<updated>2026-05-10T12:47:41Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سید حسین مدرسی طباطبایی (زاده ۱۳۲۰ - قم)[۱] پژوهنده، مجتهد، فقیه، استاد دانشگاه و نویسنده دینی ایرانی معاصر است. وی از ۱۹۸۳ تاکنون استاد کرسی Bayard Dodge در دانشکده مطالعات خاور نزدیک و حقوق اسلامی در دانشکده حقوق دانشگاه پرینستون است. او عضو پیوسته گلستانه در کالج سینت انتونی دانشگاه آکسفورد است و استاد مدعو کرسی خادم حرمین شریفین در دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد بوده است. او عضو هیئت ویراستاری ژورنال حقوق اسلامی و خاور نزدیک یو سی ال ای است.&lt;br /&gt;
او پی اچ دی خود را در سال ۱۹۸۲ از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد.&lt;br /&gt;
حسین مدرسی در قم به دنیا آمد. پس از تحصیلات جدید، به حوزه علمیه پیوست. سطوح عالی فقه و اصول را نزد حضرات آقایان‌مرحوم فاضل لنکرانی، حسین نوری، یوسف صانعی، و مرحوم آیت‌الله‌سلطانی و متون فلسفی را خدمت آقایان محمد محمدی گیلانی، جوادی آملی، محمد شاه‌آبادی، و مرحوم مرتضی مطهری فرا گرفت. خارج فقه و اصول را عمدتاً در محضر مرحوم آیت‌الله سید محمد محقق داماد(یک سال) و آیت‌الله مرتضی حائری طاب ثراه(ده سال) شاگردی کرد. هم‌زمان به تدریس متون‌درسی رایج در حوزه نیز می‌پرداخت که تا سطوح عالی ادامه داد. از سال۱۳۵۵ متناوباً و از سال ۱۳۵۸ مستمراً، برای ادامه تحصیلات جدید در انگلستان به سر برد. در سال ۱۳۶۱ دوره دکتری خود را در دانشگاه آکسفورد به پایان برد و برای تدریس به دانشگاه پرینستون آمریکا دعوت شد که از آن‌زمان تاکنون در همان‌جا مقیم و عهده دار کرسی Bayard Dodge آن دانشگاه‌ است. او هم‌زمان در دانشکده مطالعات بین‌المللی دانشگاه کلمبیا در شهرنیویورک و در کالج سینت انتونی دانشگاه آکسفورد نیز عهده دار کرسی مهدی(کلمبیا) و گلستانه(آکسفورد) است. همچنین به تناوب در دانشکده‌ حقوق دانشگاه ییل و هاروارد نیز تدریس کرده و مدّت نه سال عضو شورای‌عالی نظارت بر دانشگاه هاروارد بوده‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمینه نگارش، از ایام نوجوانی در اواسط دهه چهل به نوشتن مقالات‌ اجتماعی و سپس مذهبی در روزنامه‌ها و مجلات مذهبی(مانند مجله مکتب‌اسلام) می‌پرداخت که سپس با پژوهش‌های تاریخی در مجلات ادبی تهران (مانند ماهنامه‌های وحید و بررسی‌های تاریخی) ادامه داد. در سال‌های ۱۳۵۰تا ۱۳۵۵ شماری کتاب در مورد پیشینه تاریخی شهر قم و اسناد تاریخی به‌چاپ رسانید. در بیست و پنج سال اخیر، تحقیقات و نوشته‌های اسلامی او در دو زمینه حقوق اسلامی و تاریخ تشیع متمرکز شده که از آن میان، این کتاب‌هابه فارسی در آمده‌است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمین در فقه اسلامی، دو جلد (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۲)&lt;br /&gt;
مقدمه‌ای بر فقه شیعه، ترجمه محمد آصف فکرت، (مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸)&lt;br /&gt;
مکتب در فرایند تکامل، ترجمه هشام ایزد پناه (پرینستون: انتشارات داروین، ۱۳۷۳) (اخیراً انتشارات کویر در تهران با مقدمه تازه‌ای از سوی مؤلف آن را نشر داده است). مدرسی با چاپ ترجمه کتابش مکتب در فرایند تکامل پس از ۱۳سال در سال ۱۳۸۶ در ایران در کانون توجه همگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
میراث مکتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری، ترجمه سید علی قرایی و رسول‌جعفریان (قم: کتابخانه تخصصی تاریخ، ۱۳۸۳) (همین کتاب).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدرسی داماد شیخ مجدالدین محلاتی است. همسر او مدرس زبان فارسی در دانشگاه پرینستون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پنج فرمان صفوی درباره آستان قدس رضوی و مشهد مقدس وبگاه کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی&lt;br /&gt;
People&lt;br /&gt;
Archive 2007-2008 Courses and Reading Groups by Faculty&lt;br /&gt;
Qur'an as a Legal Document: Tradition vs. Modernism by Prof. Hossein Modarressi | The Center for Middle Eastern Studies, Harvard University&lt;br /&gt;
Editorial Board&lt;br /&gt;
آینده روشن - درباره کتاب «میراث مکتوب شیعه»؛ به مناسب چاپ دوم&lt;br /&gt;
http://mtif.org/p/person/37240/دکتر-سید-حسین-مدرسی-طباطبائی&lt;br /&gt;
http://majdnaameh.com/Farsi/childrens.aspx&lt;br /&gt;
http://www.princeton.edu/nes/people/display_person.xml?netid=amah&lt;br /&gt;
*صفحه شخصی در دانشکده مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستن&lt;br /&gt;
*مأخذشناسی آثار دکتر سید حسین مدرسی طباطبائی&lt;br /&gt;
*صفحهٔ سید حسین مدرسی طباطبایی در بانک اعلام بنیاد محقق طباطبایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=41596</id>
		<title>سیدحسین مدرسی طباطبایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=41596"/>
				<updated>2026-05-10T12:47:08Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سید حسین مدرسی طباطبایی (زاده ۱۳۲۰ - قم)[۱] پژوهنده، مجتهد، فقیه، استاد دانشگاه و نویسنده دینی ایرانی معاصر است. وی از ۱۹۸۳ تاکنون استاد کرسی Bayard Dodge در دانشکده مطالعات خاور نزدیک و حقوق اسلامی در دانشکده حقوق دانشگاه پرینستون است. او عضو پیوسته گلستانه در کالج سینت انتونی دانشگاه آکسفورد است و استاد مدعو کرسی خادم حرمین شریفین در دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد بوده است. او عضو هیئت ویراستاری ژورنال حقوق اسلامی و خاور نزدیک یو سی ال ای است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پی اچ دی خود را در سال ۱۹۸۲ از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==یادداشت مؤلف درباره شرح حال خود==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسین مدرسی در قم به دنیا آمد. پس از تحصیلات جدید، به حوزه علمیه پیوست. سطوح عالی فقه و اصول را نزد حضرات آقایان‌مرحوم فاضل لنکرانی، حسین نوری، یوسف صانعی، و مرحوم آیت‌الله‌سلطانی و متون فلسفی را خدمت آقایان محمد محمدی گیلانی، جوادی آملی، محمد شاه‌آبادی، و مرحوم مرتضی مطهری فرا گرفت. خارج فقه و اصول را عمدتاً در محضر مرحوم آیت‌الله سید محمد محقق داماد(یک سال) و آیت‌الله مرتضی حائری طاب ثراه(ده سال) شاگردی کرد. هم‌زمان به تدریس متون‌درسی رایج در حوزه نیز می‌پرداخت که تا سطوح عالی ادامه داد. از سال۱۳۵۵ متناوباً و از سال ۱۳۵۸ مستمراً، برای ادامه تحصیلات جدید در انگلستان به سر برد. در سال ۱۳۶۱ دوره دکتری خود را در دانشگاه آکسفورد به پایان برد و برای تدریس به دانشگاه پرینستون آمریکا دعوت شد که از آن‌زمان تاکنون در همان‌جا مقیم و عهده دار کرسی Bayard Dodge آن دانشگاه‌ است. او هم‌زمان در دانشکده مطالعات بین‌المللی دانشگاه کلمبیا در شهرنیویورک و در کالج سینت انتونی دانشگاه آکسفورد نیز عهده دار کرسی مهدی(کلمبیا) و گلستانه(آکسفورد) است. همچنین به تناوب در دانشکده‌ حقوق دانشگاه ییل و هاروارد نیز تدریس کرده و مدّت نه سال عضو شورای‌عالی نظارت بر دانشگاه هاروارد بوده‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمینه نگارش، از ایام نوجوانی در اواسط دهه چهل به نوشتن مقالات‌ اجتماعی و سپس مذهبی در روزنامه‌ها و مجلات مذهبی(مانند مجله مکتب‌اسلام) می‌پرداخت که سپس با پژوهش‌های تاریخی در مجلات ادبی تهران (مانند ماهنامه‌های وحید و بررسی‌های تاریخی) ادامه داد. در سال‌های ۱۳۵۰تا ۱۳۵۵ شماری کتاب در مورد پیشینه تاریخی شهر قم و اسناد تاریخی به‌چاپ رسانید. در بیست و پنج سال اخیر، تحقیقات و نوشته‌های اسلامی او در دو زمینه حقوق اسلامی و تاریخ تشیع متمرکز شده که از آن میان، این کتاب‌هابه فارسی در آمده‌است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمین در فقه اسلامی، دو جلد (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۲)&lt;br /&gt;
مقدمه‌ای بر فقه شیعه، ترجمه محمد آصف فکرت، (مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸)&lt;br /&gt;
مکتب در فرایند تکامل، ترجمه هشام ایزد پناه (پرینستون: انتشارات داروین، ۱۳۷۳) (اخیراً انتشارات کویر در تهران با مقدمه تازه‌ای از سوی مؤلف آن را نشر داده است). مدرسی با چاپ ترجمه کتابش مکتب در فرایند تکامل پس از ۱۳سال در سال ۱۳۸۶ در ایران در کانون توجه همگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
میراث مکتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری، ترجمه سید علی قرایی و رسول‌جعفریان (قم: کتابخانه تخصصی تاریخ، ۱۳۸۳) (همین کتاب).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدرسی داماد شیخ مجدالدین محلاتی است. همسر او مدرس زبان فارسی در دانشگاه پرینستون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پنج فرمان صفوی درباره آستان قدس رضوی و مشهد مقدس وبگاه کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی&lt;br /&gt;
People&lt;br /&gt;
Archive 2007-2008 Courses and Reading Groups by Faculty&lt;br /&gt;
Qur'an as a Legal Document: Tradition vs. Modernism by Prof. Hossein Modarressi | The Center for Middle Eastern Studies, Harvard University&lt;br /&gt;
Editorial Board&lt;br /&gt;
آینده روشن - درباره کتاب «میراث مکتوب شیعه»؛ به مناسب چاپ دوم&lt;br /&gt;
http://mtif.org/p/person/37240/دکتر-سید-حسین-مدرسی-طباطبائی&lt;br /&gt;
http://majdnaameh.com/Farsi/childrens.aspx&lt;br /&gt;
http://www.princeton.edu/nes/people/display_person.xml?netid=amah&lt;br /&gt;
*صفحه شخصی در دانشکده مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستن&lt;br /&gt;
*مأخذشناسی آثار دکتر سید حسین مدرسی طباطبائی&lt;br /&gt;
*صفحهٔ سید حسین مدرسی طباطبایی در بانک اعلام بنیاد محقق طباطبایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF&amp;diff=41595</id>
		<title>سند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF&amp;diff=41595"/>
				<updated>2026-05-10T12:42:24Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سِند (در زبان سندی: سنڌ، اردو: سنده) یکی از استان‌های پاکستان است.&lt;br /&gt;
مرکز این استان شهر کراچی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاقوت حموی می‌گوید: ایشان پنج قوم هستند: کارامان، مکران، توران، سند، و مولتان. بالا آمدگی زمین در جلو کوه و یادره «سند» نامیده می‌شود. وجمع آن اسناد گویند. بیشترین ساکنان این ایالت بلوچها هستند که به گفته مورخان قرنها و هزاره هاست در این سرزمین ساکن هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قصبه سند شهری بنام منصوره وجود دارد که علماء وشعراء معروفی در دوران گذشته از این دیار بودند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین از شهرهای آن: شهر دیبل که در کرانه‌های دریای هند والیز قرار دارد، و همچنین سند در ساحل دریا قرار دارد.&lt;br /&gt;
شهر سند در ایام خلافت عبدالملک ابن مروان به لشکر حجاج ابن یوسف الثقفی و بفرمانداری محمد ابن قاسم الثقفی گشوده شد.&lt;br /&gt;
مردمش مسلمان واز پیروان مذهب حنفی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیهی معروف بود در آن دوران در سند بنام ابی العباس وقاضی منصوره از اهل سند بودند، همچنین ابن معشر نجیج به سند منتسب می‌شود.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%D8%BA%D8%AF&amp;diff=41594</id>
		<title>سغد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%D8%BA%D8%AF&amp;diff=41594"/>
				<updated>2026-05-10T12:23:05Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سُغد یا سغد باستان سرزمینی است شامل تاجیکستان کنونی و بخش خاوری ازبکستان کنونی میان کوه‌های تیان‌شان و رود آمودریا. گاهی به این سرزمین سغدیانا هم می‌گویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم آن به زبان سغدی (یکی از زبان‌های ایرانی میانه) سخن می‌گفتند و نیاکان تاجیکان تاجیکستان و ازبکستان هستند. کشورداری سغدیان با تازش عرب‌ها و ترکان از میان رفت و آنچه از تاریخ پیش از اسلام این سرزمین می‌دانیم بیشتر از یافته‌های باستان‌شناسان و یا نوشته‌های نویسندگان سده‌های نخستین اسلامی مانند ابوریحان بیرونی است. برخی از آیین‌های ایرانی مانند سوگ سیاوش (یا سووشون)، ریشه در سغد دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سغدیان از هزارهٔ دوم پیش از میلاد در نواحی میانهٔ سمرقند و رود زرافشان نشیمن داشتند و در هزارهٔ یکم پیش از میلاد بر جلگهٍ گسترده‌ای در میان سیردریا و آمودریا چیرگی یافتند. آنان همسایهٔ اقوام ایرانی‌تبار سکایی، خوارزمی و بلخی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سغد در روزگار هخامنشیان بخشی از شاهنشاهی ایران بوده‌است. در زمان اشکانیان نیز این سرزمین بخشی از ایران ماند.از این روزگار سروده‌هایی از اوستا به زبان سغدی به جای مانده‌است. پدید آمدن راه ابریشم در این زمان اثر بسیاری بر رونق و شکوفایی این سرزمین داشت. این رونق در روزگار ساسانیان نیز همراه بود و از رونق این بخش ایران کاسته نشد. پیشهٔ پردرآمد برای مردم سغد در این زمانهای تاریخ بیشتر بازرگانی بوده‌است. مردم سغد در زمان ساسانیان به آیین مانی گرویدند. آیین‌های مانوی‌گری، زرتشتی و ترسایی و بودایی میان مردم آن سامان رواج داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شکست خوردن هخامنشیان از لشکر اسکندر، گروه‌هایی از تیره‌های ایرانی آسیای میانه به سوی خاور رفته و کوچ‌نشین‌هایی در جاده ابریشم به سوی چین برپا کردند. اینان پیونددهندهٔ روابط بازرگانی ایران با چین بودند و نخستین مهاجرنشین‌های ایرانی را نیز در چین ایشان به راه انداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۵۵۵ میلادی سغد و بخارا به تصرف هیتالیان در آمد. حدود سال ۵۶۰ میلادی میان ایران و ترکان اتحادی به منظور حمله به هیتالیان منعقد شد. هدف عمدهٔ این حمله انتقام مرگ پیروز یکم شاهنشاه ساسانی بود، که بدست هفتالیان در جنگی به قتل رسیده بود. هدف دیگر این اتحاد تصرف سرزمین سغد از سوی سپاه ایران بود. در ضمن این اتحاد خسرو انوشیروان با دختر ایستمی خان ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از جنگ و انهدام هیتالیان، خسرو انوشیروان این بار خود را از سوی ترکان، در معرض مخاطره دید و اختلاف بین ایران و ترکان آشکار شده، ترکان در این زمان توانستند سغد را تصرف کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازرگانان سغد چیره دست و ماهر بودند و نفع خود را در نزدیکی و کنار آمدن با ترکان می‌دیدند. سغدها اندک اندک حاکمیت ترکان را پذیرا شدند و نقش‌های سیاسی و اقتصادی عمده‌ای در دولت خاقانات ترک برعهده گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سدهٔ هفتم میلادی همسر فرمانروای سغد، از ترکان و دختر قراچور ین ترک بود. رفته رفته با افزایش نفوذ ترکان، ِ قوانین و نوشته‌هایی به زبان ترکی و با خط سغدی پدید آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه چین در سال ۶۵۸ میلادی سغد را تصرف کردند و خاقانات غربی ترک استقلال خود را از دست داد. پس از سقوط خاقانات غربی ترک دوباره فرمانروایان سغد حکومت یافتند و کوشیدند تا دولتی مستقل تشکیل دهند ولی عمر این دولت بسیار کوتاه بود زیرا در سال ۶۶۴ میلادی سغد به تصرف اعراب درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آن‌که براساس نوشته کتاب تاریخ بخارا می‌دانیم که در دوران پیش از اسلام «به سغد زنی پادشاه بوده‌است». اما از رویدادهای مربوط به دوران حکومت او آگاهی چندانی در دست نیست. تنها این موضوع را می‌دانیم که به دستور آن فرمانروا برج و بارویی در قسمت‌هایی از قلمرو او احداث شد که در برابر هجوم ترکان صحراگرد مانعی عمده به شمار می‌رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویا با توجه به گرایش مسلمانان به بازرگانی و دادوستد، سغدیان پایداری چندانی در برابر پذیرش اسلام نکرده باشند. در متون اسلامی از سغدیان سمرقند و بخارا نام برده شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع&lt;br /&gt;
   رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵&lt;br /&gt;
    تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی&lt;br /&gt;
هدایتی، زهره، معرفی کتاب دستنامهٔ سغدی، در: نامهٔ فرهنگستان، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دورهٔ دهم، شمارهٔ سوم، پاییز ۱۳۸۷، صص۲۰۲-۲۰۴.&lt;br /&gt;
رضا. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان.ص ۳۵&lt;br /&gt;
هدایتی، زهره، معرفی کتاب دستنامهٔ سغدی، در: نامهٔ فرهنگستان، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دورهٔ دهم، شمارهٔ سوم، پاییز ۱۳۸۷، صص۲۰۲-۲۰۴.&lt;br /&gt;
رضا. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان.ص ۲۰۳&lt;br /&gt;
(نرشخی، ۱۳۶۳:۴۷)&lt;br /&gt;
فروزانی، سید ابوالقاسم، پایگاه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زنان در دوران سامانیان. مجله «پژوهش‌های تاریخی» (دانشگاه سیستان و بلوچستان)» پاییز و زمستان ۱۳۸۷ - شماره ۳. (از ص ۱۳۵ تا ۱۴۸).&lt;br /&gt;
هدایتی، زهره، معرفی کتاب دستنامهٔ سغدی، در: نامهٔ فرهنگستان، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دورهٔ دهم، شمارهٔ سوم، پاییز ۱۳۸۷، صص۲۰۲-۲۰۴.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%D8%BA%D8%AF&amp;diff=41593</id>
		<title>سغد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%D8%BA%D8%AF&amp;diff=41593"/>
				<updated>2026-05-10T12:22:21Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سُغد یا سغد باستان سرزمینی است شامل تاجیکستان کنونی و بخش خاوری ازبکستان کنونی میان کوه‌های تیان‌شان و رود آمودریا. گاهی به این سرزمین سغدیانا هم می‌گویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم آن به زبان سغدی (یکی از زبان‌های ایرانی میانه) سخن می‌گفتند و نیاکان تاجیکان تاجیکستان و ازبکستان هستند. کشورداری سغدیان با تازش عرب‌ها و ترکان از میان رفت و آنچه از تاریخ پیش از اسلام این سرزمین می‌دانیم بیشتر از یافته‌های باستان‌شناسان و یا نوشته‌های نویسندگان سده‌های نخستین اسلامی مانند ابوریحان بیرونی است. برخی از آیین‌های ایرانی مانند سوگ سیاوش (یا سووشون)، ریشه در سغد دارد.&lt;br /&gt;
تاریخ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سغدیان از هزارهٔ دوم پیش از میلاد در نواحی میانهٔ سمرقند و رود زرافشان نشیمن داشتند و در هزارهٔ یکم پیش از میلاد بر جلگهٍ گسترده‌ای در میان سیردریا و آمودریا چیرگی یافتند. آنان همسایهٔ اقوام ایرانی‌تبار سکایی، خوارزمی و بلخی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سغد در روزگار هخامنشیان بخشی از شاهنشاهی ایران بوده‌است. در زمان اشکانیان نیز این سرزمین بخشی از ایران ماند.از این روزگار سروده‌هایی از اوستا به زبان سغدی به جای مانده‌است. پدید آمدن راه ابریشم در این زمان اثر بسیاری بر رونق و شکوفایی این سرزمین داشت. این رونق در روزگار ساسانیان نیز همراه بود و از رونق این بخش ایران کاسته نشد. پیشهٔ پردرآمد برای مردم سغد در این زمانهای تاریخ بیشتر بازرگانی بوده‌است. مردم سغد در زمان ساسانیان به آیین مانی گرویدند. آیین‌های مانوی‌گری، زرتشتی و ترسایی و بودایی میان مردم آن سامان رواج داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شکست خوردن هخامنشیان از لشکر اسکندر، گروه‌هایی از تیره‌های ایرانی آسیای میانه به سوی خاور رفته و کوچ‌نشین‌هایی در جاده ابریشم به سوی چین برپا کردند. اینان پیونددهندهٔ روابط بازرگانی ایران با چین بودند و نخستین مهاجرنشین‌های ایرانی را نیز در چین ایشان به راه انداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۵۵۵ میلادی سغد و بخارا به تصرف هیتالیان در آمد. حدود سال ۵۶۰ میلادی میان ایران و ترکان اتحادی به منظور حمله به هیتالیان منعقد شد. هدف عمدهٔ این حمله انتقام مرگ پیروز یکم شاهنشاه ساسانی بود، که بدست هفتالیان در جنگی به قتل رسیده بود. هدف دیگر این اتحاد تصرف سرزمین سغد از سوی سپاه ایران بود. در ضمن این اتحاد خسرو انوشیروان با دختر ایستمی خان ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از جنگ و انهدام هیتالیان، خسرو انوشیروان این بار خود را از سوی ترکان، در معرض مخاطره دید و اختلاف بین ایران و ترکان آشکار شده، ترکان در این زمان توانستند سغد را تصرف کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازرگانان سغد چیره دست و ماهر بودند و نفع خود را در نزدیکی و کنار آمدن با ترکان می‌دیدند. سغدها اندک اندک حاکمیت ترکان را پذیرا شدند و نقش‌های سیاسی و اقتصادی عمده‌ای در دولت خاقانات ترک برعهده گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سدهٔ هفتم میلادی همسر فرمانروای سغد، از ترکان و دختر قراچور ین ترک بود. رفته رفته با افزایش نفوذ ترکان، ِ قوانین و نوشته‌هایی به زبان ترکی و با خط سغدی پدید آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه چین در سال ۶۵۸ میلادی سغد را تصرف کردند و خاقانات غربی ترک استقلال خود را از دست داد. پس از سقوط خاقانات غربی ترک دوباره فرمانروایان سغد حکومت یافتند و کوشیدند تا دولتی مستقل تشکیل دهند ولی عمر این دولت بسیار کوتاه بود زیرا در سال ۶۶۴ میلادی سغد به تصرف اعراب درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آن‌که براساس نوشته کتاب تاریخ بخارا می‌دانیم که در دوران پیش از اسلام «به سغد زنی پادشاه بوده‌است». اما از رویدادهای مربوط به دوران حکومت او آگاهی چندانی در دست نیست. تنها این موضوع را می‌دانیم که به دستور آن فرمانروا برج و بارویی در قسمت‌هایی از قلمرو او احداث شد که در برابر هجوم ترکان صحراگرد مانعی عمده به شمار می‌رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویا با توجه به گرایش مسلمانان به بازرگانی و دادوستد، سغدیان پایداری چندانی در برابر پذیرش اسلام نکرده باشند. در متون اسلامی از سغدیان سمرقند و بخارا نام برده شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع&lt;br /&gt;
   رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵&lt;br /&gt;
    تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی&lt;br /&gt;
هدایتی، زهره، معرفی کتاب دستنامهٔ سغدی، در: نامهٔ فرهنگستان، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دورهٔ دهم، شمارهٔ سوم، پاییز ۱۳۸۷، صص۲۰۲-۲۰۴.&lt;br /&gt;
رضا. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان.ص ۳۵&lt;br /&gt;
هدایتی، زهره، معرفی کتاب دستنامهٔ سغدی، در: نامهٔ فرهنگستان، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دورهٔ دهم، شمارهٔ سوم، پاییز ۱۳۸۷، صص۲۰۲-۲۰۴.&lt;br /&gt;
رضا. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان.ص ۲۰۳&lt;br /&gt;
(نرشخی، ۱۳۶۳:۴۷)&lt;br /&gt;
فروزانی، سید ابوالقاسم، پایگاه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زنان در دوران سامانیان. مجله «پژوهش‌های تاریخی» (دانشگاه سیستان و بلوچستان)» پاییز و زمستان ۱۳۸۷ - شماره ۳. (از ص ۱۳۵ تا ۱۴۸).&lt;br /&gt;
هدایتی، زهره، معرفی کتاب دستنامهٔ سغدی، در: نامهٔ فرهنگستان، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دورهٔ دهم، شمارهٔ سوم، پاییز ۱۳۸۷، صص۲۰۲-۲۰۴.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=41592</id>
		<title>افغانستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=41592"/>
				<updated>2026-05-10T12:20:06Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;افغانستان با نام رسمی جمهوری اسلامی افغانستان (به پشتو: د افغانستان اسلامی جمهوریت) کشوری محصور در خشکی در آسیای میانه است. این کشور حدفاصل آسیای میانه، جنوب غربی آسیا و خاورمیانه می‌باشد و پایتخت آن کابل است. همسایگان افغانستان، پاکستان در جنوب و شرق، ایران در غرب، تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان در شمال و چین در شمال شرقی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افغانستان ۶۵۲٬۸۶۴ کیلومتر مربع مساحت چهل‌و یکمین کشور وسیع دنیا است و جمعیت آن در سال ۲۰۱۳ بیش از ۳۱ میلیون نفر بوده که آن در رتبه چهل‌ودوم پرجمعیت‌ترین کشورهای دنیا قرار می‌دهد. فارسی دری و پشتو زبان‌های رسمی این کشور و اسلام دین رسمی آن است. بیش از سه دهه جنگ افغانستان را به یکی از کشورهای خطرناک و فقیر دنیا تبدیل کرده‌است. تولید ناخالص ملی سرانه این کشور در سال ۲۰۱۴ بر اساس ارزش اسمی دلار معادل ۶۹۵ دلار است و بر اساس برابری قدرت خرید به ۱۱۷۷ دلار می‌رسد. این کشور در سال ۲۰۱۱ با شاخص توسعه انسانی ۰٫۳۹۸ در رتبه ۱۷۲ دنیا قرار گرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افغانستان در دوران باستان از نقاط کانونی در راه ابریشم و مسیرهای مهاجرت انسان‌ها بوده‌است. باستان‌شناسان شواهدی از سکونت انسان‌ها تا بیش از ۵۰،۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح به‌دست آورده‌اند. نخستین تمدن‌شهری ممکن است در این قلمرو در بین ۳،۰۰۰ تا ۲،۰۰۰ سال قبل از میلاد آغاز شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کشور در محل ژئواستراتژیکی مهمی قرارگرفته که خاور، جنوب، باختر و آسیای میانه را به هم وصل می‌کند. از روزگار باستان، این سرزمین شاهد فتوحات نظامی بسیاری از جمله توسط اسکندر مقدونی، شاهنشاهی مائوریا، مسلمان عرب، چنگیز خان و دیگران بوده‌است. همچنین محل پاگیری امپراتوری‌های متعددی از جمله دولت یونانی بلخ، شاهنشاهی کوشان، ارغون شاهان، هیاطله، کابل‌شاهان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، سلسله غوریان، و تیموریان و پادشاهی درانی بوده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ سیاسی افغانستان مدرن در سده ۱۸اُم با برخاست قبایل پشتون (که در گذشته افغان نامیده می‌شدند)، زمانی که در سال ۱۷۰۹ میلادی سلسله هوتکی با سرپرستی میرویس هوتکی حکومت خود را در قندهار ایجاد کردند، و به صورت دقیق‌تر و گسترده‌تر زمانی آغاز شد که احمد شاه درانی امپراتوری درانی را در سال ۱۷۴۷ ایجاد کرد. پایتخت آن در سال ۱۷۷۶توسط تیمور شاه از قندهار به کابل منتقل شد و بخشی از قلمرو آن به امپراتوری‌های همسایه در سال ۱۸۹۳ واگذار شد. در اواخر سده ۱۹، افغانستان به یک دولت حائل در &amp;quot;بازی بزرگ&amp;quot; بین امپراتوری‌های انگلیس و روس تبدیل شد. در تاریخ ۱۹ اوت ۱۹۱۹، پس از جنگ سوم افغان و انگلیس و امضای معاهده راولپندی این کشور دوباره کنترل امور خارجه خود را از بریتانیا پس گرفت که استقلال خود را توسط امان‌الله شاه اعلام نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اواخر دهه ۱۳۵۰ شورش مجاهدین افغان علیه حکومت متحد شوروی افغانستان این کشور را درگیر جنگی طولانی کرد که در طول یک دهه جان بیش از یک میلیون افغانی را گرفت. این جنگ پس از پیروزی مجاهدین بر دولت دکتر نجیب نیز میان گروه‌های مختلف مجاهدین ادامه یافت. طالبان در میانه‌های دهه ۱۳۷۰ کنترل بیشتر مناطق افغانستان را به دست گرفتند اما با حمله ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا در سال ۱۳۸۰ حکومت را از دست دادند. در دسامبر ۲۰۰۱، شورای امنیت سازمان ملل یک نیروی بین‌المللی به نام آیساف را مامور کمک به حفظ امنیت و دولت جدید افغانستان به ریاست حامد کرزی کرد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87)&amp;diff=41591</id>
		<title>اسماعیلیه (اسماعیلیه)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87_(%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87)&amp;diff=41591"/>
				<updated>2026-05-10T12:18:07Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
ایشان معتقدین به امامت [[اسماعیل بن جعفر الصادق]] (علیه السلام) می باشند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[اعتقادات فِرَق المسلمین و المشرکین]]، [[فخر رازی]]، ص65 / [[البدء و التاریخ]]، [[مطهر مقدسی]]، ج5، ص124 / [[بیان الادیان]]، [[ابوالقاسم بلخی]]، ص68 / [[تاریخ الاسماعیلیة]]، [[عارف تامر]] / [[تاریخ الرسل و الملوک]]، [[ابن جریر طبری]]، ج9، ص23 / [[تبصرة العوام]]، [[مرتضی رازی]]، ص180 / [[التبصیر فی الدین]]، [[شهفور اسفراینی]]، ص38 / [[تعریفات العلوم و تحدیدات الرسوم]]، [[سیدعلی جرجانی]]، ص21 / [[تلبیس ابلیس]]، [[ابن جوزی]]، ص100 / [[التنبیه و الرد علی اهل الاهواء و البدع]]، [[محمد ملطی شافعی]]، ص32 / [[التنبیهات الجلیة فی کشف اسرار الباطنیة]]، [[محمد کریم خراسانی]]، ص310 / [[دائرة المعارف الاسلامیة]]، ج2، ص187 / [[الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع الهجری او عصر النهضة فی الاسلام]]، [[آدام متز]]، [[عبدالهادی ابوریده]]، ج1، ص75 / [[الحور العین]]، [[نشوان حمیری]]، ص162 / [[خمس رسائل اسماعیلیة]]، [[عارف تامر]] / [[سفرنامه ناصرخسرو]]، [[ناصرخسرو]] / [[سیاست نامه]]، [[خواجه نظام الملک]]، ص235 / [[سیرة داعی الدعاة]]، [[هبةالله شیرازی]] / [[غزالی نامه]]، [[جلال الدین همایی]]، ص353 / [[الفرق الاسلامیة]]، [[محمود بشبیشی]]، ص59 / [[الفرق بین الفرق]]، [[عبدالقاهر بغدادی]]، ص81 / [[فرق الشیعة]]، [[حسن بن موسی نوبختی]]، ص68 / [[فرقه اسماعیلیه]]، [[مارشال هاجسن]] / [[الفصول المختارة]]، [[شیخ مفید]]، ص306 / [[الفهرست ابن ندیم|الفهرست]]، [[ابن ندیم]]، ص238 / [[قواعد عقاید آل محمد فی الرد علی الباطنیة]]، [[محمد بن حسن دیلمی]] / [[الکامل فی التاریخ]]، [[ابن اثیر]]، ج6، ص350، 361، 375 و412 / [[دائرة المعارف بستانی]]، [[پترس بستانی]]، ج3، ص627 / [[مفاتیح العلوم]]، [[محمد بن احمد خوارزمی]]، ص50 / [[الملل و النحل]]، [[محمد شهرستانی]]، ج1، ص149 / [[المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار]]، [[احمد بن علی مقریزی]]، ج2، ص358 / [[المهدیة فی الاسلام]]، [[سعد محمد حسن]]، ص137 / [[نفائس الفنون فی عرایس العیون]]، [[شمس الدین محمد آملی]]، ج2، ص277 / [[وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان]]، [[ابن خلکان]]، ج4، ص148؛ ج2، ص374؛ ج5، ص511 / [[هفتاد و سه ملت]]، ص62&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از شهادت [[امام صادق علیه السلام]]، دو گروه خود را از شیعیان [[امامیه]] جدا کردند یک دسته از ایشان، مرگ [[اسماعیل بن جعفر صادق|اسماعیل]] را انکار کردند و اسماعیل را مهدی موعود نامیدند، ایشان را [[اسماعیلیه خالص]]ه (یا اسماعیلیه واقفه ) می نامند، ایشان مدعی هستند که امام صادق (علیه السلام) صرفاً برای حفظ جان اسماعیل، مرگ وی را اعلام نموده است. گروه دوم قائل به امامت [[محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق]] شدند، ایشان را [[مبارکیه]] می نامند. این گروه با تمسک به روایتی نبوی که امامت دو برادر را جز در مورد [[امام حسن]] و [[امام حسین]] (علیهماالسلام)، منتفی می داند، امامت [[امام کاظم]] (علیه السلام) را با توجه به این که از دیدگاه آن ها اسماعیل منصب امام داشته است، منتفی می دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسماعیلیان نخست حرکت خود را دعوت و یا [[دعوت هادیه]] می خواندند و نام اسماعیلی بعدها بر این گروه اطلاق گردیده است. پس از مرگ محمد، اکثر مبارکیه مرگ وی را انکار کرده و در انتظار رجعت وی به عنوان امام قائم ماندند. البته گروه کمی از مبارکیه امامت را در اخلاف محمد قبول کردند و یکی از فرزندان وی به نام عبدالله را به عنوان امام معرفی نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عقیده اکثریت مبارکیه اختلافی درباره امامان وجود دارد چرا که آن ها [[محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق]] را امام هفتم می دانند ولی در شش امام دیگر اختلاف دارند. برخی اسماعیل را و برخی [[امام مجتبی علیه السلام]] را امام نمی دانند، ضمن این که برخی نیز برای [[امام علی علیه السلام]] مقامی بالاتر از امامت قائل بوده و وی را اساس الامامه معرفی می کنند. از مرگ محمد تا زمان ظهور [[عبیدالله المهدی]] ـ نخستین خلیفه فاطمی مصر در سال 286 هجری قمری، تاریخ روشنی برای اسماعیلیه وجود ندارد. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج8، ص647 و 681 / [[دائرة المعارف تشیع]]، ج2، ص168 و 173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به اعتقادات بعدی اسماعیلیه، به نظر می رسد که با وفات محمد بن اسماعیل، مبارکیه به دو شاخه منشعب شده اند و تنها گروه بسیار کوچکی تداوم امامت را در اخلاف محمد بن اسماعیل پذیرفتند. گروه دیگر، شامل اکثر مبارکیه، مرگ محمد بن اسماعیل را انکار کردند و در انتظار رجعت وی به عنوان امام قائم و مهدی موعود باقی ماندند. این گروه بعدها به طور اخص به نام [[قرامطه]] شهرت یافتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره رهبری اسماعیلیه در دوره ستر باید گفت که از تاریخ بعدی این گروه های اسماعیلی نخستین که مرکزشان در [[کوفه]] بود و اعضای معدودی داشتند تا زمانی که اسماعیلیان با برپایی نهضت واحد اندکی پس از اواسط قرن سوم هجری قمری ظاهر گردیدند، اطلاعات قابل ملاحظه ای در دست نیست. به نظر می رسد که طی این یک قرن، رهبرانی در خفا فعالیت داشته اند. آنان برای حفظ جان خود از تعرض عباسیان، تقیه می نمودند. عبیدالله مهدی آخرین این رهبران که در 286 هجری قمری تازه به رهبری مرکزی اسماعیلیه رسیده بود، آشکارا مدعی امامتِ خود و اسلافش گردید و سپس خلافت [[فاطمیه (فاطمیان مصر)|فاطمیان]] را در [[شمال آفریقا]] بنیان نهاد. مسلّم است که اقامتگاه رهبرانی که قبل از عبیدالله امامت داشته اند، ابتدا در [[اهواز]] و [[عسکر مکرم]] در [[خوزستان]] بوده و سپس به [[بصره]] و سرانجام به شهر [[سلمیه (شهر)|سلمیه]] در شمال [[شام]] ([[سوریه]]) منتقل شده است. درباره آغاز و اشاعه دعوت اسماعیلیه در نیمه دوم قرن 3 هجری قمری، مآخذ و روایات مختلفی وجود دارد. روایت رسمی خود اسماعیلیه که در دوره خلافت فاطمیان تدوین یافته، توضیحات مفصلی از آغاز دعوت در [[عراق]] دارد. یک روایت ضد اسماعیلی نیز درباره دعوت اسماعیلیه و رهبران مرکزی آن در قرن 3 هجری قمری وجود دارد. بر اساس این منابع، نکات اصلی دعوت اسماعیلیه در قرن 3 هجری قمری را می توان بدین شرح خلاصه کرد: در 261 هجری قمری یا چند سال زودتر، [[حمدان قرمط]] فرزند اشعث دعوت اسماعیلیه را در نواحی اطراف کوفه سازماندهی کرده است. حمدان به زودی پیروان زیادی پیدا کرد که به قرامطه (جمع [[قرمطی]] منسوب به [[قرمط]]) اشتهار یافته اند. در اندک مدتی واژه قرامطه به گروه های اسماعیلیه دیگر بلاد نیز که ارتباطی با حمدان قرمط نداشتند، اطلاق شد. دستیار اصلی حمدان، شوهر خواهر (یا برادر زن) او بوده که [[عبدان]] نام داشته است. حمدان که مالیات هایی از پیروان دعوت اخذ می کرد، در 277 هجری قمری یک دارالهجرة مستحکم برای آن ها در نزدیکی کوفه بنا کرده بود. داعی [[ابوسعید حسن بن بهرام جنّابی]] که اهل [[گناوه|جنابه]] ([[گُناوه]]) در ساحل خلیج فارس بوده، و از خود عبدان تعلیم یافته، ابتدا در جنوب ایران فعالیت می کرده است. در [[فارس]]، برادر عبدان موسوم به مأمون نخستین داعی محلی بوده است و به همین سبب نخستین اسماعیلیان آنجا به نام [[مأمونیه (از قرامطه)|مأمونیه]] مشهور شده بودند. دعوت در [[یمن]] توسط دو داعی به نام های [[ابن حوشب]] معروف به [[منصور الیمن]] و [[علی بن فضل]] بنیان گذارده شد که از 270 هجری قمری دعوت اسماعیلیه را به طور علنی در آنجا ترویج نمودند. ابن حوشب و [[علی بن فضل]] نیز مانند حمدان قرمط دارالهجره های مستحکمی در پایگاه های کوهستانی که مراکز فعالیتشان بود، ایجاد کردند. دعوت اسماعیلیه به سرعت در یمن گسترش یافت. به طوری که با فتح شهر [[صنعاء]] در 293 هجری قمری به دست [[علی بن فضل]]، تقریباً تمامی یمن تحت نفوذ داعیان اسماعیلی درآمد. البته طی دهه های بعدی اسماعیلیان یمن قادر به حفظ این فتوحات نبودند و بخش مهمی از نواحی تسخیرشده را به زیدیان که دولت مستقلی در 280 هجری قمری در یمن تأسیس کرده بودند، واگذاردند. دعوت به تدریج از یمن به مناطق مجاور مانند [[یمامه]] در [[شبه جزیره عربستان]] نیز بسط یافت. ابن حوشب بعداً در 279 هجری قمری داعی [[ابوعبدالله شیعی]] را به مغرب فرستاد و دعوت اسماعیلیه در سرزمین بربرهای شمال آفریقا اشاعه پیدا کرد و مقدمات تأسیس خلافت فاطمیان فراهم گردید. در حدود سال 281 هجری قمری دعوت اسماعیلیه در منطقه [[بحرین]] در شرق عربستان آغاز گردید و ابوسعید جنابی از جانب حمدان به بحرین فرستاده شد تا دعوت را در آنجا سازماندهی و رهبری کند. ابوسعید سرانجام موفق شد که تا 286 هجری قمری قسمت اعظم بحرین را تحت نفوذ خود درآورد و دولت مستقلی در آنجا بنیان نهد. در ناحیه [[ری]] که مرکز دعوت در جبال بوده، [[داعی خلف حلاج]] آغازگر نهضت اسماعیلیه شد و به همین سبب، نخستین اسماعیلیان آنجا تا مدتها به خلیفه مشهور بودند. در [[خراسان]] و نیز [[ماوراءالنهر]] دعوت در آخرین دهه قرن 3 هجری قمری افتتاح شد. همزمان با گسترش سریع دعوت اسماعیلیه، افتراق مهمی در 286 هجری قمری در نهضت اسماعیلیه پدیدار گشت. در این سال عبیدالله مهدی به رهبری مرکزی اسماعیلیه رسید. عبیدالله دیگر در انتظار رجعت محمد بن اسماعیل به عنوان مهدی موعود اسماعیلیان نبود. با کشف این مطلب، حمدان بی درنگ با رهبری مرکزی قطع رابطه کرد و اندکی پس از این وقایع، حمدان ناپدید گردید و عبیدالله مهدویت محمد بن اسماعیل را انکار کرد. تداوم امامت در اعقاب امام صادق (علیه السلام) که بعداً نظریه رسمی [[اسماعیلیان فاطمی]] گردید، بر این پایه بود که رهبری مرکزی اسماعیلیه در دوره بین امام صادق (علیه السلام) و عبیدالله مهدی، در دست شماری امام مستور بوده است که به گونه های مختلف هویت و اسامی واقعی خود را کتمان می کرده اند. اصلاحات عبیدالله و شورش حمدان و عبدان بر رهبری مرکزی، فرقه اسماعیلیه را در 286 هجری قمری به دو شاخه اصلی منقسم کرد. یک شاخه، اصلاحات اعتقادی عبیدالله را قبول کردند و به رهبری مرکزی نهضت وفادار باقی ماندند؛ اینان اصل تداوم امامت را پذیرفتند و عبیدالله و رهبران قبلی مرکزی اسماعیلیه را به عنوان امامان خود پس از امام صادق (علیه السلام) شناختند. شاخه دیگر از اسماعیلیان نخستین، اصلاحات عبیدالله را مردود دانستند و همچنان به عقیده نخستین خود درباره مهدویت محمد بن اسماعیل و رجعت قریب الوقوع او باقی ماندند که از آن پس ـ به طور اخص ـ به نام قرامطه شهرت پیدا کردند. در بحرین ابوسعید جنابی که اندکی بعد مدعی نیابت امام قائم نیز شد، از نظرات حمدان و عبدان حمایت کرد و دولت قرمطیان بحرین که تا 470 هجری قمری دوام یافت، پایگاه اصلی قرامطه، و مانعی مؤثر در راه گسترش نفوذ سیاسی فاطمیان در شرق گردید. قرمطیان که به قتل و غارت و ستیز با عباسیان پرداخته بودند، عاقبت به مقرّ عبیدالله در سلمیه نیز حمله بردند و آنجا را در 290 هجری قمری ویران کردند. ولی عبیدالله یک سال قبل از حمله قرمطیان، سلمیه را برای همیشه ترک کرده بود. عبیدالله پس از ترک سلمیه در 289 هجری قمری، سفر طولانی و سرنوشت ساز خود را به مغرب آغاز کرد و عاقبت در 292 هجری قمری به شهر [[سجلماسه]] در شرق مراکش وارد شد و چندی به حبس افتاد. داعی ابوعبدالله شیعی که از 280 هجری قمری به دستور ابن حوشب دعوت اسماعیلیه را در مغرب اشاعه کرده بود، از بربرانِ گرویده به این مذهب، نیروی نظامی قابل توجهی ساخته بود. در پی فتوحات چشمگیر در مغرب و برانداختن یکایک حکومت های محلی، عبیدالله را رهانید و در ربیع الآخر 297 هجری قمری، عبیدالله طی مراسم ویژه ای رسماً به عنوان خلیفه شناخته و سلسله فاطمی در [[افریقیه]] بنیان نهاده شد. اندیشه های مذهبی و اصول عقاید اسماعیلیان نخستین: اسماعیلیان نخستین بین ظاهر و باطنِ نوشته های مقدس و احکام شرعی تمایز قائل می شدند. در نتیجه، در نظام مذهبی اسماعیلیه معانی ظاهری و باطنی قرآن مجید و شرع مقدس اسلام نیز از یکدیگر کاملاً متمایز بوده است. با اهمیت خاصی که اسماعیلیان برای باطن و حقایق مکتوم در باطن دین قائل بودند، آنان به عنوان سخنگویان اصلی سنت باطنی در میان مسلمانان شناخته شدند و به [[باطنیه (لقب اسماعیلیه و قرامطه)|باطنیه]] شهرت یافتند. برای اسماعیلیان نخستین، حقایق مکتوم در باطن دین، تشکیل دهنده یک نظام فکری باطنی و عرفانی بوده است. پایه نظریه اسماعیلیان نخستین در زمینه امامت مأخوذ از نظریات [[شیعه امامیه]] بوده است. ولی از 286 هجری قمری که با توضیحات عبیدالله مهدی تداوم در امامت از سوی اسماعیلیان فاطمی پذیرفته شد، تدریجاً در نظریه امامت این شاخه از اسماعیلیان اصلاحات و تغییراتی پدید آمد، به طوری که اسماعیلیان فاطمی با پذیرفتن امامت اعقاب محمد بن اسماعیل شمار امامان خود را در دوره اسلام از هفت فزونی دادند و بعداً نیز با حفظ اصل تداوم امامت همچنان بر آن افزودند. در نتیجه این اصلاحات، اسماعیلیان فاطمی دیگر نقش خاصی برای محمد بن اسماعیل به عنوان قائم متصور نشدند و او را صرفاً به عنوان هفتمین امام خود شناختند. پس از انتقال مرکز حکومت فاطمیان از افریقیه به [[مصر]]، فاطمیان به طور کلی در زمینه ترویج فرهنگ و هنر و علوم اسلامی نیز نقش مهمی ایفا کردند. در زمان چهارمین خلیفه فاطمی [[المعز لدین الله]] (341 ـ 365هـ. ق) فاطمیان از صلح و امنیت داخلی کافی برخوردار شدند تا بتوانند سیاست توسعه طلبانه ای را برای بسط حدود قلمرو خود در سرزمین های شرق دنیای اسلام دنبال کنند. در تعقیب این سیاست که با تصرف مصر در سال 358 هجری قمری و سپس [[حجاز]] آغاز شد، معز اقدامات مختلفی برای جلب حمایت جوامع قرمطی سرزمین های شرقی انجام داد. با اندک فاصله ای از تصرف مصر، بنای مسجد الازهر آغاز شد و در 378 هجری قمری، الازهر به یک دانشگاه اسلامی تبدیل شده بود که تا آخر دوره فاطمیان به عنوان یکی از مراکز مهم تعلیم داعیان، و تدریس و اشاعه اصول عقاید اسماعیلیه و به طور کلی علوم اسلامی مورد استفاده بود معز فاطمی از یک سو امید داشت که بتواند از نیروی قرمطیان در پیشبرد سیاست های توسعه طلبانه اش استفاده کند، و از سوی دیگر از نفوذ برخی از عقاید قرمطی در میان اسماعیلیان فاطمی سرزمین های شرقی دنیای اسلام بیمناک بود. معز فاطمی اصلاحاتی در تعالیم اسماعیلیان فاطمی وارد کرد. بر اساس این اصلاحات، معز برخی از نظریات اسماعیلیان نخستین دوره قبل از 286 هجری قمری را که همچنان مورد تأیید قرمطیان قرار داشت، مجدداً به رسمیت شناخته بود. به طور اخص، محمد بن اسماعیل به عنوان هفتمین امام دوره اسلام بار دیگر توسط اسماعیلیان فاطمی به عنوان قائم و ناطق شناخته شد، ولی آنان این امر را مغایر با تداوم امامت نمی دانستند. کوشش های معز فاطمی برای جلب حمایت قرمطیان تا حدودی موفقیت آمیز بود. داعی [[ابویعقوب سجستانی]] در زمان معز فاطمی به دعوت فاطمیان پیوست، در نتیجه اکثر قرمطیان [[خراسان]] و [[سیستان]] و [[مکران]] به جناح اسماعیلیان فاطمی پیوستند. داعیان اسماعیلی توانستند قبل از 347 هجری قمری حاکم محلی [[سند]] را به کیش اسماعیلی درآورند و در نتیجه [[ملتان]]، پایتخت سند به دارالهجرة مهمی برای اسماعیلیان سند تبدیل شد. در مروری بر جریان گسترش دعوت فاطمی در مشرق باید گفت که در زمان ششمین خلیفه فاطمی [[حاکم]] (386 ـ 411هـ. ق)، دعوت اسماعیلیان فاطمی رونق قابل ملاحظه ای پیدا کرد و بیش از پیش در خارج از قلمرو فاطمیان خاصه در [[عراق]] و [[ایران]] اشاعه یافت. از داعیان مهم فاطمی در این دوره [[ناصرخسرو]] (م: حدود481هـ. ق) شاعر و فیلسوف و سیاح معروف است که به مقام والایی در سلسله مراتب دعوت رسید و دعوت فاطمی را در خراسان رهبری کرد. در یمن داعی [[علی بن محمد صُلیحی]] که با مرکز دعوت اسماعیلیه در [[قاهره]] در تماس بود، در منطقه کوهستانی [[مسار]] خروج کرد و سلسله اسماعیلیه صلیحیون را بنیان نهاد. صلیحیون حدود یک قرن تا 532 هجری قمری بر بخش های مهمی از آن سرزمین به نیابت از فاطمیان حکومت کردند. صلیحیون نقش مؤثری در بسط دعوت اسماعیلیه به [[هندوستان]] نیز ایفا کرده اند و در نتیجه فعالیت داعیانی که مرتب از یمن به [[هند]] گسیل می شدند، جماعت اسماعیلی جدیدی در [[گجرات]] پدیدار گشت و در قرون بعدی گجرات پایگاه اصلی [[اسماعیلیان مستعلوی ـ طیبی]]  ([[بُهره]] ها) گردید که هنوز در آنجا حائز اهمیتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلافت عباسی و ستیز با اسماعیلیه: موفقیت های دعوت فاطمی خصومت خلیفه عباسی [[القادر بالله عباسی|قادر]] را بیش از پیش برانگیخت. وی در 402 هجری قمری شماری از علمای سنی و شیعی را به [[بغداد]] فراخواند و از آنان خواست تا در بیانیه ای رسماً نسب علوی خلفای فاطمی را باطل اعلام کنند. موفقیت های دعوت اسماعیلیه در زمان [[المستنصر بالله فاطمی|المستنصر بالله]] که بر مشروعیت امامت خلفای فاطمی تأکید داشت، موج جدیدی از واکنش های ضد اسماعیلی را از جانب عباسیان و سلجوقیان سنی مذهب برانگیخت. اندکی دیرتر، هنگامی که اقتدار اسماعیلیان در ایران به رهبری [[حسن صباح]] سریعاً توسعه می یافت، اسماعیلیان با دشمنی سرسختانه [[خواجه نظام الملک]]، وزیر مقتدر سلجوقی روبرو شدند. سازمان دعوت در عصر خلیفه ششم فاطمی، حاکم که توجه خاصی به امور دعوت و تعلیم داعیان فاطمی داشت، دارالعلم را برای این منظور در 395 هجری قمری بنیان نهاد. اصول عقاید اسماعیلیان فاطمی که از زمان [[معز]] به حکمت مشهور شده بود، در این مرکز تدریس می شد. جلساتی که به مباحث کلام و حکمت اختصاص داشتند به مجالس الحکمة مشهور بوده و شرکت در آن ها برای عموم اسماعیلیان امکان پذیر نبوده است. برخی از مؤلفان اسماعیلی اشارات نادر و پراکنده ای به سلسله مراتب سازمان دعوت فاطمی دارند که به حدود دین یا مراتب الدعوة معروف بوده است. این سازمان به تدریج طی دوره فاطمی توسعه و تحول یافت و در زمان حاکم شکل خاص و ثابتی پیدا کرد. منابع، داعیان را در سه ردیف طبقه بندی کرده اند که به ترتیب اهمیت عبارت بوده اند از: داعی بلاغ، داعی مطلق و داعی محدود (محصور). داعیان با کمک دستیارانی فعالیت می کردند که به طور کلی مأذون خوانده می شدند. اسماعیلیان عادی مقامی در تشکیلات دعوت نداشتند و معمولاًً مستجیب نامیده می شدند. اسماعیلیان فاطمی ظاهر و باطن را مکمل یکدیگر می دانستند و مراعات تعادل بین آن دو را واجب می شمردند. از این رو، نزد اسماعیلیان فاطمی دسترسی به حقیقت بدون شریعت امکان پذیر نبود و حقایق نیز همیشه با شرایع یا ظواهر دین مرتبط بودند. در نتیجه دعوت فاطمی رسماً مواضع اِباحی قرامطه و دیگر گروه های افراطی را که تأکید بر باطن داشتند و ظاهر (شریعت) را نفی می کردند، باطل می دانست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آغاز افتراقات و پایان خلافت فاطمی: پس از مرگ خلیفه [[المستنصر بالله فاطمی|المستنصر بالله]]، [[افضل پسر بدرالجمالی]] که در مقام وزارت اقتداری تمام داشت، توانست به قصد مستحکم ساختن موقعیت خود و با اعمال نفوذ، [[نزار بن مستنصر|نزار]] فرزند ارشد المستنصر بالله را که نص امامت و خلافت بر او قرار گرفته بود از حقوق خود محروم کند و در عوض جوان ترین برادر او [[ابوالقاسم احمد]] را با لقب [[المستعلی بالله]] جایگزین وی سازد. این اقدام بی سابقه، نهضت اسماعیلیه را با بحران شدیدی مواجه ساخت و اسماعیلیان که تا آن زمان نهضت واحدی را تشکیل می دادند، به زودی به دو شاخه اصلی [[مستعلویه]] و [[نزاریه]] تقسیم شدند. [درباره فرقه [[نزاریه]] ن ک: [[نزاریه]] و [[آقاخانیه]]] افتراق در جماعت اسماعیلیه به این دو شاخه که از همان ابتدا رقبای متخاصم یکدیگر شدند، به تضعیف کلی و غیرقابل جبران دعوت اسماعیلیه انجامید. اکثر اسماعیلیان مصر و تمامی جماعت اسماعیلی یمن و گجرات و بسیاری از اسماعیلیان شام، امامت مستعلی را پذیرفتند، ولی گروه بزرگی از اسماعیلیان شام و تمامی اسماعیلیان عراق و ایران و احتمالاً [[بدخشان]] و [[ماوراءالنهر]] به نص اول المستنصر بالله وفادار ماندند و [[نزار بن مستنصر|نزار]] را به عنوان نوزدهمین امام خود و جانشین به حق پدرش قبول کردند. با قتل جانشین مستعلی، [[الآمر باحکام الله]] در 524 هجری قمری، مستعلویان با بحران جدیدی مواجه شدند که منجر به انشعاب مستعلویه به دو شاخه [[حافظیه (از مستعلویه)|حافظیه]] و [[طیبیه (بهره)|طیبیه]] گردید. آمر چند ماه پیش از مرگش صاحب فرزندی به نام [[طیب بن آمر|طیب]] شده بود که تنها پسر او بوده است، اما در وقایع پس از مرگ آمر، عملاً نامی از طیب در میان نیست. عموزاده آمر، [[ابوالمیمون عبدالمجید]] که عضو ارشد خانواده فاطمیان و مدعی قدرت بود، پس از یک سال کشمکش با مخالفان بر مسند حکومت قرار گرفت. او که ابتدا با عنوان ولیعهد زمام امور را در دست گرفته بود، در ربیع الآخر 526 هجری قمری، مدعی خلافت و امامت شد و لقب [[الحافظ لدین الله]] را برای خود برگزید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسماعیلیه پس از افتراق نزاری ـ مستعلوی: سلسله فاطمیان رسماً در محرم 567 هجری قمری به دست [[صلاح الدین ایوبی]] منقرض شد و صلاح الدین بی درنگ مذهب [[اهل سنت]] را به مصر بازگردانید. وی اسماعیلیان آن دیار را سخت قلع و قمع کرد و تشکیلات مرکزی دعوت حافظی برچیده شد و [[عاضد]] آخرین خلیفه فاطمی نیز چند روز پس از شکست، در پی بیماری کوتاهی درگذشت. با ظهور صلاح الدین ایوبی، دعوت [[حافظیه (از مستعلویه)|حافظیه]] و پیروانش در آن دیار نیز دوامی نیافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگیری و دوام دعوت مستعلوی ـ طیبی: دعوت مستعلوی ـ طیبی پایگاه اصلی و همیشگی خود را در یمن و سپس در شبه قاره هندوستان پیدا کرد. به هنگام انشعاب حافظی ـ طیبی در دعوت مستعلویه پس از مرگ آمر، [[ملکه سیده]] که زمام امور دولت صلیحی در یمن را به دست داشت، طیب بن آمر را به عنوان بیست و یکمین امام اسماعیلیان مستعلوی شناخت. در زمینه اصول عقاید و تفکر، [[مستعلویان طیبی]] ادامه دهنده تعالیم و سنن اسماعیلیان فاطمی بوده اند. مستعلویان طیبی همانند اسماعیلیان فاطمی، برای ظاهر و باطن دین و احکام شرعی اهمیت یکسانی قائل بوده اند. از آغاز پیدایی دعوت طیبیه، داعیان مطلق از یمن به طور دقیقی امور دعوت طیبی را در هند، خاصه گجرات زیر نظر داشتند. [در این باره و همچنین افتراقات طیبیه رک: [[مستعلویه]]] جماعت اسماعیلی در غرب شبه قاره هند به تدریج گسترش یافت و این جماعت از هندیان اسماعیلی که عمدتاً اصل و نسب بومی داشتند، به زودی با نام [[بُهره]] شهرت یافتند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ج8، ص683&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیمات اسماعیلیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسماعیلیه خود مشتمل بر چند فرقه اند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) کسانی که می گویند پس از امام صادق (علیه السلام)، امامت متعلق به اسماعیل است و او زنده بوده و مهدی و قائمِ منتظَر است. این فرقه را [[اسماعیلیه خالص]] می نامند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[الفرق بین الفرق]]، [[عبدالقاهر بغدادی]]، ص81&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) کسانی که می گویند اسماعیل در زمان حیات امام صادق (علیه السلام) دارای مقام امامت بوده است، و پس از آن که وفات یافت، امامت به پسرش محمد بن اسماعیل رسید. این فرقه در ابتدا به نام مبارکیه خوانده می شدند؛ سپس فرقه خطّابیه در این فرقه داخل شده و عقاید حلول و تناسخ را در عقاید این فرقه داخل نمودند. در حدود سال 274 هجری قمری جمعی که پیشوای ایشان حمدان قرمط بوده است، در حدود کوفه، خود را به این فرقه منسوب داشته و به دعوت پرداخته و در بیشتر ممالک اسلامی نیز طرفدارانی یافته اند. عمده انقلاب آن ها در [[سواد کوفه]]، بصره، بحرین و شام بوده است. ایشان قتل و فساد عجیبـی برپا کرده و عقاید عجیبـی داشته اند. این فرقه « قرامطه » نامیده می شوند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[تاریخ الرسل و الملوک]]، [[ابن جریر طبری]]، ج9، ص22 / [[التنبیه و الاشراف]]، [[علی بن حسین مسعودی]]، ص322&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رک: [[قرامطه]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) اسماعیلیان مصر که ابتدا دعوت سرّی داشتند و به ادامه سلسله امامت در پسران محمد بن اسماعیل قائل بودند. بعد ها دعوت آن ها توسط [[ابوعبدالله الحسین المشرقی]] نضج گرفته و بالاخره از ایشان،عبیدالله المهدی به خلافت می رسد. و به این ترتیب این گروه بر مصر غلبه یافته و رقیب سرسخت خلفای عباسی می شوند. این فرقه تا دوران خلافت المستنصر بالله فاطمی دچار دودستگی نشد؛ لکن پس از وی، دو فرقه بزرگ از این گروه زاده می شود: نخست مستعلیه که فعلاً بهره نامیده می شوند (رک: [[مستعلویه]] ) و دیگری نزاریه که با نام های [[فدائیان]]، [[حشاشین]]، [[صباحیه (اسماعیلیه نزاریه)|صباحیه]]، [[ملاحده (اسماعیلیه)|ملاحده]] و [[تعلیمیه]] نیز خوانده شده اند. (رک: [[نزاریه]] ) نزاریه اکنون آقاخانیه، نامیده می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رک: [[آقاخانیه]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اسماعیلیان مصر فرقـه هایی نیـز مـانند آمریه، [[حاکمیه]] و [[درزیه]] منحـرف گردیده اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای تحقیق درباره اسماعیلیه و شرح عقاید آنان، مناسب است این امر در سه دوره زمانی صورت گیرد: یکم. از زمان وفات امام صادق (علیه السلام) که مبارکیه ظهور کرده و سپس با نام قرامطه قیام نمودند. در این دوره مناسب است نسبت قرامطه با اسماعیلیه مصر (ظهور خلفای فاطمی) مورد بررسی قرار گیرد؛ دوم. از زمان ظهور خلفای فاطمی تا خلافت المستنصر بالله ؛ سوم. از زمان المستنصر بالله و وفات او که به تقسیم اسماعیلیه به دو شعبه مستعلویه (مستعلیه) و نزاریه منجر می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عبدالمنعم حفنی]] در [[موسوعة الفرق و الجماعات و المذاهب و الاحزاب و الحرکات الاسلامیة]] اسماعیلیه را بـه [[اسماعیلیه آغاخانیه]]، [[اسماعیلیه تعلیمیه]]، [[اسماعیلیه خالصه]]، [[اسماعیلیه مستعلیه]]، [[اسماعیلیه نزاریه]]، [[اسماعیلیه واقفه]] تقسیم می کند. &amp;lt;ref&amp;gt; [[موسوعة الفرق و الجماعات و المذاهب و الاحزاب و الحرکات الاسلامیة]]، [[عبدالمنعم حفنی]]، ص75&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Scan0008.jpg|20px|قاب|وسط]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Scan40002.jpg|20px|قاب|وسط]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Scan0010.jpg|20px|قاب|وسط]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B4%D8%A7%D9%85&amp;diff=41590</id>
		<title>شام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B4%D8%A7%D9%85&amp;diff=41590"/>
				<updated>2026-05-10T12:16:01Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شام یا شامات اصطلاحی تاریخی جغرافیایی است که به منطقه‌ای کمابیش گسترده گفته می‌شود در جنوب غرب آسیا، که از شمال به رشته کوه‌های توروس، از جنوب به صحرای عرب، از خاور به میانرودان و از باختر به دریای مدیترانه محدود است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این منطقه دربرگیرنده سرزمین‌هایی است که امروزه کشورهای سوریه، اردن، لبنان، فلسطین٬ اسرائیل٬ قبرس٬ بخش هایی از جنوب ترکیه و شرق مصر در آن جای دارند. گاهی بخش‌هایی از غرب عراق را نیز جزو سرزمین شام به شمار می‌آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از شهرهای مهم سرزمین شام می‌توان به دمشق، انطاکیه، اورشلیم و حلب اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سرزمین در زمان ابوبکر ضمیمه قلمرو اسلام گشت و پس از خلفای راشدین تا روزگار عباسیان، هنگامی که امویان حاکم بر سرزمین‌های اسلام بودند، مرکز خلافت اسلامی در این خطه قرار داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، بین النهرین، ایران و آسیای مرکزی از زمان فتوحات مسلمین تا ایام تیمور، ۱۳۳۷ خورشیدی، گای لسترنج ترجمه: محمود عرفان، ناشر فارسی: بنگاه ترجمه و نشر کتاب صفحه ۲.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41589</id>
		<title>آیت الله سید حسن خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41589"/>
				<updated>2026-05-10T12:14:59Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیت الله سید حسن خمینی(زاده ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم) فرزند سید احمد خمینی و نوه [[امام خمینی]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تولد و حسب و نسب خانوادگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقیقا 70 سال پس از تولد حضرت امام خمینی(س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ 1351/5/1 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحرالعلوم هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، [[سید احمد خمینی]](ره) دومین پسر و آخرین فرزند امام خمینی(س) و خانم خدیجه ثقفی(ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی در یک‌سالگی، همراه پدر و مادر از راه لبنان به نجف اشرف برده شد و حدود هفت ماه آنجا بود. او در سال ۱۳۵۶ بار دیگر همراه خانواده به عراق سفر کرد و هنگام درگذشت مشکوک عموی خود سیدمصطفی خمینی در نجف بود و با تصمیم سیداحمد خمینی به ماندن در نجف به دلیل ضرورت حضور در کنار امام‌خمینی، همراه خانواده در نجف ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هجرت امام‌خمینی به پاریس در مهر ۱۳۵۷، سیدحسن خمینی همراه مادر به قم بازگشت و اوایل دی ۱۳۵۷، با مادر و پدربزرگ خود، سلطانی طباطبایی، به دیدار امام‌خمینی در پاریس رفت و این سفر تا بهمن ۱۳۵۷ و زمان بازگشت امام‌خمینی به ایران، ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات کلاسیک==&lt;br /&gt;
خمینی تحصیلات ابتدایی خود را اول مهر ۱۳۵۷، در مدرسه علوی نجف اشرف آغاز کرد و با بازگشت به ایران به دلیل رویدادهای انقلاب که به تعطیلی بسیاری از مدرسه‌های ایران نیز انجامید، از ادامه تحصیل بازماند. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحصیلات خود را نخست در مدارس نوزده دی (داریوش سابق) و پارس در قم ادامه داد و پس از آن به دلیل انتقال امام‌خمینی و خانواده ایشان به تهران و سکونت در جماران، در مدرسه‌های نیکان تهران و حبیب‌بن‌مظاهر جماران پی گرفت. خروج مقطعی او از مدرسه نیکان، به دلیل مسائل امنیتی و همزمان با اوج‌گیری ترورهای سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاد، اما پس از این دوره، مقاطع راهنمایی و دبیرستان را نیز در همین مدرسه گذراند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از آذر ۱۳۶۶ تا فروردین ۱۳۶۷، زمانی که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان بود، در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حضور یافت و همزمان با روزهای موشک‌باران تهران، برای حضور در امتحانات پایان سال تحصیلی به تهران بازگشت و در نهایت امر در سال 1369 در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات حوزوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار ایشان باعث شد وی در سال 1368 تحصیلات حوزوی خود را شروع کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال 1372 به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی(ره) و تحت نظر ایشان می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بیع: آیت الله پایانی(ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله استادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فلسفه و عرفان===&lt;br /&gt;
- منظومه حاج ملاهادی سبزواری(مقدمه قیصری؛شرح تجرید): حجت الاسلام و المسلمین حسینی اسحاق نیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسفار: آیت الله العظمی جوادی آملی(2 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم خارج فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مسائل مستحدثه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(قریب 1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله العظمی وحید خراسانی(3 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خمس، نکاح: آیت الله العظمی شبیری زنجانی(جمعا 5 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- طهارت و خمس: آیت الله محقق داماد(6 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اصول فقه: آیت الله محقق داماد(11 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر: آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره)، آیت الله العظمی یوسف صانعی(ره) و آیت الله محمد مومن(ره) نیز به تلمذ نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد حسن خميني مدتی بعد از ورود به حوزه علميه قم(سال 1371) در مدرسه کرماني ها تدريس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتاب هايي نظير: جامع المقدمات، سيوطي، مغني اللبيب و مختصرالمعاني، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدريس كرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدريس سطوح عالي پرداخته و در اين مدت تدریس کتاب هايي نظير: رسائل، مکاسب محرمه، بيع، خيارات و كفايه را در كارنامه فعاليت هاي خود دارد و بعضی از اين كتب را حتي 2 يا 3 بار به تدريس نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس فلسفه ایشان كه با تدريس كتاب منظومه مرحوم ملاهادي سبزواري از سال 1385 شروع شد، در آبان سال 1391 به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تدريس خارج فقه آیت الله سيدحسن خميني از سال تحصيلي 1392 با موضوع مکاسب محرمه شروع شده و هم اكنون در محل مدرسه دارالشفاي قم ادامه دارد و كلاس درس وي از كلاسهاي پررونق حوزه علمیه قم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها و مشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبيات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسي، علوم سياسي، اقتصاد و تاريخ در حد بالايي آشنايي دارد. وی به زبان هاي عربي و انگليسي مسلط است و به كارگيري زبان انگليسي را از ده سال پيش تقريبا پيوسته ادامه مي دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهای «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، تحریر اختیار (سه جلد)، شرح رسالة الطلب و الاراده امام‌خمینی، تحریر توحید (دو جلد) (تقریرات یکی از شاگردان از درس مقدمه قیصری بر شرح فصوص الحکم)، الافادات و الاستفادات (دو جلد) (تقریر سیدعلی خمینی)، آینه مسلمانی شامل مباحث اخلاقی، «ده مقاله»، «دلیل راه»، «گوهر معنا» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سایر فعالیت ها==&lt;br /&gt;
پس از رحلت سیداحمد خمینی در سال ۱۳۷۳ و طبق وصیت او، سیدحسن خمینی مسئولیت تولیت حرم امام‌خمینی و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را برعهده گرفت. سیداحمد خمینی، در وصیت‌نامه خود فرزند خود را وصیّ خود قرار داد و همه امور حرم امام‌خمینی را پس از خود به او سپرد و از وی خواست در این مسئولیت از کمک و هدایت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری بهره گیرد؛ همچنین اختیار و مسئولیت چاپ اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و همه نوشته‌های امام‌خمینی را پس از خود به وی سپرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی، در نامه‌ای به رهبری معظم انقلاب، تنفیذ وصیت پدر خود مبنی بر ریاست وی بر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی و نیز تولیت حرم ایشان را در صورت صلاحدید، درخواست کرد و رهبر انقلاب نیز در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۷۴، با طلب رحمت و مغفرت برای سیداحمد خمینی، وصیت یادشده را تنفیذ کرده‌است. وی در این مسئولیت و به درخواست اعضای دفتر امام‌خمینی، نامه دفاعیه امام‌خمینی از سیداحمد خمینی را که بنا به پیشنهاد خود سیداحمد، منتشر نشده بود، در صحیفه امام‌خمینی منتشر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هر سال نوعاً یکی از سخنرانان اصلی مراسم سالگرد ارتحال امام‌خمینی بوده‌است و نیز در طول سال، پذیرای گروه‌های مختلف مردم و میهمانان خارجی برای گفت‌وگو دربارهٔ موضوعات روز کشور است. او در این جایگاه همه همت و تلاش خود را برای ارتقا و اعتلای نام امام‌خمینی به‌کار گرفته‌است. او همچنین عضو هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است و تا سال ۱۳۹۶، در این مسئولیت فعال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش در جوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه بزرگوار امام خمینی(س) در سن 24 سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدر مرحوم آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی فرزند آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی(ره) از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. ایشان نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می باشد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سيد محمدهادي می باشد.همچنین برادران سیدحسن خمینی، سیدرضا(یاسر) و سیدعلی نیز به تحصیل و تدریس علوم دینی اشتغال دارند و از اساتید درس‌های سطح می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41588</id>
		<title>سید احمد خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41588"/>
				<updated>2026-05-04T18:58:58Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی با نام مصطفوی در شناسنامه، آخرین فرزند امام‌خمینی و خدیجه ثقفی، در جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۲۴ در قم زاده شد امام‌خمینی برای زنده‌داشتن نام و یاد پدربزرگ خود، نام «سیداحمد» را برای او برگزید وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه اوحدی قم به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به دبیرستان حکیم نظامی (امام‌صادق(ع)) رفت. در کودکی و جوانی علاقه فراوانی به ورزش به‌ویژه فوتبال داشت و در سال سوم دبیرستان به عضویت تیم فوتبال قم درآمد و مدتی نیز کاپیتان این تیم بود، در این مدت در مسابقات مختلف شرکت کرد. در یکی از مسابقات که در شهر ری برگزار شد و وی به عنوان کاپیتان تیم، در آن خوب درخشید، شناخته شد و مردم پس از مسابقه او را با شعار درود بر خمینی، تشویق کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از آنکه در سال ۱۳۴۳ دیپلم طبیعی را از دبیرستان حکیم نظامی دریافت کرد، تیم فوتبال شاهین که از تیم‌های معروف ورزشی آن زمان در تهران بود، برای بازی در تیم از او دعوت کرد و او با توجه به تبعید امام‌خمینی در این سال به ترکیه، قصد داشت از طریق عضویت در تیم از کشور خارج شود؛ ولی در نهایت انتخاب نشد. سال ۱۳۴۴، سال کناره‌گیری او از فوتبال بود او پس از گرفتن دیپلم متوسطه، برای تحصیل در مدرسه عالی حسابداری تهران پذیرفته شد؛ اما با احتمال مانع‌تراشی رژیم پهلوی و نیز تشویق امام‌خمینی بر ترجیح علوم دینی، از رفتن به این دوره صرف‌نظر کرد. امام‌خمینی در نامه‌های خود به وی به او تأکید می‌کرد تنها در صورت خواندن علوم دینی است که هزینه‌های زندگی او را تأمین می‌کند و در غیر این صورت، هیچ کمک مادی به او نخواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات حوزوی&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در سال ۱۳۴۵، وقتی برای دومین‌بار به نجف و دیدار پدر رفت، با اشاره و توصیه پدر، لباس روحانیت پوشید و تحصیل علوم دینی را آغاز کرد او در بازگشت به قم ادبیات و سطح را در حوزه علمیه قم نزد استادانی چند مانند سیدمحمد ابطحی کاشانی، محمدصادق خلخالی، محمد فاضل لنکرانی، میرزامهدی صادقی تبریزی و سیدمحمدباقر طباطبایی سلطانی فرا گرفت امام‌خمینی در ۱۹/۳/۱۳۴۹، در نامه‌ای خطاب به فرزند خود با اظهار خوشحالی از ورود وی به حوزه، سفارش کرد از آغاز همراه با درس و مباحثه، تدریس هم داشته باشد؛ هرچند برای یک نفر ایشان که پیگیر تحصیل حوزوی او بود، در نامه‌های متعدد به وی تأکید می‌کرد با جدیت مشغول درس و بحث باشد و هم‌زمان در تهذیب اخلاق و تحکیم مبانی دینی نیز بکوشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی به مدت شش سال، درس‌های سطح را به پایان رساند و از سال ۱۳۵۱ در درس خارج فقه و اصول سیدموسی شبیری زنجانی و مرتضی حائری یزدی و محمد فاضل لنکرانی در قم شرکت کرد. نیز از درس‌های مرتضی مطهری در قم، سیدمحمدباقر صدر و سیدمهدی اخوان مرعشی در نجف، بهره برد. وی همچنین در سفرهایی که برای دیدن پدر و مادر خود به نجف می‌رفت و نیز در مدت اقامت در نجف در سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶، در درس پدر و برادر خود سیدمصطفی خمینی، میرزاباقر زنجانی و برخی استادان دیگر شرکت می‌کرد؛ چنان‌که از اواخر سال ۱۳۵۵ از درس اسفار غلامرضا رضوانی بهره برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در تحصیلات خود بسیار جدی بود و درس‌های خود را با برخی طلاب فاضل، ازجمله سیدمحمد خاتمی، محمدعلی رحمانی، محمود واحد نجف‌آبادی و سیدمحمدرضا لواسانی مباحثه می‌کرد و با توجه به استعداد و هوش سرشاری که داشت، به‌سرعت پیشرفت کرد. این مباحثه‌ها، افزون بر پاره‌ای از متون دشوار قدیمی، برخی از متن‌های جدیدتر مانند اقتصادنا تألیف سیدمحمدباقر صدر را نیز در بر می‌گرفت او معتقد بود پرداختن به متون دشوار و مهم فقهی، از درس‌های رسمیِ در دوره خارج، مهم‌تر است و از همین‌رو به این متن‌ها توجه ویژه‌ای داشت. سیداحمد خمینی پس از درگذشت مشکوک برادر خود در اول آبان ۱۳۵۶ و رخدادهای پس از آن و اوج‌گیری و انقلاب، به دلیل ضرورت همراهی با پدر، نتوانست به تحصیل ادامه دهد؛ با این حال، به همراه برادرزاده خود سیدحسین خمینی در بعضی از درس‌های سیدمحمدباقر صدر شرکت می‌کرد وی همچنین در سال‌های اقامت در نجف، اصول فلسفه و روش رئالیسم، نوشته سیدمحمدحسین طباطبایی که با شرح و پاورقی‌های مرتضی مطهری است، برای خواهران خود تدریس می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از پیروزی انقلاب، با بهترشدن شرایط کشور و تثبیت نظام جمهوری اسلامی به تحصیل و تدریس ادامه داد. در این دوره، درس شرح منظومه را که پیش‌تر نزد یحیی انصاری شیرازی خوانده بود، بار دیگر، بیش از دو سال از محمد محمدی گیلانی به صورت خصوصی فرا گرفت وی همچنین ادبیات را در قم و معالم الاصول و شرح لمعه را در تهران تدریس می‌کرد؛ نیز پس از رحلت امام‌خمینی به مدت سه سال در دفتر جماران کفایة الاصول آخوند خراسانی را برای گروهی از اعضای دفتر درس داد. او که سال‌ها در درس خارج شرکت کرده بود، در حد اجتهاد در فقه و جامع معقول و منقول بود. برخی تأیید شورای نگهبان برای عضویت وی در مجلس خبرگان را نیز به منزله تأیید اجتهاد او دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همگامی با مبارزه: سیداحمد خمینی هم‌زمان با تحصیل، با فعالیت‌های گسترده سیاسی نیز همراهی داشت او در سال ۱۳۴۴، پس از انتقال امام‌خمینی از ترکیه به عراق، به همراه دوست خود کاظم رحیمی به صورت پنهانی و از طریق آبادان رهسپار عراق شد و پس از مدتی سرگردانی وارد نجف شد سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) با اطلاع از سفر احتمالی وی به عراق، مترصد این سفر بود و چنان‌که در اسناد ساواک آمده است، او را دارای مدرک دیپلم و مشمول نظام وظیفه معرفی کرده که تلاش دارد با اعلام طلبگی، از معافیت سربازی این قشر استفاده کند؛ از همین‌رو نعمت‌الله نصیری رئیس ساواک، در نامه‌ای به ریاست شهربانی کل کشور (۱۹/۸/۱۳۴۴)، دستور داد در صورت تقاضای صدور یا تمدید گذرنامه و اجازه خروج از کشور، از سوی وی، پیش از هر اقدامی، موضوع را به ساواکِ مرکز اطلاع دهند؛ با این حال، این سفر از چشم ساواک پنهان ماند.&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از چندماه اقامت در نجف، با اشاره امام‌خمینی به ایران بازگشت و هنگام ورود به کشور در مرز خسروی، گرفتار مأموران مرز شد؛ ولی با هوشیاری و برخورد سنجیده، موفق شد از افشای هویت خود جلوگیری کند. او در راه بازگشت به قم، در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۴۵ وارد همدان شد و به دیدار شهاب‌الدین اشراقی، شوهر خواهر خود که در تبعید به سر می‌برد، رفت و پس از آن راهی قم و تهران شد. ساواک تنها پس از به‌دست‌آمدن نامه‌ای از شخصی به نام احمد مصطفوی خطاب به نصرالله خلخالی در عراق، که در آن ماجرای بازگشت به ایران و چگونگی دستگیری و آزادی را شرح داده بود، به سیداحمد خمینی مشکوک شد و دستور تحقیق دربارهٔ هویت او را صادر کرد. پس از مشخص‌شدن هویت او و اقامت در خانه اشراقی، همچنین دریافت مبلغی از وی برای پرداخت شهریه طلاب در قم، ساواک با احتمال اینکه فرزند امام‌خمینی برای انجام مأموریتی به ایران بازگشته است، دستور مراقبت دقیق تا روشن‌شدن هدف او را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود مراقبت‌های شدید ساواک، سیداحمد خمینی در اواخر سال ۱۳۴۵ بار دیگر برای دیدار با پدر، پنهانی و از راه خرمشهر، عازم عراق و نجف شد و در همین سفر، به کسوت روحانیت درآمد. او به هنگام بازگشت به ایران در ۸/۴/۱۳۴۶، از سوی مأموران عراقی در مرز خسروی، شناسایی و دستگیر و به دولت ایران تحویل داده شد. وی نزدیک به دو ماه در زندان قزل‌قلعه تهران زندانی بود و در تاریخ ۲۴/۵/۱۳۴۶، آزاد شد و به قم رفت. در این مدت تلاش‌هایی برای آزادی او صورت گرفت؛ ازجمله مرجع تقلید وقت، سیدمحسن حکیم، در نامه‌ای به میرزاعبدالله تهرانی (چهلستونی)، یکی از علمای تهران، از او خواست تا پیگیر آزادی سیداحمد خمینی باشد. سرانجام وی در ۲۳/۵/۱۳۴۶ آزاد شد یک روز پیش از آزادی او، روزنامه‌های کیهان و اطلاعات، به دستور نعمت‌الله نصیری، گزارشی از سفر قاچاق و بدون گذرنامه او به عراق را به عنوان خبر مطبوعاتی منتشر کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند ماه پس از آزادی سیداحمد خمینی، مأموران ساواک در آبان ۱۳۴۶، به خانه و کتابخانه امام‌خمینی حمله کردند و پس از بازرسی کامل خانه، در حضور سیداحمد و چند نفر دیگر از نزدیکان و نمایندگان امام‌خمینی، همه وسایل، کتاب‌ها، اسناد و مدارک موجود را جمع‌آوری و فهرست کرده و به مرکز ساواک منتقل کردند. ساواک همچنین هرگونه رفت‌وآمد و اجتماع در خانه ایشان را ممنوع اعلام کرد. در این بازرسی، دفتر شهریه طلاب نیز از سوی ساواک ضبط شد؛ با این حال و با وجود کوشش ساواک برای تعطیلی شهریه امام‌خمینی، با تلاش‌ها و پیگیری‌های سیداحمد خمینی و مشورت با بزرگان حوزه و نیروهای انقلابی، شهریه امام‌خمینی ادامه یافت؛ اما امام‌خمینی با دریافت خبری مبنی بر سفر ماهیانه فرزند خود برای دریافت شهریه و انتقال آن به قم، در نامه‌ای او را از این کار برحذر داشت و از او خواست این مسئولیت را به شخص دیگری واگذار کند. ساواک در بهمن ۱۳۴۶، وسایل بیت امام‌خمینی را به سیداحمد خمینی بازگرداند، ولی کتاب‌هایی که باقی مانده بود را ضبط و به ساواک منتقل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش‌های ساواک نشان‌دهنده نگرانی مأموران امنیتی از مأموریت احتمالی سیداحمد خمینی در ایران یا فعالیت‌های او به نام امام‌خمینی است؛ از همین‌رو نظر و تلاش ساواک بر این بود که شرایط به گونه‌ای پیش برود که با درخواست خودش از ایران خارج شود. در اسناد ساواک، گزارش‌هایی از اردیبهشت ۱۳۴۷ و مراجعه سیداحمد به اداره کل شهربانی کشور و تقاضای صدور گذرنامه برای سفر به عراق وجود دارد. در این گزارش‌ها ساواک ضمن موافقت با صدور گذرنامه، به مراقبت جدی از او در هنگام خروج از کشور دستور داده است؛ اما این سفر تا سال ۱۳۵۲ انجام نشد. در این فاصله زمانی، ده‌ها نامه از امام‌خمینی خطاب به سیداحمد خمینی وجود دارد و عمده موضوعات آن عبارت‌اند از: سفارش به تحصیل و تهذیب، مسئله وجوه شرعی، چگونگی پرداختن شهریه طلاب، تأکید بر دخالت‌نکردن سیداحمد خمینی در مسئله مرجعیت، احوالپرسی خانوادگی و ذکر توصیه‌های لازم، تبریک ازدواج، فروش کتابخانه و خانه، پرهیز از خودسری در تبلیغ امام‌خمینی و تذکر مسائل مختلف دیگر سیداحمد خمینی در سال ۱۳۵۲، به همراه همسر و فرزند خود سیدحسن، عازم نجف شد و نخست از راه هوایی به لبنان رفت. در لبنان با امام‌موسی صدر، دایی همسرش دیدار کرد و پس از آشنایی با شخصیت صدر، از او خواست تا با نوشتن نامه‌ای به امام‌خمینی، به اتهاماتی که از سوی برخی فعالان سیاسی دربارهٔ صدر گفته می‌شد، پاسخ دهد که صدر نپذیرفت. او در این سفر ضمن آشنایی با مصطفی چمران، دربارهٔ شیعیان آنجا مذاکراتی انجام داد، در پایگاه نظامی تحت نظارت چمران، با گروه‌های چریکی فلسطینی ارتباط برقرار کرد و نیز آموزش نظامی دید. وی پس از یک ماه اقامت در لبنان، به نجف رفت و در دی‌ماه ۱۳۵۲، پس از مدتی اقامت در نجف، به پیشنهاد مادر و با کمک مالی امام‌خمینی که به صورت قرض در اختیار او گذاشته شد، به همراه خانواده عازم سفر حج شد وی پس از اعمال حج، بار دیگر از راه سوریه به لبنان رفت و دیدارهایی با صدر و چمران داشت که این دیدارها موجب نگرانی مأموران ساواک و جستجو از علت و چگونگی آن شد. سرانجام پس از هفت ماه، به ایران بازگشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در اسفند ۱۳۵۲، در نامه‌ای به سیداحمد خمینی، از او خواست تا با هماهنگی برادر و نماینده خود، سیدمرتضی پسندیده و همکاری جمعی از بزرگان حوزه، بدون جلب توجه و به تدریج، به ساختن تعدادی خانه برای طلاب اقدام کنند. این اقدام که بعدها توسط محمد صدوقی نیز پیگیری شد، حساسیت ساواک را برانگیخت و آن را به‌منزله عزم روحانیان در گسترش حوزه علمیه و قراردادن قم به عنوان پایگاه وسیع روحانیون شمرد و از آن جلوگیری کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در دوران تبعید امام‌خمینی افزون بر ارتباط نزدیک و شخصی با امام‌خمینی، در ایجاد ارتباط میان ایشان و انقلابیان نقش مهمی داشت و مسائل ایران را به ایشان منتقل می‌کرد و دستورها و رهنمودهای ایشان را دریافت می‌کرد. او همچنین به دستور امام‌خمینی به دیدار خانواده‌های زندانیان سیاسی و تبعیدی‌ها می‌رفت و از نزدیک در جریان مسائل و مشکلات آنان قرار می‌گرفت و کمک‌های مالی را در اختیار آنان قرار می‌داد. ارتباط نزدیک او با هسته‌های مقاومت اسلامی و بسیاری از شخصیت‌های روحانی مبارز و انقلابی، مانند اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد موسوی خوئینی، سیدعلی خامنه‌ای و عبدالرحیم ربانی شیرازی، جدی‌تر شد و او مطمئن‌ترین راه برای ارتباط با امام‌خمینی و رساندن پیام‌ها به ایشان بود. وی همچنین پنهانی با گروه‌های مبارز مسلح مانند هیئت‌های مؤتلفه و سازمان مجاهدین خلق در ارتباط بود. نخستین تلاش‌های مبارزاتی او تکثیر و توزیع اعلامیه‌های امام‌خمینی در قم بود که در توزیع بسیاری از این اعلامیه‌ها، از روزنامه‌های ورزشی و پوشش آنها سود می‌جست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمود واحد (واحدی) نجف‌آبادی، دوست و همراه سیداحمد خمینی در مبارزه، نخستین فعالیت سیاسی جدی وی را مربوط به زمان اعلام حزب رستاخیز در سال ۱۳۵۳ از سوی رژیم پهلوی و پیام معروف و تند امام‌خمینی در واکنش به آن می‌داند. به گفته او، پس از آنکه اعلامیه امام‌خمینی به قم رسید، سیداحمد خمینی تکثیر و توزیع این اعلامیه را به عهده گرفت و به صورت جدی وارد مبارزه شد او پس از دیدار با هاشمی رفسنجانی در تهران، یک دستگاه فتوکپی خرید و به همراه محمود واحد، در اتاقی در زیرزمین خانه مادر رضاعی (دایه) خود در قم، مشغول به کار شد. با گسترش کار و به دلیل تنگی فضای کار، خانه‌ای در نزدیکی خانه امام‌خمینی در قم، به نام یکی از دوستان خریدند و در آنجا با دستگاه تکثیر بهتر که به کمک موسوی خوئینی تهیه شد، به تکثیر و توزیع گسترده‌تر کتاب‌ها و اعلامیه‌های امام‌خمینی ادامه دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیداحمد خمینی برای فعال نگه‌داشتن بیت امام‌خمینی از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد و با وجود سخت‌گیری ساواک، بازداشت و حتی کتک‌خوردن‌های شدید، تلاش کرد بیت ایشان در قم بسته نشود و همچنان مراسم و مجالس دینی و جلسات روحانیان را برقرار نگاه می‌داشت. به دلیل مراقبت روزانه مأموران ساواک، این مجالس گاه شبانه و پس از پایان وقت کشیک برگزار می‌شد. وی برای جلب نظر سایر بزرگان حوزه مانند سیدکاظم شریعتمداری یا جلوگیری از مخالفت احتمالی آنان با فعالیت‌های مبارزاتی امام‌خمینی، ارتباط با آنان را حفظ می‌کرد؛ چندان که این ارتباط و هدف آن از چشم مأموران ساواک نیز دور نمانده و در اسناد ساواک گزارش شده است در این گزارش‌ها آمده است که به دلیل حمایت شریعتمداری و تعهد او برای مراقبت فعالیت‌های سیداحمد خمینی، مراقبت از خانه امام‌خمینی و شخص سیداحمد، به‌طور نامحسوس انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۵۵، بازداشت سیدمحمد موسوی خوئینی و برخی دیگر از مبارزان، که یکی از اتهامات وی ارتباط با سیداحمد خمینی بود، شرایط را برای سیداحمد ناامن کرد؛ از این‌رو با هماهنگی محمد منتظری و به مدت دو هفته، به پاکستان رفت او همچنین در تیر ۱۳۵۶ به بیروت رفت و پس از دیدار با صدر و چمران عازم نجف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با درگذشت مشکوک سیدمصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ وضع و مسئولیت سیداحمد خمینی تغییر کرد. او به دلیل ضرورت حضور در کنار پدر و انجام مسئولیت‌های برادر، از بازگشت به ایران منصرف شده و به همراه خانواده در نجف ماند امام‌خمینی با توجه به اعتماد کاملی که به فرزند خود داشت، در ۱۵/۱۰/۱۳۵۶ وی را به جای سیدمصطفی وصیّ خود قرار داد و وصایای خود را به او گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین ماه‌ها نهضت اسلامی مردم ایران هم اوج می‌گرفت و به‌ویژه پس از برگزاری مراسم ختم سیدمصطفی خمینی در شهرهای مختلف ایران، سرعت بیشتری یافت؛ رفت و آمدها از ایران و اروپا به نجف بیشتر شد و سیداحمد حلقه اتصال و هماهنگ‌کننده این ارتباطات بود. او با درخواست خبرنگاران نشریه‌های اروپایی برای انجام مصاحبه با امام‌خمینی، شرایط این دیدار را در عین نظارت شدید مأموران عراقی، آماده می‌کرد؛ چنان‌که امام‌خمینی در اردیبهشت و شهریور ۱۳۵۷، توانست با روزنامه‌های فرانسوی لوموند و فیگارو مصاحبه کند. براساس گزارشی از اسناد ساواک، سیداحمد خمینی در زمانی که در ایران بود، با گروه‌های مبارز و چریکی مسلحانه مانند سازمان مجاهدین خلق ارتباط داشت که به دلیل هوشیاری او، هیچ مدرکی از این ارتباط کشف نشد و تنها پس از خروج او از ایران، ساواک به این روابط پی برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اوج‌گیری نهضت اسلامی و ایجاد روابط حسنه دولت ایران و عراق، که به ایجاد محدودیت‌های شدید برای فعالیت سیاسی امام‌خمینی در اوایل پاییز ۱۳۵۷ انجامید، تصمیم امام‌خمینی برای هجرت از عراق را در پی داشت. ایشان نخست به همراه سیداحمد و ابراهیم یزدی که شب پیش از حرکت امام‌خمینی، بی‌خبر از پاریس رسیده بود، و چند تن دیگر از دوستان، عازم مرز کویت شد تا از آنجا به سوریه برود؛ اما ممانعت دولت کویت از ورود ایشان به این کشور، موجب شد امام‌خمینی با مشورت سیداحمد خمینی، رهسپار فرانسه شود. وی به همراه امام‌خمینی و همراهان دیگر، در ۱۴ مهر ۱۳۵۷ به پاریس وارد شدند و پس از دو روز به روستای نوفل لوشاتو در چهل‌کیلومتری پاریس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت امام‌خمینی در پاریس، که حدود چهار ماه به درازا کشید و از پرمشغله‌ترین روزهای نهضت بود، سیداحمد خمینی همواره همراه و ملازم پدر بود و در برنامه‌ریزی‌ها، مصاحبه‌ها و دیدارهای ایشان با افراد و رسانه‌های گروهی نقش اساسی بر عهده داشت؛ همچنین در آن شرایط حساس، وظیفه خطیر حفاظت از جان امام‌خمینی بر عهده وی بود و ازجمله بر مسائل مربوط به تغذیه ایشان نظارت داشت. وی پس از فرار محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ و تصمیم امام‌خمینی به بازگشت به ایران نیز در فراهم‌کردن مقدمات سفر، تعیین هواپیما، انتخاب همراهان و دیگر مراقبت‌های لازم نقش اصلی را بر عهده داشت و پیش از حرکت از پاریس با مشورت با برخی از همراهان واکنش‌های احتمالی رژیم پهلوی را بررسی کرد تا در صورت لزوم بتواند تصمیم مناسب را بگیرد او به هنگام ورود امام‌خمینی به ایران همراه ایشان بود؛ اما به دلیل ازدحام جمعیت و فشار عصبی ناشی از نگرانی برای حفظ سلامت ایشان، پیش از رسیدن به بهشت زهرا(س) از هوش رفت و نتوانست در هنگام سخنرانی امام‌خمینی در بهشت زهرا(س) در کنار ایشان باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فاصله ورود امام‌خمینی به کشور در دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ تا پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، سیداحمد خمینی همراه ایشان بود و در جلسات تصمیم‌گیری، برای مراقبت و حفاظت از امام‌خمینی و تنظیم دیدارها و اعلام پیام‌های ایشان به مردم شرکت می‌کرد و نیز در پیگیری لحظه به لحظه رخدادهای انقلاب و انتقال آنها به امام‌خمینی بیشترین تکاپو و تلاش را داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همراهی با امام‌خمینی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سیداحمد خمینی همواره در کنار امام‌خمینی و مشاوری مورد اعتماد و بازویی توانا برای ایشان بود. وی در دهم اسفند ۱۳۵۷ همراه ایشان به قم رفت و در آنجا نیز وظیفه تنظیم امور بیت و دفتر امام‌خمینی و برقراری ارتباط‌ها و دیدارهای گسترده ایشان با مردم و مسئولان را بر عهده داشت و همان‌گونه که امام‌خمینی می‌خواست، تنها کسی بود که سلامت و صلابت دفتر ایشان را حفظ کرد و در برابر افرادی که در صدد نفوذ در دفتر بودند، هوشیارانه عمل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی با پذیرش سمت‌های رسمی حکومتی از سوی فرزند خود سیداحمد خمینی مخالف بود و معتقد بود وی به صورت آزاد بهتر می‌تواند به اسلام و مردم کشور خدمت کند؛ اما وی به خواست امام‌خمینی برای ابلاغ و دریافت سریعتر گزارش‌های جلسات مسئولین، در جلسات سران سه قوه، شورای عالی دفاع و مجمع تشخیص مصلحت شرکت می‌کرد و در صحنه‌های مختلف انقلاب اسلامی مانند امور جنگ تحمیلی، مقابله با شورش سازمان مجاهدین خلق و خنثی‌کردن غائله سیدابوالحسن بنی‌صدر، حضور و نقش جدی داشت و به عنوان یک عنصر خوش‌فکر، باهوش و باتجربه به پیشبرد جلسات مسئولین کمک می‌کرد؛ چنان‌که وقتی سیدمحمود طالقانی در اعتراض به بازداشت دو نفر از فرزندان خود که یکی از هواداران و دیگری از اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق بود، در روز ۲۳ فروردین ۱۳۵۸ تهران را به حالت قهر به مقصد نامعلومی ترک و اعلام کرد تصمیم دارد دفاتر خود را ببندد و از کار کناره‌گیری کند، همراهی سیداحمد خمینی با طالقانی در سفر به قم و دیدار با امام‌خمینی، این ماجرا را که با توجه به زمینه‌سازی‌های قبلی و تبلیغات گسترده سازمان مجاهدین خلق، می‌توانست به یک غائله بزرگ تبدیل شود، هوشیارانه خاتمه داد.&lt;br /&gt;
در جریان تصرف لانه جاسوسی آمریکا در ایران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به دست دانشجویان پیرو خط امام، سیداحمد خمینی بی‌درنگ از اقدام آنان حمایت کرد. وی که روز بعد به دستور امام‌خمینی و به دعوت دانشجویان به محل سفارت رفته بود، پس از آنکه از نزدیک در جریان امور قرار گرفت با شرکت در چندین مصاحبه بر لزوم حمایت از اقدام آنان تأکید کرد او از آغاز ماجرا تا رهایی گروگان‌ها، طرف مشورت امام‌خمینی و رابط ایشان با شورای انقلاب و مسئولان نظام دراین‌باره بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهور ایران در اول مرداد ۱۳۵۹ طی نامه‌ای به امام‌خمینی پیشنهاد نخست‌وزیری سیداحمد خمینی را مطرح و او را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کرد؛ ولی امام‌خمینی پیشنهاد وی را نپذیرفت و اعلام کرد بنا ندارد اشخاص منسوب به ایشان متصدی این امور شوند. سیداحمد خمینی با اینکه در انتخابات ریاست جمهوری به بنی‌صدر رأی نداده بود و با روی‌کار آمدن او از همان آغاز مخالف بود، گاه مورد انتقاد دیگران قرار می‌گرفت و به حمایت از بنی‌صدر و نیز صادق قطب‌زاده متهم می‌شد؛ اتّهامی که امام‌خمینی آن را رد کرده است؛ البته وی همواره نماینده امام‌خمینی در جلسات هماهنگی سران سه قوه بود و در حل بسیاری از مشکلات و اختلافات پیش‌آمده، نقش مهمی ایفا می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، نقش سیداحمد خمینی در دوره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بی‌بدیل بود و هیچ‌کس دیگر نمی‌توانست این نقش را ایفا کند. به دست آوردن اطلاعات دقیق از آخرین وضعیت نیروهای خودی و قوای دشمن در دفاع مقدس، تدوین دیدگاه‌های افراد دربارهٔ جنگ و جمع‌بندی آخرین گزارش‌ها از مواضع دولت‌ها و مجامع بین‌المللی و رسانیدن این آگاهی‌ها به امام‌خمینی، مسئولیت مهم و سنگینی بود که وی با مدیریت قوی، آن را به بهترین وجه انجام می‌داد. ارتباط پیوسته با شورای عالی دفاع، فرماندهان نظامی و شرکت در جلسات این شورا از دیگر وظایف او بود؛ همچنین رساندن سریع پیام‌های سرّی و غیر سرّی امام‌خمینی دربارهٔ امور نظامی به مسئولان و فرماندهان جنگ و نیز برنامه‌ریزی برای دیدار رزمندگان ارتشی، سپاهی و بسیجی با امام‌خمینی بر عهده وی بود او پیام‌های امام‌خمینی را در کمال امانت و بدون هیچ تفسیر و تعبیری منتقل می‌کرد و پاسخ و واکنش آن جمع یا فرد را بدون کوچک‌ترین تغییری به ایشان می‌رساند و نظر خود را جداگانه بیان می‌کرد؛ چنان‌که در جلسه مسئولان نظام در ۲۵/۴/۱۳۶۷، که برای تصمیم‌گیری دربارهٔ پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ تشکیل شد، شرکت کرد و پیام محرمانه امام‌خمینی به مسئولان نظام را که در پیشگیری از اختلاف نظر و برخوردهای احساسی بعدی بسیار مفید بود، خواند. وی در دوره پس از جنگ و آغاز دوره بازسازی نیز به عنوان امین امام‌خمینی و با نظر خود ایشان، در جلسات مسئولان شرکت می‌کرد و مسائل و موضوعات کشور را به اطلاع ایشان می‌رساند. امام‌خمینی بر اهمیت این مسئولیت تأکید کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیداحمد خمینی در ماجرای کناره‌گیری حسینعلی منتظری از قائم‌مقامی رهبری، تلاش کرد کار به عزل و جدایی نکشد، ولی به نتیجه نرسید. کتاب رنجنامه که در همان زمان منتشر شد، به شرح تفصیلی این ماجرا و علل و عوامل این قضیه از زبان وی پرداخته و ریشه‌ها و مسائلی که این واقعه تلخ را به وجود آوردند، نیز تلاش فراوان امام‌خمینی در جلوگیری از کژتابی‌های موجود در بیت قائم‌مقام رهبری را، بررسی کرده است. وی در مناسبت‌های مختلف نماینده امام‌خمینی برای ابلاغ پیام ایشان به مردم نیز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در طول سال‌های مدیریت دفتر امام‌خمینی، همراهی دلسوز و مطمئن، مشاوری امین، یاری دیرین و سربازی فداکار برای امام‌خمینی بود. مسئولان کشوری و لشکری به واسطه او می‌توانستند به راحتی از امام‌خمینی رهنمود بگیرند یا گزارش‌های خود را تقدیم کنند. او مهم‌ترین عامل پیشبرد آرمان‌های انقلاب اسلامی و نظام را حفظ اتحاد مردم و مسئولان می‌دانست و در حفظ و تقویت آن می‌کوشید. وی به مردم فقیر و مستضعف بسیار توجه داشت و از همنشینی با آنان لذت می‌برد و بارها برای اطلاع از وضعیت مناطق فقیرنشین به استان‌های محروم ازجمله هرمزگان و سیستان و بلوچستان و شهرهای سرباز، میرجاوه، کنارک، بم، ایران‌شهر و مناطق مرزی سفر کرد و در هم‌صحبتی با مردم، پای درد دل آنان نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی&lt;br /&gt;
درک ضرورت و اهمیت وجود مرجعی برای تنظیم و انتشار اسناد، کتاب‌های علمی، سخنان شفاهی و مکتوب امام‌خمینی به‌گونه‌ای که به‌ویژه پس از رحلت ایشان شائبه و اختلافی در آن نباشد، موجب شد سیداحمد خمینی در ۱۷/۶/۱۳۶۷، در نامه‌ای به امام‌خمینی، ضمن شرح ضرورت و اهمیت این موضوع، از ایشان بخواهد تا تکلیف آن را روشن کند. امام‌خمینی در پاسخ، با اشاره به صاحب‌نظر بودن سیداحمد، در مسائل سیاسی ـ اجتماعی و با توجه به اینکه در تمام فراز و نشیب‌ها همراه ایشان و متصدی امور سیاسی و اجتماعی مربوط به ایشان بوده است، او را برای تدوین و تنظیم تمام مسائل مربوط به خود که چه بسا در رسانه‌ها به اشتباه ذکر شده باشد، برگزید. ایشان همچنین با آرزوی توفیق برای فرزند خود از او خواست تا با دقت نظر و صرف وقت، این کار را به پایان برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در ۲۲/۸/۱۳۶۷ در نامه دیگری به امام‌خمینی، با توجه به پراکنده‌بودن پرونده‌ها و اسناد تهیه‌شده در مراکز و نهادهای مختلف و لزوم تحقیق و مطالعه آنها، از ایشان خواست تا در صورت مصلحت، دربارهٔ در اختیار قراردادن این اسناد، دستور صادر کند. امام‌خمینی نیز در حکمی همه مسئولان را موظف کرد هر کجا نامه، سند یا پرونده‌ای دربارهٔ ایشان هست، درصورت درخواست سیداحمد یا نماینده او، در اختیار قرار دهند. او بر اساس حکم یادشده و بر مبنای طرحی که محمدعلی انصاری و حمید انصاری تدوین کرده بودند و کلیات آن مورد موافقت امام‌خمینی و رؤسای سه قوه قرار گرفته بود، در سال ۱۳۶۷، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را تأسیس کرد. مجلس شورای اسلامی نیز طی مصوبه‌ای در ۱۴/۸/۱۳۶۸ مسئولیت جمع‌آوری سخنان، اسناد و مدارک مربوط به امام‌خمینی را به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی با سرپرستی سیداحمد خمینی به عنوان نهادی رسمی و قانونی واگذار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی سیداحمد را عزیزترین فرد نزد خود می‌دانست و علاقه و ارتباط عاطفی عمیقی با او داشت. ایشان در چندین نامه او را عزیز، نورچشمی، مورد وثوق و فرزند مکرم خطاب کرده و همواره دربارهٔ مسائل مختلف شخصی و نیز مسائل مربوط به خانواده، بستگان و امور بیت و دفتر ایشان، او را راهنمایی می‌کرد و تذکر لازم را می‌داد؛ چنان‌که با وجود تأکید سیداحمد بر تهیه تلفن برای خانه پدر خود در نجف و نیاز خانواده به داشتن تلفن و دشواری استفاده از آن در بیرون از خانه که ناچار بودند برای تلفن به عنوان مثال، به خانه نصرالله خلخالی بروند، امام‌خمینی حاضر به قبول نشد و به وی تذکر داد که از حالا رعایت و صرفه‌جویی در اموال شرعی را تمرین و از زیاده‌روی در هزینه‌کردن آنها پرهیز کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در سال ۱۳۶۱ سیداحمد را وصی در امور شخصی خود قرار داد و بارها دربارهٔ فرزند خود دعا کرده، به درستکاری و امانتداری وی شهادت داده و به صورت جدی و صریح از وی دفاع کرده است. امام‌خمینی حضور و همراهی سیداحمد را با خود مهم می‌دانست و علاقه داشت او همواره در کنارش باشد و وی را در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب‌نظر می‌دانست که با صداقت و کیاست در تمام فراز و نشیب‌ها در کنار ایشان بوده و امور سیاسی و اجتماعی را اداره کرده است؛ با این حال، به او خاطرنشان کرد که تا زنده و منشأ تأثیر است، انتقاد و تهمت و شایعه‌سازی علیه او اجتناب‌ناپذیر است، زیرا عقده‌ها زیاد، توقعات روزافزون و حسادت‌ها فراوان است، پس باید خود را برای جفاهایی که پس از مرگ ایشان به حساب وی می‌گذارند آماده کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دفاع امام‌خمینی&lt;br /&gt;
جایگاه حساس و نقش بسیار مهم سیداحمد خمینی، سیل شایعات و تهمت‌ها را متوجه وی کرد؛ به گونه‌ای که امام‌خمینی به‌رغم موافق‌نبودن فرزندش با دفاع ایشان از او، در ۲۳ آبان ۱۳۶۱ در پیامی با اشاره به اینکه احتمال قوی می‌دهد که پس از ایشان گروه‌ها و اشخاصی بخواهند برای انتقام‌جویی به بعضی از نزدیکان و دوستانشان تهمت‌های ناروایی را نسبت دهند و احیاناً به عنوان دفاع، انتقام ایشان را از آنان بگیرند، اعلام کرد احساس وظیفه شرعی می‌کند که برای رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملت عزیز اظهار کند تا از ناحیه ایشان کوتاهی نشده باشد و دین خود را به عنوان یک مسلمان و یک خویشاوند ادا کرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در این نامه خداوند تعالی را شاهد و ناظر گرفت و در پیشگاه مقدس حق شهادت داد که از اول انقلاب و بلکه پیش از انقلاب و از زمانی که فرزندش، سیداحمد وارد مسائل سیاسی شده است، از وی رفتار یا گفتاری که بر خلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد، ندیده است و در تمام مراحل، از انقلاب پشتیبانی کرده و در مرحله پیروزی شکوهمند انقلاب، معین و کمک‌کار ایشان بوده است. همچنین ایشان در این پیام شهادت داده است که سیداحمد کاری که بر خلاف نظر ایشان باشد، انجام نداده و در امور مربوطه، چه در اعلامیه‌ها و حتی در الفاظ اعلامیه‌ها یا ارشادها و راهنمایی‌ها، بدون مراجعه به ایشان تصرف و دخالتی نکرده و اگر در امری نظری داشته، صرفاً تذکر داده است و تذکراتش نیز صادقانه بوده و بر خلاف مسیر انقلاب و مصلحت نبوده است؛ چنان‌که اگر ایشان تذکراتش را صحیح می‌دانسته، پذیرفته و اگر نمی‌پذیرفته، وی از قول و نظر ایشان تخلف نمی‌کرده است.&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین با اشاره به اینکه برخی مخالفان انقلاب گاهی سیداحمد را متهم می‌کنند که در امور مالی ایشان دخالت می‌کند، یادآور شد که او در امور مالی ایشان دخالتی نداشته و ضبط و حفظ بیت‌المال در اختیار بعضی افراد مورد وثوق و اعتماد بوده است و اگر سیداحمد برای اشخاصی وجوهی خواسته است، تنها در حد پیشنهاد بوده و شخص ایشان با واسطه یا بی‌واسطه وجه را به اشخاص مورد نظر رسانده است. ایشان تأکید کرد سیداحمد در هیچ بانک داخلی و خارجی و هیچ مؤسسه‌ای پولی ندارد و نیز مالک زمین مزروعی و غیر مزروعی یا ساختمان و مانند آن نیست و اگر پس از ایشان، فرزندش در داخل یا خارج کشور مالک چیزی از این امور بود، دولت وقت می‌تواند با حکم فقیه، آن اموال را مصادره کند و وی را تحت تعقیب قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در ادامه، با اشاره به برخی تهمت‌ها که مخالفان به سیداحمد زدند و مدتی وقت خود را صرف آن کردند، مانند اینکه وی موزه عباسی را ربوده و به پاریس برده که سپس روشن شد صحت ندارد یا اینکه در اطراف شمال زمین‌هایی خریده است و امثال آن، این مسائل را ازجمله اموری شمرد که برای مخالفت و انتقام‌جویی از ایشان، به فرزندش نسبت می‌دهند. همچنین ایشان با اشاره به تهمت طولانی‌مدت طرفداری سیداحمد از منافقین اعلام کرد که در طول مدت انقلاب، مخالفت‌هایی که از وی نسبت به آنان دیده است، از دیگران به آن شدت و قاطعیت ندیده است؛ چنان‌که در قضیه زندان اوین و شکایت‌ها و مخالفت‌هایی که با اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب وقت تهران و رئیس زندان اوین (به دلیل برخورد با اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق) می‌شد، کسی بیشتر از سیداحمد، از لاجوردی حمایت و دفاع نکرد و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریباً فاجعه دانست. امام‌خمینی همچنین دربارهٔ اتهام طرفداری فرزند خود از بنی‌صدر، تصریح کرد مادامی که خود ایشان از بنی‌صدر به واسطه بعضی مصالح، جانب‌داری می‌کرد، سیداحمد نیز طرفدار بنی‌صدر بود؛ ولی از زمانی‌که ایشان پرده‌ها را بالازده و بنی‌صدر را برکنار کرده است، حتی یک مرتبه از او طرفداری نکرده بلکه مخالف شدید بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در همین پیام با اشاره به موضوع روحانیت که گاهی سیداحمد متهم به مخالفت با آن می‌شد، اعلام کرد که ایشان وی را موافق جدی روحانیت می‌داند که از حفظ اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می‌کند و اساساً روحانیت چیزی نیست که یک نفر مسلمان با آن مخالف باشد؛ ولی موافقت بی‌قید و شرط با هر کس که لباس روحانیت به قامت او باشد، هرچند به خلاف مشی اسلامی رفتار کند، از ایشان و از هیچ روحانی متعهد دیگری متوقع و پذیرفته نیست. ایشان در این پیام از فرزند خود خواست که با تکیه بر خدای تبارک و تعالی، از هیچ‌کس غیر او نهراسد و به واسطه تهمت‌ها و مخالفت‌ها، در خدمت به خالق و خلق، به خود تزلزل و تردید راه ندهد و در کنار وفاداران به انقلاب و متعهدان در راه اسلام و هدف، به خدمت هرچه بیشتر قیام کند؛ نیز در خط انقلاب از هیچ خدمتی مضایقه نکند و هرچه مشکل پیش آید و هرچه کارشکنی شود، از کوشش برای خواست خدا دست برندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، به‌رغم دفاع صریح امام‌خمینی از سیداحمد خمینی، بار دیگر در موضوع استعفای شورای سرپرستی صداوسیما و در واقع برکناری آنان از سوی امام‌خمینی، وی از سوی برخی متهم به دروغ‌گویی و نسبت نادرست به امام‌خمینی شد که واکنش قاطع و صریح امام‌خمینی را در پی داشت که هدف این کار را نه تخریب فرزند خود بلکه بی‌اعتبار کردن خود ایشان و بیت شمرد و به‌شدت آن را رد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین در آذر ۱۳۶۶، در نامه‌ای وصیت‌گونه به فرزند خود سیداحمد که بیان توصیه‌های اخلاقی و عرفانی به او بود، پس از بیان نکات اخلاقی، دلیل هجمه‌ها و تهمت‌های زیاد به او را با وجود اینکه در هیچ شغلی از مناصب مسئولان نظام مشغول نیست، جرم فرزندی ایشان دانست که از نظر فرهنگ شرق و غرب، کم‌جرمی نیز نیست و وی باید در انتظار هجمه‌های شدیدتر باشد. ایشان به فرزند خود تأکید کرد با ایمان به خدا و اعتماد به حکمت بی‌انتهای او، همه تهمت‌ها و آزارها را تحفه‌ای از دوست برای سرکوب نفسانیت بداند و خداوند را برای این نعمت شکرگزار باشد. ایشان در این نامه با اشاره به مخالفت سیداحمد برای اعلام حمایت از او، خود را موظف به شهادت بر تبرئه او دانست و بار دیگر تصریح کرد سیداحمد از روزی که مشغول اداره امور ایشان شده تا زمان نوشتن این نامه، قدمی یا قلمی برخلاف گفتار و نوشتار ایشان برنداشته و تاکنون دیناری از بیت‌المال برای مصارف شخصی خود هزینه نکرده است و ایشان خود زندگی سیداحمد را از مال شخصی خود اداره می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باوجود دفاع صریح و مکتوب امام‌خمینی از سیداحمد خمینی، در زمانی که پس از رحلت امام‌خمینی اسناد و آثار مکتوب ایشان برای درج در مجموعه آثار امام‌خمینی بازبینی می‌شد، او ذیل پیام کتبی یادشده، خطاب به حمید انصاری نوشت، از آنجا که دفاع امام‌خمینی از وی در فرهنگ ایشان نبوده و ایشان به عنوان دفاع از مظلوم و به ناچار این مطلب را نوشته است، از درج این پیام در مجموعه خودداری کند و بگذارد آنچه مغرضان دربارهٔ او گفته‌اند، گفته باشند؛ ولی پس از درگذشت سیداحمد خمینی، فرزند او، سیدحسن خمینی با درخواست حمید انصاری برای چاپ این سند در صحیفه امام که گواه بسیاری از رنج‌های امام‌خمینی، فرزند و منسوبان و یاران ایشان و نیز پاسخی به تردیدها و شبهه‌های غرض‌ورزان بود، موافقت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از امام‌خمینی&lt;br /&gt;
پس از رحلت امام‌خمینی، سیداحمد خمینی به عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شد. همچنین رهبر انقلاب در هفدهم فروردین ۱۳۷۰ وی را به نمایندگی ولی فقیه و سرپرستی حاجیان ایرانی برگزید؛ ولی او به سبب تمایل نداشتن مادر خود، آن را نپذیرفت. خود او نیز که از طرف مردم تهران به عضویت مجلس خبرگان رهبری انتخاب شده بود، پیشنهاد هاشمی رفسنجانی برای نامزدی نمایندگی مجلس شورای اسلامی و سپس ریاست مجلس را نپذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی همراه با تحول روحی در اواخر عمر، در بیابان کویری کوشک‌نصرت، میان جاده تهران ـ قم در خانه‌ای محقّر به مطالعه کتاب‌های عرفانی امام‌خمینی و دعا و خودسازی و تقویت حالات عرفانی می‌پرداخت. او سعی می‌کرد با رهایی از تعلقات مادی خود را آماده سفر آخرت کند و گاهی تنی چند از اهل دعا و معنا را در خلوت تنهایی می‌پذیرفت. وی سرانجام در ۲۱ اسفند ۱۳۷۳ به علت عارضه قلبی و سکته در بیمارستان بستری شد و پس از چند روز در شامگاه ۲۵ اسفند و در ۴۹سالگی درگذشت. پیکر او روز بعد در مراسم باشکوهی تشییع شد و رهبر انقلاب بر او نماز خواند و بنا بر وصیت خودش در حرم امام‌خمینی و کنار قبر پدر خود، به خاک سپرده شد. پس از درگذشت وی شایعاتی نیز دربارهٔ علت واقعی درگذشت او منتشر شده است. آثار وی شامل پیام‌ها، سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها، نامه‌ها، احکام و مکاتبات از ۸/۱۱/۱۳۵۷ تا ۱۹/۱۲/۱۳۷۳ در مجموعه‌ای دو جلدی با نام مجموعه آثار یادگار امام گردآوری و توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در یازدهم مهر ۱۳۴۸ش(۲۸ جمادی‌الثانی ۱۳۸۷ق) با سیده‌فاطمه طباطبایی فرزند سیدمحمدباقر سلطانی طباطبایی ازدواج کرد. امام‌خمینی در نامه‌ای (۹/۸/۱۳۴۸) پیوند او با خانواده اصیل، محترم و بزرگ طباطبایی را تبریک گفت و در ۱۶/۸/۱۳۴۹ نیز با تبریک عروسی سیداحمد، برای وی و همسرش زندگی توأم با سعادت و سلامت را آرزو کرد. فرزندان او سه پسر به نام‌های سیدحسن(۱۳۵۱)، سیدیاسر (رضا) (۱۳۵۷) و سیدعلی (۱۳۶۵) هستند که هر سه روحانی‌اند و در حوزه علمیه قم به تحصیل و تدریس اشتغال دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[https://fa.wiki.khomeini.ir/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41587</id>
		<title>سید احمد خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41587"/>
				<updated>2026-05-04T18:48:51Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی با نام مصطفوی در شناسنامه، آخرین فرزند امام‌خمینی و خدیجه ثقفی، در جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۲۴ در قم زاده شد امام‌خمینی برای زنده‌داشتن نام و یاد پدربزرگ خود، نام «سیداحمد» را برای او برگزید وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه اوحدی قم به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به دبیرستان حکیم نظامی (امام‌صادق(ع)) رفت. در کودکی و جوانی علاقه فراوانی به ورزش به‌ویژه فوتبال داشت و در سال سوم دبیرستان به عضویت تیم فوتبال قم درآمد و مدتی نیز کاپیتان این تیم بود، در این مدت در مسابقات مختلف شرکت کرد. در یکی از مسابقات که در شهر ری برگزار شد و وی به عنوان کاپیتان تیم، در آن خوب درخشید، شناخته شد و مردم پس از مسابقه او را با شعار درود بر خمینی، تشویق کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از آنکه در سال ۱۳۴۳ دیپلم طبیعی را از دبیرستان حکیم نظامی دریافت کرد، تیم فوتبال شاهین که از تیم‌های معروف ورزشی آن زمان در تهران بود، برای بازی در تیم از او دعوت کرد و او با توجه به تبعید امام‌خمینی در این سال به ترکیه، قصد داشت از طریق عضویت در تیم از کشور خارج شود؛ ولی در نهایت انتخاب نشد. سال ۱۳۴۴، سال کناره‌گیری او از فوتبال بود او پس از گرفتن دیپلم متوسطه، برای تحصیل در مدرسه عالی حسابداری تهران پذیرفته شد؛ اما با احتمال مانع‌تراشی رژیم پهلوی و نیز تشویق امام‌خمینی بر ترجیح علوم دینی، از رفتن به این دوره صرف‌نظر کرد. امام‌خمینی در نامه‌های خود به وی به او تأکید می‌کرد تنها در صورت خواندن علوم دینی است که هزینه‌های زندگی او را تأمین می‌کند و در غیر این صورت، هیچ کمک مادی به او نخواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات حوزوی&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در سال ۱۳۴۵، وقتی برای دومین‌بار به نجف و دیدار پدر رفت، با اشاره و توصیه پدر، لباس روحانیت پوشید و تحصیل علوم دینی را آغاز کرد او در بازگشت به قم ادبیات و سطح را در حوزه علمیه قم نزد استادانی چند مانند سیدمحمد ابطحی کاشانی، محمدصادق خلخالی، محمد فاضل لنکرانی، میرزامهدی صادقی تبریزی و سیدمحمدباقر طباطبایی سلطانی فرا گرفت امام‌خمینی در ۱۹/۳/۱۳۴۹، در نامه‌ای خطاب به فرزند خود با اظهار خوشحالی از ورود وی به حوزه، سفارش کرد از آغاز همراه با درس و مباحثه، تدریس هم داشته باشد؛ هرچند برای یک نفر ایشان که پیگیر تحصیل حوزوی او بود، در نامه‌های متعدد به وی تأکید می‌کرد با جدیت مشغول درس و بحث باشد و هم‌زمان در تهذیب اخلاق و تحکیم مبانی دینی نیز بکوشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی به مدت شش سال، درس‌های سطح را به پایان رساند و از سال ۱۳۵۱ در درس خارج فقه و اصول سیدموسی شبیری زنجانی و مرتضی حائری یزدی و محمد فاضل لنکرانی در قم شرکت کرد. نیز از درس‌های مرتضی مطهری در قم، سیدمحمدباقر صدر و سیدمهدی اخوان مرعشی در نجف، بهره برد. وی همچنین در سفرهایی که برای دیدن پدر و مادر خود به نجف می‌رفت و نیز در مدت اقامت در نجف در سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶، در درس پدر و برادر خود سیدمصطفی خمینی، میرزاباقر زنجانی و برخی استادان دیگر شرکت می‌کرد؛ چنان‌که از اواخر سال ۱۳۵۵ از درس اسفار غلامرضا رضوانی بهره برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در تحصیلات خود بسیار جدی بود و درس‌های خود را با برخی طلاب فاضل، ازجمله سیدمحمد خاتمی، محمدعلی رحمانی، محمود واحد نجف‌آبادی و سیدمحمدرضا لواسانی مباحثه می‌کرد و با توجه به استعداد و هوش سرشاری که داشت، به‌سرعت پیشرفت کرد. این مباحثه‌ها، افزون بر پاره‌ای از متون دشوار قدیمی، برخی از متن‌های جدیدتر مانند اقتصادنا تألیف سیدمحمدباقر صدر را نیز در بر می‌گرفت او معتقد بود پرداختن به متون دشوار و مهم فقهی، از درس‌های رسمیِ در دوره خارج، مهم‌تر است و از همین‌رو به این متن‌ها توجه ویژه‌ای داشت. سیداحمد خمینی پس از درگذشت مشکوک برادر خود در اول آبان ۱۳۵۶ و رخدادهای پس از آن و اوج‌گیری و انقلاب، به دلیل ضرورت همراهی با پدر، نتوانست به تحصیل ادامه دهد؛ با این حال، به همراه برادرزاده خود سیدحسین خمینی در بعضی از درس‌های سیدمحمدباقر صدر شرکت می‌کرد وی همچنین در سال‌های اقامت در نجف، اصول فلسفه و روش رئالیسم، نوشته سیدمحمدحسین طباطبایی که با شرح و پاورقی‌های مرتضی مطهری است، برای خواهران خود تدریس می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از پیروزی انقلاب، با بهترشدن شرایط کشور و تثبیت نظام جمهوری اسلامی به تحصیل و تدریس ادامه داد. در این دوره، درس شرح منظومه را که پیش‌تر نزد یحیی انصاری شیرازی خوانده بود، بار دیگر، بیش از دو سال از محمد محمدی گیلانی به صورت خصوصی فرا گرفت وی همچنین ادبیات را در قم و معالم الاصول و شرح لمعه را در تهران تدریس می‌کرد؛ نیز پس از رحلت امام‌خمینی به مدت سه سال در دفتر جماران کفایة الاصول آخوند خراسانی را برای گروهی از اعضای دفتر درس داد. او که سال‌ها در درس خارج شرکت کرده بود، در حد اجتهاد در فقه و جامع معقول و منقول بود. برخی تأیید شورای نگهبان برای عضویت وی در مجلس خبرگان را نیز به منزله تأیید اجتهاد او دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همگامی با مبارزه: سیداحمد خمینی هم‌زمان با تحصیل، با فعالیت‌های گسترده سیاسی نیز همراهی داشت او در سال ۱۳۴۴، پس از انتقال امام‌خمینی از ترکیه به عراق، به همراه دوست خود کاظم رحیمی به صورت پنهانی و از طریق آبادان رهسپار عراق شد و پس از مدتی سرگردانی وارد نجف شد سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) با اطلاع از سفر احتمالی وی به عراق، مترصد این سفر بود و چنان‌که در اسناد ساواک آمده است، او را دارای مدرک دیپلم و مشمول نظام وظیفه معرفی کرده که تلاش دارد با اعلام طلبگی، از معافیت سربازی این قشر استفاده کند؛ از همین‌رو نعمت‌الله نصیری رئیس ساواک، در نامه‌ای به ریاست شهربانی کل کشور (۱۹/۸/۱۳۴۴)، دستور داد در صورت تقاضای صدور یا تمدید گذرنامه و اجازه خروج از کشور، از سوی وی، پیش از هر اقدامی، موضوع را به ساواکِ مرکز اطلاع دهند؛ با این حال، این سفر از چشم ساواک پنهان ماند.&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از چندماه اقامت در نجف، با اشاره امام‌خمینی به ایران بازگشت و هنگام ورود به کشور در مرز خسروی، گرفتار مأموران مرز شد؛ ولی با هوشیاری و برخورد سنجیده، موفق شد از افشای هویت خود جلوگیری کند. او در راه بازگشت به قم، در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۴۵ وارد همدان شد و به دیدار شهاب‌الدین اشراقی، شوهر خواهر خود که در تبعید به سر می‌برد، رفت و پس از آن راهی قم و تهران شد. ساواک تنها پس از به‌دست‌آمدن نامه‌ای از شخصی به نام احمد مصطفوی خطاب به نصرالله خلخالی در عراق، که در آن ماجرای بازگشت به ایران و چگونگی دستگیری و آزادی را شرح داده بود، به سیداحمد خمینی مشکوک شد و دستور تحقیق دربارهٔ هویت او را صادر کرد. پس از مشخص‌شدن هویت او و اقامت در خانه اشراقی، همچنین دریافت مبلغی از وی برای پرداخت شهریه طلاب در قم، ساواک با احتمال اینکه فرزند امام‌خمینی برای انجام مأموریتی به ایران بازگشته است، دستور مراقبت دقیق تا روشن‌شدن هدف او را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود مراقبت‌های شدید ساواک، سیداحمد خمینی در اواخر سال ۱۳۴۵ بار دیگر برای دیدار با پدر، پنهانی و از راه خرمشهر، عازم عراق و نجف شد و در همین سفر، به کسوت روحانیت درآمد. او به هنگام بازگشت به ایران در ۸/۴/۱۳۴۶، از سوی مأموران عراقی در مرز خسروی، شناسایی و دستگیر و به دولت ایران تحویل داده شد. وی نزدیک به دو ماه در زندان قزل‌قلعه تهران زندانی بود و در تاریخ ۲۴/۵/۱۳۴۶، آزاد شد و به قم رفت. در این مدت تلاش‌هایی برای آزادی او صورت گرفت؛ ازجمله مرجع تقلید وقت، سیدمحسن حکیم، در نامه‌ای به میرزاعبدالله تهرانی (چهلستونی)، یکی از علمای تهران، از او خواست تا پیگیر آزادی سیداحمد خمینی باشد. سرانجام وی در ۲۳/۵/۱۳۴۶ آزاد شد یک روز پیش از آزادی او، روزنامه‌های کیهان و اطلاعات، به دستور نعمت‌الله نصیری، گزارشی از سفر قاچاق و بدون گذرنامه او به عراق را به عنوان خبر مطبوعاتی منتشر کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند ماه پس از آزادی سیداحمد خمینی، مأموران ساواک در آبان ۱۳۴۶، به خانه و کتابخانه امام‌خمینی حمله کردند و پس از بازرسی کامل خانه، در حضور سیداحمد و چند نفر دیگر از نزدیکان و نمایندگان امام‌خمینی، همه وسایل، کتاب‌ها، اسناد و مدارک موجود را جمع‌آوری و فهرست کرده و به مرکز ساواک منتقل کردند. ساواک همچنین هرگونه رفت‌وآمد و اجتماع در خانه ایشان را ممنوع اعلام کرد. در این بازرسی، دفتر شهریه طلاب نیز از سوی ساواک ضبط شد؛ با این حال و با وجود کوشش ساواک برای تعطیلی شهریه امام‌خمینی، با تلاش‌ها و پیگیری‌های سیداحمد خمینی و مشورت با بزرگان حوزه و نیروهای انقلابی، شهریه امام‌خمینی ادامه یافت؛ اما امام‌خمینی با دریافت خبری مبنی بر سفر ماهیانه فرزند خود برای دریافت شهریه و انتقال آن به قم، در نامه‌ای او را از این کار برحذر داشت و از او خواست این مسئولیت را به شخص دیگری واگذار کند. ساواک در بهمن ۱۳۴۶، وسایل بیت امام‌خمینی را به سیداحمد خمینی بازگرداند، ولی کتاب‌هایی که باقی مانده بود را ضبط و به ساواک منتقل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش‌های ساواک نشان‌دهنده نگرانی مأموران امنیتی از مأموریت احتمالی سیداحمد خمینی در ایران یا فعالیت‌های او به نام امام‌خمینی است؛ از همین‌رو نظر و تلاش ساواک بر این بود که شرایط به گونه‌ای پیش برود که با درخواست خودش از ایران خارج شود. در اسناد ساواک، گزارش‌هایی از اردیبهشت ۱۳۴۷ و مراجعه سیداحمد به اداره کل شهربانی کشور و تقاضای صدور گذرنامه برای سفر به عراق وجود دارد. در این گزارش‌ها ساواک ضمن موافقت با صدور گذرنامه، به مراقبت جدی از او در هنگام خروج از کشور دستور داده است؛ اما این سفر تا سال ۱۳۵۲ انجام نشد. در این فاصله زمانی، ده‌ها نامه از امام‌خمینی خطاب به سیداحمد خمینی وجود دارد و عمده موضوعات آن عبارت‌اند از: سفارش به تحصیل و تهذیب، مسئله وجوه شرعی، چگونگی پرداختن شهریه طلاب، تأکید بر دخالت‌نکردن سیداحمد خمینی در مسئله مرجعیت، احوالپرسی خانوادگی و ذکر توصیه‌های لازم، تبریک ازدواج، فروش کتابخانه و خانه، پرهیز از خودسری در تبلیغ امام‌خمینی و تذکر مسائل مختلف دیگر سیداحمد خمینی در سال ۱۳۵۲، به همراه همسر و فرزند خود سیدحسن، عازم نجف شد و نخست از راه هوایی به لبنان رفت. در لبنان با امام‌موسی صدر، دایی همسرش دیدار کرد و پس از آشنایی با شخصیت صدر، از او خواست تا با نوشتن نامه‌ای به امام‌خمینی، به اتهاماتی که از سوی برخی فعالان سیاسی دربارهٔ صدر گفته می‌شد، پاسخ دهد که صدر نپذیرفت. او در این سفر ضمن آشنایی با مصطفی چمران، دربارهٔ شیعیان آنجا مذاکراتی انجام داد، در پایگاه نظامی تحت نظارت چمران، با گروه‌های چریکی فلسطینی ارتباط برقرار کرد و نیز آموزش نظامی دید. وی پس از یک ماه اقامت در لبنان، به نجف رفت و در دی‌ماه ۱۳۵۲، پس از مدتی اقامت در نجف، به پیشنهاد مادر و با کمک مالی امام‌خمینی که به صورت قرض در اختیار او گذاشته شد، به همراه خانواده عازم سفر حج شد وی پس از اعمال حج، بار دیگر از راه سوریه به لبنان رفت و دیدارهایی با صدر و چمران داشت که این دیدارها موجب نگرانی مأموران ساواک و جستجو از علت و چگونگی آن شد. سرانجام پس از هفت ماه، به ایران بازگشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در اسفند ۱۳۵۲، در نامه‌ای به سیداحمد خمینی، از او خواست تا با هماهنگی برادر و نماینده خود، سیدمرتضی پسندیده و همکاری جمعی از بزرگان حوزه، بدون جلب توجه و به تدریج، به ساختن تعدادی خانه برای طلاب اقدام کنند. این اقدام که بعدها توسط محمد صدوقی نیز پیگیری شد، حساسیت ساواک را برانگیخت و آن را به‌منزله عزم روحانیان در گسترش حوزه علمیه و قراردادن قم به عنوان پایگاه وسیع روحانیون شمرد و از آن جلوگیری کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در دوران تبعید امام‌خمینی افزون بر ارتباط نزدیک و شخصی با امام‌خمینی، در ایجاد ارتباط میان ایشان و انقلابیان نقش مهمی داشت و مسائل ایران را به ایشان منتقل می‌کرد و دستورها و رهنمودهای ایشان را دریافت می‌کرد. او همچنین به دستور امام‌خمینی به دیدار خانواده‌های زندانیان سیاسی و تبعیدی‌ها می‌رفت و از نزدیک در جریان مسائل و مشکلات آنان قرار می‌گرفت و کمک‌های مالی را در اختیار آنان قرار می‌داد. ارتباط نزدیک او با هسته‌های مقاومت اسلامی و بسیاری از شخصیت‌های روحانی مبارز و انقلابی، مانند اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد موسوی خوئینی، سیدعلی خامنه‌ای و عبدالرحیم ربانی شیرازی، جدی‌تر شد و او مطمئن‌ترین راه برای ارتباط با امام‌خمینی و رساندن پیام‌ها به ایشان بود. وی همچنین پنهانی با گروه‌های مبارز مسلح مانند هیئت‌های مؤتلفه و سازمان مجاهدین خلق در ارتباط بود. نخستین تلاش‌های مبارزاتی او تکثیر و توزیع اعلامیه‌های امام‌خمینی در قم بود که در توزیع بسیاری از این اعلامیه‌ها، از روزنامه‌های ورزشی و پوشش آنها سود می‌جست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمود واحد (واحدی) نجف‌آبادی، دوست و همراه سیداحمد خمینی در مبارزه، نخستین فعالیت سیاسی جدی وی را مربوط به زمان اعلام حزب رستاخیز در سال ۱۳۵۳ از سوی رژیم پهلوی و پیام معروف و تند امام‌خمینی در واکنش به آن می‌داند. به گفته او، پس از آنکه اعلامیه امام‌خمینی به قم رسید، سیداحمد خمینی تکثیر و توزیع این اعلامیه را به عهده گرفت و به صورت جدی وارد مبارزه شد او پس از دیدار با هاشمی رفسنجانی در تهران، یک دستگاه فتوکپی خرید و به همراه محمود واحد، در اتاقی در زیرزمین خانه مادر رضاعی (دایه) خود در قم، مشغول به کار شد. با گسترش کار و به دلیل تنگی فضای کار، خانه‌ای در نزدیکی خانه امام‌خمینی در قم، به نام یکی از دوستان خریدند و در آنجا با دستگاه تکثیر بهتر که به کمک موسوی خوئینی تهیه شد، به تکثیر و توزیع گسترده‌تر کتاب‌ها و اعلامیه‌های امام‌خمینی ادامه دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیداحمد خمینی برای فعال نگه‌داشتن بیت امام‌خمینی از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد و با وجود سخت‌گیری ساواک، بازداشت و حتی کتک‌خوردن‌های شدید، تلاش کرد بیت ایشان در قم بسته نشود و همچنان مراسم و مجالس دینی و جلسات روحانیان را برقرار نگاه می‌داشت. به دلیل مراقبت روزانه مأموران ساواک، این مجالس گاه شبانه و پس از پایان وقت کشیک برگزار می‌شد. وی برای جلب نظر سایر بزرگان حوزه مانند سیدکاظم شریعتمداری یا جلوگیری از مخالفت احتمالی آنان با فعالیت‌های مبارزاتی امام‌خمینی، ارتباط با آنان را حفظ می‌کرد؛ چندان که این ارتباط و هدف آن از چشم مأموران ساواک نیز دور نمانده و در اسناد ساواک گزارش شده است در این گزارش‌ها آمده است که به دلیل حمایت شریعتمداری و تعهد او برای مراقبت فعالیت‌های سیداحمد خمینی، مراقبت از خانه امام‌خمینی و شخص سیداحمد، به‌طور نامحسوس انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۵۵، بازداشت سیدمحمد موسوی خوئینی و برخی دیگر از مبارزان، که یکی از اتهامات وی ارتباط با سیداحمد خمینی بود، شرایط را برای سیداحمد ناامن کرد؛ از این‌رو با هماهنگی محمد منتظری و به مدت دو هفته، به پاکستان رفت او همچنین در تیر ۱۳۵۶ به بیروت رفت و پس از دیدار با صدر و چمران عازم نجف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با درگذشت مشکوک سیدمصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ وضع و مسئولیت سیداحمد خمینی تغییر کرد. او به دلیل ضرورت حضور در کنار پدر و انجام مسئولیت‌های برادر، از بازگشت به ایران منصرف شده و به همراه خانواده در نجف ماند امام‌خمینی با توجه به اعتماد کاملی که به فرزند خود داشت، در ۱۵/۱۰/۱۳۵۶ وی را به جای سیدمصطفی وصیّ خود قرار داد و وصایای خود را به او گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین ماه‌ها نهضت اسلامی مردم ایران هم اوج می‌گرفت و به‌ویژه پس از برگزاری مراسم ختم سیدمصطفی خمینی در شهرهای مختلف ایران، سرعت بیشتری یافت؛ رفت و آمدها از ایران و اروپا به نجف بیشتر شد و سیداحمد حلقه اتصال و هماهنگ‌کننده این ارتباطات بود. او با درخواست خبرنگاران نشریه‌های اروپایی برای انجام مصاحبه با امام‌خمینی، شرایط این دیدار را در عین نظارت شدید مأموران عراقی، آماده می‌کرد؛ چنان‌که امام‌خمینی در اردیبهشت و شهریور ۱۳۵۷، توانست با روزنامه‌های فرانسوی لوموند و فیگارو مصاحبه کند. براساس گزارشی از اسناد ساواک، سیداحمد خمینی در زمانی که در ایران بود، با گروه‌های مبارز و چریکی مسلحانه مانند سازمان مجاهدین خلق ارتباط داشت که به دلیل هوشیاری او، هیچ مدرکی از این ارتباط کشف نشد و تنها پس از خروج او از ایران، ساواک به این روابط پی برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اوج‌گیری نهضت اسلامی و ایجاد روابط حسنه دولت ایران و عراق، که به ایجاد محدودیت‌های شدید برای فعالیت سیاسی امام‌خمینی در اوایل پاییز ۱۳۵۷ انجامید، تصمیم امام‌خمینی برای هجرت از عراق را در پی داشت. ایشان نخست به همراه سیداحمد و ابراهیم یزدی که شب پیش از حرکت امام‌خمینی، بی‌خبر از پاریس رسیده بود، و چند تن دیگر از دوستان، عازم مرز کویت شد تا از آنجا به سوریه برود؛ اما ممانعت دولت کویت از ورود ایشان به این کشور، موجب شد امام‌خمینی با مشورت سیداحمد خمینی، رهسپار فرانسه شود. وی به همراه امام‌خمینی و همراهان دیگر، در ۱۴ مهر ۱۳۵۷ به پاریس وارد شدند و پس از دو روز به روستای نوفل لوشاتو در چهل‌کیلومتری پاریس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت امام‌خمینی در پاریس، که حدود چهار ماه به درازا کشید و از پرمشغله‌ترین روزهای نهضت بود، سیداحمد خمینی همواره همراه و ملازم پدر بود و در برنامه‌ریزی‌ها، مصاحبه‌ها و دیدارهای ایشان با افراد و رسانه‌های گروهی نقش اساسی بر عهده داشت؛ همچنین در آن شرایط حساس، وظیفه خطیر حفاظت از جان امام‌خمینی بر عهده وی بود و ازجمله بر مسائل مربوط به تغذیه ایشان نظارت داشت. وی پس از فرار محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ و تصمیم امام‌خمینی به بازگشت به ایران نیز در فراهم‌کردن مقدمات سفر، تعیین هواپیما، انتخاب همراهان و دیگر مراقبت‌های لازم نقش اصلی را بر عهده داشت و پیش از حرکت از پاریس با مشورت با برخی از همراهان واکنش‌های احتمالی رژیم پهلوی را بررسی کرد تا در صورت لزوم بتواند تصمیم مناسب را بگیرد او به هنگام ورود امام‌خمینی به ایران همراه ایشان بود؛ اما به دلیل ازدحام جمعیت و فشار عصبی ناشی از نگرانی برای حفظ سلامت ایشان، پیش از رسیدن به بهشت زهرا(س) از هوش رفت و نتوانست در هنگام سخنرانی امام‌خمینی در بهشت زهرا(س) در کنار ایشان باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فاصله ورود امام‌خمینی به کشور در دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ تا پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، سیداحمد خمینی همراه ایشان بود و در جلسات تصمیم‌گیری، برای مراقبت و حفاظت از امام‌خمینی و تنظیم دیدارها و اعلام پیام‌های ایشان به مردم شرکت می‌کرد و نیز در پیگیری لحظه به لحظه رخدادهای انقلاب و انتقال آنها به امام‌خمینی بیشترین تکاپو و تلاش را داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همراهی با امام‌خمینی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سیداحمد خمینی همواره در کنار امام‌خمینی و مشاوری مورد اعتماد و بازویی توانا برای ایشان بود. وی در دهم اسفند ۱۳۵۷ همراه ایشان به قم رفت و در آنجا نیز وظیفه تنظیم امور بیت و دفتر امام‌خمینی و برقراری ارتباط‌ها و دیدارهای گسترده ایشان با مردم و مسئولان را بر عهده داشت و همان‌گونه که امام‌خمینی می‌خواست، تنها کسی بود که سلامت و صلابت دفتر ایشان را حفظ کرد و در برابر افرادی که در صدد نفوذ در دفتر بودند، هوشیارانه عمل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی با پذیرش سمت‌های رسمی حکومتی از سوی فرزند خود سیداحمد خمینی مخالف بود و معتقد بود وی به صورت آزاد بهتر می‌تواند به اسلام و مردم کشور خدمت کند؛ اما وی به خواست امام‌خمینی برای ابلاغ و دریافت سریعتر گزارش‌های جلسات مسئولین، در جلسات سران سه قوه، شورای عالی دفاع و مجمع تشخیص مصلحت شرکت می‌کرد و در صحنه‌های مختلف انقلاب اسلامی مانند امور جنگ تحمیلی، مقابله با شورش سازمان مجاهدین خلق و خنثی‌کردن غائله سیدابوالحسن بنی‌صدر، حضور و نقش جدی داشت و به عنوان یک عنصر خوش‌فکر، باهوش و باتجربه به پیشبرد جلسات مسئولین کمک می‌کرد؛ چنان‌که وقتی سیدمحمود طالقانی در اعتراض به بازداشت دو نفر از فرزندان خود که یکی از هواداران و دیگری از اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق بود، در روز ۲۳ فروردین ۱۳۵۸ تهران را به حالت قهر به مقصد نامعلومی ترک و اعلام کرد تصمیم دارد دفاتر خود را ببندد و از کار کناره‌گیری کند، همراهی سیداحمد خمینی با طالقانی در سفر به قم و دیدار با امام‌خمینی، این ماجرا را که با توجه به زمینه‌سازی‌های قبلی و تبلیغات گسترده سازمان مجاهدین خلق، می‌توانست به یک غائله بزرگ تبدیل شود، هوشیارانه خاتمه داد.&lt;br /&gt;
در جریان تصرف لانه جاسوسی آمریکا در ایران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به دست دانشجویان پیرو خط امام، سیداحمد خمینی بی‌درنگ از اقدام آنان حمایت کرد. وی که روز بعد به دستور امام‌خمینی و به دعوت دانشجویان به محل سفارت رفته بود، پس از آنکه از نزدیک در جریان امور قرار گرفت با شرکت در چندین مصاحبه بر لزوم حمایت از اقدام آنان تأکید کرد او از آغاز ماجرا تا رهایی گروگان‌ها، طرف مشورت امام‌خمینی و رابط ایشان با شورای انقلاب و مسئولان نظام دراین‌باره بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهور ایران در اول مرداد ۱۳۵۹ طی نامه‌ای به امام‌خمینی پیشنهاد نخست‌وزیری سیداحمد خمینی را مطرح و او را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کرد؛ ولی امام‌خمینی پیشنهاد وی را نپذیرفت و اعلام کرد بنا ندارد اشخاص منسوب به ایشان متصدی این امور شوند. سیداحمد خمینی با اینکه در انتخابات ریاست جمهوری به بنی‌صدر رأی نداده بود و با روی‌کار آمدن او از همان آغاز مخالف بود، گاه مورد انتقاد دیگران قرار می‌گرفت و به حمایت از بنی‌صدر و نیز صادق قطب‌زاده متهم می‌شد؛ اتّهامی که امام‌خمینی آن را رد کرده است؛ البته وی همواره نماینده امام‌خمینی در جلسات هماهنگی سران سه قوه بود و در حل بسیاری از مشکلات و اختلافات پیش‌آمده، نقش مهمی ایفا می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، نقش سیداحمد خمینی در دوره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بی‌بدیل بود و هیچ‌کس دیگر نمی‌توانست این نقش را ایفا کند. به دست آوردن اطلاعات دقیق از آخرین وضعیت نیروهای خودی و قوای دشمن در دفاع مقدس، تدوین دیدگاه‌های افراد دربارهٔ جنگ و جمع‌بندی آخرین گزارش‌ها از مواضع دولت‌ها و مجامع بین‌المللی و رسانیدن این آگاهی‌ها به امام‌خمینی، مسئولیت مهم و سنگینی بود که وی با مدیریت قوی، آن را به بهترین وجه انجام می‌داد. ارتباط پیوسته با شورای عالی دفاع، فرماندهان نظامی و شرکت در جلسات این شورا از دیگر وظایف او بود؛ همچنین رساندن سریع پیام‌های سرّی و غیر سرّی امام‌خمینی دربارهٔ امور نظامی به مسئولان و فرماندهان جنگ و نیز برنامه‌ریزی برای دیدار رزمندگان ارتشی، سپاهی و بسیجی با امام‌خمینی بر عهده وی بود او پیام‌های امام‌خمینی را در کمال امانت و بدون هیچ تفسیر و تعبیری منتقل می‌کرد و پاسخ و واکنش آن جمع یا فرد را بدون کوچک‌ترین تغییری به ایشان می‌رساند و نظر خود را جداگانه بیان می‌کرد؛ چنان‌که در جلسه مسئولان نظام در ۲۵/۴/۱۳۶۷، که برای تصمیم‌گیری دربارهٔ پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ تشکیل شد، شرکت کرد و پیام محرمانه امام‌خمینی به مسئولان نظام را که در پیشگیری از اختلاف نظر و برخوردهای احساسی بعدی بسیار مفید بود، خواند. وی در دوره پس از جنگ و آغاز دوره بازسازی نیز به عنوان امین امام‌خمینی و با نظر خود ایشان، در جلسات مسئولان شرکت می‌کرد و مسائل و موضوعات کشور را به اطلاع ایشان می‌رساند. امام‌خمینی بر اهمیت این مسئولیت تأکید کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیداحمد خمینی در ماجرای کناره‌گیری حسینعلی منتظری از قائم‌مقامی رهبری، تلاش کرد کار به عزل و جدایی نکشد، ولی به نتیجه نرسید. کتاب رنجنامه که در همان زمان منتشر شد، به شرح تفصیلی این ماجرا و علل و عوامل این قضیه از زبان وی پرداخته و ریشه‌ها و مسائلی که این واقعه تلخ را به وجود آوردند، نیز تلاش فراوان امام‌خمینی در جلوگیری از کژتابی‌های موجود در بیت قائم‌مقام رهبری را، بررسی کرده است. وی در مناسبت‌های مختلف نماینده امام‌خمینی برای ابلاغ پیام ایشان به مردم نیز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در طول سال‌های مدیریت دفتر امام‌خمینی، همراهی دلسوز و مطمئن، مشاوری امین، یاری دیرین و سربازی فداکار برای امام‌خمینی بود. مسئولان کشوری و لشکری به واسطه او می‌توانستند به راحتی از امام‌خمینی رهنمود بگیرند یا گزارش‌های خود را تقدیم کنند. او مهم‌ترین عامل پیشبرد آرمان‌های انقلاب اسلامی و نظام را حفظ اتحاد مردم و مسئولان می‌دانست و در حفظ و تقویت آن می‌کوشید. وی به مردم فقیر و مستضعف بسیار توجه داشت و از همنشینی با آنان لذت می‌برد و بارها برای اطلاع از وضعیت مناطق فقیرنشین به استان‌های محروم ازجمله هرمزگان و سیستان و بلوچستان و شهرهای سرباز، میرجاوه، کنارک، بم، ایران‌شهر و مناطق مرزی سفر کرد و در هم‌صحبتی با مردم، پای درد دل آنان نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی&lt;br /&gt;
درک ضرورت و اهمیت وجود مرجعی برای تنظیم و انتشار اسناد، کتاب‌های علمی، سخنان شفاهی و مکتوب امام‌خمینی به‌گونه‌ای که به‌ویژه پس از رحلت ایشان شائبه و اختلافی در آن نباشد، موجب شد سیداحمد خمینی در ۱۷/۶/۱۳۶۷، در نامه‌ای به امام‌خمینی، ضمن شرح ضرورت و اهمیت این موضوع، از ایشان بخواهد تا تکلیف آن را روشن کند. امام‌خمینی در پاسخ، با اشاره به صاحب‌نظر بودن سیداحمد، در مسائل سیاسی ـ اجتماعی و با توجه به اینکه در تمام فراز و نشیب‌ها همراه ایشان و متصدی امور سیاسی و اجتماعی مربوط به ایشان بوده است، او را برای تدوین و تنظیم تمام مسائل مربوط به خود که چه بسا در رسانه‌ها به اشتباه ذکر شده باشد، برگزید. ایشان همچنین با آرزوی توفیق برای فرزند خود از او خواست تا با دقت نظر و صرف وقت، این کار را به پایان برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در ۲۲/۸/۱۳۶۷ در نامه دیگری به امام‌خمینی، با توجه به پراکنده‌بودن پرونده‌ها و اسناد تهیه‌شده در مراکز و نهادهای مختلف و لزوم تحقیق و مطالعه آنها، از ایشان خواست تا در صورت مصلحت، دربارهٔ در اختیار قراردادن این اسناد، دستور صادر کند. امام‌خمینی نیز در حکمی همه مسئولان را موظف کرد هر کجا نامه، سند یا پرونده‌ای دربارهٔ ایشان هست، درصورت درخواست سیداحمد یا نماینده او، در اختیار قرار دهند. او بر اساس حکم یادشده و بر مبنای طرحی که محمدعلی انصاری و حمید انصاری تدوین کرده بودند و کلیات آن مورد موافقت امام‌خمینی و رؤسای سه قوه قرار گرفته بود، در سال ۱۳۶۷، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را تأسیس کرد. مجلس شورای اسلامی نیز طی مصوبه‌ای در ۱۴/۸/۱۳۶۸ مسئولیت جمع‌آوری سخنان، اسناد و مدارک مربوط به امام‌خمینی را به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی با سرپرستی سیداحمد خمینی به عنوان نهادی رسمی و قانونی واگذار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه امام، ج۱۷، ص۹۲-۹۳.&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی جریان‌های اسلامی و انقلابی موجود در کشور را از پیروان ولایت فقیه و دلسوز نظام و انقلاب و اختلاف میان آنها را اختلاف سلیقه در مسائل فرعی می‌دانست[۱۲۷] و برای متعادل نگه‌داشتن نیروهای انقلابی با وجود سلیقه‌های گوناگون بسیار می‌کوشید و همواره به صورت رابطی بی‌طرف میان آنان عمل می‌کرد[۱۲۸] وی وجود دیدگاه‌های مختلف میان نیروهای سیاسی معتقد به نظام و انقلاب در چارچوب قانون اساسی را به زیان انقلاب نمی‌دانست و معتقد بود طرح دیدگاه‌های مختلف موجب رشد افکار و تقویت نظام است[۱۲۹]؛ در عین حال، خود وارد کشمکش‌های جناحی و رقابت‌های سیاسی نیروهای انقلابی نمی‌شد و همیشه تلاش می‌کرد میان جناح‌های مختلف هماهنگی ایجاد کند.[۱۳۰] او بارها اعلام کرده بود که به هیچ دسته و گروه و جمعیتی وابسته نیست و در هیچ حزب و سازمانی عضویت ندارد.[۱۳۱]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی نیز سیداحمد را عزیزترین فرد نزد خود می‌دانست[۱۳۲] و علاقه و ارتباط عاطفی عمیقی با او داشت. ایشان در چندین نامه او را عزیز، نورچشمی، مورد وثوق و فرزند مکرم خطاب کرده و همواره دربارهٔ مسائل مختلف شخصی و نیز مسائل مربوط به خانواده، بستگان و امور بیت و دفتر ایشان، او را راهنمایی می‌کرد و تذکر لازم را می‌داد[۱۳۳]؛ چنان‌که با وجود تأکید سیداحمد بر تهیه تلفن برای خانه پدر خود در نجف و نیاز خانواده به داشتن تلفن و دشواری استفاده از آن در بیرون از خانه که ناچار بودند برای تلفن به عنوان مثال، به خانه نصرالله خلخالی بروند، امام‌خمینی حاضر به قبول نشد و به وی تذکر داد که از حالا رعایت و صرفه‌جویی در اموال شرعی را تمرین و از زیاده‌روی در هزینه‌کردن آنها پرهیز کند.[۱۳۴]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت سیدمحسن حکیم، امام‌خمینی در نامه‌ای به فرزند خود با بیان احتمال آغاز مباحثی دربارهٔ مرجعیت، از او و تمام دوستان خود خواست از این مباحث نفیاً و اثباتاً دوری کنند و یک کلمه دخالت نکنند[۱۳۵]؛ نیز در موردی در سال ۱۳۴۹، پس از دریافت خبری مبنی بر اینکه وی به منظور تبلیغ برای امام‌خمینی و رونق‌دادن به رفت و آمد بیت، به برخی از افراد شهریه ویژه پرداخت می‌کند، با نوشتن نامه‌ای به او، ضمن اینکه احتمال کذب‌بودن این خبر را دور ندانست، با این حال، با ضدانسانی خواندن این‌گونه امور، او را از اقدام به چنین اعمالی برحذر داشت و تأکید کرد ایشان را در جریان اصل خبر قرار دهد و هرگز چنین کارهایی را بدون اطلاع ایشان انجام ندهد[۱۳۶] ایشان در نامه دیگری که پس از ازدواج سیداحمد نوشت، از او دربارهٔ سکونت احتمالی در کتابخانه ایشان که وقف مطالعه طلاب بوده است بازخواست کرد و از او خواست با تخلیه کتابخانه، آن را به طلاب واگذارد و دیگر چنین کاری را تکرار نکند. سیداحمد اصل خبری که به امام‌خمینی رسیده بود را کذب خوانده و تأکید کرده است هرگز در کتابخانه ساکن نشده بود؛ اما امام‌خمینی با وجود تردید در اصل این خبر تذکر دراین‌باره را لازم دانست.[۱۳۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در سال ۱۳۶۱ سیداحمد را وصی در امور شخصی خود قرار داد[۱۳۸] و بارها دربارهٔ فرزند خود دعا کرده،[۱۳۹] به درستکاری و امانتداری وی شهادت داده و به صورت جدی و صریح از وی دفاع کرده است[۱۴۰] امام‌خمینی حضور و همراهی سیداحمد را با خود مهم می‌دانست و علاقه داشت او همواره در کنارش باشد[۱۴۱] و وی را در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب‌نظر می‌دانست که با صداقت و کیاست در تمام فراز و نشیب‌ها در کنار ایشان بوده و امور سیاسی و اجتماعی را اداره کرده است[۱۴۲]؛ با این حال، به او خاطرنشان کرد که تا زنده و منشأ تأثیر است، انتقاد و تهمت و شایعه‌سازی علیه او اجتناب‌ناپذیر است، زیرا عقده‌ها زیاد، توقعات روزافزون و حسادت‌ها فراوان است،[۱۴۳] پس باید خود را برای جفاهایی که پس از مرگ ایشان به حساب وی می‌گذارند آماده کند.[۱۴۴]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دفاع امام‌خمینی&lt;br /&gt;
جایگاه حساس و نقش بسیار مهم سیداحمد خمینی، سیل شایعات و تهمت‌ها را متوجه وی کرد؛ به گونه‌ای که امام‌خمینی به‌رغم موافق‌نبودن فرزندش با دفاع ایشان از او، در ۲۳ آبان ۱۳۶۱ در پیامی با اشاره به اینکه احتمال قوی می‌دهد که پس از ایشان گروه‌ها و اشخاصی بخواهند برای انتقام‌جویی به بعضی از نزدیکان و دوستانشان تهمت‌های ناروایی را نسبت دهند و احیاناً به عنوان دفاع، انتقام ایشان را از آنان بگیرند، اعلام کرد احساس وظیفه شرعی می‌کند که برای رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملت عزیز اظهار کند تا از ناحیه ایشان کوتاهی نشده باشد و دین خود را به عنوان یک مسلمان و یک خویشاوند ادا کرده باشد.[۱۴۵]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در این نامه خداوند تعالی را شاهد و ناظر گرفت و در پیشگاه مقدس حق شهادت داد که از اول انقلاب و بلکه پیش از انقلاب و از زمانی که فرزندش، سیداحمد وارد مسائل سیاسی شده است، از وی رفتار یا گفتاری که بر خلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد، ندیده است و در تمام مراحل، از انقلاب پشتیبانی کرده و در مرحله پیروزی شکوهمند انقلاب، معین و کمک‌کار ایشان بوده است[۱۴۶] همچنین ایشان در این پیام شهادت داده است که سیداحمد کاری که بر خلاف نظر ایشان باشد، انجام نداده و در امور مربوطه، چه در اعلامیه‌ها و حتی در الفاظ اعلامیه‌ها یا ارشادها و راهنمایی‌ها، بدون مراجعه به ایشان تصرف و دخالتی نکرده و اگر در امری نظری داشته، صرفاً تذکر داده است و تذکراتش نیز صادقانه بوده و بر خلاف مسیر انقلاب و مصلحت نبوده است؛ چنان‌که اگر ایشان تذکراتش را صحیح می‌دانسته، پذیرفته و اگر نمی‌پذیرفته، وی از قول و نظر ایشان تخلف نمی‌کرده است.[۱۴۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامه امام‌خمینی به مدرسان حوزه علمیه درباره عدم امکان رئیس‌جمهوری جلال‌الدین فارسی:&lt;br /&gt;
آقایان بدانند احمد به من خیانت نمی‌کند، و مورد وثوق من است. اگر مطلبی از من نقل کرد، خلاف نمی‌گوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه امام، ج۱۲، ص۱۱۵.&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین با اشاره به اینکه برخی مخالفان انقلاب گاهی سیداحمد را متهم می‌کنند که در امور مالی ایشان دخالت می‌کند، یادآور شد که او در امور مالی ایشان دخالتی نداشته و ضبط و حفظ بیت‌المال در اختیار بعضی افراد مورد وثوق و اعتماد بوده است و اگر سیداحمد برای اشخاصی وجوهی خواسته است، تنها در حد پیشنهاد بوده و شخص ایشان با واسطه یا بی‌واسطه وجه را به اشخاص مورد نظر رسانده است. ایشان تأکید کرد سیداحمد در هیچ بانک داخلی و خارجی و هیچ مؤسسه‌ای پولی ندارد و نیز مالک زمین مزروعی و غیر مزروعی یا ساختمان و مانند آن نیست و اگر پس از ایشان، فرزندش در داخل یا خارج کشور مالک چیزی از این امور بود، دولت وقت می‌تواند با حکم فقیه، آن اموال را مصادره کند و وی را تحت تعقیب قرار دهد.[۱۴۸]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در ادامه، با اشاره به برخی تهمت‌ها که مخالفان به سیداحمد زدند و مدتی وقت خود را صرف آن کردند، مانند اینکه وی موزه عباسی را ربوده و به پاریس برده که سپس روشن شد صحت ندارد یا اینکه در اطراف شمال زمین‌هایی خریده است و امثال آن، این مسائل را ازجمله اموری شمرد که برای مخالفت و انتقام‌جویی از ایشان، به فرزندش نسبت می‌دهند. همچنین ایشان با اشاره به تهمت طولانی‌مدت طرفداری سیداحمد از منافقین اعلام کرد که در طول مدت انقلاب، مخالفت‌هایی که از وی نسبت به آنان دیده است، از دیگران به آن شدت و قاطعیت ندیده است؛ چنان‌که در قضیه زندان اوین و شکایت‌ها و مخالفت‌هایی که با اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب وقت تهران و رئیس زندان اوین (به دلیل برخورد با اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق) می‌شد، کسی بیشتر از سیداحمد، از لاجوردی حمایت و دفاع نکرد و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریباً فاجعه دانست[۱۴۹] امام‌خمینی همچنین دربارهٔ اتهام طرفداری فرزند خود از بنی‌صدر، تصریح کرد مادامی که خود ایشان از بنی‌صدر به واسطه بعضی مصالح، جانب‌داری می‌کرد، سیداحمد نیز طرفدار بنی‌صدر بود؛ ولی از زمانی‌که ایشان پرده‌ها را بالازده و بنی‌صدر را برکنار کرده است، حتی یک مرتبه از او طرفداری نکرده بلکه مخالف شدید بوده است.[۱۵۰]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در همین پیام با اشاره به موضوع روحانیت که گاهی سیداحمد متهم به مخالفت با آن می‌شد، اعلام کرد که ایشان وی را موافق جدی روحانیت می‌داند که از حفظ اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می‌کند و اساساً روحانیت چیزی نیست که یک نفر مسلمان با آن مخالف باشد؛ ولی موافقت بی‌قید و شرط با هر کس که لباس روحانیت به قامت او باشد، هرچند به خلاف مشی اسلامی رفتار کند، از ایشان و از هیچ روحانی متعهد دیگری متوقع و پذیرفته نیست[۱۵۱] ایشان در این پیام از فرزند خود خواست که با تکیه بر خدای تبارک و تعالی، از هیچ‌کس غیر او نهراسد و به واسطه تهمت‌ها و مخالفت‌ها، در خدمت به خالق و خلق، به خود تزلزل و تردید راه ندهد و در کنار وفاداران به انقلاب و متعهدان در راه اسلام و هدف، به خدمت هرچه بیشتر قیام کند؛ نیز در خط انقلاب از هیچ خدمتی مضایقه نکند و هرچه مشکل پیش آید و هرچه کارشکنی شود، از کوشش برای خواست خدا دست برندارد.[۱۵۲]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، به‌رغم دفاع صریح امام‌خمینی از سیداحمد خمینی، بار دیگر در موضوع استعفای شورای سرپرستی صداوسیما و در واقع برکناری آنان از سوی امام‌خمینی، وی از سوی برخی متهم به دروغ‌گویی و نسبت نادرست به امام‌خمینی شد که واکنش قاطع و صریح امام‌خمینی را در پی داشت که هدف این کار را نه تخریب فرزند خود بلکه بی‌اعتبار کردن خود ایشان و بیت شمرد و به‌شدت آن را رد کرد.[۱۵۳]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین در آذر ۱۳۶۶، در نامه‌ای وصیت‌گونه به فرزند خود سیداحمد که بیان توصیه‌های اخلاقی و عرفانی به او بود،[۱۵۴] پس از بیان نکات اخلاقی، دلیل هجمه‌ها و تهمت‌های زیاد به او را با وجود اینکه در هیچ شغلی از مناصب مسئولان نظام مشغول نیست، جرم فرزندی ایشان دانست که از نظر فرهنگ شرق و غرب، کم‌جرمی نیز نیست و وی باید در انتظار هجمه‌های شدیدتر باشد. ایشان به فرزند خود تأکید کرد با ایمان به خدا و اعتماد به حکمت بی‌انتهای او، همه تهمت‌ها و آزارها را تحفه‌ای از دوست برای سرکوب نفسانیت بداند و خداوند را برای این نعمت شکرگزار باشد. ایشان در این نامه با اشاره به مخالفت سیداحمد برای اعلام حمایت از او، خود را موظف به شهادت بر تبرئه او دانست و بار دیگر تصریح کرد سیداحمد از روزی که مشغول اداره امور ایشان شده تا زمان نوشتن این نامه، قدمی یا قلمی برخلاف گفتار و نوشتار ایشان برنداشته و تاکنون دیناری از بیت‌المال برای مصارف شخصی خود هزینه نکرده است و ایشان خود زندگی سیداحمد را از مال شخصی خود اداره می‌کند.[۱۵۵]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باوجود دفاع صریح و مکتوب امام‌خمینی از سیداحمد خمینی، در زمانی که پس از رحلت امام‌خمینی اسناد و آثار مکتوب ایشان برای درج در مجموعه آثار امام‌خمینی بازبینی می‌شد، او ذیل پیام کتبی یادشده، خطاب به حمید انصاری نوشت، از آنجا که دفاع امام‌خمینی از وی در فرهنگ ایشان نبوده و ایشان به عنوان دفاع از مظلوم و به ناچار این مطلب را نوشته است، از درج این پیام در مجموعه خودداری کند و بگذارد آنچه مغرضان دربارهٔ او گفته‌اند، گفته باشند[۱۵۶]؛ ولی پس از درگذشت سیداحمد خمینی، فرزند او، سیدحسن خمینی با درخواست حمید انصاری برای چاپ این سند در صحیفه امام که گواه بسیاری از رنج‌های امام‌خمینی، فرزند و منسوبان و یاران ایشان و نیز پاسخی به تردیدها و شبهه‌های غرض‌ورزان بود، موافقت کرد.[۱۵۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارش‌ها و نامه‌های امام‌خمینی&lt;br /&gt;
امام‌خمینی کتاب آداب الصلاة خود را که اثری عرفانی و معنوی است (ببینید: آداب الصلاة)، به سیداحمد خمینی هدیه کرده[۱۵۸] و در نامه‌هایی که خطاب به او می‌نوشت، تذکرات، نصایح و سفارش‌های مهمی را مطرح می‌کرد[۱۵۹]؛ ازجمله از وی می‌خواست که با همه توان در خدمت به مردم به‌خصوص محرومان، مستمندان و مظلومان بکوشد و از کمک به متصدیان امر و دولت‌مردان جمهوری اسلامی ایران که یک وظیفه اسلامی، انسانی و ملی است، در صورت شایستگی کوتاهی نکند[۱۶۰]؛ اما در عین حال هیچ‌گاه برای به دست آوردن مقام و منصب قدمی برندارد[۱۶۱] ایشان در چند نامه و یادداشت تربیتی، اخلاقی و عرفانی که در ۲۶ تیر ۱۳۶۳،[۱۶۲] ۲۵ آذر ۱۳۶۳،[۱۶۳] ۲۷ آبان ۱۳۶۵ و ۲۸ آذر ۱۳۶۶[۱۶۴] خطاب به فرزند خود نوشته، مطالب تفصیلی عرفانی را یادآور شده است و ضمن سفارش‌های اخلاقی، تربیتی، عرفانی و اجتماعیِ مهم، وی را به تفکر در الطاف الهی، انکارنکردن مقامات معنوی و روحانی، انس با قرآن و میراث معصومان(ع) و دعاها و مناجات‌ها، جدیت در تهذیب نفس، پرهیز از دنیاطلبی و تحصیل رضای حق فرا خوانده است و در برابر تهمت‌ها و شایعه‌پراکنی‌هایی که علیه او می‌شود، وی را به صبوری و تحمل رنج‌ها سفارش کرده است. (ببینید: نامه‌های امام‌خمینی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین به سیداحمد خمینی سفارش کرد فرصت را از دست ندهد و در جوانی در تهذیب نفس و اصلاح اخلاق و کردار خود بکوشد و سعی کند به گونه‌ای رفتار کند که هنگام مرگ حق‌الناس بر گردنش نباشد[۱۶۵] و در خدمت و اطاعت از مادر و برآورده‌کردن رضایت او بکوشد و به خوش‌رفتاری با خویشان و نزدیکان و همسر و فرزندان توجه کامل داشته باشد[۱۶۶]؛ نیز وی را به تعهد و شانه خالی‌نکردن از زیر بار مسئولیت خدمت به خلق دعوت می‌کرد[۱۶۷] و تأکید می‌کرد دوستان و معاشران وارسته‌ای برگزیند، از حب دنیا و شهرت پرهیز کند، در توطئه‌ها استقامت ورزد و از تهمت‌ها و شایعات هراسی به دل راه ندهد، از اوقات جوانی و فرصت‌ها بهترین استفاده را بکند، فرزندانش را درست تربیت و با مهر و محبت و صفا با اهل خانه رفتار کند و طریق صالحان را بپیماید[۱۶۸] ایشان در وصیت‌نامه سیاسی‌الهی خود، قرائت وصیت‌نامه را در صورت امکان، به عهده فرزند خود گذاشت[۱۶۹]؛ اما وی با توجه به شرایط روحی خود نتوانست آن را بخواند و رئیس‌جمهور وقت، سیدعلی خامنه‌ای آن را خواند. (ببینید: وصیت‌نامه امام‌خمینی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در توجه مجلس خبرگان رهبری، به رهبری سیدعلی خامنه‌ای پس از امام‌خمینی مؤثر بود؛ چنان‌که پس از تعیین خامنه‌ای به رهبری انقلاب و نظام از سوی خبرگان نیز به وی تبریک گفت و از خبرگان برای این انتخاب سپاس‌گزاری کرد. (ببینید: سیدعلی خامنه‌ای)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از امام‌خمینی&lt;br /&gt;
پس از رحلت امام‌خمینی، سیداحمد خمینی به عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شد. همچنین رهبر انقلاب در هفدهم فروردین ۱۳۷۰ وی را به نمایندگی ولی فقیه و سرپرستی حاجیان ایرانی برگزید؛ ولی او به سبب تمایل نداشتن مادر خود، آن را نپذیرفت. خود او نیز که از طرف مردم تهران به عضویت مجلس خبرگان رهبری انتخاب شده بود، پیشنهاد هاشمی رفسنجانی برای نامزدی نمایندگی مجلس شورای اسلامی و سپس ریاست مجلس را نپذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی همراه با تحول روحی در اواخر عمر، در بیابان کویری کوشک‌نصرت، میان جاده تهران ـ قم در خانه‌ای محقّر به مطالعه کتاب‌های عرفانی امام‌خمینی و دعا و خودسازی و تقویت حالات عرفانی می‌پرداخت. او سعی می‌کرد با رهایی از تعلقات مادی خود را آماده سفر آخرت کند و گاهی تنی چند از اهل دعا و معنا را در خلوت تنهایی می‌پذیرفت. وی سرانجام در ۲۱ اسفند ۱۳۷۳ به علت عارضه قلبی و سکته در بیمارستان بستری شد و پس از چند روز در شامگاه ۲۵ اسفند و در ۴۹سالگی درگذشت. پیکر او روز بعد در مراسم باشکوهی تشییع شد و رهبر انقلاب بر او نماز خواند و بنا بر وصیت خودش در حرم امام‌خمینی و کنار قبر پدر خود، به خاک سپرده شد. پس از درگذشت وی شایعاتی نیز دربارهٔ علت واقعی درگذشت او منتشر شده است. آثار وی شامل پیام‌ها، سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها، نامه‌ها، احکام و مکاتبات از ۸/۱۱/۱۳۵۷ تا ۱۹/۱۲/۱۳۷۳ در مجموعه‌ای دو جلدی با نام مجموعه آثار یادگار امام گردآوری و توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در یازدهم مهر ۱۳۴۸ش(۲۸ جمادی‌الثانی ۱۳۸۷ق) با سیده‌فاطمه طباطبایی فرزند سیدمحمدباقر سلطانی طباطبایی ازدواج کرد. امام‌خمینی در نامه‌ای (۹/۸/۱۳۴۸) پیوند او با خانواده اصیل، محترم و بزرگ طباطبایی را تبریک گفت و در ۱۶/۸/۱۳۴۹ نیز با تبریک عروسی سیداحمد، برای وی و همسرش زندگی توأم با سعادت و سلامت را آرزو کرد. فرزندان او سه پسر به نام‌های سیدحسن(۱۳۵۱)، سیدیاسر (رضا) (۱۳۵۷) و سیدعلی (۱۳۶۵) هستند که هر سه روحانی‌اند و در حوزه علمیه قم به تحصیل و تدریس اشتغال دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[https://fa.wiki.khomeini.ir/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41586</id>
		<title>سید احمد خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41586"/>
				<updated>2026-05-04T18:46:21Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی با نام مصطفوی در شناسنامه، آخرین فرزند امام‌خمینی و خدیجه ثقفی، در جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۲۴ در قم زاده شد امام‌خمینی برای زنده‌داشتن نام و یاد پدربزرگ خود، نام «سیداحمد» را برای او برگزید وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه اوحدی قم به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به دبیرستان حکیم نظامی (امام‌صادق(ع)) رفت. در کودکی و جوانی علاقه فراوانی به ورزش به‌ویژه فوتبال داشت و در سال سوم دبیرستان به عضویت تیم فوتبال قم درآمد و مدتی نیز کاپیتان این تیم بود، در این مدت در مسابقات مختلف شرکت کرد. در یکی از مسابقات که در شهر ری برگزار شد و وی به عنوان کاپیتان تیم، در آن خوب درخشید، شناخته شد و مردم پس از مسابقه او را با شعار درود بر خمینی، تشویق کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از آنکه در سال ۱۳۴۳ دیپلم طبیعی را از دبیرستان حکیم نظامی دریافت کرد، تیم فوتبال شاهین که از تیم‌های معروف ورزشی آن زمان در تهران بود، برای بازی در تیم از او دعوت کرد و او با توجه به تبعید امام‌خمینی در این سال به ترکیه، قصد داشت از طریق عضویت در تیم از کشور خارج شود؛ ولی در نهایت انتخاب نشد. سال ۱۳۴۴، سال کناره‌گیری او از فوتبال بود او پس از گرفتن دیپلم متوسطه، برای تحصیل در مدرسه عالی حسابداری تهران پذیرفته شد؛ اما با احتمال مانع‌تراشی رژیم پهلوی و نیز تشویق امام‌خمینی بر ترجیح علوم دینی، از رفتن به این دوره صرف‌نظر کرد. امام‌خمینی در نامه‌های خود به وی به او تأکید می‌کرد تنها در صورت خواندن علوم دینی است که هزینه‌های زندگی او را تأمین می‌کند و در غیر این صورت، هیچ کمک مادی به او نخواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات حوزوی&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در سال ۱۳۴۵، وقتی برای دومین‌بار به نجف و دیدار پدر رفت، با اشاره و توصیه پدر، لباس روحانیت پوشید و تحصیل علوم دینی را آغاز کرد او در بازگشت به قم ادبیات و سطح را در حوزه علمیه قم نزد استادانی چند مانند سیدمحمد ابطحی کاشانی، محمدصادق خلخالی، محمد فاضل لنکرانی، میرزامهدی صادقی تبریزی و سیدمحمدباقر طباطبایی سلطانی فرا گرفت امام‌خمینی در ۱۹/۳/۱۳۴۹، در نامه‌ای خطاب به فرزند خود با اظهار خوشحالی از ورود وی به حوزه، سفارش کرد از آغاز همراه با درس و مباحثه، تدریس هم داشته باشد؛ هرچند برای یک نفر ایشان که پیگیر تحصیل حوزوی او بود، در نامه‌های متعدد به وی تأکید می‌کرد با جدیت مشغول درس و بحث باشد و هم‌زمان در تهذیب اخلاق و تحکیم مبانی دینی نیز بکوشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی به مدت شش سال، درس‌های سطح را به پایان رساند و از سال ۱۳۵۱ در درس خارج فقه و اصول سیدموسی شبیری زنجانی و مرتضی حائری یزدی و محمد فاضل لنکرانی در قم شرکت کرد. نیز از درس‌های مرتضی مطهری در قم، سیدمحمدباقر صدر و سیدمهدی اخوان مرعشی در نجف، بهره برد. وی همچنین در سفرهایی که برای دیدن پدر و مادر خود به نجف می‌رفت و نیز در مدت اقامت در نجف در سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶، در درس پدر و برادر خود سیدمصطفی خمینی، میرزاباقر زنجانی و برخی استادان دیگر شرکت می‌کرد؛ چنان‌که از اواخر سال ۱۳۵۵ از درس اسفار غلامرضا رضوانی بهره برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در تحصیلات خود بسیار جدی بود و درس‌های خود را با برخی طلاب فاضل، ازجمله سیدمحمد خاتمی، محمدعلی رحمانی، محمود واحد نجف‌آبادی و سیدمحمدرضا لواسانی مباحثه می‌کرد و با توجه به استعداد و هوش سرشاری که داشت، به‌سرعت پیشرفت کرد. این مباحثه‌ها، افزون بر پاره‌ای از متون دشوار قدیمی، برخی از متن‌های جدیدتر مانند اقتصادنا تألیف سیدمحمدباقر صدر را نیز در بر می‌گرفت او معتقد بود پرداختن به متون دشوار و مهم فقهی، از درس‌های رسمیِ در دوره خارج، مهم‌تر است و از همین‌رو به این متن‌ها توجه ویژه‌ای داشت. سیداحمد خمینی پس از درگذشت مشکوک برادر خود در اول آبان ۱۳۵۶ و رخدادهای پس از آن و اوج‌گیری و انقلاب، به دلیل ضرورت همراهی با پدر، نتوانست به تحصیل ادامه دهد؛ با این حال، به همراه برادرزاده خود سیدحسین خمینی در بعضی از درس‌های سیدمحمدباقر صدر شرکت می‌کرد وی همچنین در سال‌های اقامت در نجف، اصول فلسفه و روش رئالیسم، نوشته سیدمحمدحسین طباطبایی که با شرح و پاورقی‌های مرتضی مطهری است، برای خواهران خود تدریس می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از پیروزی انقلاب، با بهترشدن شرایط کشور و تثبیت نظام جمهوری اسلامی به تحصیل و تدریس ادامه داد. در این دوره، درس شرح منظومه را که پیش‌تر نزد یحیی انصاری شیرازی خوانده بود، بار دیگر، بیش از دو سال از محمد محمدی گیلانی به صورت خصوصی فرا گرفت وی همچنین ادبیات را در قم و معالم الاصول و شرح لمعه را در تهران تدریس می‌کرد؛ نیز پس از رحلت امام‌خمینی به مدت سه سال در دفتر جماران کفایة الاصول آخوند خراسانی را برای گروهی از اعضای دفتر درس داد. او که سال‌ها در درس خارج شرکت کرده بود، در حد اجتهاد در فقه و جامع معقول و منقول بود. برخی تأیید شورای نگهبان برای عضویت وی در مجلس خبرگان را نیز به منزله تأیید اجتهاد او دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همگامی با مبارزه: سیداحمد خمینی هم‌زمان با تحصیل، با فعالیت‌های گسترده سیاسی نیز همراهی داشت او در سال ۱۳۴۴، پس از انتقال امام‌خمینی از ترکیه به عراق، به همراه دوست خود کاظم رحیمی به صورت پنهانی و از طریق آبادان رهسپار عراق شد و پس از مدتی سرگردانی وارد نجف شد سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) با اطلاع از سفر احتمالی وی به عراق، مترصد این سفر بود و چنان‌که در اسناد ساواک آمده است، او را دارای مدرک دیپلم و مشمول نظام وظیفه معرفی کرده که تلاش دارد با اعلام طلبگی، از معافیت سربازی این قشر استفاده کند؛ از همین‌رو نعمت‌الله نصیری رئیس ساواک، در نامه‌ای به ریاست شهربانی کل کشور (۱۹/۸/۱۳۴۴)، دستور داد در صورت تقاضای صدور یا تمدید گذرنامه و اجازه خروج از کشور، از سوی وی، پیش از هر اقدامی، موضوع را به ساواکِ مرکز اطلاع دهند؛ با این حال، این سفر از چشم ساواک پنهان ماند.&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از چندماه اقامت در نجف، با اشاره امام‌خمینی به ایران بازگشت و هنگام ورود به کشور در مرز خسروی، گرفتار مأموران مرز شد؛ ولی با هوشیاری و برخورد سنجیده، موفق شد از افشای هویت خود جلوگیری کند. او در راه بازگشت به قم، در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۴۵ وارد همدان شد و به دیدار شهاب‌الدین اشراقی، شوهر خواهر خود که در تبعید به سر می‌برد، رفت و پس از آن راهی قم و تهران شد. ساواک تنها پس از به‌دست‌آمدن نامه‌ای از شخصی به نام احمد مصطفوی خطاب به نصرالله خلخالی در عراق، که در آن ماجرای بازگشت به ایران و چگونگی دستگیری و آزادی را شرح داده بود، به سیداحمد خمینی مشکوک شد و دستور تحقیق دربارهٔ هویت او را صادر کرد. پس از مشخص‌شدن هویت او و اقامت در خانه اشراقی، همچنین دریافت مبلغی از وی برای پرداخت شهریه طلاب در قم، ساواک با احتمال اینکه فرزند امام‌خمینی برای انجام مأموریتی به ایران بازگشته است، دستور مراقبت دقیق تا روشن‌شدن هدف او را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود مراقبت‌های شدید ساواک، سیداحمد خمینی در اواخر سال ۱۳۴۵ بار دیگر برای دیدار با پدر، پنهانی و از راه خرمشهر، عازم عراق و نجف شد و در همین سفر، به کسوت روحانیت درآمد. او به هنگام بازگشت به ایران در ۸/۴/۱۳۴۶، از سوی مأموران عراقی در مرز خسروی، شناسایی و دستگیر و به دولت ایران تحویل داده شد. وی نزدیک به دو ماه در زندان قزل‌قلعه تهران زندانی بود و در تاریخ ۲۴/۵/۱۳۴۶، آزاد شد و به قم رفت. در این مدت تلاش‌هایی برای آزادی او صورت گرفت؛ ازجمله مرجع تقلید وقت، سیدمحسن حکیم، در نامه‌ای به میرزاعبدالله تهرانی (چهلستونی)، یکی از علمای تهران، از او خواست تا پیگیر آزادی سیداحمد خمینی باشد. سرانجام وی در ۲۳/۵/۱۳۴۶ آزاد شد یک روز پیش از آزادی او، روزنامه‌های کیهان و اطلاعات، به دستور نعمت‌الله نصیری، گزارشی از سفر قاچاق و بدون گذرنامه او به عراق را به عنوان خبر مطبوعاتی منتشر کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند ماه پس از آزادی سیداحمد خمینی، مأموران ساواک در آبان ۱۳۴۶، به خانه و کتابخانه امام‌خمینی حمله کردند و پس از بازرسی کامل خانه، در حضور سیداحمد و چند نفر دیگر از نزدیکان و نمایندگان امام‌خمینی، همه وسایل، کتاب‌ها، اسناد و مدارک موجود را جمع‌آوری و فهرست کرده و به مرکز ساواک منتقل کردند. ساواک همچنین هرگونه رفت‌وآمد و اجتماع در خانه ایشان را ممنوع اعلام کرد. در این بازرسی، دفتر شهریه طلاب نیز از سوی ساواک ضبط شد؛ با این حال و با وجود کوشش ساواک برای تعطیلی شهریه امام‌خمینی، با تلاش‌ها و پیگیری‌های سیداحمد خمینی و مشورت با بزرگان حوزه و نیروهای انقلابی، شهریه امام‌خمینی ادامه یافت؛ اما امام‌خمینی با دریافت خبری مبنی بر سفر ماهیانه فرزند خود برای دریافت شهریه و انتقال آن به قم، در نامه‌ای او را از این کار برحذر داشت و از او خواست این مسئولیت را به شخص دیگری واگذار کند. ساواک در بهمن ۱۳۴۶، وسایل بیت امام‌خمینی را به سیداحمد خمینی بازگرداند، ولی کتاب‌هایی که باقی مانده بود را ضبط و به ساواک منتقل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش‌های ساواک نشان‌دهنده نگرانی مأموران امنیتی از مأموریت احتمالی سیداحمد خمینی در ایران یا فعالیت‌های او به نام امام‌خمینی است؛ از همین‌رو نظر و تلاش ساواک بر این بود که شرایط به گونه‌ای پیش برود که با درخواست خودش از ایران خارج شود. در اسناد ساواک، گزارش‌هایی از اردیبهشت ۱۳۴۷ و مراجعه سیداحمد به اداره کل شهربانی کشور و تقاضای صدور گذرنامه برای سفر به عراق وجود دارد. در این گزارش‌ها ساواک ضمن موافقت با صدور گذرنامه، به مراقبت جدی از او در هنگام خروج از کشور دستور داده است؛ اما این سفر تا سال ۱۳۵۲ انجام نشد. در این فاصله زمانی، ده‌ها نامه از امام‌خمینی خطاب به سیداحمد خمینی وجود دارد و عمده موضوعات آن عبارت‌اند از: سفارش به تحصیل و تهذیب، مسئله وجوه شرعی، چگونگی پرداختن شهریه طلاب، تأکید بر دخالت‌نکردن سیداحمد خمینی در مسئله مرجعیت، احوالپرسی خانوادگی و ذکر توصیه‌های لازم، تبریک ازدواج، فروش کتابخانه و خانه، پرهیز از خودسری در تبلیغ امام‌خمینی و تذکر مسائل مختلف دیگر سیداحمد خمینی در سال ۱۳۵۲، به همراه همسر و فرزند خود سیدحسن، عازم نجف شد و نخست از راه هوایی به لبنان رفت. در لبنان با امام‌موسی صدر، دایی همسرش دیدار کرد و پس از آشنایی با شخصیت صدر، از او خواست تا با نوشتن نامه‌ای به امام‌خمینی، به اتهاماتی که از سوی برخی فعالان سیاسی دربارهٔ صدر گفته می‌شد، پاسخ دهد که صدر نپذیرفت. او در این سفر ضمن آشنایی با مصطفی چمران، دربارهٔ شیعیان آنجا مذاکراتی انجام داد، در پایگاه نظامی تحت نظارت چمران، با گروه‌های چریکی فلسطینی ارتباط برقرار کرد و نیز آموزش نظامی دید. وی پس از یک ماه اقامت در لبنان، به نجف رفت و در دی‌ماه ۱۳۵۲، پس از مدتی اقامت در نجف، به پیشنهاد مادر و با کمک مالی امام‌خمینی که به صورت قرض در اختیار او گذاشته شد، به همراه خانواده عازم سفر حج شد وی پس از اعمال حج، بار دیگر از راه سوریه به لبنان رفت و دیدارهایی با صدر و چمران داشت که این دیدارها موجب نگرانی مأموران ساواک و جستجو از علت و چگونگی آن شد. سرانجام پس از هفت ماه، به ایران بازگشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در اسفند ۱۳۵۲، در نامه‌ای به سیداحمد خمینی، از او خواست تا با هماهنگی برادر و نماینده خود، سیدمرتضی پسندیده و همکاری جمعی از بزرگان حوزه، بدون جلب توجه و به تدریج، به ساختن تعدادی خانه برای طلاب اقدام کنند. این اقدام که بعدها توسط محمد صدوقی نیز پیگیری شد، حساسیت ساواک را برانگیخت و آن را به‌منزله عزم روحانیان در گسترش حوزه علمیه و قراردادن قم به عنوان پایگاه وسیع روحانیون شمرد و از آن جلوگیری کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در دوران تبعید امام‌خمینی افزون بر ارتباط نزدیک و شخصی با امام‌خمینی، در ایجاد ارتباط میان ایشان و انقلابیان نقش مهمی داشت و مسائل ایران را به ایشان منتقل می‌کرد و دستورها و رهنمودهای ایشان را دریافت می‌کرد. او همچنین به دستور امام‌خمینی به دیدار خانواده‌های زندانیان سیاسی و تبعیدی‌ها می‌رفت و از نزدیک در جریان مسائل و مشکلات آنان قرار می‌گرفت و کمک‌های مالی را در اختیار آنان قرار می‌داد. ارتباط نزدیک او با هسته‌های مقاومت اسلامی و بسیاری از شخصیت‌های روحانی مبارز و انقلابی، مانند اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد موسوی خوئینی، سیدعلی خامنه‌ای و عبدالرحیم ربانی شیرازی، جدی‌تر شد و او مطمئن‌ترین راه برای ارتباط با امام‌خمینی و رساندن پیام‌ها به ایشان بود. وی همچنین پنهانی با گروه‌های مبارز مسلح مانند هیئت‌های مؤتلفه و سازمان مجاهدین خلق در ارتباط بود. نخستین تلاش‌های مبارزاتی او تکثیر و توزیع اعلامیه‌های امام‌خمینی در قم بود که در توزیع بسیاری از این اعلامیه‌ها، از روزنامه‌های ورزشی و پوشش آنها سود می‌جست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمود واحد (واحدی) نجف‌آبادی، دوست و همراه سیداحمد خمینی در مبارزه، نخستین فعالیت سیاسی جدی وی را مربوط به زمان اعلام حزب رستاخیز در سال ۱۳۵۳ از سوی رژیم پهلوی و پیام معروف و تند امام‌خمینی در واکنش به آن می‌داند. به گفته او، پس از آنکه اعلامیه امام‌خمینی به قم رسید، سیداحمد خمینی تکثیر و توزیع این اعلامیه را به عهده گرفت و به صورت جدی وارد مبارزه شد او پس از دیدار با هاشمی رفسنجانی در تهران، یک دستگاه فتوکپی خرید و به همراه محمود واحد، در اتاقی در زیرزمین خانه مادر رضاعی (دایه) خود در قم، مشغول به کار شد. با گسترش کار و به دلیل تنگی فضای کار، خانه‌ای در نزدیکی خانه امام‌خمینی در قم، به نام یکی از دوستان خریدند و در آنجا با دستگاه تکثیر بهتر که به کمک موسوی خوئینی تهیه شد، به تکثیر و توزیع گسترده‌تر کتاب‌ها و اعلامیه‌های امام‌خمینی ادامه دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیداحمد خمینی برای فعال نگه‌داشتن بیت امام‌خمینی از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد و با وجود سخت‌گیری ساواک، بازداشت و حتی کتک‌خوردن‌های شدید، تلاش کرد بیت ایشان در قم بسته نشود و همچنان مراسم و مجالس دینی و جلسات روحانیان را برقرار نگاه می‌داشت. به دلیل مراقبت روزانه مأموران ساواک، این مجالس گاه شبانه و پس از پایان وقت کشیک برگزار می‌شد. وی برای جلب نظر سایر بزرگان حوزه مانند سیدکاظم شریعتمداری یا جلوگیری از مخالفت احتمالی آنان با فعالیت‌های مبارزاتی امام‌خمینی، ارتباط با آنان را حفظ می‌کرد؛ چندان که این ارتباط و هدف آن از چشم مأموران ساواک نیز دور نمانده و در اسناد ساواک گزارش شده است در این گزارش‌ها آمده است که به دلیل حمایت شریعتمداری و تعهد او برای مراقبت فعالیت‌های سیداحمد خمینی، مراقبت از خانه امام‌خمینی و شخص سیداحمد، به‌طور نامحسوس انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۵۵، بازداشت سیدمحمد موسوی خوئینی و برخی دیگر از مبارزان، که یکی از اتهامات وی ارتباط با سیداحمد خمینی بود، شرایط را برای سیداحمد ناامن کرد؛ از این‌رو با هماهنگی محمد منتظری و به مدت دو هفته، به پاکستان رفت او همچنین در تیر ۱۳۵۶ به بیروت رفت و پس از دیدار با صدر و چمران عازم نجف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با درگذشت مشکوک سیدمصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ وضع و مسئولیت سیداحمد خمینی تغییر کرد. او به دلیل ضرورت حضور در کنار پدر و انجام مسئولیت‌های برادر، از بازگشت به ایران منصرف شده و به همراه خانواده در نجف ماند امام‌خمینی با توجه به اعتماد کاملی که به فرزند خود داشت، در ۱۵/۱۰/۱۳۵۶ وی را به جای سیدمصطفی وصیّ خود قرار داد و وصایای خود را به او گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین ماه‌ها نهضت اسلامی مردم ایران هم اوج می‌گرفت و به‌ویژه پس از برگزاری مراسم ختم سیدمصطفی خمینی در شهرهای مختلف ایران، سرعت بیشتری یافت؛ رفت و آمدها از ایران و اروپا به نجف بیشتر شد و سیداحمد حلقه اتصال و هماهنگ‌کننده این ارتباطات بود. او با درخواست خبرنگاران نشریه‌های اروپایی برای انجام مصاحبه با امام‌خمینی، شرایط این دیدار را در عین نظارت شدید مأموران عراقی، آماده می‌کرد؛ چنان‌که امام‌خمینی در اردیبهشت و شهریور ۱۳۵۷، توانست با روزنامه‌های فرانسوی لوموند و فیگارو مصاحبه کند. براساس گزارشی از اسناد ساواک، سیداحمد خمینی در زمانی که در ایران بود، با گروه‌های مبارز و چریکی مسلحانه مانند سازمان مجاهدین خلق ارتباط داشت که به دلیل هوشیاری او، هیچ مدرکی از این ارتباط کشف نشد و تنها پس از خروج او از ایران، ساواک به این روابط پی برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اوج‌گیری نهضت اسلامی و ایجاد روابط حسنه دولت ایران و عراق، که به ایجاد محدودیت‌های شدید برای فعالیت سیاسی امام‌خمینی در اوایل پاییز ۱۳۵۷ انجامید، تصمیم امام‌خمینی برای هجرت از عراق را در پی داشت. ایشان نخست به همراه سیداحمد و ابراهیم یزدی که شب پیش از حرکت امام‌خمینی، بی‌خبر از پاریس رسیده بود، و چند تن دیگر از دوستان، عازم مرز کویت شد تا از آنجا به سوریه برود؛ اما ممانعت دولت کویت از ورود ایشان به این کشور، موجب شد امام‌خمینی با مشورت سیداحمد خمینی، رهسپار فرانسه شود. وی به همراه امام‌خمینی و همراهان دیگر، در ۱۴ مهر ۱۳۵۷ به پاریس وارد شدند و پس از دو روز به روستای نوفل لوشاتو در چهل‌کیلومتری پاریس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت امام‌خمینی در پاریس، که حدود چهار ماه به درازا کشید و از پرمشغله‌ترین روزهای نهضت بود، سیداحمد خمینی همواره همراه و ملازم پدر بود و در برنامه‌ریزی‌ها، مصاحبه‌ها و دیدارهای ایشان با افراد و رسانه‌های گروهی نقش اساسی بر عهده داشت؛ همچنین در آن شرایط حساس، وظیفه خطیر حفاظت از جان امام‌خمینی بر عهده وی بود و ازجمله بر مسائل مربوط به تغذیه ایشان نظارت داشت. وی پس از فرار محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ و تصمیم امام‌خمینی به بازگشت به ایران نیز در فراهم‌کردن مقدمات سفر، تعیین هواپیما، انتخاب همراهان و دیگر مراقبت‌های لازم نقش اصلی را بر عهده داشت و پیش از حرکت از پاریس با مشورت با برخی از همراهان واکنش‌های احتمالی رژیم پهلوی را بررسی کرد تا در صورت لزوم بتواند تصمیم مناسب را بگیرد او به هنگام ورود امام‌خمینی به ایران همراه ایشان بود؛ اما به دلیل ازدحام جمعیت و فشار عصبی ناشی از نگرانی برای حفظ سلامت ایشان، پیش از رسیدن به بهشت زهرا(س) از هوش رفت و نتوانست در هنگام سخنرانی امام‌خمینی در بهشت زهرا(س) در کنار ایشان باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فاصله ورود امام‌خمینی به کشور در دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ تا پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، سیداحمد خمینی همراه ایشان بود و در جلسات تصمیم‌گیری، برای مراقبت و حفاظت از امام‌خمینی و تنظیم دیدارها و اعلام پیام‌های ایشان به مردم شرکت می‌کرد و نیز در پیگیری لحظه به لحظه رخدادهای انقلاب و انتقال آنها به امام‌خمینی بیشترین تکاپو و تلاش را داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همراهی با امام‌خمینی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سیداحمد خمینی همواره در کنار امام‌خمینی و مشاوری مورد اعتماد و بازویی توانا برای ایشان بود. وی در دهم اسفند ۱۳۵۷ همراه ایشان به قم رفت و در آنجا نیز وظیفه تنظیم امور بیت و دفتر امام‌خمینی و برقراری ارتباط‌ها و دیدارهای گسترده ایشان با مردم و مسئولان را بر عهده داشت و همان‌گونه که امام‌خمینی می‌خواست، تنها کسی بود که سلامت و صلابت دفتر ایشان را حفظ کرد و در برابر افرادی که در صدد نفوذ در دفتر بودند، هوشیارانه عمل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی با پذیرش سمت‌های رسمی حکومتی از سوی فرزند خود سیداحمد خمینی مخالف بود و معتقد بود وی به صورت آزاد بهتر می‌تواند به اسلام و مردم کشور خدمت کند؛ اما وی به خواست امام‌خمینی برای ابلاغ و دریافت سریعتر گزارش‌های جلسات مسئولین، در جلسات سران سه قوه، شورای عالی دفاع و مجمع تشخیص مصلحت شرکت می‌کرد و در صحنه‌های مختلف انقلاب اسلامی مانند امور جنگ تحمیلی، مقابله با شورش سازمان مجاهدین خلق و خنثی‌کردن غائله سیدابوالحسن بنی‌صدر، حضور و نقش جدی داشت و به عنوان یک عنصر خوش‌فکر، باهوش و باتجربه به پیشبرد جلسات مسئولین کمک می‌کرد؛ چنان‌که وقتی سیدمحمود طالقانی در اعتراض به بازداشت دو نفر از فرزندان خود که یکی از هواداران و دیگری از اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق بود، در روز ۲۳ فروردین ۱۳۵۸ تهران را به حالت قهر به مقصد نامعلومی ترک و اعلام کرد تصمیم دارد دفاتر خود را ببندد و از کار کناره‌گیری کند، همراهی سیداحمد خمینی با طالقانی در سفر به قم و دیدار با امام‌خمینی، این ماجرا را که با توجه به زمینه‌سازی‌های قبلی و تبلیغات گسترده سازمان مجاهدین خلق، می‌توانست به یک غائله بزرگ تبدیل شود، هوشیارانه خاتمه داد.&lt;br /&gt;
در جریان تصرف لانه جاسوسی آمریکا در ایران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به دست دانشجویان پیرو خط امام، سیداحمد خمینی بی‌درنگ از اقدام آنان حمایت کرد. وی که روز بعد به دستور امام‌خمینی و به دعوت دانشجویان به محل سفارت رفته بود، پس از آنکه از نزدیک در جریان امور قرار گرفت با شرکت در چندین مصاحبه بر لزوم حمایت از اقدام آنان تأکید کرد او از آغاز ماجرا تا رهایی گروگان‌ها، طرف مشورت امام‌خمینی و رابط ایشان با شورای انقلاب و مسئولان نظام دراین‌باره بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهور ایران در اول مرداد ۱۳۵۹ طی نامه‌ای به امام‌خمینی پیشنهاد نخست‌وزیری سیداحمد خمینی را مطرح و او را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کرد؛ ولی امام‌خمینی پیشنهاد وی را نپذیرفت و اعلام کرد بنا ندارد اشخاص منسوب به ایشان متصدی این امور شوند. سیداحمد خمینی با اینکه در انتخابات ریاست جمهوری به بنی‌صدر رأی نداده بود و با روی‌کار آمدن او از همان آغاز مخالف بود، گاه مورد انتقاد دیگران قرار می‌گرفت و به حمایت از بنی‌صدر و نیز صادق قطب‌زاده متهم می‌شد؛ اتّهامی که امام‌خمینی آن را رد کرده است؛ البته وی همواره نماینده امام‌خمینی در جلسات هماهنگی سران سه قوه بود و در حل بسیاری از مشکلات و اختلافات پیش‌آمده، نقش مهمی ایفا می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، نقش سیداحمد خمینی در دوره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بی‌بدیل بود و هیچ‌کس دیگر نمی‌توانست این نقش را ایفا کند. به دست آوردن اطلاعات دقیق از آخرین وضعیت نیروهای خودی و قوای دشمن در دفاع مقدس، تدوین دیدگاه‌های افراد دربارهٔ جنگ و جمع‌بندی آخرین گزارش‌ها از مواضع دولت‌ها و مجامع بین‌المللی و رسانیدن این آگاهی‌ها به امام‌خمینی، مسئولیت مهم و سنگینی بود که وی با مدیریت قوی، آن را به بهترین وجه انجام می‌داد. ارتباط پیوسته با شورای عالی دفاع، فرماندهان نظامی و شرکت در جلسات این شورا از دیگر وظایف او بود؛ همچنین رساندن سریع پیام‌های سرّی و غیر سرّی امام‌خمینی دربارهٔ امور نظامی به مسئولان و فرماندهان جنگ و نیز برنامه‌ریزی برای دیدار رزمندگان ارتشی، سپاهی و بسیجی با امام‌خمینی بر عهده وی بود او پیام‌های امام‌خمینی را در کمال امانت و بدون هیچ تفسیر و تعبیری منتقل می‌کرد و پاسخ و واکنش آن جمع یا فرد را بدون کوچک‌ترین تغییری به ایشان می‌رساند و نظر خود را جداگانه بیان می‌کرد؛ چنان‌که در جلسه مسئولان نظام در ۲۵/۴/۱۳۶۷، که برای تصمیم‌گیری دربارهٔ پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ تشکیل شد، شرکت کرد و پیام محرمانه امام‌خمینی به مسئولان نظام را که در پیشگیری از اختلاف نظر و برخوردهای احساسی بعدی بسیار مفید بود، خواند. وی در دوره پس از جنگ و آغاز دوره بازسازی نیز به عنوان امین امام‌خمینی و با نظر خود ایشان، در جلسات مسئولان شرکت می‌کرد و مسائل و موضوعات کشور را به اطلاع ایشان می‌رساند. امام‌خمینی بر اهمیت این مسئولیت تأکید کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیداحمد خمینی در ماجرای کناره‌گیری حسینعلی منتظری از قائم‌مقامی رهبری، تلاش کرد کار به عزل و جدایی نکشد، ولی به نتیجه نرسید. کتاب رنجنامه که در همان زمان منتشر شد، به شرح تفصیلی این ماجرا و علل و عوامل این قضیه از زبان وی پرداخته و ریشه‌ها و مسائلی که این واقعه تلخ را به وجود آوردند، نیز تلاش فراوان امام‌خمینی در جلوگیری از کژتابی‌های موجود در بیت قائم‌مقام رهبری را، بررسی کرده است. وی در مناسبت‌های مختلف نماینده امام‌خمینی برای ابلاغ پیام ایشان به مردم نیز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در طول سال‌های مدیریت دفتر امام‌خمینی، همراهی دلسوز و مطمئن، مشاوری امین، یاری دیرین و سربازی فداکار برای امام‌خمینی بود. مسئولان کشوری و لشکری به واسطه او می‌توانستند به راحتی از امام‌خمینی رهنمود بگیرند یا گزارش‌های خود را تقدیم کنند. او مهم‌ترین عامل پیشبرد آرمان‌های انقلاب اسلامی و نظام را حفظ اتحاد مردم و مسئولان می‌دانست و در حفظ و تقویت آن می‌کوشید. وی به مردم فقیر و مستضعف بسیار توجه داشت و از همنشینی با آنان لذت می‌برد و بارها برای اطلاع از وضعیت مناطق فقیرنشین به استان‌های محروم ازجمله هرمزگان و سیستان و بلوچستان و شهرهای سرباز، میرجاوه، کنارک، بم، ایران‌شهر و مناطق مرزی سفر کرد و در هم‌صحبتی با مردم، پای درد دل آنان نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی&lt;br /&gt;
درک ضرورت و اهمیت وجود مرجعی برای تنظیم و انتشار اسناد، کتاب‌های علمی، سخنان شفاهی و مکتوب امام‌خمینی به‌گونه‌ای که به‌ویژه پس از رحلت ایشان شائبه و اختلافی در آن نباشد، موجب شد سیداحمد خمینی در ۱۷/۶/۱۳۶۷، در نامه‌ای به امام‌خمینی، ضمن شرح ضرورت و اهمیت این موضوع، از ایشان بخواهد تا تکلیف آن را روشن کند. امام‌خمینی در پاسخ، با اشاره به صاحب‌نظر بودن سیداحمد، در مسائل سیاسی ـ اجتماعی و با توجه به اینکه در تمام فراز و نشیب‌ها همراه ایشان و متصدی امور سیاسی و اجتماعی مربوط به ایشان بوده است، او را برای تدوین و تنظیم تمام مسائل مربوط به خود که چه بسا در رسانه‌ها به اشتباه ذکر شده باشد، برگزید. ایشان همچنین با آرزوی توفیق برای فرزند خود از او خواست تا با دقت نظر و صرف وقت، این کار را به پایان برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در ۲۲/۸/۱۳۶۷ در نامه دیگری به امام‌خمینی، با توجه به پراکنده‌بودن پرونده‌ها و اسناد تهیه‌شده در مراکز و نهادهای مختلف و لزوم تحقیق و مطالعه آنها، از ایشان خواست تا در صورت مصلحت، دربارهٔ در اختیار قراردادن این اسناد، دستور صادر کند. امام‌خمینی نیز در حکمی همه مسئولان را موظف کرد هر کجا نامه، سند یا پرونده‌ای دربارهٔ ایشان هست، درصورت درخواست سیداحمد یا نماینده او، در اختیار قرار دهند. او بر اساس حکم یادشده و بر مبنای طرحی که محمدعلی انصاری و حمید انصاری تدوین کرده بودند و کلیات آن مورد موافقت امام‌خمینی و رؤسای سه قوه قرار گرفته بود، در سال ۱۳۶۷، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را تأسیس کرد. مجلس شورای اسلامی نیز طی مصوبه‌ای در ۱۴/۸/۱۳۶۸ مسئولیت جمع‌آوری سخنان، اسناد و مدارک مربوط به امام‌خمینی را به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی با سرپرستی سیداحمد خمینی به عنوان نهادی رسمی و قانونی واگذار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه امام، ج۱۷، ص۹۲-۹۳.&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی جریان‌های اسلامی و انقلابی موجود در کشور را از پیروان ولایت فقیه و دلسوز نظام و انقلاب و اختلاف میان آنها را اختلاف سلیقه در مسائل فرعی می‌دانست[۱۲۷] و برای متعادل نگه‌داشتن نیروهای انقلابی با وجود سلیقه‌های گوناگون بسیار می‌کوشید و همواره به صورت رابطی بی‌طرف میان آنان عمل می‌کرد[۱۲۸] وی وجود دیدگاه‌های مختلف میان نیروهای سیاسی معتقد به نظام و انقلاب در چارچوب قانون اساسی را به زیان انقلاب نمی‌دانست و معتقد بود طرح دیدگاه‌های مختلف موجب رشد افکار و تقویت نظام است[۱۲۹]؛ در عین حال، خود وارد کشمکش‌های جناحی و رقابت‌های سیاسی نیروهای انقلابی نمی‌شد و همیشه تلاش می‌کرد میان جناح‌های مختلف هماهنگی ایجاد کند.[۱۳۰] او بارها اعلام کرده بود که به هیچ دسته و گروه و جمعیتی وابسته نیست و در هیچ حزب و سازمانی عضویت ندارد.[۱۳۱]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی نیز سیداحمد را عزیزترین فرد نزد خود می‌دانست[۱۳۲] و علاقه و ارتباط عاطفی عمیقی با او داشت. ایشان در چندین نامه او را عزیز، نورچشمی، مورد وثوق و فرزند مکرم خطاب کرده و همواره دربارهٔ مسائل مختلف شخصی و نیز مسائل مربوط به خانواده، بستگان و امور بیت و دفتر ایشان، او را راهنمایی می‌کرد و تذکر لازم را می‌داد[۱۳۳]؛ چنان‌که با وجود تأکید سیداحمد بر تهیه تلفن برای خانه پدر خود در نجف و نیاز خانواده به داشتن تلفن و دشواری استفاده از آن در بیرون از خانه که ناچار بودند برای تلفن به عنوان مثال، به خانه نصرالله خلخالی بروند، امام‌خمینی حاضر به قبول نشد و به وی تذکر داد که از حالا رعایت و صرفه‌جویی در اموال شرعی را تمرین و از زیاده‌روی در هزینه‌کردن آنها پرهیز کند.[۱۳۴]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت سیدمحسن حکیم، امام‌خمینی در نامه‌ای به فرزند خود با بیان احتمال آغاز مباحثی دربارهٔ مرجعیت، از او و تمام دوستان خود خواست از این مباحث نفیاً و اثباتاً دوری کنند و یک کلمه دخالت نکنند[۱۳۵]؛ نیز در موردی در سال ۱۳۴۹، پس از دریافت خبری مبنی بر اینکه وی به منظور تبلیغ برای امام‌خمینی و رونق‌دادن به رفت و آمد بیت، به برخی از افراد شهریه ویژه پرداخت می‌کند، با نوشتن نامه‌ای به او، ضمن اینکه احتمال کذب‌بودن این خبر را دور ندانست، با این حال، با ضدانسانی خواندن این‌گونه امور، او را از اقدام به چنین اعمالی برحذر داشت و تأکید کرد ایشان را در جریان اصل خبر قرار دهد و هرگز چنین کارهایی را بدون اطلاع ایشان انجام ندهد[۱۳۶] ایشان در نامه دیگری که پس از ازدواج سیداحمد نوشت، از او دربارهٔ سکونت احتمالی در کتابخانه ایشان که وقف مطالعه طلاب بوده است بازخواست کرد و از او خواست با تخلیه کتابخانه، آن را به طلاب واگذارد و دیگر چنین کاری را تکرار نکند. سیداحمد اصل خبری که به امام‌خمینی رسیده بود را کذب خوانده و تأکید کرده است هرگز در کتابخانه ساکن نشده بود؛ اما امام‌خمینی با وجود تردید در اصل این خبر تذکر دراین‌باره را لازم دانست.[۱۳۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در سال ۱۳۶۱ سیداحمد را وصی در امور شخصی خود قرار داد[۱۳۸] و بارها دربارهٔ فرزند خود دعا کرده،[۱۳۹] به درستکاری و امانتداری وی شهادت داده و به صورت جدی و صریح از وی دفاع کرده است[۱۴۰] امام‌خمینی حضور و همراهی سیداحمد را با خود مهم می‌دانست و علاقه داشت او همواره در کنارش باشد[۱۴۱] و وی را در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب‌نظر می‌دانست که با صداقت و کیاست در تمام فراز و نشیب‌ها در کنار ایشان بوده و امور سیاسی و اجتماعی را اداره کرده است[۱۴۲]؛ با این حال، به او خاطرنشان کرد که تا زنده و منشأ تأثیر است، انتقاد و تهمت و شایعه‌سازی علیه او اجتناب‌ناپذیر است، زیرا عقده‌ها زیاد، توقعات روزافزون و حسادت‌ها فراوان است،[۱۴۳] پس باید خود را برای جفاهایی که پس از مرگ ایشان به حساب وی می‌گذارند آماده کند.[۱۴۴]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دفاع امام‌خمینی&lt;br /&gt;
جایگاه حساس و نقش بسیار مهم سیداحمد خمینی، سیل شایعات و تهمت‌ها را متوجه وی کرد؛ به گونه‌ای که امام‌خمینی به‌رغم موافق‌نبودن فرزندش با دفاع ایشان از او، در ۲۳ آبان ۱۳۶۱ در پیامی با اشاره به اینکه احتمال قوی می‌دهد که پس از ایشان گروه‌ها و اشخاصی بخواهند برای انتقام‌جویی به بعضی از نزدیکان و دوستانشان تهمت‌های ناروایی را نسبت دهند و احیاناً به عنوان دفاع، انتقام ایشان را از آنان بگیرند، اعلام کرد احساس وظیفه شرعی می‌کند که برای رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملت عزیز اظهار کند تا از ناحیه ایشان کوتاهی نشده باشد و دین خود را به عنوان یک مسلمان و یک خویشاوند ادا کرده باشد.[۱۴۵]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در این نامه خداوند تعالی را شاهد و ناظر گرفت و در پیشگاه مقدس حق شهادت داد که از اول انقلاب و بلکه پیش از انقلاب و از زمانی که فرزندش، سیداحمد وارد مسائل سیاسی شده است، از وی رفتار یا گفتاری که بر خلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد، ندیده است و در تمام مراحل، از انقلاب پشتیبانی کرده و در مرحله پیروزی شکوهمند انقلاب، معین و کمک‌کار ایشان بوده است[۱۴۶] همچنین ایشان در این پیام شهادت داده است که سیداحمد کاری که بر خلاف نظر ایشان باشد، انجام نداده و در امور مربوطه، چه در اعلامیه‌ها و حتی در الفاظ اعلامیه‌ها یا ارشادها و راهنمایی‌ها، بدون مراجعه به ایشان تصرف و دخالتی نکرده و اگر در امری نظری داشته، صرفاً تذکر داده است و تذکراتش نیز صادقانه بوده و بر خلاف مسیر انقلاب و مصلحت نبوده است؛ چنان‌که اگر ایشان تذکراتش را صحیح می‌دانسته، پذیرفته و اگر نمی‌پذیرفته، وی از قول و نظر ایشان تخلف نمی‌کرده است.[۱۴۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامه امام‌خمینی به مدرسان حوزه علمیه درباره عدم امکان رئیس‌جمهوری جلال‌الدین فارسی:&lt;br /&gt;
آقایان بدانند احمد به من خیانت نمی‌کند، و مورد وثوق من است. اگر مطلبی از من نقل کرد، خلاف نمی‌گوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه امام، ج۱۲، ص۱۱۵.&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین با اشاره به اینکه برخی مخالفان انقلاب گاهی سیداحمد را متهم می‌کنند که در امور مالی ایشان دخالت می‌کند، یادآور شد که او در امور مالی ایشان دخالتی نداشته و ضبط و حفظ بیت‌المال در اختیار بعضی افراد مورد وثوق و اعتماد بوده است و اگر سیداحمد برای اشخاصی وجوهی خواسته است، تنها در حد پیشنهاد بوده و شخص ایشان با واسطه یا بی‌واسطه وجه را به اشخاص مورد نظر رسانده است. ایشان تأکید کرد سیداحمد در هیچ بانک داخلی و خارجی و هیچ مؤسسه‌ای پولی ندارد و نیز مالک زمین مزروعی و غیر مزروعی یا ساختمان و مانند آن نیست و اگر پس از ایشان، فرزندش در داخل یا خارج کشور مالک چیزی از این امور بود، دولت وقت می‌تواند با حکم فقیه، آن اموال را مصادره کند و وی را تحت تعقیب قرار دهد.[۱۴۸]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در ادامه، با اشاره به برخی تهمت‌ها که مخالفان به سیداحمد زدند و مدتی وقت خود را صرف آن کردند، مانند اینکه وی موزه عباسی را ربوده و به پاریس برده که سپس روشن شد صحت ندارد یا اینکه در اطراف شمال زمین‌هایی خریده است و امثال آن، این مسائل را ازجمله اموری شمرد که برای مخالفت و انتقام‌جویی از ایشان، به فرزندش نسبت می‌دهند. همچنین ایشان با اشاره به تهمت طولانی‌مدت طرفداری سیداحمد از منافقین اعلام کرد که در طول مدت انقلاب، مخالفت‌هایی که از وی نسبت به آنان دیده است، از دیگران به آن شدت و قاطعیت ندیده است؛ چنان‌که در قضیه زندان اوین و شکایت‌ها و مخالفت‌هایی که با اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب وقت تهران و رئیس زندان اوین (به دلیل برخورد با اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق) می‌شد، کسی بیشتر از سیداحمد، از لاجوردی حمایت و دفاع نکرد و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریباً فاجعه دانست[۱۴۹] امام‌خمینی همچنین دربارهٔ اتهام طرفداری فرزند خود از بنی‌صدر، تصریح کرد مادامی که خود ایشان از بنی‌صدر به واسطه بعضی مصالح، جانب‌داری می‌کرد، سیداحمد نیز طرفدار بنی‌صدر بود؛ ولی از زمانی‌که ایشان پرده‌ها را بالازده و بنی‌صدر را برکنار کرده است، حتی یک مرتبه از او طرفداری نکرده بلکه مخالف شدید بوده است.[۱۵۰]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در همین پیام با اشاره به موضوع روحانیت که گاهی سیداحمد متهم به مخالفت با آن می‌شد، اعلام کرد که ایشان وی را موافق جدی روحانیت می‌داند که از حفظ اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می‌کند و اساساً روحانیت چیزی نیست که یک نفر مسلمان با آن مخالف باشد؛ ولی موافقت بی‌قید و شرط با هر کس که لباس روحانیت به قامت او باشد، هرچند به خلاف مشی اسلامی رفتار کند، از ایشان و از هیچ روحانی متعهد دیگری متوقع و پذیرفته نیست[۱۵۱] ایشان در این پیام از فرزند خود خواست که با تکیه بر خدای تبارک و تعالی، از هیچ‌کس غیر او نهراسد و به واسطه تهمت‌ها و مخالفت‌ها، در خدمت به خالق و خلق، به خود تزلزل و تردید راه ندهد و در کنار وفاداران به انقلاب و متعهدان در راه اسلام و هدف، به خدمت هرچه بیشتر قیام کند؛ نیز در خط انقلاب از هیچ خدمتی مضایقه نکند و هرچه مشکل پیش آید و هرچه کارشکنی شود، از کوشش برای خواست خدا دست برندارد.[۱۵۲]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، به‌رغم دفاع صریح امام‌خمینی از سیداحمد خمینی، بار دیگر در موضوع استعفای شورای سرپرستی صداوسیما و در واقع برکناری آنان از سوی امام‌خمینی، وی از سوی برخی متهم به دروغ‌گویی و نسبت نادرست به امام‌خمینی شد که واکنش قاطع و صریح امام‌خمینی را در پی داشت که هدف این کار را نه تخریب فرزند خود بلکه بی‌اعتبار کردن خود ایشان و بیت شمرد و به‌شدت آن را رد کرد.[۱۵۳]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین در آذر ۱۳۶۶، در نامه‌ای وصیت‌گونه به فرزند خود سیداحمد که بیان توصیه‌های اخلاقی و عرفانی به او بود،[۱۵۴] پس از بیان نکات اخلاقی، دلیل هجمه‌ها و تهمت‌های زیاد به او را با وجود اینکه در هیچ شغلی از مناصب مسئولان نظام مشغول نیست، جرم فرزندی ایشان دانست که از نظر فرهنگ شرق و غرب، کم‌جرمی نیز نیست و وی باید در انتظار هجمه‌های شدیدتر باشد. ایشان به فرزند خود تأکید کرد با ایمان به خدا و اعتماد به حکمت بی‌انتهای او، همه تهمت‌ها و آزارها را تحفه‌ای از دوست برای سرکوب نفسانیت بداند و خداوند را برای این نعمت شکرگزار باشد. ایشان در این نامه با اشاره به مخالفت سیداحمد برای اعلام حمایت از او، خود را موظف به شهادت بر تبرئه او دانست و بار دیگر تصریح کرد سیداحمد از روزی که مشغول اداره امور ایشان شده تا زمان نوشتن این نامه، قدمی یا قلمی برخلاف گفتار و نوشتار ایشان برنداشته و تاکنون دیناری از بیت‌المال برای مصارف شخصی خود هزینه نکرده است و ایشان خود زندگی سیداحمد را از مال شخصی خود اداره می‌کند.[۱۵۵]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باوجود دفاع صریح و مکتوب امام‌خمینی از سیداحمد خمینی، در زمانی که پس از رحلت امام‌خمینی اسناد و آثار مکتوب ایشان برای درج در مجموعه آثار امام‌خمینی بازبینی می‌شد، او ذیل پیام کتبی یادشده، خطاب به حمید انصاری نوشت، از آنجا که دفاع امام‌خمینی از وی در فرهنگ ایشان نبوده و ایشان به عنوان دفاع از مظلوم و به ناچار این مطلب را نوشته است، از درج این پیام در مجموعه خودداری کند و بگذارد آنچه مغرضان دربارهٔ او گفته‌اند، گفته باشند[۱۵۶]؛ ولی پس از درگذشت سیداحمد خمینی، فرزند او، سیدحسن خمینی با درخواست حمید انصاری برای چاپ این سند در صحیفه امام که گواه بسیاری از رنج‌های امام‌خمینی، فرزند و منسوبان و یاران ایشان و نیز پاسخی به تردیدها و شبهه‌های غرض‌ورزان بود، موافقت کرد.[۱۵۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارش‌ها و نامه‌های امام‌خمینی&lt;br /&gt;
امام‌خمینی کتاب آداب الصلاة خود را که اثری عرفانی و معنوی است (ببینید: آداب الصلاة)، به سیداحمد خمینی هدیه کرده[۱۵۸] و در نامه‌هایی که خطاب به او می‌نوشت، تذکرات، نصایح و سفارش‌های مهمی را مطرح می‌کرد[۱۵۹]؛ ازجمله از وی می‌خواست که با همه توان در خدمت به مردم به‌خصوص محرومان، مستمندان و مظلومان بکوشد و از کمک به متصدیان امر و دولت‌مردان جمهوری اسلامی ایران که یک وظیفه اسلامی، انسانی و ملی است، در صورت شایستگی کوتاهی نکند[۱۶۰]؛ اما در عین حال هیچ‌گاه برای به دست آوردن مقام و منصب قدمی برندارد[۱۶۱] ایشان در چند نامه و یادداشت تربیتی، اخلاقی و عرفانی که در ۲۶ تیر ۱۳۶۳،[۱۶۲] ۲۵ آذر ۱۳۶۳،[۱۶۳] ۲۷ آبان ۱۳۶۵ و ۲۸ آذر ۱۳۶۶[۱۶۴] خطاب به فرزند خود نوشته، مطالب تفصیلی عرفانی را یادآور شده است و ضمن سفارش‌های اخلاقی، تربیتی، عرفانی و اجتماعیِ مهم، وی را به تفکر در الطاف الهی، انکارنکردن مقامات معنوی و روحانی، انس با قرآن و میراث معصومان(ع) و دعاها و مناجات‌ها، جدیت در تهذیب نفس، پرهیز از دنیاطلبی و تحصیل رضای حق فرا خوانده است و در برابر تهمت‌ها و شایعه‌پراکنی‌هایی که علیه او می‌شود، وی را به صبوری و تحمل رنج‌ها سفارش کرده است. (ببینید: نامه‌های امام‌خمینی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین به سیداحمد خمینی سفارش کرد فرصت را از دست ندهد و در جوانی در تهذیب نفس و اصلاح اخلاق و کردار خود بکوشد و سعی کند به گونه‌ای رفتار کند که هنگام مرگ حق‌الناس بر گردنش نباشد[۱۶۵] و در خدمت و اطاعت از مادر و برآورده‌کردن رضایت او بکوشد و به خوش‌رفتاری با خویشان و نزدیکان و همسر و فرزندان توجه کامل داشته باشد[۱۶۶]؛ نیز وی را به تعهد و شانه خالی‌نکردن از زیر بار مسئولیت خدمت به خلق دعوت می‌کرد[۱۶۷] و تأکید می‌کرد دوستان و معاشران وارسته‌ای برگزیند، از حب دنیا و شهرت پرهیز کند، در توطئه‌ها استقامت ورزد و از تهمت‌ها و شایعات هراسی به دل راه ندهد، از اوقات جوانی و فرصت‌ها بهترین استفاده را بکند، فرزندانش را درست تربیت و با مهر و محبت و صفا با اهل خانه رفتار کند و طریق صالحان را بپیماید[۱۶۸] ایشان در وصیت‌نامه سیاسی‌الهی خود، قرائت وصیت‌نامه را در صورت امکان، به عهده فرزند خود گذاشت[۱۶۹]؛ اما وی با توجه به شرایط روحی خود نتوانست آن را بخواند و رئیس‌جمهور وقت، سیدعلی خامنه‌ای آن را خواند. (ببینید: وصیت‌نامه امام‌خمینی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در توجه مجلس خبرگان رهبری، به رهبری سیدعلی خامنه‌ای پس از امام‌خمینی مؤثر بود؛ چنان‌که پس از تعیین خامنه‌ای به رهبری انقلاب و نظام از سوی خبرگان نیز به وی تبریک گفت و از خبرگان برای این انتخاب سپاس‌گزاری کرد. (ببینید: سیدعلی خامنه‌ای)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از امام‌خمینی&lt;br /&gt;
پس از رحلت امام‌خمینی، سیداحمد خمینی به عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شد. همچنین رهبر انقلاب در هفدهم فروردین ۱۳۷۰ وی را به نمایندگی ولی فقیه و سرپرستی حاجیان ایرانی برگزید؛ ولی او به سبب تمایل نداشتن مادر خود، آن را نپذیرفت. خود او نیز که از طرف مردم تهران به عضویت مجلس خبرگان رهبری انتخاب شده بود، پیشنهاد هاشمی رفسنجانی برای نامزدی نمایندگی مجلس شورای اسلامی و سپس ریاست مجلس را نپذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی همراه با تحول روحی در اواخر عمر، در بیابان کویری کوشک‌نصرت، میان جاده تهران ـ قم در خانه‌ای محقّر به مطالعه کتاب‌های عرفانی امام‌خمینی و دعا و خودسازی و تقویت حالات عرفانی می‌پرداخت. او سعی می‌کرد با رهایی از تعلقات مادی خود را آماده سفر آخرت کند و گاهی تنی چند از اهل دعا و معنا را در خلوت تنهایی می‌پذیرفت. وی سرانجام در ۲۱ اسفند ۱۳۷۳ به علت عارضه قلبی و سکته در بیمارستان بستری شد و پس از چند روز در شامگاه ۲۵ اسفند و در ۴۹سالگی درگذشت. پیکر او روز بعد در مراسم باشکوهی تشییع شد و رهبر انقلاب بر او نماز خواند و بنا بر وصیت خودش در حرم امام‌خمینی و کنار قبر پدر خود، به خاک سپرده شد. پس از درگذشت وی شایعاتی نیز دربارهٔ علت واقعی درگذشت او منتشر شده است. آثار وی شامل پیام‌ها، سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها، نامه‌ها، احکام و مکاتبات از ۸/۱۱/۱۳۵۷ تا ۱۹/۱۲/۱۳۷۳ در مجموعه‌ای دو جلدی با نام مجموعه آثار یادگار امام گردآوری و توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در یازدهم مهر ۱۳۴۸ش(۲۸ جمادی‌الثانی ۱۳۸۷ق) با سیده‌فاطمه طباطبایی فرزند سیدمحمدباقر سلطانی طباطبایی ازدواج کرد. امام‌خمینی در نامه‌ای (۹/۸/۱۳۴۸) پیوند او با خانواده اصیل، محترم و بزرگ طباطبایی را تبریک گفت و در ۱۶/۸/۱۳۴۹ نیز با تبریک عروسی سیداحمد، برای وی و همسرش زندگی توأم با سعادت و سلامت را آرزو کرد. فرزندان او سه پسر به نام‌های سیدحسن(۱۳۵۱)، سیدیاسر (رضا) (۱۳۵۷) و سیدعلی (۱۳۶۵) هستند که هر سه روحانی‌اند و در حوزه علمیه قم به تحصیل و تدریس اشتغال دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[https://fa.wiki.khomeini.ir/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41585</id>
		<title>سید احمد خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41585"/>
				<updated>2026-05-04T18:42:52Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی با نام مصطفوی در شناسنامه، آخرین فرزند امام‌خمینی و خدیجه ثقفی، در جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۲۴ در قم زاده شد امام‌خمینی برای زنده‌داشتن نام و یاد پدربزرگ خود، نام «سیداحمد» را برای او برگزید وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه اوحدی قم به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به دبیرستان حکیم نظامی (امام‌صادق(ع)) رفت. در کودکی و جوانی علاقه فراوانی به ورزش به‌ویژه فوتبال داشت و در سال سوم دبیرستان به عضویت تیم فوتبال قم درآمد و مدتی نیز کاپیتان این تیم بود، در این مدت در مسابقات مختلف شرکت کرد. در یکی از مسابقات که در شهر ری برگزار شد و وی به عنوان کاپیتان تیم، در آن خوب درخشید، شناخته شد و مردم پس از مسابقه او را با شعار درود بر خمینی، تشویق کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از آنکه در سال ۱۳۴۳ دیپلم طبیعی را از دبیرستان حکیم نظامی دریافت کرد، تیم فوتبال شاهین که از تیم‌های معروف ورزشی آن زمان در تهران بود، برای بازی در تیم از او دعوت کرد و او با توجه به تبعید امام‌خمینی در این سال به ترکیه، قصد داشت از طریق عضویت در تیم از کشور خارج شود؛ ولی در نهایت انتخاب نشد. سال ۱۳۴۴، سال کناره‌گیری او از فوتبال بود او پس از گرفتن دیپلم متوسطه، برای تحصیل در مدرسه عالی حسابداری تهران پذیرفته شد؛ اما با احتمال مانع‌تراشی رژیم پهلوی و نیز تشویق امام‌خمینی بر ترجیح علوم دینی، از رفتن به این دوره صرف‌نظر کرد. امام‌خمینی در نامه‌های خود به وی به او تأکید می‌کرد تنها در صورت خواندن علوم دینی است که هزینه‌های زندگی او را تأمین می‌کند و در غیر این صورت، هیچ کمک مادی به او نخواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات حوزوی&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در سال ۱۳۴۵، وقتی برای دومین‌بار به نجف و دیدار پدر رفت، با اشاره و توصیه پدر، لباس روحانیت پوشید و تحصیل علوم دینی را آغاز کرد او در بازگشت به قم ادبیات و سطح را در حوزه علمیه قم نزد استادانی چند مانند سیدمحمد ابطحی کاشانی، محمدصادق خلخالی، محمد فاضل لنکرانی، میرزامهدی صادقی تبریزی و سیدمحمدباقر طباطبایی سلطانی فرا گرفت امام‌خمینی در ۱۹/۳/۱۳۴۹، در نامه‌ای خطاب به فرزند خود با اظهار خوشحالی از ورود وی به حوزه، سفارش کرد از آغاز همراه با درس و مباحثه، تدریس هم داشته باشد؛ هرچند برای یک نفر ایشان که پیگیر تحصیل حوزوی او بود، در نامه‌های متعدد به وی تأکید می‌کرد با جدیت مشغول درس و بحث باشد و هم‌زمان در تهذیب اخلاق و تحکیم مبانی دینی نیز بکوشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی به مدت شش سال، درس‌های سطح را به پایان رساند و از سال ۱۳۵۱ در درس خارج فقه و اصول سیدموسی شبیری زنجانی و مرتضی حائری یزدی و محمد فاضل لنکرانی در قم شرکت کرد. نیز از درس‌های مرتضی مطهری در قم، سیدمحمدباقر صدر و سیدمهدی اخوان مرعشی در نجف، بهره برد. وی همچنین در سفرهایی که برای دیدن پدر و مادر خود به نجف می‌رفت و نیز در مدت اقامت در نجف در سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶، در درس پدر و برادر خود سیدمصطفی خمینی، میرزاباقر زنجانی و برخی استادان دیگر شرکت می‌کرد؛ چنان‌که از اواخر سال ۱۳۵۵ از درس اسفار غلامرضا رضوانی بهره برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در تحصیلات خود بسیار جدی بود و درس‌های خود را با برخی طلاب فاضل، ازجمله سیدمحمد خاتمی، محمدعلی رحمانی، محمود واحد نجف‌آبادی و سیدمحمدرضا لواسانی مباحثه می‌کرد و با توجه به استعداد و هوش سرشاری که داشت، به‌سرعت پیشرفت کرد. این مباحثه‌ها، افزون بر پاره‌ای از متون دشوار قدیمی، برخی از متن‌های جدیدتر مانند اقتصادنا تألیف سیدمحمدباقر صدر را نیز در بر می‌گرفت او معتقد بود پرداختن به متون دشوار و مهم فقهی، از درس‌های رسمیِ در دوره خارج، مهم‌تر است و از همین‌رو به این متن‌ها توجه ویژه‌ای داشت. سیداحمد خمینی پس از درگذشت مشکوک برادر خود در اول آبان ۱۳۵۶ و رخدادهای پس از آن و اوج‌گیری و انقلاب، به دلیل ضرورت همراهی با پدر، نتوانست به تحصیل ادامه دهد؛ با این حال، به همراه برادرزاده خود سیدحسین خمینی در بعضی از درس‌های سیدمحمدباقر صدر شرکت می‌کرد وی همچنین در سال‌های اقامت در نجف، اصول فلسفه و روش رئالیسم، نوشته سیدمحمدحسین طباطبایی که با شرح و پاورقی‌های مرتضی مطهری است، برای خواهران خود تدریس می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از پیروزی انقلاب، با بهترشدن شرایط کشور و تثبیت نظام جمهوری اسلامی به تحصیل و تدریس ادامه داد. در این دوره، درس شرح منظومه را که پیش‌تر نزد یحیی انصاری شیرازی خوانده بود، بار دیگر، بیش از دو سال از محمد محمدی گیلانی به صورت خصوصی فرا گرفت وی همچنین ادبیات را در قم و معالم الاصول و شرح لمعه را در تهران تدریس می‌کرد؛ نیز پس از رحلت امام‌خمینی به مدت سه سال در دفتر جماران کفایة الاصول آخوند خراسانی را برای گروهی از اعضای دفتر درس داد. او که سال‌ها در درس خارج شرکت کرده بود، در حد اجتهاد در فقه و جامع معقول و منقول بود. برخی تأیید شورای نگهبان برای عضویت وی در مجلس خبرگان را نیز به منزله تأیید اجتهاد او دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همگامی با مبارزه: سیداحمد خمینی هم‌زمان با تحصیل، با فعالیت‌های گسترده سیاسی نیز همراهی داشت او در سال ۱۳۴۴، پس از انتقال امام‌خمینی از ترکیه به عراق، به همراه دوست خود کاظم رحیمی به صورت پنهانی و از طریق آبادان رهسپار عراق شد و پس از مدتی سرگردانی وارد نجف شد سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) با اطلاع از سفر احتمالی وی به عراق، مترصد این سفر بود و چنان‌که در اسناد ساواک آمده است، او را دارای مدرک دیپلم و مشمول نظام وظیفه معرفی کرده که تلاش دارد با اعلام طلبگی، از معافیت سربازی این قشر استفاده کند؛ از همین‌رو نعمت‌الله نصیری رئیس ساواک، در نامه‌ای به ریاست شهربانی کل کشور (۱۹/۸/۱۳۴۴)، دستور داد در صورت تقاضای صدور یا تمدید گذرنامه و اجازه خروج از کشور، از سوی وی، پیش از هر اقدامی، موضوع را به ساواکِ مرکز اطلاع دهند؛ با این حال، این سفر از چشم ساواک پنهان ماند.&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی پس از چندماه اقامت در نجف، با اشاره امام‌خمینی به ایران بازگشت و هنگام ورود به کشور در مرز خسروی، گرفتار مأموران مرز شد؛ ولی با هوشیاری و برخورد سنجیده، موفق شد از افشای هویت خود جلوگیری کند. او در راه بازگشت به قم، در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۴۵ وارد همدان شد و به دیدار شهاب‌الدین اشراقی، شوهر خواهر خود که در تبعید به سر می‌برد، رفت و پس از آن راهی قم و تهران شد. ساواک تنها پس از به‌دست‌آمدن نامه‌ای از شخصی به نام احمد مصطفوی خطاب به نصرالله خلخالی در عراق، که در آن ماجرای بازگشت به ایران و چگونگی دستگیری و آزادی را شرح داده بود، به سیداحمد خمینی مشکوک شد و دستور تحقیق دربارهٔ هویت او را صادر کرد. پس از مشخص‌شدن هویت او و اقامت در خانه اشراقی، همچنین دریافت مبلغی از وی برای پرداخت شهریه طلاب در قم، ساواک با احتمال اینکه فرزند امام‌خمینی برای انجام مأموریتی به ایران بازگشته است، دستور مراقبت دقیق تا روشن‌شدن هدف او را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود مراقبت‌های شدید ساواک، سیداحمد خمینی در اواخر سال ۱۳۴۵ بار دیگر برای دیدار با پدر، پنهانی و از راه خرمشهر، عازم عراق و نجف شد و در همین سفر، به کسوت روحانیت درآمد. او به هنگام بازگشت به ایران در ۸/۴/۱۳۴۶، از سوی مأموران عراقی در مرز خسروی، شناسایی و دستگیر و به دولت ایران تحویل داده شد. وی نزدیک به دو ماه در زندان قزل‌قلعه تهران زندانی بود و در تاریخ ۲۴/۵/۱۳۴۶، آزاد شد و به قم رفت. در این مدت تلاش‌هایی برای آزادی او صورت گرفت؛ ازجمله مرجع تقلید وقت، سیدمحسن حکیم، در نامه‌ای به میرزاعبدالله تهرانی (چهلستونی)، یکی از علمای تهران، از او خواست تا پیگیر آزادی سیداحمد خمینی باشد. سرانجام وی در ۲۳/۵/۱۳۴۶ آزاد شد یک روز پیش از آزادی او، روزنامه‌های کیهان و اطلاعات، به دستور نعمت‌الله نصیری، گزارشی از سفر قاچاق و بدون گذرنامه او به عراق را به عنوان خبر مطبوعاتی منتشر کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند ماه پس از آزادی سیداحمد خمینی، مأموران ساواک در آبان ۱۳۴۶، به خانه و کتابخانه امام‌خمینی حمله کردند و پس از بازرسی کامل خانه، در حضور سیداحمد و چند نفر دیگر از نزدیکان و نمایندگان امام‌خمینی، همه وسایل، کتاب‌ها، اسناد و مدارک موجود را جمع‌آوری و فهرست کرده و به مرکز ساواک منتقل کردند. ساواک همچنین هرگونه رفت‌وآمد و اجتماع در خانه ایشان را ممنوع اعلام کرد. در این بازرسی، دفتر شهریه طلاب نیز از سوی ساواک ضبط شد؛ با این حال و با وجود کوشش ساواک برای تعطیلی شهریه امام‌خمینی، با تلاش‌ها و پیگیری‌های سیداحمد خمینی و مشورت با بزرگان حوزه و نیروهای انقلابی، شهریه امام‌خمینی ادامه یافت؛ اما امام‌خمینی با دریافت خبری مبنی بر سفر ماهیانه فرزند خود برای دریافت شهریه و انتقال آن به قم، در نامه‌ای او را از این کار برحذر داشت و از او خواست این مسئولیت را به شخص دیگری واگذار کند. ساواک در بهمن ۱۳۴۶، وسایل بیت امام‌خمینی را به سیداحمد خمینی بازگرداند، ولی کتاب‌هایی که باقی مانده بود را ضبط و به ساواک منتقل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش‌های ساواک نشان‌دهنده نگرانی مأموران امنیتی از مأموریت احتمالی سیداحمد خمینی در ایران یا فعالیت‌های او به نام امام‌خمینی است؛ از همین‌رو نظر و تلاش ساواک بر این بود که شرایط به گونه‌ای پیش برود که با درخواست خودش از ایران خارج شود. در اسناد ساواک، گزارش‌هایی از اردیبهشت ۱۳۴۷ و مراجعه سیداحمد به اداره کل شهربانی کشور و تقاضای صدور گذرنامه برای سفر به عراق وجود دارد. در این گزارش‌ها ساواک ضمن موافقت با صدور گذرنامه، به مراقبت جدی از او در هنگام خروج از کشور دستور داده است؛ اما این سفر تا سال ۱۳۵۲ انجام نشد. در این فاصله زمانی، ده‌ها نامه از امام‌خمینی خطاب به سیداحمد خمینی وجود دارد و عمده موضوعات آن عبارت‌اند از: سفارش به تحصیل و تهذیب، مسئله وجوه شرعی، چگونگی پرداختن شهریه طلاب، تأکید بر دخالت‌نکردن سیداحمد خمینی در مسئله مرجعیت، احوالپرسی خانوادگی و ذکر توصیه‌های لازم، تبریک ازدواج، فروش کتابخانه و خانه، پرهیز از خودسری در تبلیغ امام‌خمینی و تذکر مسائل مختلف دیگر سیداحمد خمینی در سال ۱۳۵۲، به همراه همسر و فرزند خود سیدحسن، عازم نجف شد و نخست از راه هوایی به لبنان رفت. در لبنان با امام‌موسی صدر، دایی همسرش دیدار کرد و پس از آشنایی با شخصیت صدر، از او خواست تا با نوشتن نامه‌ای به امام‌خمینی، به اتهاماتی که از سوی برخی فعالان سیاسی دربارهٔ صدر گفته می‌شد، پاسخ دهد که صدر نپذیرفت. او در این سفر ضمن آشنایی با مصطفی چمران، دربارهٔ شیعیان آنجا مذاکراتی انجام داد، در پایگاه نظامی تحت نظارت چمران، با گروه‌های چریکی فلسطینی ارتباط برقرار کرد و نیز آموزش نظامی دید. وی پس از یک ماه اقامت در لبنان، به نجف رفت و در دی‌ماه ۱۳۵۲، پس از مدتی اقامت در نجف، به پیشنهاد مادر و با کمک مالی امام‌خمینی که به صورت قرض در اختیار او گذاشته شد، به همراه خانواده عازم سفر حج شد وی پس از اعمال حج، بار دیگر از راه سوریه به لبنان رفت و دیدارهایی با صدر و چمران داشت که این دیدارها موجب نگرانی مأموران ساواک و جستجو از علت و چگونگی آن شد. سرانجام پس از هفت ماه، به ایران بازگشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در اسفند ۱۳۵۲، در نامه‌ای به سیداحمد خمینی، از او خواست تا با هماهنگی برادر و نماینده خود، سیدمرتضی پسندیده و همکاری جمعی از بزرگان حوزه، بدون جلب توجه و به تدریج، به ساختن تعدادی خانه برای طلاب اقدام کنند. این اقدام که بعدها توسط محمد صدوقی نیز پیگیری شد، حساسیت ساواک را برانگیخت و آن را به‌منزله عزم روحانیان در گسترش حوزه علمیه و قراردادن قم به عنوان پایگاه وسیع روحانیون شمرد و از آن جلوگیری کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در دوران تبعید امام‌خمینی افزون بر ارتباط نزدیک و شخصی با امام‌خمینی، در ایجاد ارتباط میان ایشان و انقلابیان نقش مهمی داشت و مسائل ایران را به ایشان منتقل می‌کرد و دستورها و رهنمودهای ایشان را دریافت می‌کرد. او همچنین به دستور امام‌خمینی به دیدار خانواده‌های زندانیان سیاسی و تبعیدی‌ها می‌رفت و از نزدیک در جریان مسائل و مشکلات آنان قرار می‌گرفت و کمک‌های مالی را در اختیار آنان قرار می‌داد. ارتباط نزدیک او با هسته‌های مقاومت اسلامی و بسیاری از شخصیت‌های روحانی مبارز و انقلابی، مانند اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد موسوی خوئینی، سیدعلی خامنه‌ای و عبدالرحیم ربانی شیرازی، جدی‌تر شد و او مطمئن‌ترین راه برای ارتباط با امام‌خمینی و رساندن پیام‌ها به ایشان بود. وی همچنین پنهانی با گروه‌های مبارز مسلح مانند هیئت‌های مؤتلفه و سازمان مجاهدین خلق در ارتباط بود. نخستین تلاش‌های مبارزاتی او تکثیر و توزیع اعلامیه‌های امام‌خمینی در قم بود که در توزیع بسیاری از این اعلامیه‌ها، از روزنامه‌های ورزشی و پوشش آنها سود می‌جست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمود واحد (واحدی) نجف‌آبادی، دوست و همراه سیداحمد خمینی در مبارزه، نخستین فعالیت سیاسی جدی وی را مربوط به زمان اعلام حزب رستاخیز در سال ۱۳۵۳ از سوی رژیم پهلوی و پیام معروف و تند امام‌خمینی در واکنش به آن می‌داند. به گفته او، پس از آنکه اعلامیه امام‌خمینی به قم رسید، سیداحمد خمینی تکثیر و توزیع این اعلامیه را به عهده گرفت و به صورت جدی وارد مبارزه شد او پس از دیدار با هاشمی رفسنجانی در تهران، یک دستگاه فتوکپی خرید و به همراه محمود واحد، در اتاقی در زیرزمین خانه مادر رضاعی (دایه) خود در قم، مشغول به کار شد. با گسترش کار و به دلیل تنگی فضای کار، خانه‌ای در نزدیکی خانه امام‌خمینی در قم، به نام یکی از دوستان خریدند و در آنجا با دستگاه تکثیر بهتر که به کمک موسوی خوئینی تهیه شد، به تکثیر و توزیع گسترده‌تر کتاب‌ها و اعلامیه‌های امام‌خمینی ادامه دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیداحمد خمینی برای فعال نگه‌داشتن بیت امام‌خمینی از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد و با وجود سخت‌گیری ساواک، بازداشت و حتی کتک‌خوردن‌های شدید، تلاش کرد بیت ایشان در قم بسته نشود و همچنان مراسم و مجالس دینی و جلسات روحانیان را برقرار نگاه می‌داشت. به دلیل مراقبت روزانه مأموران ساواک، این مجالس گاه شبانه و پس از پایان وقت کشیک برگزار می‌شد. وی برای جلب نظر سایر بزرگان حوزه مانند سیدکاظم شریعتمداری یا جلوگیری از مخالفت احتمالی آنان با فعالیت‌های مبارزاتی امام‌خمینی، ارتباط با آنان را حفظ می‌کرد؛ چندان که این ارتباط و هدف آن از چشم مأموران ساواک نیز دور نمانده و در اسناد ساواک گزارش شده است در این گزارش‌ها آمده است که به دلیل حمایت شریعتمداری و تعهد او برای مراقبت فعالیت‌های سیداحمد خمینی، مراقبت از خانه امام‌خمینی و شخص سیداحمد، به‌طور نامحسوس انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۵۵، بازداشت سیدمحمد موسوی خوئینی و برخی دیگر از مبارزان، که یکی از اتهامات وی ارتباط با سیداحمد خمینی بود، شرایط را برای سیداحمد ناامن کرد؛ از این‌رو با هماهنگی محمد منتظری و به مدت دو هفته، به پاکستان رفت او همچنین در تیر ۱۳۵۶ به بیروت رفت و پس از دیدار با صدر و چمران عازم نجف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با درگذشت مشکوک سیدمصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ وضع و مسئولیت سیداحمد خمینی تغییر کرد. او به دلیل ضرورت حضور در کنار پدر و انجام مسئولیت‌های برادر، از بازگشت به ایران منصرف شده و به همراه خانواده در نجف ماند امام‌خمینی با توجه به اعتماد کاملی که به فرزند خود داشت، در ۱۵/۱۰/۱۳۵۶ وی را به جای سیدمصطفی وصیّ خود قرار داد و وصایای خود را به او گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین ماه‌ها نهضت اسلامی مردم ایران هم اوج می‌گرفت و به‌ویژه پس از برگزاری مراسم ختم سیدمصطفی خمینی در شهرهای مختلف ایران، سرعت بیشتری یافت؛ رفت و آمدها از ایران و اروپا به نجف بیشتر شد و سیداحمد حلقه اتصال و هماهنگ‌کننده این ارتباطات بود. او با درخواست خبرنگاران نشریه‌های اروپایی برای انجام مصاحبه با امام‌خمینی، شرایط این دیدار را در عین نظارت شدید مأموران عراقی، آماده می‌کرد؛ چنان‌که امام‌خمینی در اردیبهشت و شهریور ۱۳۵۷، توانست با روزنامه‌های فرانسوی لوموند و فیگارو مصاحبه کند. براساس گزارشی از اسناد ساواک، سیداحمد خمینی در زمانی که در ایران بود، با گروه‌های مبارز و چریکی مسلحانه مانند سازمان مجاهدین خلق ارتباط داشت که به دلیل هوشیاری او، هیچ مدرکی از این ارتباط کشف نشد و تنها پس از خروج او از ایران، ساواک به این روابط پی برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اوج‌گیری نهضت اسلامی و ایجاد روابط حسنه دولت ایران و عراق، که به ایجاد محدودیت‌های شدید برای فعالیت سیاسی امام‌خمینی در اوایل پاییز ۱۳۵۷ انجامید، تصمیم امام‌خمینی برای هجرت از عراق را در پی داشت. ایشان نخست به همراه سیداحمد و ابراهیم یزدی که شب پیش از حرکت امام‌خمینی، بی‌خبر از پاریس رسیده بود، و چند تن دیگر از دوستان، عازم مرز کویت شد تا از آنجا به سوریه برود؛ اما ممانعت دولت کویت از ورود ایشان به این کشور، موجب شد امام‌خمینی با مشورت سیداحمد خمینی، رهسپار فرانسه شود. وی به همراه امام‌خمینی و همراهان دیگر، در ۱۴ مهر ۱۳۵۷ به پاریس وارد شدند و پس از دو روز به روستای نوفل لوشاتو در چهل‌کیلومتری پاریس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت امام‌خمینی در پاریس، که حدود چهار ماه به درازا کشید و از پرمشغله‌ترین روزهای نهضت بود، سیداحمد خمینی همواره همراه و ملازم پدر بود و در برنامه‌ریزی‌ها، مصاحبه‌ها و دیدارهای ایشان با افراد و رسانه‌های گروهی نقش اساسی بر عهده داشت؛ همچنین در آن شرایط حساس، وظیفه خطیر حفاظت از جان امام‌خمینی بر عهده وی بود و ازجمله بر مسائل مربوط به تغذیه ایشان نظارت داشت. وی پس از فرار محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ و تصمیم امام‌خمینی به بازگشت به ایران نیز در فراهم‌کردن مقدمات سفر، تعیین هواپیما، انتخاب همراهان و دیگر مراقبت‌های لازم نقش اصلی را بر عهده داشت و پیش از حرکت از پاریس با مشورت با برخی از همراهان واکنش‌های احتمالی رژیم پهلوی را بررسی کرد تا در صورت لزوم بتواند تصمیم مناسب را بگیرد او به هنگام ورود امام‌خمینی به ایران همراه ایشان بود؛ اما به دلیل ازدحام جمعیت و فشار عصبی ناشی از نگرانی برای حفظ سلامت ایشان، پیش از رسیدن به بهشت زهرا(س) از هوش رفت و نتوانست در هنگام سخنرانی امام‌خمینی در بهشت زهرا(س) در کنار ایشان باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فاصله ورود امام‌خمینی به کشور در دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ تا پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، سیداحمد خمینی همراه ایشان بود و در جلسات تصمیم‌گیری، برای مراقبت و حفاظت از امام‌خمینی و تنظیم دیدارها و اعلام پیام‌های ایشان به مردم شرکت می‌کرد و نیز در پیگیری لحظه به لحظه رخدادهای انقلاب و انتقال آنها به امام‌خمینی بیشترین تکاپو و تلاش را داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همراهی با امام‌خمینی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سیداحمد خمینی همواره در کنار امام‌خمینی و مشاوری مورد اعتماد و بازویی توانا برای ایشان بود. وی در دهم اسفند ۱۳۵۷ همراه ایشان به قم رفت و در آنجا نیز وظیفه تنظیم امور بیت و دفتر امام‌خمینی و برقراری ارتباط‌ها و دیدارهای گسترده ایشان با مردم و مسئولان را بر عهده داشت و همان‌گونه که امام‌خمینی می‌خواست، تنها کسی بود که سلامت و صلابت دفتر ایشان را حفظ کرد و در برابر افرادی که در صدد نفوذ در دفتر بودند، هوشیارانه عمل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی با پذیرش سمت‌های رسمی حکومتی از سوی فرزند خود سیداحمد خمینی مخالف بود و معتقد بود وی به صورت آزاد بهتر می‌تواند به اسلام و مردم کشور خدمت کند؛ اما وی به خواست امام‌خمینی برای ابلاغ و دریافت سریعتر گزارش‌های جلسات مسئولین، در جلسات سران سه قوه، شورای عالی دفاع و مجمع تشخیص مصلحت شرکت می‌کرد و در صحنه‌های مختلف انقلاب اسلامی مانند امور جنگ تحمیلی، مقابله با شورش سازمان مجاهدین خلق و خنثی‌کردن غائله سیدابوالحسن بنی‌صدر، حضور و نقش جدی داشت و به عنوان یک عنصر خوش‌فکر، باهوش و باتجربه به پیشبرد جلسات مسئولین کمک می‌کرد؛ چنان‌که وقتی سیدمحمود طالقانی در اعتراض به بازداشت دو نفر از فرزندان خود که یکی از هواداران و دیگری از اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق بود، در روز ۲۳ فروردین ۱۳۵۸ تهران را به حالت قهر به مقصد نامعلومی ترک و اعلام کرد تصمیم دارد دفاتر خود را ببندد و از کار کناره‌گیری کند، همراهی سیداحمد خمینی با طالقانی در سفر به قم و دیدار با امام‌خمینی، این ماجرا را که با توجه به زمینه‌سازی‌های قبلی و تبلیغات گسترده سازمان مجاهدین خلق، می‌توانست به یک غائله بزرگ تبدیل شود، هوشیارانه خاتمه داد.&lt;br /&gt;
در جریان تصرف لانه جاسوسی آمریکا در ایران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به دست دانشجویان پیرو خط امام، سیداحمد خمینی بی‌درنگ از اقدام آنان حمایت کرد. وی که روز بعد به دستور امام‌خمینی و به دعوت دانشجویان به محل سفارت رفته بود، پس از آنکه از نزدیک در جریان امور قرار گرفت با شرکت در چندین مصاحبه بر لزوم حمایت از اقدام آنان تأکید کرد او از آغاز ماجرا تا رهایی گروگان‌ها، طرف مشورت امام‌خمینی و رابط ایشان با شورای انقلاب و مسئولان نظام دراین‌باره بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهور ایران در اول مرداد ۱۳۵۹ طی نامه‌ای به امام‌خمینی پیشنهاد نخست‌وزیری سیداحمد خمینی را مطرح و او را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کرد؛ ولی امام‌خمینی پیشنهاد وی را نپذیرفت و اعلام کرد بنا ندارد اشخاص منسوب به ایشان متصدی این امور شوند. سیداحمد خمینی با اینکه در انتخابات ریاست جمهوری به بنی‌صدر رأی نداده بود و با روی‌کار آمدن او از همان آغاز مخالف بود، گاه مورد انتقاد دیگران قرار می‌گرفت و به حمایت از بنی‌صدر و نیز صادق قطب‌زاده متهم می‌شد؛ اتّهامی که امام‌خمینی آن را رد کرده است؛ البته وی همواره نماینده امام‌خمینی در جلسات هماهنگی سران سه قوه بود و در حل بسیاری از مشکلات و اختلافات پیش‌آمده، نقش مهمی ایفا می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، نقش سیداحمد خمینی در دوره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بی‌بدیل بود و هیچ‌کس دیگر نمی‌توانست این نقش را ایفا کند. به دست آوردن اطلاعات دقیق از آخرین وضعیت نیروهای خودی و قوای دشمن در دفاع مقدس، تدوین دیدگاه‌های افراد دربارهٔ جنگ و جمع‌بندی آخرین گزارش‌ها از مواضع دولت‌ها و مجامع بین‌المللی و رسانیدن این آگاهی‌ها به امام‌خمینی، مسئولیت مهم و سنگینی بود که وی با مدیریت قوی، آن را به بهترین وجه انجام می‌داد. ارتباط پیوسته با شورای عالی دفاع، فرماندهان نظامی و شرکت در جلسات این شورا از دیگر وظایف او بود؛ همچنین رساندن سریع پیام‌های سرّی و غیر سرّی امام‌خمینی دربارهٔ امور نظامی به مسئولان و فرماندهان جنگ و نیز برنامه‌ریزی برای دیدار رزمندگان ارتشی، سپاهی و بسیجی با امام‌خمینی بر عهده وی بود او پیام‌های امام‌خمینی را در کمال امانت و بدون هیچ تفسیر و تعبیری منتقل می‌کرد و پاسخ و واکنش آن جمع یا فرد را بدون کوچک‌ترین تغییری به ایشان می‌رساند و نظر خود را جداگانه بیان می‌کرد؛ چنان‌که در جلسه مسئولان نظام در ۲۵/۴/۱۳۶۷، که برای تصمیم‌گیری دربارهٔ پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ تشکیل شد، شرکت کرد و پیام محرمانه امام‌خمینی به مسئولان نظام را که در پیشگیری از اختلاف نظر و برخوردهای احساسی بعدی بسیار مفید بود، خواند. وی در دوره پس از جنگ و آغاز دوره بازسازی نیز به عنوان امین امام‌خمینی و با نظر خود ایشان، در جلسات مسئولان شرکت می‌کرد و مسائل و موضوعات کشور را به اطلاع ایشان می‌رساند. امام‌خمینی بر اهمیت این مسئولیت تأکید کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیداحمد خمینی در ماجرای کناره‌گیری حسینعلی منتظری از قائم‌مقامی رهبری، تلاش کرد کار به عزل و جدایی نکشد، ولی به نتیجه نرسید. کتاب رنجنامه که در همان زمان منتشر شد، به شرح تفصیلی این ماجرا و علل و عوامل این قضیه از زبان وی پرداخته و ریشه‌ها و مسائلی که این واقعه تلخ را به وجود آوردند، نیز تلاش فراوان امام‌خمینی در جلوگیری از کژتابی‌های موجود در بیت قائم‌مقام رهبری را، بررسی کرده است. وی در مناسبت‌های مختلف نماینده امام‌خمینی برای ابلاغ پیام ایشان به مردم نیز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در طول سال‌های مدیریت دفتر امام‌خمینی، همراهی دلسوز و مطمئن، مشاوری امین، یاری دیرین و سربازی فداکار برای امام‌خمینی بود. مسئولان کشوری و لشکری به واسطه او می‌توانستند به راحتی از امام‌خمینی رهنمود بگیرند یا گزارش‌های خود را تقدیم کنند. او مهم‌ترین عامل پیشبرد آرمان‌های انقلاب اسلامی و نظام را حفظ اتحاد مردم و مسئولان می‌دانست و در حفظ و تقویت آن می‌کوشید. وی به مردم فقیر و مستضعف بسیار توجه داشت و از همنشینی با آنان لذت می‌برد و بارها برای اطلاع از وضعیت مناطق فقیرنشین به استان‌های محروم ازجمله هرمزگان و سیستان و بلوچستان و شهرهای سرباز، میرجاوه، کنارک، بم، ایران‌شهر و مناطق مرزی سفر کرد و در هم‌صحبتی با مردم، پای درد دل آنان نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی&lt;br /&gt;
درک ضرورت و اهمیت وجود مرجعی برای تنظیم و انتشار اسناد، کتاب‌های علمی، سخنان شفاهی و مکتوب امام‌خمینی به‌گونه‌ای که به‌ویژه پس از رحلت ایشان شائبه و اختلافی در آن نباشد، موجب شد سیداحمد خمینی در ۱۷/۶/۱۳۶۷، در نامه‌ای به امام‌خمینی، ضمن شرح ضرورت و اهمیت این موضوع، از ایشان بخواهد تا تکلیف آن را روشن کند. امام‌خمینی در پاسخ، با اشاره به صاحب‌نظر بودن سیداحمد، در مسائل سیاسی ـ اجتماعی و با توجه به اینکه در تمام فراز و نشیب‌ها همراه ایشان و متصدی امور سیاسی و اجتماعی مربوط به ایشان بوده است، او را برای تدوین و تنظیم تمام مسائل مربوط به خود که چه بسا در رسانه‌ها به اشتباه ذکر شده باشد، برگزید. ایشان همچنین با آرزوی توفیق برای فرزند خود از او خواست تا با دقت نظر و صرف وقت، این کار را به پایان برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در ۲۲/۸/۱۳۶۷ در نامه دیگری به امام‌خمینی، با توجه به پراکنده‌بودن پرونده‌ها و اسناد تهیه‌شده در مراکز و نهادهای مختلف و لزوم تحقیق و مطالعه آنها، از ایشان خواست تا در صورت مصلحت، دربارهٔ در اختیار قراردادن این اسناد، دستور صادر کند. امام‌خمینی نیز در حکمی همه مسئولان را موظف کرد هر کجا نامه، سند یا پرونده‌ای دربارهٔ ایشان هست، درصورت درخواست سیداحمد یا نماینده او، در اختیار قرار دهند. او بر اساس حکم یادشده و بر مبنای طرحی که محمدعلی انصاری و حمید انصاری تدوین کرده بودند و کلیات آن مورد موافقت امام‌خمینی و رؤسای سه قوه قرار گرفته بود، در سال ۱۳۶۷، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را تأسیس کرد. مجلس شورای اسلامی نیز طی مصوبه‌ای در ۱۴/۸/۱۳۶۸ مسئولیت جمع‌آوری سخنان، اسناد و مدارک مربوط به امام‌خمینی را به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی با سرپرستی سیداحمد خمینی به عنوان نهادی رسمی و قانونی واگذار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه امام، ج۱۷، ص۹۲-۹۳.&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی جریان‌های اسلامی و انقلابی موجود در کشور را از پیروان ولایت فقیه و دلسوز نظام و انقلاب و اختلاف میان آنها را اختلاف سلیقه در مسائل فرعی می‌دانست[۱۲۷] و برای متعادل نگه‌داشتن نیروهای انقلابی با وجود سلیقه‌های گوناگون بسیار می‌کوشید و همواره به صورت رابطی بی‌طرف میان آنان عمل می‌کرد[۱۲۸] وی وجود دیدگاه‌های مختلف میان نیروهای سیاسی معتقد به نظام و انقلاب در چارچوب قانون اساسی را به زیان انقلاب نمی‌دانست و معتقد بود طرح دیدگاه‌های مختلف موجب رشد افکار و تقویت نظام است[۱۲۹]؛ در عین حال، خود وارد کشمکش‌های جناحی و رقابت‌های سیاسی نیروهای انقلابی نمی‌شد و همیشه تلاش می‌کرد میان جناح‌های مختلف هماهنگی ایجاد کند.[۱۳۰] او بارها اعلام کرده بود که به هیچ دسته و گروه و جمعیتی وابسته نیست و در هیچ حزب و سازمانی عضویت ندارد.[۱۳۱]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی نیز سیداحمد را عزیزترین فرد نزد خود می‌دانست[۱۳۲] و علاقه و ارتباط عاطفی عمیقی با او داشت. ایشان در چندین نامه او را عزیز، نورچشمی، مورد وثوق و فرزند مکرم خطاب کرده و همواره دربارهٔ مسائل مختلف شخصی و نیز مسائل مربوط به خانواده، بستگان و امور بیت و دفتر ایشان، او را راهنمایی می‌کرد و تذکر لازم را می‌داد[۱۳۳]؛ چنان‌که با وجود تأکید سیداحمد بر تهیه تلفن برای خانه پدر خود در نجف و نیاز خانواده به داشتن تلفن و دشواری استفاده از آن در بیرون از خانه که ناچار بودند برای تلفن به عنوان مثال، به خانه نصرالله خلخالی بروند، امام‌خمینی حاضر به قبول نشد و به وی تذکر داد که از حالا رعایت و صرفه‌جویی در اموال شرعی را تمرین و از زیاده‌روی در هزینه‌کردن آنها پرهیز کند.[۱۳۴]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت سیدمحسن حکیم، امام‌خمینی در نامه‌ای به فرزند خود با بیان احتمال آغاز مباحثی دربارهٔ مرجعیت، از او و تمام دوستان خود خواست از این مباحث نفیاً و اثباتاً دوری کنند و یک کلمه دخالت نکنند[۱۳۵]؛ نیز در موردی در سال ۱۳۴۹، پس از دریافت خبری مبنی بر اینکه وی به منظور تبلیغ برای امام‌خمینی و رونق‌دادن به رفت و آمد بیت، به برخی از افراد شهریه ویژه پرداخت می‌کند، با نوشتن نامه‌ای به او، ضمن اینکه احتمال کذب‌بودن این خبر را دور ندانست، با این حال، با ضدانسانی خواندن این‌گونه امور، او را از اقدام به چنین اعمالی برحذر داشت و تأکید کرد ایشان را در جریان اصل خبر قرار دهد و هرگز چنین کارهایی را بدون اطلاع ایشان انجام ندهد[۱۳۶] ایشان در نامه دیگری که پس از ازدواج سیداحمد نوشت، از او دربارهٔ سکونت احتمالی در کتابخانه ایشان که وقف مطالعه طلاب بوده است بازخواست کرد و از او خواست با تخلیه کتابخانه، آن را به طلاب واگذارد و دیگر چنین کاری را تکرار نکند. سیداحمد اصل خبری که به امام‌خمینی رسیده بود را کذب خوانده و تأکید کرده است هرگز در کتابخانه ساکن نشده بود؛ اما امام‌خمینی با وجود تردید در اصل این خبر تذکر دراین‌باره را لازم دانست.[۱۳۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در سال ۱۳۶۱ سیداحمد را وصی در امور شخصی خود قرار داد[۱۳۸] و بارها دربارهٔ فرزند خود دعا کرده،[۱۳۹] به درستکاری و امانتداری وی شهادت داده و به صورت جدی و صریح از وی دفاع کرده است[۱۴۰] امام‌خمینی حضور و همراهی سیداحمد را با خود مهم می‌دانست و علاقه داشت او همواره در کنارش باشد[۱۴۱] و وی را در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب‌نظر می‌دانست که با صداقت و کیاست در تمام فراز و نشیب‌ها در کنار ایشان بوده و امور سیاسی و اجتماعی را اداره کرده است[۱۴۲]؛ با این حال، به او خاطرنشان کرد که تا زنده و منشأ تأثیر است، انتقاد و تهمت و شایعه‌سازی علیه او اجتناب‌ناپذیر است، زیرا عقده‌ها زیاد، توقعات روزافزون و حسادت‌ها فراوان است،[۱۴۳] پس باید خود را برای جفاهایی که پس از مرگ ایشان به حساب وی می‌گذارند آماده کند.[۱۴۴]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دفاع امام‌خمینی&lt;br /&gt;
جایگاه حساس و نقش بسیار مهم سیداحمد خمینی، سیل شایعات و تهمت‌ها را متوجه وی کرد؛ به گونه‌ای که امام‌خمینی به‌رغم موافق‌نبودن فرزندش با دفاع ایشان از او، در ۲۳ آبان ۱۳۶۱ در پیامی با اشاره به اینکه احتمال قوی می‌دهد که پس از ایشان گروه‌ها و اشخاصی بخواهند برای انتقام‌جویی به بعضی از نزدیکان و دوستانشان تهمت‌های ناروایی را نسبت دهند و احیاناً به عنوان دفاع، انتقام ایشان را از آنان بگیرند، اعلام کرد احساس وظیفه شرعی می‌کند که برای رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملت عزیز اظهار کند تا از ناحیه ایشان کوتاهی نشده باشد و دین خود را به عنوان یک مسلمان و یک خویشاوند ادا کرده باشد.[۱۴۵]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در این نامه خداوند تعالی را شاهد و ناظر گرفت و در پیشگاه مقدس حق شهادت داد که از اول انقلاب و بلکه پیش از انقلاب و از زمانی که فرزندش، سیداحمد وارد مسائل سیاسی شده است، از وی رفتار یا گفتاری که بر خلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد، ندیده است و در تمام مراحل، از انقلاب پشتیبانی کرده و در مرحله پیروزی شکوهمند انقلاب، معین و کمک‌کار ایشان بوده است[۱۴۶] همچنین ایشان در این پیام شهادت داده است که سیداحمد کاری که بر خلاف نظر ایشان باشد، انجام نداده و در امور مربوطه، چه در اعلامیه‌ها و حتی در الفاظ اعلامیه‌ها یا ارشادها و راهنمایی‌ها، بدون مراجعه به ایشان تصرف و دخالتی نکرده و اگر در امری نظری داشته، صرفاً تذکر داده است و تذکراتش نیز صادقانه بوده و بر خلاف مسیر انقلاب و مصلحت نبوده است؛ چنان‌که اگر ایشان تذکراتش را صحیح می‌دانسته، پذیرفته و اگر نمی‌پذیرفته، وی از قول و نظر ایشان تخلف نمی‌کرده است.[۱۴۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامه امام‌خمینی به مدرسان حوزه علمیه درباره عدم امکان رئیس‌جمهوری جلال‌الدین فارسی:&lt;br /&gt;
آقایان بدانند احمد به من خیانت نمی‌کند، و مورد وثوق من است. اگر مطلبی از من نقل کرد، خلاف نمی‌گوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه امام، ج۱۲، ص۱۱۵.&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین با اشاره به اینکه برخی مخالفان انقلاب گاهی سیداحمد را متهم می‌کنند که در امور مالی ایشان دخالت می‌کند، یادآور شد که او در امور مالی ایشان دخالتی نداشته و ضبط و حفظ بیت‌المال در اختیار بعضی افراد مورد وثوق و اعتماد بوده است و اگر سیداحمد برای اشخاصی وجوهی خواسته است، تنها در حد پیشنهاد بوده و شخص ایشان با واسطه یا بی‌واسطه وجه را به اشخاص مورد نظر رسانده است. ایشان تأکید کرد سیداحمد در هیچ بانک داخلی و خارجی و هیچ مؤسسه‌ای پولی ندارد و نیز مالک زمین مزروعی و غیر مزروعی یا ساختمان و مانند آن نیست و اگر پس از ایشان، فرزندش در داخل یا خارج کشور مالک چیزی از این امور بود، دولت وقت می‌تواند با حکم فقیه، آن اموال را مصادره کند و وی را تحت تعقیب قرار دهد.[۱۴۸]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در ادامه، با اشاره به برخی تهمت‌ها که مخالفان به سیداحمد زدند و مدتی وقت خود را صرف آن کردند، مانند اینکه وی موزه عباسی را ربوده و به پاریس برده که سپس روشن شد صحت ندارد یا اینکه در اطراف شمال زمین‌هایی خریده است و امثال آن، این مسائل را ازجمله اموری شمرد که برای مخالفت و انتقام‌جویی از ایشان، به فرزندش نسبت می‌دهند. همچنین ایشان با اشاره به تهمت طولانی‌مدت طرفداری سیداحمد از منافقین اعلام کرد که در طول مدت انقلاب، مخالفت‌هایی که از وی نسبت به آنان دیده است، از دیگران به آن شدت و قاطعیت ندیده است؛ چنان‌که در قضیه زندان اوین و شکایت‌ها و مخالفت‌هایی که با اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب وقت تهران و رئیس زندان اوین (به دلیل برخورد با اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق) می‌شد، کسی بیشتر از سیداحمد، از لاجوردی حمایت و دفاع نکرد و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریباً فاجعه دانست[۱۴۹] امام‌خمینی همچنین دربارهٔ اتهام طرفداری فرزند خود از بنی‌صدر، تصریح کرد مادامی که خود ایشان از بنی‌صدر به واسطه بعضی مصالح، جانب‌داری می‌کرد، سیداحمد نیز طرفدار بنی‌صدر بود؛ ولی از زمانی‌که ایشان پرده‌ها را بالازده و بنی‌صدر را برکنار کرده است، حتی یک مرتبه از او طرفداری نکرده بلکه مخالف شدید بوده است.[۱۵۰]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی در همین پیام با اشاره به موضوع روحانیت که گاهی سیداحمد متهم به مخالفت با آن می‌شد، اعلام کرد که ایشان وی را موافق جدی روحانیت می‌داند که از حفظ اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می‌کند و اساساً روحانیت چیزی نیست که یک نفر مسلمان با آن مخالف باشد؛ ولی موافقت بی‌قید و شرط با هر کس که لباس روحانیت به قامت او باشد، هرچند به خلاف مشی اسلامی رفتار کند، از ایشان و از هیچ روحانی متعهد دیگری متوقع و پذیرفته نیست[۱۵۱] ایشان در این پیام از فرزند خود خواست که با تکیه بر خدای تبارک و تعالی، از هیچ‌کس غیر او نهراسد و به واسطه تهمت‌ها و مخالفت‌ها، در خدمت به خالق و خلق، به خود تزلزل و تردید راه ندهد و در کنار وفاداران به انقلاب و متعهدان در راه اسلام و هدف، به خدمت هرچه بیشتر قیام کند؛ نیز در خط انقلاب از هیچ خدمتی مضایقه نکند و هرچه مشکل پیش آید و هرچه کارشکنی شود، از کوشش برای خواست خدا دست برندارد.[۱۵۲]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، به‌رغم دفاع صریح امام‌خمینی از سیداحمد خمینی، بار دیگر در موضوع استعفای شورای سرپرستی صداوسیما و در واقع برکناری آنان از سوی امام‌خمینی، وی از سوی برخی متهم به دروغ‌گویی و نسبت نادرست به امام‌خمینی شد که واکنش قاطع و صریح امام‌خمینی را در پی داشت که هدف این کار را نه تخریب فرزند خود بلکه بی‌اعتبار کردن خود ایشان و بیت شمرد و به‌شدت آن را رد کرد.[۱۵۳]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین در آذر ۱۳۶۶، در نامه‌ای وصیت‌گونه به فرزند خود سیداحمد که بیان توصیه‌های اخلاقی و عرفانی به او بود،[۱۵۴] پس از بیان نکات اخلاقی، دلیل هجمه‌ها و تهمت‌های زیاد به او را با وجود اینکه در هیچ شغلی از مناصب مسئولان نظام مشغول نیست، جرم فرزندی ایشان دانست که از نظر فرهنگ شرق و غرب، کم‌جرمی نیز نیست و وی باید در انتظار هجمه‌های شدیدتر باشد. ایشان به فرزند خود تأکید کرد با ایمان به خدا و اعتماد به حکمت بی‌انتهای او، همه تهمت‌ها و آزارها را تحفه‌ای از دوست برای سرکوب نفسانیت بداند و خداوند را برای این نعمت شکرگزار باشد. ایشان در این نامه با اشاره به مخالفت سیداحمد برای اعلام حمایت از او، خود را موظف به شهادت بر تبرئه او دانست و بار دیگر تصریح کرد سیداحمد از روزی که مشغول اداره امور ایشان شده تا زمان نوشتن این نامه، قدمی یا قلمی برخلاف گفتار و نوشتار ایشان برنداشته و تاکنون دیناری از بیت‌المال برای مصارف شخصی خود هزینه نکرده است و ایشان خود زندگی سیداحمد را از مال شخصی خود اداره می‌کند.[۱۵۵]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باوجود دفاع صریح و مکتوب امام‌خمینی از سیداحمد خمینی، در زمانی که پس از رحلت امام‌خمینی اسناد و آثار مکتوب ایشان برای درج در مجموعه آثار امام‌خمینی بازبینی می‌شد، او ذیل پیام کتبی یادشده، خطاب به حمید انصاری نوشت، از آنجا که دفاع امام‌خمینی از وی در فرهنگ ایشان نبوده و ایشان به عنوان دفاع از مظلوم و به ناچار این مطلب را نوشته است، از درج این پیام در مجموعه خودداری کند و بگذارد آنچه مغرضان دربارهٔ او گفته‌اند، گفته باشند[۱۵۶]؛ ولی پس از درگذشت سیداحمد خمینی، فرزند او، سیدحسن خمینی با درخواست حمید انصاری برای چاپ این سند در صحیفه امام که گواه بسیاری از رنج‌های امام‌خمینی، فرزند و منسوبان و یاران ایشان و نیز پاسخی به تردیدها و شبهه‌های غرض‌ورزان بود، موافقت کرد.[۱۵۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارش‌ها و نامه‌های امام‌خمینی&lt;br /&gt;
امام‌خمینی کتاب آداب الصلاة خود را که اثری عرفانی و معنوی است (ببینید: آداب الصلاة)، به سیداحمد خمینی هدیه کرده[۱۵۸] و در نامه‌هایی که خطاب به او می‌نوشت، تذکرات، نصایح و سفارش‌های مهمی را مطرح می‌کرد[۱۵۹]؛ ازجمله از وی می‌خواست که با همه توان در خدمت به مردم به‌خصوص محرومان، مستمندان و مظلومان بکوشد و از کمک به متصدیان امر و دولت‌مردان جمهوری اسلامی ایران که یک وظیفه اسلامی، انسانی و ملی است، در صورت شایستگی کوتاهی نکند[۱۶۰]؛ اما در عین حال هیچ‌گاه برای به دست آوردن مقام و منصب قدمی برندارد[۱۶۱] ایشان در چند نامه و یادداشت تربیتی، اخلاقی و عرفانی که در ۲۶ تیر ۱۳۶۳،[۱۶۲] ۲۵ آذر ۱۳۶۳،[۱۶۳] ۲۷ آبان ۱۳۶۵ و ۲۸ آذر ۱۳۶۶[۱۶۴] خطاب به فرزند خود نوشته، مطالب تفصیلی عرفانی را یادآور شده است و ضمن سفارش‌های اخلاقی، تربیتی، عرفانی و اجتماعیِ مهم، وی را به تفکر در الطاف الهی، انکارنکردن مقامات معنوی و روحانی، انس با قرآن و میراث معصومان(ع) و دعاها و مناجات‌ها، جدیت در تهذیب نفس، پرهیز از دنیاطلبی و تحصیل رضای حق فرا خوانده است و در برابر تهمت‌ها و شایعه‌پراکنی‌هایی که علیه او می‌شود، وی را به صبوری و تحمل رنج‌ها سفارش کرده است. (ببینید: نامه‌های امام‌خمینی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌خمینی همچنین به سیداحمد خمینی سفارش کرد فرصت را از دست ندهد و در جوانی در تهذیب نفس و اصلاح اخلاق و کردار خود بکوشد و سعی کند به گونه‌ای رفتار کند که هنگام مرگ حق‌الناس بر گردنش نباشد[۱۶۵] و در خدمت و اطاعت از مادر و برآورده‌کردن رضایت او بکوشد و به خوش‌رفتاری با خویشان و نزدیکان و همسر و فرزندان توجه کامل داشته باشد[۱۶۶]؛ نیز وی را به تعهد و شانه خالی‌نکردن از زیر بار مسئولیت خدمت به خلق دعوت می‌کرد[۱۶۷] و تأکید می‌کرد دوستان و معاشران وارسته‌ای برگزیند، از حب دنیا و شهرت پرهیز کند، در توطئه‌ها استقامت ورزد و از تهمت‌ها و شایعات هراسی به دل راه ندهد، از اوقات جوانی و فرصت‌ها بهترین استفاده را بکند، فرزندانش را درست تربیت و با مهر و محبت و صفا با اهل خانه رفتار کند و طریق صالحان را بپیماید[۱۶۸] ایشان در وصیت‌نامه سیاسی‌الهی خود، قرائت وصیت‌نامه را در صورت امکان، به عهده فرزند خود گذاشت[۱۶۹]؛ اما وی با توجه به شرایط روحی خود نتوانست آن را بخواند و رئیس‌جمهور وقت، سیدعلی خامنه‌ای آن را خواند. (ببینید: وصیت‌نامه امام‌خمینی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در توجه مجلس خبرگان رهبری، به رهبری سیدعلی خامنه‌ای پس از امام‌خمینی مؤثر بود؛ چنان‌که پس از تعیین خامنه‌ای به رهبری انقلاب و نظام از سوی خبرگان نیز به وی تبریک گفت و از خبرگان برای این انتخاب سپاس‌گزاری کرد. (ببینید: سیدعلی خامنه‌ای)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از امام‌خمینی&lt;br /&gt;
پس از رحلت امام‌خمینی، سیداحمد خمینی به عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شد. همچنین رهبر انقلاب در هفدهم فروردین ۱۳۷۰ وی را به نمایندگی ولی فقیه و سرپرستی حاجیان ایرانی برگزید؛ ولی او به سبب تمایل نداشتن مادر خود، آن را نپذیرفت. خود او نیز که از طرف مردم تهران به عضویت مجلس خبرگان رهبری انتخاب شده بود، پیشنهاد هاشمی رفسنجانی برای نامزدی نمایندگی مجلس شورای اسلامی و سپس ریاست مجلس را نپذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی همراه با تحول روحی در اواخر عمر، در بیابان کویری کوشک‌نصرت، میان جاده تهران ـ قم در خانه‌ای محقّر به مطالعه کتاب‌های عرفانی امام‌خمینی و دعا و خودسازی و تقویت حالات عرفانی می‌پرداخت. او سعی می‌کرد با رهایی از تعلقات مادی خود را آماده سفر آخرت کند و گاهی تنی چند از اهل دعا و معنا را در خلوت تنهایی می‌پذیرفت. وی سرانجام در ۲۱ اسفند ۱۳۷۳ به علت عارضه قلبی و سکته در بیمارستان بستری شد و پس از چند روز در شامگاه ۲۵ اسفند و در ۴۹سالگی درگذشت. پیکر او روز بعد در مراسم باشکوهی تشییع شد و رهبر انقلاب بر او نماز خواند و بنا بر وصیت خودش در حرم امام‌خمینی و کنار قبر پدر خود، به خاک سپرده شد. پس از درگذشت وی شایعاتی نیز دربارهٔ علت واقعی درگذشت او منتشر شده است. آثار وی شامل پیام‌ها، سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها، نامه‌ها، احکام و مکاتبات از ۸/۱۱/۱۳۵۷ تا ۱۹/۱۲/۱۳۷۳ در مجموعه‌ای دو جلدی با نام مجموعه آثار یادگار امام گردآوری و توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیداحمد خمینی در یازدهم مهر ۱۳۴۸ش(۲۸ جمادی‌الثانی ۱۳۸۷ق) با سیده‌فاطمه طباطبایی فرزند سیدمحمدباقر سلطانی طباطبایی ازدواج کرد. امام‌خمینی در نامه‌ای (۹/۸/۱۳۴۸) پیوند او با خانواده اصیل، محترم و بزرگ طباطبایی را تبریک گفت و در ۱۶/۸/۱۳۴۹ نیز با تبریک عروسی سیداحمد، برای وی و همسرش زندگی توأم با سعادت و سلامت را آرزو کرد. فرزندان او سه پسر به نام‌های سیدحسن(۱۳۵۱)، سیدیاسر (رضا) (۱۳۵۷) و سیدعلی (۱۳۶۵) هستند که هر سه روحانی‌اند و در حوزه علمیه قم به تحصیل و تدریس اشتغال دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41584</id>
		<title>آیت الله سید حسن خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41584"/>
				<updated>2026-04-29T14:24:02Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیت الله سید حسن خمینی(زاده ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم) فرزند سید احمد خمینی و نوه [[امام خمینی]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تولد و حسب و نسب خانوادگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقیقا 70 سال پس از تولد حضرت امام خمینی(س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ 1351/5/1 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحرالعلوم هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، سید احمد خمینی(ره) دومین پسر و آخرین فرزند امام خمینی(س) و خانم خدیجه ثقفی(ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی در یک‌سالگی، همراه پدر و مادر از راه لبنان به نجف اشرف برده شد و حدود هفت ماه آنجا بود. او در سال ۱۳۵۶ بار دیگر همراه خانواده به عراق سفر کرد و هنگام درگذشت مشکوک عموی خود سیدمصطفی خمینی در نجف بود و با تصمیم سیداحمد خمینی به ماندن در نجف به دلیل ضرورت حضور در کنار امام‌خمینی، همراه خانواده در نجف ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هجرت امام‌خمینی به پاریس در مهر ۱۳۵۷، سیدحسن خمینی همراه مادر به قم بازگشت و اوایل دی ۱۳۵۷، با مادر و پدربزرگ خود، سلطانی طباطبایی، به دیدار امام‌خمینی در پاریس رفت و این سفر تا بهمن ۱۳۵۷ و زمان بازگشت امام‌خمینی به ایران، ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات کلاسیک==&lt;br /&gt;
خمینی تحصیلات ابتدایی خود را اول مهر ۱۳۵۷، در مدرسه علوی نجف اشرف آغاز کرد و با بازگشت به ایران به دلیل رویدادهای انقلاب که به تعطیلی بسیاری از مدرسه‌های ایران نیز انجامید، از ادامه تحصیل بازماند. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحصیلات خود را نخست در مدارس نوزده دی (داریوش سابق) و پارس در قم ادامه داد و پس از آن به دلیل انتقال امام‌خمینی و خانواده ایشان به تهران و سکونت در جماران، در مدرسه‌های نیکان تهران و حبیب‌بن‌مظاهر جماران پی گرفت. خروج مقطعی او از مدرسه نیکان، به دلیل مسائل امنیتی و همزمان با اوج‌گیری ترورهای سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاد، اما پس از این دوره، مقاطع راهنمایی و دبیرستان را نیز در همین مدرسه گذراند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از آذر ۱۳۶۶ تا فروردین ۱۳۶۷، زمانی که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان بود، در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حضور یافت و همزمان با روزهای موشک‌باران تهران، برای حضور در امتحانات پایان سال تحصیلی به تهران بازگشت و در نهایت امر در سال 1369 در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات حوزوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار ایشان باعث شد وی در سال 1368 تحصیلات حوزوی خود را شروع کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال 1372 به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی(ره) و تحت نظر ایشان می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بیع: آیت الله پایانی(ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله استادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فلسفه و عرفان===&lt;br /&gt;
- منظومه حاج ملاهادی سبزواری(مقدمه قیصری؛شرح تجرید): حجت الاسلام و المسلمین حسینی اسحاق نیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسفار: آیت الله العظمی جوادی آملی(2 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم خارج فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مسائل مستحدثه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(قریب 1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله العظمی وحید خراسانی(3 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خمس، نکاح: آیت الله العظمی شبیری زنجانی(جمعا 5 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- طهارت و خمس: آیت الله محقق داماد(6 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اصول فقه: آیت الله محقق داماد(11 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر: آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره)، آیت الله العظمی یوسف صانعی(ره) و آیت الله محمد مومن(ره) نیز به تلمذ نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد حسن خميني مدتی بعد از ورود به حوزه علميه قم(سال 1371) در مدرسه کرماني ها تدريس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتاب هايي نظير: جامع المقدمات، سيوطي، مغني اللبيب و مختصرالمعاني، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدريس كرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدريس سطوح عالي پرداخته و در اين مدت تدریس کتاب هايي نظير: رسائل، مکاسب محرمه، بيع، خيارات و كفايه را در كارنامه فعاليت هاي خود دارد و بعضی از اين كتب را حتي 2 يا 3 بار به تدريس نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس فلسفه ایشان كه با تدريس كتاب منظومه مرحوم ملاهادي سبزواري از سال 1385 شروع شد، در آبان سال 1391 به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تدريس خارج فقه آیت الله سيدحسن خميني از سال تحصيلي 1392 با موضوع مکاسب محرمه شروع شده و هم اكنون در محل مدرسه دارالشفاي قم ادامه دارد و كلاس درس وي از كلاسهاي پررونق حوزه علمیه قم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها و مشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبيات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسي، علوم سياسي، اقتصاد و تاريخ در حد بالايي آشنايي دارد. وی به زبان هاي عربي و انگليسي مسلط است و به كارگيري زبان انگليسي را از ده سال پيش تقريبا پيوسته ادامه مي دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهای «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، تحریر اختیار (سه جلد)، شرح رسالة الطلب و الاراده امام‌خمینی، تحریر توحید (دو جلد) (تقریرات یکی از شاگردان از درس مقدمه قیصری بر شرح فصوص الحکم)، الافادات و الاستفادات (دو جلد) (تقریر سیدعلی خمینی)، آینه مسلمانی شامل مباحث اخلاقی، «ده مقاله»، «دلیل راه»، «گوهر معنا» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سایر فعالیت ها==&lt;br /&gt;
پس از رحلت سیداحمد خمینی در سال ۱۳۷۳ و طبق وصیت او، سیدحسن خمینی مسئولیت تولیت حرم امام‌خمینی و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را برعهده گرفت. سیداحمد خمینی، در وصیت‌نامه خود فرزند خود را وصیّ خود قرار داد و همه امور حرم امام‌خمینی را پس از خود به او سپرد و از وی خواست در این مسئولیت از کمک و هدایت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری بهره گیرد؛ همچنین اختیار و مسئولیت چاپ اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و همه نوشته‌های امام‌خمینی را پس از خود به وی سپرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی، در نامه‌ای به رهبری معظم انقلاب، تنفیذ وصیت پدر خود مبنی بر ریاست وی بر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی و نیز تولیت حرم ایشان را در صورت صلاحدید، درخواست کرد و رهبر انقلاب نیز در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۷۴، با طلب رحمت و مغفرت برای سیداحمد خمینی، وصیت یادشده را تنفیذ کرده‌است. وی در این مسئولیت و به درخواست اعضای دفتر امام‌خمینی، نامه دفاعیه امام‌خمینی از سیداحمد خمینی را که بنا به پیشنهاد خود سیداحمد، منتشر نشده بود، در صحیفه امام‌خمینی منتشر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هر سال نوعاً یکی از سخنرانان اصلی مراسم سالگرد ارتحال امام‌خمینی بوده‌است و نیز در طول سال، پذیرای گروه‌های مختلف مردم و میهمانان خارجی برای گفت‌وگو دربارهٔ موضوعات روز کشور است. او در این جایگاه همه همت و تلاش خود را برای ارتقا و اعتلای نام امام‌خمینی به‌کار گرفته‌است. او همچنین عضو هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است و تا سال ۱۳۹۶، در این مسئولیت فعال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش در جوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه بزرگوار امام خمینی(س) در سن 24 سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدر مرحوم آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی فرزند آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی(ره) از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. ایشان نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می باشد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سيد محمدهادي می باشد.همچنین برادران سیدحسن خمینی، سیدرضا(یاسر) و سیدعلی نیز به تحصیل و تدریس علوم دینی اشتغال دارند و از اساتید درس‌های سطح می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=41583</id>
		<title>کارهای قابل انجام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=41583"/>
				<updated>2026-04-26T09:19:26Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;دانشنامه فرق اسلامی از همه محققان برای گسترش و به روز رسانی پژوهش های فرقه شناسی، با ''' '''''رعایت &amp;lt;big&amp;gt;[[سیاست‌ها و رهنمودها|قوانین ویکی]]''''' &amp;lt;/big&amp;gt;'''استقبال می کند:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما می توانید در این ویکی عضو شوید و برای هر مقاله، صفحه بحث ایجاد کنید و یا حتی یک مقاله بنویسید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عضویت==&lt;br /&gt;
این ویکی هیچ محدودیتی برای عضویت ندارد. بنابراین هر کسی که علاقمند به فرقه پژوهی است، هرچند بدون تحصیلات آکادمیک باشد، می تواند از &amp;lt;big&amp;gt;[[ویژه:ورود_به_سامانه/signup|اینجا]]&amp;lt;/big&amp;gt; در ویکی فرق عضو شده و مشارکت داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ایجاد صفحات بحث ==&lt;br /&gt;
هر یک از افراد و علاقمندان به فرقه پژوهی، می تواند پژوهش های جدید خود را پیرامون هر یک از فرقه ها، رجال و اعلام حوزه فرق و مذاهب، کتب و ... در صفحات بحثی که در همان مدخل ایجاد می کند، وارد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای این کار، کافیست بر روی کلمه «بحث» در کنار کلمه «صفحه» در هر یک از صفحات دانشنامه فرق اسلامی، کلیک کرده و متن خود را به همراه منابع وارد کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما توجه داشته باشید که مشارکت های شما، بعد از تأیید مدیران این دانشنامه، به مقالات اضافه شده و در متن مقالات به نمایش درخواهد آمد.&lt;br /&gt;
ضمن این که، این پژوهشها لازم است با رعایت &amp;lt;big&amp;gt;[[سیاست‌ها و رهنمودها|قوانین ویکی]]&amp;lt;/big&amp;gt;، انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ایجاد مقالات مورد نیاز==&lt;br /&gt;
شما می توانید برای کامل شدن این دانشنامه، با نوشتن مقاله کمک کنید.&lt;br /&gt;
برای دیدن مدخل ها و مقالات مورد نیاز، &amp;lt;big&amp;gt;[[ویژه:صفحه‌های مورد نیاز|اینجا]]&amp;lt;/big&amp;gt; را ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''همکاران شما در دانشنامه فرق اسلامی'''&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D9%82:_%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9&amp;diff=41582</id>
		<title>ویکی فرق: فهرست سریع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D9%82:_%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9&amp;diff=41582"/>
				<updated>2026-04-25T15:45:19Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فهرست سریع''' ویکی فِرق به شما امکان جستجو بر اساس حرف نخست را در عناوین می‌دهد، جستجوی شما باید بر اساس حرف نخست باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای جستجوی دو حرفی به صفحه [[وش:دوحرفی|فهرست دوحرفی]] مراجعه کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;plainlinks&amp;quot; style=&amp;quot;width: 80%; font-family:monospace; padding: 3px; background: #f7f8ff; border: 1px solid gray; margin: 0 auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/آ|آ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ا|ا]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ب|ب]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/پ|پ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ت|ت]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ث|ث]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ج|ج]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/چ|چ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ح|ح]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/خ|خ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/د|د]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ذ|ذ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ر|ر]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ز|ز]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ژ|ژ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/س|س]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ش|ش]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ص|ص]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ض|ض]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ط|ط]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ظ|ظ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ع|ع]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/غ|غ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ف|ف]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ق|ق]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ک|ک]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/گ|گ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ل|ل]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/م|م]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ن|ن]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/و|و]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ه|ه]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ی|ی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;plainlinks&amp;quot; style=&amp;quot;width: 80%; font-family:monospace; padding: 3px; background: #f7f8ff; border: 1px solid gray; margin: 0 auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/A|A]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/B|B]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/C|C]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/D|D]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/E|E]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/F|F]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/G|G]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/H|H]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/I|I]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/J|J]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/K|K]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/L|L]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/M|M]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/N|N]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/O|O]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/P|P]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/Q|Q]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/R|R]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/S|S]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/T|T]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/U|U]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/V|V]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/W|W]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/X|X]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/Y|Y]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/Z|Z]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;plainlinks&amp;quot; style=&amp;quot;width: 80%; font-family:monospace; padding: 3px; background: #f7f8ff; border: 1px solid gray; margin: 0 auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۰|۰]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۱|۱]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۲|۲]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۳|۳]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۴|۴]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۵|۵]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۶|۶]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۷|۷]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۸|۸]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۹|۹]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/À|حروف دیگر]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;plainlinks&amp;quot; style=&amp;quot;width: 80%; font-family:monospace; padding: 3px; background: #f7f8ff; border: 1px solid gray; margin: 0 auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D9%82:_%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9&amp;diff=41581</id>
		<title>ویکی فرق: فهرست سریع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D9%82:_%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9&amp;diff=41581"/>
				<updated>2026-04-25T15:45:05Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فهرست سریع''' ویکی فِرق به شما امکن جستجو بر اساس حرف نخست را در عناوین می‌دهد، جستجوی شما باید بر اساس حرف نخست باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای جستجوی دو حرفی به صفحه [[وش:دوحرفی|فهرست دوحرفی]] مراجعه کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;plainlinks&amp;quot; style=&amp;quot;width: 80%; font-family:monospace; padding: 3px; background: #f7f8ff; border: 1px solid gray; margin: 0 auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/آ|آ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ا|ا]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ب|ب]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/پ|پ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ت|ت]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ث|ث]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ج|ج]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/چ|چ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ح|ح]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/خ|خ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/د|د]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ذ|ذ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ر|ر]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ز|ز]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ژ|ژ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/س|س]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ش|ش]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ص|ص]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ض|ض]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ط|ط]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ظ|ظ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ع|ع]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/غ|غ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ف|ف]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ق|ق]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ک|ک]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/گ|گ]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ل|ل]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/م|م]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ن|ن]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/و|و]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ه|ه]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/ی|ی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;plainlinks&amp;quot; style=&amp;quot;width: 80%; font-family:monospace; padding: 3px; background: #f7f8ff; border: 1px solid gray; margin: 0 auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/A|A]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/B|B]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/C|C]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/D|D]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/E|E]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/F|F]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/G|G]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/H|H]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/I|I]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/J|J]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/K|K]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/L|L]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/M|M]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/N|N]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/O|O]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/P|P]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/Q|Q]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/R|R]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/S|S]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/T|T]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/U|U]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/V|V]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/W|W]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/X|X]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/Y|Y]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/Z|Z]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;plainlinks&amp;quot; style=&amp;quot;width: 80%; font-family:monospace; padding: 3px; background: #f7f8ff; border: 1px solid gray; margin: 0 auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۰|۰]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۱|۱]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۲|۲]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۳|۳]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۴|۴]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۵|۵]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۶|۶]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۷|۷]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۸|۸]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/۹|۹]]&lt;br /&gt;
|[[Special:Allpages/À|حروف دیگر]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;plainlinks&amp;quot; style=&amp;quot;width: 80%; font-family:monospace; padding: 3px; background: #f7f8ff; border: 1px solid gray; margin: 0 auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D9%88_%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7&amp;diff=41580</id>
		<title>سیاست‌ها و رهنمودها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D9%88_%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7&amp;diff=41580"/>
				<updated>2026-04-25T15:44:25Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آثار نگاشته شده در حوزه فِرَق، گاه نسبت هایی را به برخی فرقه‌ها می‌دهند که خالی از مسامحه نیست و قابل تأمل و حتی شک‌برانگیز است. از سوی دیگر فرقه‌نگارانی نیز هستند که به نیت پاکسازی افکار و آثار نامطلوب بد گذشتگانشان، از در توجیه درآمدند و آن آثار و افکار را به گذشته ایشان مربوط دانستند و به نوعی آنها را بی اهمیت تلقی کردند؛ در حالی که در بررسی‌های تاریخی، حال و گذشته نداریم و هر دو به یک اندازه در امر پژوهش مهم است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این، در حوزه فرق، جز فرقه‌های بسیار مشهور که می‌توان به منابع خوبی در رابطه با آنها دست یافت، آثار فرقه‌های غیرمشهور، یا از میان رفته‌اند و یا مدافعی در طول تاریخ نداشته‌اند و به آنها بیشتر از دید یک فرقه تاریخی از میان رفته توجه شده است، این رفتار نیز خود نوعی یکجانبه نگری در فرقه‌پژوهی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما '''این دانشنامه سعی می کند نگاه منصفانه تری داشته باشد و در این مسیر از همه محققان برای گسترش و به روز رسانی پژوهش های پیرامون فرقه پژوهی، با ''' '''''رعایت قوانین ویکی''''' '''استقبال می کند:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*'''یکم''': این ویکی «فرقه» را گروهی می داند که کتاب ها و منابع حوزه فرق تا پنجاه سال پیش(حداکثر تا آغاز قرن پانزدهم قمری) آنها را فرقه نامیده‌اند، بنابراین مقالات فقط می تواند به این فرقه ها بپردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*'''دوم''': لازم است ارائه اطلاعات چه برای معرفی یک فرقه جدید یا ویرایش اطلاعات فرق گذشته توسط پژوهشگران محترم حتما با ارائه منابع فرقه شناختی صورت گیرد، که از سابقه تاریخی برخوردار هستند؛ تا بتوان به آنها به دیده تاریخی نگریست. به همین خاطر، فرقه‌سازی‌های برخی آثار که اخیراً نوشته شده‌اند و بیشتر در جهت تخریب بوده است و اطلاعات علمی در آنها مشاهده نمی گردد، در این دانشنامه آورده نمی شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیرامون حق تکثیر نیز، دانشنامه فِرق اسلامی، که امیدوار است بتواند فضای جامعی را برای گردآوری پژوهش های مرتبط با فِرَق و مذاهب شکل دهد، لازم می داند '''رعایت حق تکثیر را به پژوهشگران و مخاطبان توصیه نماید،''' بنابراین:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*'''سوم''': نقل مطالب از دانشنامه، منوط به ذکر نام «دانشنامه فِرق اسلامی» و یا اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق خواهد بود. همچنین با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;br /&gt;
*'''چهارم''': لازم است مطالبی که در ویکی فرق قرار می گیرد، تحت مالکیت معنوی نباشد و صاحب اثر، اجازه انتشارِ آزاد آن را فراهم کرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''همکاران شما در دانشنامه فرق اسلامی'''&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=41579</id>
		<title>کارهای قابل انجام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=41579"/>
				<updated>2026-04-25T15:41:35Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;دانشنامه فرق اسلامی از همه محققان برای گسترش و به روز رسانی پژوهش های فرقه شناسی، با ''' '''''رعایت &amp;lt;big&amp;gt;[[سیاست‌ها و رهنمودها|قوانین ویکی]]''''' &amp;lt;/big&amp;gt;'''استقبال می کند:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما می توانید در این ویکی عضو شوید و برای هر مقاله، صفحه بحث ایجاد کنید و یا حتی یک مقاله بنویسید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عضویت==&lt;br /&gt;
این ویکی هیچ محدودیتی برای عضویت ندارد. بنابراین هر کسی که علاقمند به فرقه پژوهی است، هرچند بدون تحصیلات آکادمیک باشد، می تواند از &amp;lt;big&amp;gt;[[ویژه:ورود_به_سامانه/signup|اینجا]]&amp;lt;/big&amp;gt; در ویکی فرق عضو شده و مشارکت داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ایجاد صفحات بحث ==&lt;br /&gt;
هر یک از افراد و علاقمندان به فرقه پژوهی، می تواند پژوهش های جدید خود را پیرامون هر یک از فرقه ها، رجال و اعلام حوزه فرق و مذاهب، کتب و ... در صفحات بحثی که در همان مدخل ایجاد می کند، وارد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای این کار، کافیست بر روی کلمه «بحث» در کنار کلمه «صفحه» در هر یک از صفحات دانشنامه فرق اسلامی، کلیک کرده و متن خود را به همراه منابع وارد کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما توجه داشته باشید که مشارکت های شما، بعد از تأیید مدیران این دانشنامه، به مقالات اضافه شده و در متن مقالات به نمایش درخواهد آمد.&lt;br /&gt;
ضمن این که، این پژوهشها لازم است با رعایت &amp;lt;big&amp;gt;[[سیاست‌ها و رهنمودها|قوانین ویکی]]&amp;lt;/big&amp;gt;، انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ایجاد مقالات مورد نیاز==&lt;br /&gt;
شما می توانید برای کامل شدن این دانشنامه، با نوشتن مقاله کمک کنید.&lt;br /&gt;
برای دیدن مدخل ها و مقالات مورد نیاز، &amp;lt;big&amp;gt;[[ویژه:صفحه‌های مورد نیاز|اینجا]]&amp;lt;/big&amp;gt; را ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''همکاران شما در دانشنامه فرق اسلامی'''&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D9%81%D9%90%D8%B1%D9%8E%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=41578</id>
		<title>فرهنگ جامع فِرَق اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D9%81%D9%90%D8%B1%D9%8E%D9%82_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=41578"/>
				<updated>2026-04-25T15:39:16Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;کتاب فرهنگ جامع فِرَق اسلامی اثر [[آیت الله سید حسن خمینی]]، یکی از کامل‌ترین فرهنگ‌نامه‌هایی است که تاکنون در زمینه فرق اسلامی به زبان فارسی تالیف و نگاشته شده است.&lt;br /&gt;
این کتاب به عنوان بهترین کتاب سال در بیست و نهمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی برگزیده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hasankhomeini.ir/?persian=content&amp;amp;categoryID=292&amp;amp;nodeID=1790 سایت رسمی سید حسن خمینی]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی، برپایه دست‌نوشته‌های مرحوم [[آیت ‌الله سیدمهدی روحانی]] است، که طی مراسمی در بنیاد ایران‌شناسی و با حضور مرحوم دکتر حسن حبیبی و تنی چند از اصحاب فرهنگ و با عنوان «فرهنگ جامع فرق اسلامی» رونمایی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نشست، آیت الله سید حسن خمینی در سخنانی کوتاه، به تشریح روند تالیف اثر خود پرداخت و گفت: این اثر بر پایه یادداشت‌های آیت‌الله مرحوم سیدمهدی روحانی تالیف شده که به مدت سی سال در حوزه فرق اسلامی تحقیق و فیش‌برداری کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان درباره‌ محتوای کتاب و بخش‌های مختلف آن اظهار کرد: مجموعه تالیف‌ شده مشتمل بر پنج بخش است که بخش اول آن دست نوشته‌های آیت‌الله روحانی است که من آن‌ها را بازنویسی کرده‌ام. بخش دوم مآخذی است که مرحوم روحانی به آنها اشاره کرده با این توضیح که آن مرحوم به تعداد اندکی منبع ارجاع داده بود و کثرت ارجاعات در اثر حاضر، در واقع کاری است که بعد از او به انجام رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف کتاب فرهنگ جامع فِرَق اسلامی افزود: بخش سوم کتاب، پی‌نوشت‌های توضیحی است که همگی با ذکر منبع از افزوده‌های بعدی است. بخش چهارم نیز تراجم کسانی است که مرحوم روحانی یا خود من ضمن افزودن فرقه های جدید با ذکر منبع به نام آنها اشاره کرده‌ایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید حسن خمینی درباره بخش پنجم محتوای کتاب نیز گفت: نام فرقه‌های جدیدی که در دست‌نوشته‌های مرحوم روحانی اثری از آن‌ها نیست، برای رعایت ترتیب الفبایی، در متن کتاب و در لابه‌لای مدخل‌های مرحوم روحانی آورده شده است. این فرقه‌ها با رنگ سبز و دیگر مدخل‌ها به رنگ مشکی نمایش داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در ادامه اظهار کرد: طبیعی است که این اثر صرفا فرهنگ‌نامه‌ای است که توسط دو تن به رشته تحریر درآمده است و نگارش و پژوهش کامل در حوزه فرق اسلامی به گونه‌ای که بتوان آن‌ را دائره المعارف فرق نامید، محتاج کاری جمعی است که تالیفات محققان گرانقدر را می‌طلبد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یادگار امام درباره شخصیت آیت ‌الله سیدمهدی روحانی اظهار کرد: ایشان انسانی شریف، کم‌ادعا، متدین و بامعلومات بسیار بودند. در کار علمی بسیار دقیق بودند و هیچ نکته‌ای را بدون ارجاع طرح نکرده‌اند. امانت در ارجاع درست یکی از درس‌هایی بود که من از آقای روحانی گرفته‌ام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حسن خمینی درباره کار علمی در حوزه فرق اسلامی گفت: کار در حوزه فرق کار مشکلی است چون ظهور فرقه‌های مختلف، دلایل اجتماعی، سیاسی و دینی زیادی دارد که گاه به دلیل همین مسائل سیاسی، برخی از عقایدی که به برخی فرقه‌ها نسبت داده می شود، واقعیت ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه فرقی که با حکومت‌ها مشکل داشته‌اند، از سوی حاکمان با اتهاماتی مواجه شده‌اند و این درباره فرقه‌هایی که در خفا می‌زیستند بیشتر دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یادگار امام راحل اظهار کرد: فرقه در تعریف ما آن چیزی است که فرقه نویسان معتبر به عنوان فرقه می شناسند مثلا اخوان المسلمین در بیان فرقه نویسان، فرقه محسوب شده و در این اثر به عنوان یک مدخل در نظر گرفته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرهنگ جامع فرق اسلامی در سه جلد گالینگور از سوی انتشارات موسسه روزنامه اطلاعات منتشر شده است که جلد سوم آن به منابع و فهارس اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان که در مقدمه کتاب آمده است: این اثر زمینه پژوهش و تحقیق هشت ساله ای است که برای به ثمر رسیدن آن مولف محترم صدها عنوان کتاب، مقاله و تحقیق مختلف را مطالعه کرده است. ماحصل این تحقیق و پژوهش مجموعه سه جلدی است که امروز در اختیار محققین قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلد اول این کتاب به معرفی فرقه اسلامی از حرف الف تا حرف سین پرداخته است و در جلد دوم فرق اسلامی از حرف شین تا حرف یاء معرفی شده‌اند. جلد سوم نیز شامل فهرست‌های کتاب است که عبارتند از: فهرست آیات، روایات عربی و فارسی، مکان‌ها، اعلام، فرقه‌ها، کتب و منابع.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب که در چاپ چهارم به ویراست دوم رسید، در مجموع 2519 فرقه را مورد بررسی قرار داده است که در مقایسه‌ای اولیه با دیگر کتب منتشر شده در این موضوع، به گستردگی تعداد فرق و مذاهب معرفی شده و نیز فعالیت و تلاش مولفین محترم در ارائه یک فرهنگ‌نامه جامع و علمی پی می بریم. &amp;lt;ref&amp;gt; بخش کتاب‌خوانی تبیان &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D8%A7_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87&amp;diff=41577</id>
		<title>آشنایی با دانشنامه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D8%A7_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87&amp;diff=41577"/>
				<updated>2026-04-25T15:34:57Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بسم الله الرحمن الرحیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دانشنامه فرق اسلامی خوش آمدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''چـون  ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
***&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچه بیشتر در علل تفرّق و تشتّت امت اسلامی اندیشه می‌کنیم، ژرف‎تر به عمق جملات نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) واقف می‎گردیم که فرمود: «مثل اهل بیتی فی هذه الأمة کمثل سفینة نوح، من رکبها نجی و من ترکها هلک» و بیشتر بر آن وجود شریف درود می‎فرستیم که راه هدایت را از مسیر نورانی خاندان مکرّمش(علیهم السلام) گوشزد نمود تا مسلمانان با تمسّک به عروة الوثقای امامت، راه را گم نکنند و با توسل به دامان پرفیض محمد و آل محمد(صلی‌الله علیه و آله)، خویش را از منجلاب تباهی بیرون کشند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
آثار نگاشته شده در حوزه فِرَق، گاه نسبت هایی را به برخی فرقه‌ها می‌دهند که خالی از مسامحه نیست و قابل تأمل و حتی شک‌برانگیز است، تو گویی در این موارد، قلم در دست دشمنان این فرق بوده است. &lt;br /&gt;
از سوی دیگر فرقه‌نگارانی نیز هستند که به نیت پاکسازی افکار و آثار نامطلوب بد گذشتگانشان، از در توجیه درآمدند و آن آثار و افکار را به گذشته ایشان مربوط دانستند و به نوعی آنها را بی اهمیت تلقی کردند؛ در حالی که در بررسی‌های تاریخی، حال و گذشته نداریم؛ و هر دو به یک اندازه در امر پژوهش مهم است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال در حوزه فرق، جز فرقه‌های بسیار مشهور که می‌توان به منابع خوبی در رابطه با آنها دست یافت، آثار فرقه‌های غیرمشهور، یا از میان رفته‌اند و یا مدافعی در طول تاریخ نداشته‌اند و به آنها بیشتر از دید یک فرقه تاریخی از میان رفته توجه شده است، این رفتار نیز خود نوعی یکجانبه نگری در فرقه‌پژوهی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه‌هایی که گاه توانسته‌اند تفاوت جوهری در اندیشه اسلامی ایجاد کنند؛ یعنی در باب مسائل مهمی مانند جبر، تشبیه، تجسیم و موافقت‌ها و مخالفت‌هایی که پیرامون این اندیشه‌های بنیادی در جهان اسلام ظهور کرده است، اظهار نظر مضبوط کرده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما '''این دانشنامه که بر پایه کتاب [[فرهنگ جامع فِرَق اسلامی]] شکل گرفته، سعی کرده نگاه منصفانه تری به حوزه فرق اسلامی داشته باشد و به معرفی بیش از دو هزار و پانصد فرقه به همراه بیش از پانصد شخصیت تأثیرگزار در زمینه فرق و فرقه شناسی پرداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
در کنار اینها، کتبی که به عنوان منابع فرقه شناسی در مقاله های این دانشنامه استفاده شده است و همچنین شهرها و مناطق مربوط به این فِرق نیز تا حد امکان معرفی شده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشنامه فرق اسلامی، در این مسیر، از همه محققان برای گسترش و به روز رسانی پژوهش های پیرامون فرقه پژوهی، با ''' '''''رعایت [[سیاست‌ها و رهنمودها|قوانین ویکی]]''''' '''استقبال می کند.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''همکاران شما در دانشنامه فرق اسلامی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
D_M_Ansari@yahoo.com&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41576</id>
		<title>آیت الله سید حسن خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41576"/>
				<updated>2026-04-25T15:31:05Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیت الله سید حسن خمینی(زاده ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم) فرزند سید احمد خمینی و نوه [[امام خمینی]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تولد و حسب و نسب خانوادگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقیقا 70 سال پس از تولد حضرت امام خمینی(س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ 1351/5/1 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحرالعلوم هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، سید احمد خمینی(ره) دومین پسر و آخرین فرزند امام خمینی(س) و خانم خدیجه ثقفی(ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی در یک‌سالگی، همراه پدر و مادر از راه لبنان به نجف اشرف برده شد و حدود هفت ماه آنجا بود. او در سال ۱۳۵۶ بار دیگر همراه خانواده به عراق سفر کرد و هنگام درگذشت مشکوک عموی خود سیدمصطفی خمینی در نجف بود و با تصمیم سیداحمد خمینی به ماندن در نجف به دلیل ضرورت حضور در کنار امام‌خمینی، همراه خانواده در نجف ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هجرت امام‌خمینی به پاریس در مهر ۱۳۵۷، سیدحسن خمینی همراه مادر به قم بازگشت و اوایل دی ۱۳۵۷، با مادر و پدربزرگ خود، سلطانی طباطبایی، به دیدار امام‌خمینی در پاریس رفت و این سفر تا بهمن ۱۳۵۷ و زمان بازگشت امام‌خمینی به ایران، ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات کلاسیک==&lt;br /&gt;
خمینی تحصیلات ابتدایی خود را اول مهر ۱۳۵۷، در مدرسه علوی نجف اشرف آغاز کرد و با بازگشت به ایران به دلیل رویدادهای انقلاب که به تعطیلی بسیاری از مدرسه‌های ایران نیز انجامید، از ادامه تحصیل بازماند. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحصیلات خود را نخست در مدارس نوزده دی (داریوش سابق) و پارس در قم ادامه داد و پس از آن به دلیل انتقال امام‌خمینی و خانواده ایشان به تهران و سکونت در جماران، در مدرسه‌های نیکان تهران و حبیب‌بن‌مظاهر جماران پی گرفت. خروج مقطعی او از مدرسه نیکان، به دلیل مسائل امنیتی و همزمان با اوج‌گیری ترورهای سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاد، اما پس از این دوره، مقاطع راهنمایی و دبیرستان را نیز در همین مدرسه گذراند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از آذر ۱۳۶۶ تا فروردین ۱۳۶۷، زمانی که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان بود، در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حضور یافت و همزمان با روزهای موشک‌باران تهران، برای حضور در امتحانات پایان سال تحصیلی به تهران بازگشت و در نهایت امر در سال 1369 در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات حوزوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار ایشان باعث شد وی در سال 1368 تحصیلات حوزوی خود را شروع کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال 1372 به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی(ره) و تحت نظر ایشان می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بیع: آیت الله پایانی(ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله استادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فلسفه و عرفان===&lt;br /&gt;
- منظومه حاج ملاهادی سبزواری(مقدمه قیصری؛شرح تجرید): حجت الاسلام و المسلمین حسینی اسحاق نیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسفار: آیت الله العظمی جوادی آملی(2 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم خارج فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مسائل مستحدثه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(قریب 1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله العظمی وحید خراسانی(3 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خمس، نکاح: آیت الله العظمی شبیری زنجانی(جمعا 5 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- طهارت و خمس: آیت الله محقق داماد(6 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اصول فقه: آیت الله محقق داماد(11 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر: آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره)، آیت الله العظمی یوسف صانعی(ره) و آیت الله محمد مومن(ره) نیز به تلمذ نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد حسن خميني مدتی بعد از ورود به حوزه علميه قم(سال 1371) در مدرسه کرماني ها تدريس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتاب هايي نظير: جامع المقدمات، سيوطي، مغني اللبيب و مختصرالمعاني، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدريس كرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدريس سطوح عالي پرداخته و در اين مدت تدریس کتاب هايي نظير: رسائل، مکاسب محرمه، بيع، خيارات و كفايه را در كارنامه فعاليت هاي خود دارد و بعضی از اين كتب را حتي 2 يا 3 بار به تدريس نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس فلسفه ایشان كه با تدريس كتاب منظومه مرحوم ملاهادي سبزواري از سال 1385 شروع شده است، در آبان سال 1391 به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تدريس خارج فقه آیت الله سيدحسن خميني از سال تحصيلي 1392 با موضوع مکاسب محرمه شروع شده و هم اكنون در محل مدرسه دارالشفاي قم ادامه دارد و كلاس درس وي از كلاسهاي پررونق حوزه علمیه قم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها و مشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبيات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسي، علوم سياسي، اقتصاد و تاريخ در حد بالايي آشنايي دارد. وی به زبان هاي عربي و انگليسي مسلط است و به كارگيري زبان انگليسي را از ده سال پيش تقريبا پيوسته ادامه مي دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهای «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، تحریر اختیار (سه جلد)، شرح رسالة الطلب و الاراده امام‌خمینی، تحریر توحید (دو جلد) (تقریرات یکی از شاگردان از درس مقدمه قیصری بر شرح فصوص الحکم)، الافادات و الاستفادات (دو جلد) (تقریر سیدعلی خمینی)، آینه مسلمانی شامل مباحث اخلاقی، «ده مقاله»، «دلیل راه»، «گوهر معنا» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش در جوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سایر فعالیت ها==&lt;br /&gt;
پس از رحلت سیداحمد خمینی در سال ۱۳۷۳ و طبق وصیت او، سیدحسن خمینی مسئولیت تولیت حرم امام‌خمینی و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را برعهده گرفت. سیداحمد خمینی، در وصیت‌نامه خود فرزند خود را وصیّ خود قرار داد و همه امور حرم امام‌خمینی را پس از خود به او سپرد و از وی خواست در این مسئولیت از کمک و هدایت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری بهره گیرد؛ همچنین اختیار و مسئولیت چاپ اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و همه نوشته‌های امام‌خمینی را پس از خود به وی سپرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی، در نامه‌ای به رهبری معظم انقلاب، تنفیذ وصیت پدر خود مبنی بر ریاست وی بر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی و نیز تولیت حرم ایشان را در صورت صلاحدید، درخواست کرد و رهبر انقلاب نیز در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۷۴، با طلب رحمت و مغفرت برای سیداحمد خمینی، وصیت یادشده را تنفیذ کرده‌است. وی در این مسئولیت و به درخواست اعضای دفتر امام‌خمینی، نامه دفاعیه امام‌خمینی از سیداحمد خمینی را که بنا به پیشنهاد خود سیداحمد، منتشر نشده بود، در صحیفه امام‌خمینی منتشر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هر سال نوعاً یکی از سخنرانان اصلی مراسم سالگرد ارتحال امام‌خمینی بوده‌است و نیز در طول سال، پذیرای گروه‌های مختلف مردم و میهمانان خارجی برای گفت‌وگو دربارهٔ موضوعات روز کشور است. او در این جایگاه همه همت و تلاش خود را برای ارتقا و اعتلای نام امام‌خمینی به‌کار گرفته‌است. او همچنین عضو هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است و تا سال ۱۳۹۶، در این مسئولیت فعال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه بزرگوار امام خمینی(س) در سن 24 سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدر مرحوم آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی فرزند آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی(ره) از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. ایشان نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می باشد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سيد محمدهادي می باشد.همچنین برادران سیدحسن خمینی، سیدرضا(یاسر) و سیدعلی نیز به تحصیل و تدریس علوم دینی اشتغال دارند و از اساتید درس‌های سطح می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41575</id>
		<title>آیت الله سید حسن خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41575"/>
				<updated>2026-04-25T15:23:22Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیت الله سید حسن خمینی(زاده ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم) فرزند سید احمد خمینی و نوه [[امام خمینی]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تولد و حسب و نسب خانوادگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقیقا 70 سال پس از تولد حضرت امام خمینی(س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ 1351/5/1 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحرالعلوم هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، سید احمد خمینی(ره) دومین پسر و آخرین فرزند امام خمینی(س) و خانم خدیجه ثقفی(ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی در یک‌سالگی، همراه پدر و مادر از راه لبنان به نجف اشرف برده شد و حدود هفت ماه آنجا بود. او در سال ۱۳۵۶ بار دیگر همراه خانواده به عراق سفر کرد و هنگام درگذشت مشکوک عموی خود سیدمصطفی خمینی در نجف بود و با تصمیم سیداحمد خمینی به ماندن در نجف به دلیل ضرورت حضور در کنار امام‌خمینی، همراه خانواده در نجف ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هجرت امام‌خمینی به پاریس در مهر ۱۳۵۷، سیدحسن خمینی همراه مادر به قم بازگشت و اوایل دی ۱۳۵۷، با مادر و پدربزرگ خود، سلطانی طباطبایی، به دیدار امام‌خمینی در پاریس رفت و این سفر تا بهمن ۱۳۵۷ و زمان بازگشت امام‌خمینی به ایران، ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات کلاسیک==&lt;br /&gt;
خمینی تحصیلات ابتدایی خود را اول مهر ۱۳۵۷، در مدرسه علوی نجف اشرف آغاز کرد و با بازگشت به ایران به دلیل رویدادهای انقلاب که به تعطیلی بسیاری از مدرسه‌های ایران نیز انجامید، از ادامه تحصیل بازماند. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحصیلات خود را نخست در مدارس نوزده دی (داریوش سابق) و پارس در قم ادامه داد و پس از آن به دلیل انتقال امام‌خمینی و خانواده ایشان به تهران و سکونت در جماران، در مدرسه‌های نیکان تهران و حبیب‌بن‌مظاهر جماران پی گرفت. خروج مقطعی او از مدرسه نیکان، به دلیل مسائل امنیتی و همزمان با اوج‌گیری ترورهای سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاد، اما پس از این دوره، مقاطع راهنمایی و دبیرستان را نیز در همین مدرسه گذراند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از آذر ۱۳۶۶ تا فروردین ۱۳۶۷، زمانی که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان بود، در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حضور یافت و همزمان با روزهای موشک‌باران تهران، برای حضور در امتحانات پایان سال تحصیلی به تهران بازگشت و در نهایت امر در سال 1369 در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات حوزوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار ایشان باعث شد وی در سال 1368 تحصیلات حوزوی خود را شروع می کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال 1372 به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی(ره) و تحت نظر ایشان می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بیع: آیت الله پایانی(ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله استادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فلسفه و عرفان===&lt;br /&gt;
- منظومه حاج ملاهادی سبزواری(مقدمه قیصری؛شرح تجرید): حجت الاسلام و المسلمین حسینی اسحاق نیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسفار: آیت الله العظمی جوادی آملی(2 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم خارج فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مسائل مستحدثه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(قریب 1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله العظمی وحید خراسانی(3 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خمس، نکاح: آیت الله العظمی شبیری زنجانی(جمعا 5 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- طهارت و خمس: آیت الله محقق داماد(6 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اصول فقه: آیت الله محقق داماد(11 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر: آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره)، آیت الله العظمی یوسف صانعی(ره) و آیت الله محمد مومن(ره) نیز به تلمذ نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد حسن خميني مدتی بعد از ورود به حوزه علميه قم(سال 1371) در مدرسه کرماني ها تدريس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتاب هايي نظير: جامع المقدمات، سيوطي، مغني اللبيب و مختصرالمعاني، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدريس كرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدريس سطوح عالي پرداخته و در اين مدت تدریس کتاب هايي نظير: رسائل، مکاسب محرمه، بيع، خيارات و كفايه را در كارنامه فعاليت هاي خود دارد و بعضی از اين كتب را حتي 2 يا 3 بار به تدريس نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس فلسفه ایشان كه با تدريس كتاب منظومه مرحوم ملاهادي سبزواري از سال 1385 شروع شده است، در آبان سال 1391 به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تدريس خارج فقه حضرت آیت الله سيدحسن خميني از سال تحصيلي 1392 با موضوع مکاسب محرمه شروع شده و هم اكنون در محل مدرسه دارالشفاي قم ادامه دارد و كلاس درس وي از كلاسهاي پررونق حوزه علمیه قم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها و مشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبيات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسي، علوم سياسي، اقتصاد و تاريخ در حد بالايي آشنايي دارد. وی به زبان هاي عربي و انگليسي مسلط است و به كارگيري زبان انگليسي را از ده سال پيش تقريبا پيوسته ادامه مي دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهای «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، تحریر اختیار (سه جلد)، شرح رسالة الطلب و الاراده امام‌خمینی، تحریر توحید (دو جلد) (تقریرات یکی از شاگردان از درس مقدمه قیصری بر شرح فصوص الحکم)، الافادات و الاستفادات (دو جلد) (تقریر سیدعلی خمینی)، آینه مسلمانی شامل مباحث اخلاقی، «ده مقاله»، «دلیل راه»، «گوهر معنا» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش در جوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سایر فعالیت ها==&lt;br /&gt;
پس از رحلت سیداحمد خمینی در سال ۱۳۷۳ و طبق وصیت او، سیدحسن خمینی مسئولیت تولیت حرم امام‌خمینی و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی را برعهده گرفت. سیداحمد خمینی، در وصیت‌نامه خود فرزند خود را وصیّ خود قرار داد و همه امور حرم امام‌خمینی را پس از خود به او سپرد و از وی خواست در این مسئولیت از کمک و هدایت محمدعلی انصاری بهره گیرد؛ همچنین اختیار و مسئولیت چاپ اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و همه نوشته‌های امام‌خمینی را پس از خود به وی سپرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی، در نامه‌ای به رهبری نظام، تنفیذ وصیت پدر خود مبنی بر ریاست وی بر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی و نیز تولیت حرم ایشان را در صورت صلاحدید، درخواست کرد و رهبر انقلاب نیز در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۷۴، با طلب رحمت و مغفرت برای سیداحمد خمینی، وصیت یادشده را تنفیذ کرده‌است. وی در این مسئولیت و به درخواست اعضای دفتر امام‌خمینی، نامه دفاعیه امام‌خمینی از سیداحمد خمینی را که بنا به پیشنهاد خود سیداحمد، منتشر نشده بود، در صحیفه امام‌خمینی منتشر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هر سال نوعاً یکی از سخنرانان اصلی مراسم سالگرد ارتحال امام‌خمینی بوده‌است و نیز در طول سال، پذیرای گروه‌های مختلف مردم و میهمانان خارجی برای گفت‌وگو دربارهٔ موضوعات روز کشور است. او در این جایگاه همه همت و تلاش خود را برای ارتقا و اعتلای نام امام‌خمینی به‌کار گرفته‌است. او همچنین عضو هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است و تا سال ۱۳۹۶، در این مسئولیت فعال بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه بزرگوار امام خمینی(س) در سن 24 سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدر مرحوم آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی فرزند آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی(ره) از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. مشارالیها نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می باشد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سيد محمدهادي می باشد.همچنین برادران سیدحسن خمینی، سیدرضا(یاسر) و سیدعلی نیز به تحصیل و تدریس علوم دینی اشتغال دارند و از اساتید درس‌های سطح می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41574</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41574"/>
				<updated>2026-04-25T07:29:58Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
    | style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی از آن با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41573</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41573"/>
				<updated>2026-04-25T07:29:22Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
    | style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی (ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی از آن با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41475</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41475"/>
				<updated>2025-07-13T14:02:03Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
    | style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی از آن با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41474</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41474"/>
				<updated>2025-07-13T14:01:45Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
    | style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی از آن با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41473</id>
		<title>آیت الله سید حسن خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=41473"/>
				<updated>2025-07-13T13:57:42Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیت الله سید حسن خمینی(زاده ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم) فرزند سید احمد خمینی و نوه [[امام خمینی]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تولد و حسب و نسب خانوادگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقیقا 70 سال پس از تولد حضرت امام خمینی(س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ 1351/5/1 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحرالعلوم هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، سید احمد خمینی(ره) فرزند سیدروح الله خمینی(س) و خانم خدیجه ثقفی(ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حسن دوران کودکی را به تناوب در قم و نجف، در کنار پدر بزرگ مادری، مرحوم حضرت آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) و پدر بزرگ پدری، یعنی حضرت امام خمینی(س) سپری می کند و از مهر و محبت و ملاطفت های بی دریغ این هر دو بزرگوار بهره مند می شود. روزهای اوج انقلاب را در نجف، تهران و شور و حال دوران اقامت حضرت امام در پاریس(نوفل لوشاتو) را درک می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات کلاسیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حسن خمینی دوران تحصیلات ابتدایی را در نجف(مدرسه علوی) شروع می کند و سپس در مدارس 19 دی و پارس(قم) و نیکان تهران ادامه می دهد و نهایتا این دوره را در مدرسه حبیب ابن مظاهر جماران به پایان می برد. انتخاب مدرسه اخیر به دلیل ملاحظات امنیتی صورت گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوره راهنمایی و پایه هایی از دوره دبیرستان وی در مدرسه نیکان سپری می شود، اما در سال 1366(در سال دوم دبیرستان)، عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل می شود و در نهایت امر در سال 1369 در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات حوزوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار سید حسن آقا بالاخره نتیجه بخش شده و ایشان در سال 1368 تحصیلات حوزوی خود را شروع می کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال 1372 به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی(ره) و تحت نظر ایشان می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بیع: آیت الله پایانی(ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله استادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی(ره)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم فلسفه و عرفان===&lt;br /&gt;
- منظومه حاج ملاهادی سبزواری(مقدمه قیصری؛شرح تجرید): حجت الاسلام و المسلمین اسحق نیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اسفار: آیت الله العظمی جوادی آملی(2 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اساتید محترم خارج فقه و اصول===&lt;br /&gt;
- مکاسب محرمه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- مسائل مستحدثه: آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)(قریب 1 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خیارات: آیت الله العظمی وحید خراسانی(3 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- خمس، نکاح: آیت الله العظمی شبیری زنجانی(جمعا 5 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- طهارت و خمس: آیت الله محقق داماد(6 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اصول فقه: آیت الله محقق داماد(11 سال)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر: آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره)، آیت الله العظمی صانعی(ره) و آیت الله مومن نیز به تلمذ نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد حسن خميني دو سال بعد از ورود به حوزه علميه قم(سال 1370) در مدرسه کرماني ها تدريس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتاب هايي نظير: جامع المقدمات، سيوطي، مغني اللبيب و مختصرالمعاني، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدريس كرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدريس سطوح عالي پرداخته و در اين مدت تدریس کتاب هايي نظير: رسائل، مکاسب محرمه، بيع، خيارات و كفايه را در كارنامه فعاليت هاي خود دارد و بعضی از اين كتب را حتي 2 يا 3 بار به تدريس نشسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس فلسفه ایشان كه با تدريس كتاب منظومه مرحوم ملاهادي سبزواري از سال 1385 شروع شده است، در آبان سال 1391 به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تدريس خارج اصول حضرت آیت الله سيدحسن خميني از سال تحصيلي 90-1389 شروع شده و هم اكنون در محل مدرسه دارالشفاي قم ادامه دارد و كلاس درس وي از كلاسهاي پررونق حوزه علمیه قم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سایر فعالیت ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها و مشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبيات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسي، علوم سياسي، اقتصاد و تاريخ در حد بالايي آشنايي دارد. وی به زبان هاي عربي و انگليسي مسلط است و به كارگيري زبان انگليسي را از ده سال پيش تقريبا پيوسته ادامه مي دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهای «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، «ده مقاله»، «دلیل راه»، «گوهر معنا» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش در جوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید حسن خمینی از سال 1373 و به دنبال درگذشت پدر بزرگوارش عهده دار تولیت حرم مطهر و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) گردید که خود مسئولیتی سنگین در کنار سایر فعالیتها بر دوش ایشان است و بدین مناسبت علاوه بر مراسم و مناسبتها، به طور معمول روز های چهارشنبه تا عصر جمعه را به این امر مهم می پردازد و بعد از مرحوم سید احمد خمینی معمولا پنجشنبه شبها نماز مغرب و عشا را در حرم مطهر حضرت امام خمینی(س) اقامه می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر و مادر آیت الله سید حسن خمینی هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی(ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با 33 واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی(ع) می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحر العلوم هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدرالدین صدر(ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی(ره) از مراجع عظام وقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر سید حسن، سید احمد خمینی(ره) فرزند سیدروح الله خمینی و خانم خدیجه ثقفی دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی(ره) از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه بزرگوار امام خمینی(س) در سن 24 سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدر  مرحوم آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی فرزند آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی(ره) از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. مشارالیها نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) می باشد. حاصل این ازدواج 4 فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سيد محمدهادي می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2733/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86/] &lt;br /&gt;
پرتال امام خمینی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41323</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=41323"/>
				<updated>2025-01-14T06:40:33Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
    | style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی از آن با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36801</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36801"/>
				<updated>2024-05-06T10:29:45Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
    | style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36800</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36800"/>
				<updated>2024-05-05T09:58:04Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
    | style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36799</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36799"/>
				<updated>2024-05-04T12:17:19Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
    | style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36798</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36798"/>
				<updated>2024-05-04T12:10:24Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
 |   style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36797</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36797"/>
				<updated>2024-05-04T11:16:00Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
 |  style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36796</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36796"/>
				<updated>2024-05-04T11:15:07Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
 |   style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36795</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36795"/>
				<updated>2024-05-04T11:13:59Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
  |   style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36794</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.wikiferaq.org/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=36794"/>
				<updated>2024-05-04T11:12:26Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;div id=&amp;quot;mf-fa&amp;quot;&amp;gt;{{الگو:صفحهٔ اصلی/بالا}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| style=&amp;quot;margin-top:10px; background:none;&amp;quot;&lt;br /&gt;
  |   style=&amp;quot;width:50%;vertical-align:top&amp;quot; |&lt;br /&gt;
* دانشنامه فِرَق اسلامی(ویکی فرق) بر پایه کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی ایجاد شده و لازم است هرگونه نقل، استفاده و کپی برداری جزیی یا کلی با ذکر منبع(دانشنامه فرق اسلامی) و با اجازه کتبی از مدیریت ویکی فرق انجام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* با توجه به تصویب قانون جرائم رایانه ای در جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ماده ۱۲ فصل سوم قانون جرائم رایانه ای، هرگونه کپی برداری از این وب سایت بدون ذکر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>	</entry>

	</feed>